آماده سازی زن در مواقعه، مفهوم فقهی مضاجعت

دانلود پایان نامه

– (عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حَفْصِ بْنِ الْبَخْتَرِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ إِذَا غَاضَبَ الرَّجُلُ امْرَأَتَهُ فَلَمْ یَقْرَبْهَا مِنْ غَیْرِ یَمِینٍ أَرْبَعَهَ أَشْهُرٍ فَاسْتَعْدَتْ عَلَیْهِ فَإِمَّا أَنْ یَفِی‌ءَ وَ إِمَّا أَنْ یُطَلِّقَ فَإِنْ تَرَکَهَا مِنْ غَیْرِ مُغَاضَبَهٍ أَوْ یَمِینٍ فَلَیْسَ بِمُؤْلٍ‌) اگر مرد عصبانى بشود و به قصد اضرار به همسرش مدتى بیش از چهار ماه مباشرت با او را ترک کند، و موردى است که یمینى در کار نیست و فقط به جهت آنکه از‌ دست همسرش خشمگین شده است تصمیم مى‌گیرد که چهار ماه یا بیشتر مباشرت با او را ترک کند، این روایت مى‌فرماید، این مورد هم ایلاء بحساب مى‌آید و اگر نه غضب باشد و نه یمین، ایلاء نیست.
اگر مرد از روى غضب چهار ماه، ترک مباشرت کند، زن علیه او به حاکم شرع شکایت مى‌کند که شوهر به من ظلم کرده است، روشن است که اگر در مرحلۀ سابق حقى براى زن قائل نباشیم، ظلمى به حق او نشده است، تا حق شکایت داشته باشد. همین که بدون عذر عرفى، عامداً، چهار ماه مباشرت را ترک کرده باشد، ظلم تحقق یافته است، خواه عدم مباشرت از روى غضب صورت گرفته باشد یا غیر غضب. پس یکى از حقوق زن این است که، مباشرت شوهرش از چهار ماه به تأخیر نیفتد.
2-2-1-1-3 عقل
زن و مرد در همه امور زندگی مشترکشان باید رابطه ای صحیح و منطقی داشته باشند، رابطه ای که عقل و روش عقلایی آن را تایید می کند. یکی از اصول این رابطه این است که زن و شوهر نیازهای جنسی یکدیگر را که باید توسط دیگری تامین شود درک کرده و به آن پاسخ مناسب بدهند. هر رویه ای که بر خلاف این رویه عقلایی باشد و از نظر عرف عقلا و فطرت و وجدان عقلایی ناپسند به شمار آید ، منهی و منکر به شمار می آید. روشن است که نیاز جنسی از نیازهای طبیعی است که اگر به صورت صحیح و منطقی پاسخ گفته نشود به فشارهای روانی منجر می شود و خلاف رویه متعارف عقلایی خواهد بود.
عقل فطری و روش عقلایی وجود حق تامین نیاز جنسی از سوی شوهر را برای زن کاملا تایید کرده و از نظر عقل بی توجهی به این نیاز امری مذموم و نکوهیده است. این که از یک طرف زن موظف باشد در هر شرایطی صرفا با ابراز تمایل مرد حتی در صورت عدم تمایل خود پاسخ دهد ولی مرد هیچ مسولیتی در این امر جز در فواصل طولانی در مقابل زن نداشته باشد از نظر عقل فطری روشی خودخواهانه و مذموم تلقی می شود.
2-2-1-2 آماده سازی زن در مواقعه
اسلام به مردان تأکید می کند که در برآوردن نیازهای جنسی زنان صبور باشند و عجله ای برای آمیزش جنسی نداشته باشند. در روایات اسلامی در کیفیت انجام روابط جنسی زن و مرد با عناوین گوناگونی سخن رفته است که به دور از شتابزدگی و با صبر و حوصله و با انجام ملاعبه و بازی و شوخی طرفین خود را برای عمل جنسی مهیا و آماده سازند، مردان باید بدانند که زنان تنها به انجام عمل جنسی صرف نیاز ندارند بلکه از نظر روحی و تمایلات جنسی نیز باید اشباع شوند، مرد قبل از عمل جنسی با بازی و شوخی زن را برای عمل جنسی آماده و مهیا سازد. ‌بسیاری از مردان بدون توجه به این نکته عاطفی و روانی عملاً با زن، رفتاری انجام می دهند که عملاًَ خودمحوری آنها را نشان داده و می رساند که آنها فقط به فکر خود می باشند. آنان زن را در رسیدن به لذت جنسی یاری نمی دهند، بلکه شخصیت او را تنزل می دهند؛ و عملاً او را در حدّ یک وسیله و ابزار پایین می آورند، زن در این گونه موارد به ارضای کامل دست پیدا نمی کند. بنابراین وظیفه مرد، آماده کردن زن از لحاظ جنسی می باشد تا زن کاملاً ارضا شود.
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمودند:( إِذَا أَرَادَ أَحَدُکُمْ أَنْ یَأْتِیَ أَهْلَهُ فَلَا یُعْجِلْهَا)‌ هرگاه مردی بخواهد با زنش همبستر شود نباید در انجام این کار شتاب و عجله کند. برای اینکه اگر این کار با شتاب و عجله صورت بگیرد زن کاملاً ارضاء نمی شود و آمادگی کامل برای عمل زناشویی ندارد، در نتیجه موضوع سردمزاجی پیش می آید که نتیجه آن بداخلاقی ها و ناسازگاری هاست؛ پس برای از بین بردن آن باید زن را برای عمل جنسی تشویق کرد.
امام صادق (ع) می فرماید: فَإِذَا أَتَى أَحَدُکُمْ أَهْلَهُ- فَلْیَکُنْ بَیْنَهُمَا مُدَاعَبَهٌ فَإِنَّهُ أَطْیَبُ لِلْأَمْرِ هرگاه یکی از شما اراده کرد با همسرش همبستر گردد باید قبل از آن با همسرش ملاعبه داشته باشد. یعنی با او به بازی کردن و شوخی های مناسب و نشاط‌آور بپردازد، تا زن آمادگی پیدا کند و از این کار لذت برد و این کار، عمل جنسی را پاکیزه تر و لذت بخش تر می کند، همچنین این کار آمادگی زن را در وصول به اوج لذت فراهم می کند، و رضایت خاطر وی را جلب می کند، و این اشتباه است که مرد وقتی خودش آماده بود تصور کند که زنش نیز آماده است. زن را باید از نظر روحی و جسمی آماده کرد؛ آمادگی روحی و جسمی در موضوع مباشرت و آمیزش جنسی فوق العاده حساس و مورد سفارش پیشوایان دین می باشد. از این جهت مرد و زن لازم است با رعایت مسایل زناشویی یکدیگر را اشباع نمایند. پیامبر گرامی اسلام(ص) می فرماید:(إِذَا جَامَعَ أَحَدُکُمْ فَلَا یَأْتِیهِنَّ کَمَا یَأْتِی الطَّیْرُ- لِیَمْکُثْ وَ لْیَلْبَثْ) هنگام آمیزش همانند پرندگان آمیزش نکنید بلکه مکث و درنگ نمایید. ملاعبه و بازی کنید تا زن خوب آماده شود و از این کار لذت ببرد و اشباع گردد. لذا حضرت در حدیثی دیگر می فرماید: (ثَلَاثَهٌ مِنَ الْجَفَاءِ- أَنْ یَصْحَبَ الرَّجُلُ الرَّجُلَ فَلَا یَسْأَلَهُ عَنِ اسْمِهِ وَ کُنْیَتِهِ- وَ أَنْ یُدْعَى الرَّجُلُ إِلَى طَعَامٍ فَلَا یُجِیبَ- أَوْ یُجِیبَ فَلَا یَأْکُلَ- وَ مُوَاقَعَهُ الرَّجُلِ أَهْلَهُ قَبْلَ الْمُلَاعَبَهِ) سه چیزاز جفاء شمرده می شود:‌ مصاحبت مردی با مرد دیگر که از اسم و کنیه او پرسیده نشود و مردی که غذا به او تعارف شود و او نپذیرد، و مردی که قبل از آمیزش با همسرش بازی نکند. مرد و زن باید به لحاظ جنسی اشباع شوند. مردان بیشترین لذت را در زمان آمیزش جنسی دارند، اما زنان زمانی بیشترین شادی را حس می کنند که در آغوش گرفته شوند و بوسیده شوند. مرد محبت می کند برای روابط جنسی، زن روابط جنسی برقرار می کند برای محبت.
با توجه به اینکه، زنان در هنگام تحریک جنسی، سطوح بالاتری از لذت را تجربه می کنند، در برخی از روایات به آن اشاره شده است و بیان فرموده اند که شهوت و حیای زن از مرد بیشتر است. از امیرالمومنین(ع) نقل شده است که فرمودند: (خَلَقَ اللَّهُ الشَّهْوَهَ عَشَرَهَ أَجْزَاءٍ فَجَعَلَ تِسْعَهَ أَجْزَاءٍ فِی النِّسَاءِ وَ جُزْءاً وَاحِداً فِی الرِّجَالِ وَ لَوْ لَا مَا جَعَلَ اللَّهُ فِیهِنَّ مِنَ الْحَیَاءِ عَلَى قَدْرِ أَجْزَاءِ الشَّهْوَهِ لَکَانَ لِکُلِّ رَجُلٍ تِسْعُ نِسْوَهٍ مُتَعَلِّقَاتٍ به) خداوند میل جنسی را ده جزء آفرید و ُنه قسمت از آن را به زنان و یک قسمت را به مردان إعطا کرد، اگر نبود که خداوند حیا را به اندازه شهوت عطا کرده بود هر مردی ُنه زن وابسته به خود داشت. در روایتی دیگر از امام صادق(ع) آمده است که 🙁 إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ لِلْمَرْأَهِ صَبْرَ عَشَرَهِ رِجَالٍ فَإِذَا هَاجَتْ کَانَتْ لَهَا قُوَّهُ شَهْوَهِ عَشَرَهِ رِجَالٍ ) خداوند برای زن صبر و خودداری ده مرد را قرارداده است، پس زمانی که زن تهییج شود برای او نیروی شهوانی ده مرد خواهد بود. اینروایات بیانگر این مطلب است کهشهوتزنان از مردان بیشتر استوتفاوتکیفیشهوتمیانزن ومرد وجود دارد . بنابراین مرد موظف است که قبل از آمیزش با زن ملاعبه و شوخی کند تا او از این کار لذت ببرد و نیاز جنسی او برطرف گردد؛ کوتاهی و بی توجهی به این مسأله منشأ بسیاری از اختلافات و موجب پیدایش کینه و دشمنی میان زن و شوهر می شود. پس بر مرد و زن است که برای دوری از طلاق و جدایی و اختلاف و انحراف نیاز یکدیگر را اشباع کنند و آن را برطرف سازند. اگر این نیازها برطرف گردید و زن و شوهر اشباع گردیدند دیگر از اختلافات و جدایی ها خبری نیست و محبت بین آنها زیاد می گردد پس بر زن لازم است که هر وقت خود را بر شوهر عرضه کند؛ مگر اینکه عذر شرعی داشته باشد و بر مرد لازم است که قبل از آمیزش ملاعبه و بازی را فراموش نکند تا زن آمادگی کامل را پیدا کند.
2-2-1-3 مواقعه از غیر محلّ توالد و تناسل (وطی در دبر)
آمیزش با زن از دبر نه از قُبُل که محلّ عادی زناشوئی و طریق توالد و تناسل است، مسئله ای اختلافی است؛ بعضی از فقهاء شیعه آن را حرام می دانند و بعضی از آنان برای این عمل کراهت شدیده قائل هستند. البته این قول مختص به شیعه نیست واهل سنت هم اختلاف دارند. اما فقهای شیعه بنابر مشهور، آمیزش با زوجه و هر زنى که آمیزش با او از قُبُل جایز است، مانند کنیز، از دبر را نیز جایز دانسته اند(با رضایت زن )؛ لیکن با کراهت شدید. مرحوم سیّد در عروه قائل به جواز است و می‌گوید: مرد می‌تواند ارضای غریزۀ جنسی کنداز این طریق ولی کراهت شدیده دارد و ترک آن بهتر مخصوصا اگر زن رضایت نداشته باشد.
دراین مساله دو دسته روایات داریم. یک دسته روایت داریم که نصّ در جواز است و بعضی از روایات ظهور در حرمت دارد و آن ظهور در حرمت را به واسطۀ این نصّ حمل بر کراهت کرده اندو لذا فتوا به جواز داده اند لکن با کراهت شدید. از جمله روایاتی که دلالت بر جواز دارد این روایت است. (عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِی یَعْفُورٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنِ الرَّجُلِ یَأْتِی الْمَرْأَهَ فِی دُبُرِهَا قَالَ لَا بَأْسَ إِذَا رَضِیَتْ) ابن أبی یعفورازامام صادق(ع) سؤال می‌کند که استفادۀ جنسی از راه غیر متعارف از زن جایز است یا نه؟ آقا می‌‌فرمایند که جایز است ، اگر راضی باشد. طبق این حدیث اگر زن بر این کار راضی باشد حلال است وگرنه جایز نیست. از جمله روایاتی که دلالت بر حرمت دارد این روایت است.( قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): مَحَاشُّ النِّسَاءِ عَلَى أُمَّتِی حَرَامٌ‌) رسول خدا (ص) فرمودند: آمیزش نمودن با زنان از محلّی که غائط و فضولات خارج میشود، بر اُمّت من حرام است.
نتیجه ای که می توان از این بحث گرفت این است که ، روایاتی که می‌گوید حلال است با این روایاتی که می‌گوید حلال است، جمع عُرفی دارد. جمع عرفی همین است که صاحب جواهر و صاحب عروه و محشین بر عروه گفتند این کار حلال است اما مکروه است و کراهتش هم شدید است.
2-2-2 حق مضاجعت
یکی دیگر از حقوق زن بر مرد آن است که از هر چهار شب یک شب نزد زن بیتوته کند و بخوابد که به آن مضاجعت گویند. بنابراین وظیفه مرد این است که غیر از مباشرتى که هر چهار ماه یک بار واجب است انجام دهد ، لازم است که هر چهار شب یک شب نزد زن بخوابد ، بنابر قول مشهور اگرچه زن واحده باشد، بر شوهر لازم است که مضاجعت کند. همانطور که قبلا هم اشاره شد معنای مضاجعت این است که مرد با زن روی یک فرش بخوابد؛ طوری که عادتاً نزدیک به آن زن حساب شود و صورتش همیشه یا بیشتر اوقات طرف آن زن باشد تا اینکه آدم قهر کرده حساب نشود اگرچه تمام بدن آنها یا بعضی از آن با هم نچسبد. همچنین در مضاجعت ، مواقعه هم شرط نیست. اگر مردى دختر باکره‌اى را عقد کند و ازدواج کند وبه خانه آورد تا هفت شب باید نزد او بماند و اگر ثیّبه و بیوه باشد این حق به سه شب تقلیل مى‌یابد.از آنجایی که مفهوم فقهی مضاجعت و ادله آن قبلا بیان شد دیگر نیازی به تکرار آن نمی باشد.
2-2-3 حق قَسم
قسم (بفتح قاف) مصدر و بمعنى قسمت کردن و بخش نمودن چیزى میباشد، و اگر بکسر قاف خوانده شود، اسم و بمعنى حظ و نصیب است. قَسم در اصطلاح فقهاء عبارت است از: العدل بین الزوجات فی البیتوته. یعنی رعایت عدالت در تقسیم کردن شب ها توسط شوهر، بین زنان که شوهر ملزم به آن است. قَسم در اصطلاح حقوقیین ، عبارت از تکلیف شوهر بگذراندن شب نزد زن دائمۀ خود می باشد. فقهاى امامیه تکلیف شوهر را در قَسم چنین بیان نموده‌اند که هرگاه مرد یک زن دائمه دارد، باید از هر چهار شب یک شب نزد او بماند و سه شب دیگر آزاد است که هر جا می خواهد بخوابد و هرگاه داراى دو زن دائمه باشد، دو شب برای این دو زن هست و دو شب دیگر برای خودش است و اگر سه زن دائمه دارد ، سه شب برای این زنها است و یک شب برای خودش است و اگر چهار زن دارد، هر شب باید نزد یک زن باشد و دیگر وقت آزاد برای او نمی ماند.
2-2-3-1 ادله حق قَسم
2-2-3-1-1 قرآن