بند دوم: ابلاغ و اجرای تصمیمات قضایی
یکی دیگر از وظایف پلیس بهعنوان ضابط دادگستری ابلاغ اوراق قضایی است. محاکم قضایی هنگامی میتوانند با سرعت ، دقت و عادلانه به مسائل قضایی مردم رسیدگی کنند که ابزار مطمئن و مناسبی برای ابلاغ اوراق قضایی داشته باشند. در اینجاست که باز هم نقش مهم پلیس بهعنوان ضابط قضایی در حمایت از حقوق بزهدیده به خوبی نمایان میشود. اگر مأموران پلیس برای ابلاغ اوراق قضایی اعم از اظهارنامه ، اخطاریه ، احضاریه و برگ جلب از دانش ، تجربه و کارآیی لازم برخوردار باشند ، ابلاغ اوراق قضایی در مراحل مختلف دادرسی به درستی انجام و از ضایع شدن حقوق بزهدیده جلوگیری میشود. ابلاغ اوراق قضایی هرچند در ظاهر امر سادهای به نظر میرسد ، ولی با تمام سادگی ، نقش بسیار مهمی را در تصمیمگیری قاضی دادگاه و اجرای تصمیم وی ایفا میکند. حرکت چرخهی دادرسی منوط به ابلاغ صحیح و سریع اوراق قضایی است و با مختل شدن آن دادرسی به جریان نمیافتد و یا حرکتش کند میشود. مسئله اجرای تصمیمات قضایی توسط ضابطان از جمله پلیس نیز به سهم خود در امر قضاوت و حل و فصل خصومت و دفاع از حقوق بزهدیده ، نقش مهم و تعیین کنندهای دارد. منظور از اجرای تصمیمات قضایی ، به کار بستن تصمیمات قضایی اعم از قرارها و احکام دادگاهها است. پلیس در فرآیند دادرسی با اجرای صحیح و سریع قرارهای صادره از سوی مقامات قضایی ، نقش بسیار مهمی در حمایت از بزهدیده دارد. همچنین حلاوت و شیرینی یک حکم زمانی برای بزهدیده و بستگان او چشیده و درک میشود که حکم صادر شده از دادگاه به نحو صحیح و با سرعت لازم توسط ضابطان از جمله پلیس به اجرا دربیاید.
بند سوم: استرداد اشیاء و اموال بزهدیده
در بسیاری از موارد ، پلیس اموال بزهدیدگان مانند اموال به سرقت رفته ، لباس لکهدار را بهمنزله دلیل نزد خود نگه میدارد ولی نیازهای موجود در خصوص دلایل را اغلب میتوان از رهگذر گرفتن عکسهایی از دلایل یا آماده کردن گواهی با قید سوگند از سوی مأمور تحقیق برآورده کرد. همچنین میتوان تدبیر دیگری را برای تضمین این مسئله که اموال مربوط هرچه زودتر به مالک آن برگردانده شود اتخاذ کرد. در برخی از نظامهای حقوقی ، در قانون به این حق تصریح شده است. برای نمونه در ترکیه این الزام قانونی وجود دارد که هر زمان تحقیقات تکمیل شد یا حتی در موارد ضرورت زودتر از آن ، هرگونه شیی که به طور غیرقانونی از بزهدیده امانت ، مسروقه یا توقیف شده به طور خودکار به بزهدیده بازگردانده میشود مگر آن که یکی از طرفهای رسیدگی به این امر اعتراض کند.
باید آیین نامههایی تدوین شود که اعاده کامل اموال بزهدیدگان ، که به عنوان مدارک و دلایل عینی نیازی به آنها نیست میسر شود. در ماده 10 ق.م.ا و نیز ماده 111 ق.آ.د.ع.ا.ک مصوب 1378 بر تعیین تکلیف اموال یا اشیای مکشوفه که دلیل یا وسیله جرم بوده و یا از جرم تحصیل شده یا حین ارتکاب ، استعمال و یا برای استعمال تخصیص داده شده ، تأکید کردهاند و این امر را بر عهده دادگاه ، بازپرس و یا دادستان قرار دادهاند تا مشخص شود که این اموال مسترد یا ضبط یا معدوم شود.
فصل دوم : آگاهی و مشارکت بزهدیده در فرایند کیفری
مبحث اول: آگاهی از اطلاعات ضروری
بزهدیده تا وقتی که مورد بزه واقع نشده ، فارغ از حقوق بزهدیدگان است ، اما بعد از وقوع جرم بزهدیده شده و نیازمند یک سری حمایتها و حقوق خاص میشود. پلیس به عنوان یکی از مهمترین رابطان دستگاه عدالت کیفری با بزهدیده ، باید بتواند او را از این حقوق مطلع سازد. امروزه در کلانتریهای ایران واحدهای خدمات قضایی ایجاد شده است ، ولی این واحدها عملاً هیچگونه خدمات حقوقی قضایی را نمیتواند ارائه کند. به همین دلیل آموزش نیروی پلیس در راستای آگاهی از حقوق ، لازمه آگاهسازی بزهدیده از حقوق خود است ، چرا که اگر پلیس از این حقوق آگاه نباشد نمیتواند آنها را انتقال دهد. آگاه سازی بزهدیده ، از وظایف پلیس است. این که بزهدیده برای آگاهی از محل پرونده دائماً در راههای بین دادسرا و کلانتری سردرگم شود ، موجب بیاعتمادی بزهدیده از دستگاه عدالت کیفری میشود. بنابراین پلیس باید نهایت همکاری را انجام دهد و به تناسب پرونده و مرحله دادرسی ، بزه دیده را آگاه کند. در این راستا اقدام شایسته پلیس از بزهدیدگی دومین بزهدیده جلوگیری خواهد کرد چرا که عدم آگاهی از حقوق و روند پرونده با نوعی آوارگی و بیپاسخی همراه است و این امر بیعدالتی را در ذهن بزهدیده متصور میسازد. روندی که امروزه در کلانتریها حاکم است ، به هیچوجه آگاهسازی از پرونده را دربرندارد و باید مورد مداقه دستاندرکاران دستگاههای اجرایی و قضایی قرار گیرد. این حقوق به موجب بند الف ماده 16 اعلامیه اصول اساسی عدالت برای قربانیان جرم (مصوب،1385) در مجمع عمومی سازمان ملل حق مسلّم هر بزهدیده انگاشته شده است و استنباط چنین حقی از ماده 73 قانون آیین دادرسی کیفری دور از ذهن نیست.
آگاهسازی یا اطلاعرسانی یکی از آشکارترین حقوق عینی – مادی بزهدیده و یکی از مهمترین راههای پاسخگویی به نیازهای وی است. با توجه به گوناگونی مرحلههای فرآیند جنایی و نقش و جایگاه حساس بزهدیده در آن ، این آگاهسازی جنبههای گوناگون به خود میگیرد به گونهای که میتوان از اطلاعرسانی به بزهدیدگان درباره نقش و قلمرو خود موقعیت بزهکار ، زمانبندی و روند رسیدگیها و وضعیت پروندههای خود به ویژه در مورد جرمهای شدید و زمانی که چنین اطلاعاتی را درخواست کرده باشند سخن گفت. این آگاهسازی مم
کن است به حقوق انسانی – اخلاقی بزهدیده نیز مربوط باشد. برای نمونه در زمینه حق بهرهمندی از رفتار محترمانه و بیطرفانه ، حق رعایت رازداری درباره مسائل و مشکلات بزهدیدگان ، حق اعلام نارضایتی از چگونگی رفتار با آنان ، حق داشتن احساس امنیت ، حق تعیین گستره عملکرد رسانهها و مانند آن باید اطلاعاتی کامل ، روشن و به موقع به بزهدیدگان داده شود. مجموعهای از مصادیق آگاهسازی ، ارائه مشاوره ، توصیه و هشدارهای پلیس به بزهدیدگان شامل:
قبل از هر اقدامی ، آگاه کردن بزهدیده نسبت به این که رسیدگی به جرم در صلاحیت کلانتری است یا پلیسهای تخصصی مانند پلیس آگاهی ، پلیس امنیت ، پلیس مبارزه با موادمخدر و…
آشنا کردن بزهدیدگان با حدود اختیارات و وظایف کلانتریها و پاسگاهها و یا سایر پلیسهای تخصصی که در حال رسیدگی به پرونده او هستند
پلیس باید بروشورها و برگههایی را برای رسیدگی به هر یک از جرائم شامل مراحل کار ، مدارک مورد نیاز ، نام مسئول مربوطه در کلانتری و… تهیه کرده و در بدو ورود بزهدیدگان به کلانتریها یا پاسگاهها به آنها ارائه بدهد تا به سهولت و به سرعت بتوانند کار خود را پیش ببرند
راهنمایی بزهدیده یا بستگان او در مورد سیر مراحل پرونده و مراجع صلاحیتدار برای رسیدگی مثلاً شورای حل اختلاف ، مرحله دادسرا ، مرحله دادگاه ، کارشناسی و…
آگاه سازی بزهدیده یا بستگان او نسبت به این که آیا برای رسیدگی به جرم و یا انجام اقدامات خاصی ، نیاز به دستور مقام قضایی وجود دارد یا خیر
هشدار پلیس به بزهدیده و بستگانش که از اقدامات خودسرانه و غیرمنطقی پرهیز کنند تا دچار بزهدیدگی ثانوی نشده و آسیبهای ناشی از جرم توسعه پیدا نکند
ارائه اطلاعات و راهنماییهای حقوقی به بزهدیده یا بستگان او از جمله حقوقی یا کیفری بودن دعوا ، مفاد مواد قانونی مربوطه ، صلاحیت ذاتی و محلی پلیس ، عنوان جرم ارتکابی و مجازات آن ، ادله اثبات جرم ، حق اعتراض به نظر کارشناس و…
معرفی دادسرای صلاحیتدار از نظر ذاتی و محلی به بزهدیدگان و بستگانشان
پلیس از بزهدیده بخواهد که اگر مدارک و دلایل و شواهدی برای اثبات جرم دارد ، ارائه کند یا این که او را راهنمایی میکند که به دنبال چه نوع ادله و مدارکی باشد
تهیه بروشورهایی برای بزهدیدگان در جرائم مختلف و این که چه نکاتی را باید رعایت کنند مثلاً در سرقت دست به چیزی نزنند ، صحنه جرم را بهم نزنند ، اگر ته سیگاری یا لکه خون یا مایعی وجود دارد ، حفظ و ارائه شود و از بین برده نشود