احکام مربوط به جواز دفاع، فقهای امامیه

دانلود پایان نامه

واژه دیگری که بعضی فقیهان از آن استفاده کرده اند، واژه «وطئ» به معنای پایمال کردن و داخل شدن است. علامه حلی در قواعد الاحکام از این واژه استفاده کرده و نوشته است:
و اذا وطئ الکفار دار الاسلام وجب علی کل ذی قوه قتالهم حتی العبد والمرأه؛ وقتی کفار به سرزمین اسلامی وارد شوند و آن را پایمال کنند، بر هر کسی که توانایی دفاع دارد واجب است با آنان نبرد کند حتی برده و زن(قواعد الاحکام، ضمن سلسله الینابیع، ج9، ص244).
اکنون روشن شد که غالب فقیهان از واژه هایی برای تحقق موضوع دفاع بهره جسته اند که نشان می دهد وقوع تجاوز و حمله از سوی دشمن را در تحقق موضوع دفاع لازم می دانند و صرف احساس خوف و خطر را کافی نمی شمارند.
به نظر می رسد هر دو دیدگاه یاد شده از دو حدیث معتبری که از امام رضا(ع) نقل شده، استنباط شده است. حتی عبارت های بعضی از فقیهان از متن آن دو حدیث گرفته شده است. حدیث اول را علی بن ابراهیم از محمد بن عیسی و او از یونس و او از امام رضا(علیه السلام) نقل کرده است.
یونس گوید: از امام رضا(علیه السلام) پرسیدم؛ فدایت شوم، مردی از دوستان شما متوجه شده که فردی شمشیر و اسب برای جهاد در راه خدا هدیه می دهد. آمده و آن دو را گرفته و به مسئله جاهل بوده. اصحابش او را ملاقات کرده و به او خبر داده اند که نبرد همراه با آنان جایز نیست و به او دستور می دهند که آن دو را برگرداند. امام(ع) فرمودند: باید به توصیه دوستانش عمل کند. یونس عرض کرد: او به دنبال مرد رفت، ولی او را نیافت، و به او گفته شد که آن مرد از محل رفته است. امام فرمود: پس باید مرزبانی کند و نجنگد. یونس عرض کرد: در مرزهایی مانند قزوین، دیلمان، عسقلان و امثال آن مرزبانی نماید؟ امام فرمود: آری. عرض کرد: آیا می تواند جهاد کند؟ امام فرمود: نه، مگر آن که بر فرزندان مسلمانان بترسد. سپس امام به صورت سؤال انکاری سؤال کرد: به نظر تو اگر رومیان بر سرزمین مسلمانان وارد گردند، آیا بر مسلمانان سزاوار نیست آنان را باز دارند؟ سپس افزود: مرزبانی کند و نجنگد. و اگر بر بیضه اسلام و مسلمین ترسید بجنگد. در این صورت جنگ او برای دفاع از خویشتن است نه سلطان. عرض کردم: پس اگر دشمن به آن مکانی که شیعه در آن جاست آمد چه کند؟ فرمودند: برای دفاع از اصل اسلام بجنگد نه برای آنان. زیرا با نابودی مرکزیت اسلام دین محمد(صلی الله علیه و آله) نابود می گردد(الفروع من الکافی، ج5، ص21).
همین حدیث با سندی دیگر در تهذیب نقل شده است. مرحوم مجلسی در مرآه العقول و ملاذ الاخیار، سند هر دو کتاب را صحیح دانسته است.
5-2احکام دفاع از مال در بین فقیهان
5-2-1احکام مربوط به جواز دفاع
دین مبین اسلام برای حقوق و اموال مردم، همانند دماء آن ها اهمیت خاصی قائل شده وبرای جلوگیری از تجاوز به اموال دیگران، به ویژه اموال مسلمانان، راه هایی هم چون حدود و تعزیرات ودیگر مقررات حقوقی و جزایی وضع کرده است و در مواقعی که شخص قدرت یا امکان دسترسی به قوای دولتی و یا راه های قانونی دیگری را نداشته باشد به او اجازه داده است تا در حدود مقرر و مشروع از حقوق و اموال خود دفاع کند و متجاوز را از خود براند ودلیل های فراوانی درباره ی جواز دفع مهاجم و دزد به مال علمای عامه وامامیه نقل کرده اند0
ابا مریم از امام صادق(ع) نقل می کند که حضرت فرمود: آیا می دانی مادون مظلمه چیست؟
و اخبار دیگری همانند متعبر غیاث ابن ابراهیم (طوسی، تهذیب،157/6 )، صحیحه حلبی( کافی، 51/5 ، رقم 2( مرسله برقی( حرعاملی، وسایل، باب 4 از ابواب جهاد عدو حدیث 22 از کتاب جهاد) و دیگر اخباری که ظهور در جواز دفاع داشته ، هر چند مدافع از قتل نفس خود نترسد0
ولی فقیهان اسلامی معتقدند که اطلاقات این گونه از اخبار، به وسیله ی اخبار دیگری تقیید و تخصیص خورده است به گونه ای که مدافع، از هلاک نفس خود نترسد.
فقهای اسلامی در صورت قدرت مدافع، بر دفاع ونترسیدن مدافع از نفس خود، بر جایز بودن دفاع از مال، اتفاق نظر دارند.
5-3 دلیل های فقیهان در جواز دفاع از مال
شیخ الطایفه می نویسد:« اگر شخصی، به قصد جان، مال و حریم دیگری به او حمله کند بر متعدی علیه جایز است که آن شخص را به آسان ترین راه ممکن دفع کند، و اگر در موضعی باشد که به فریادرسی دسترسی ندارد، پس مهاجم را با دست دفع کند و اگر دفع نشد با عصا دفع کند و اگر دفع نشد پس با سلاح دفع کند و اگر دفع مهاجم منجر به قتل او شود خونش هدر است» (مبسوط، 75/6)0 استدلالی که شیخ طوسی در جواز دفع مهاجم به مال کرده اند روایتی از پیامبر (ص) است0
شیخ طوسی می فرمایند« مهاجم ، خواه مرد باشد یازن، کوچک باشد یا بزرگ، عاقل باشد یا دیوانه فرقی نمی کند و در این که دفع او جایز می باشد و خونش هدر است و همگی در این امر یکسان هستند» صاحب جواهر در این زمینه می نویسد:
بین فقها اختلافی نیست در این که انسان می تواند به اندازه ی توانایی خود، محارب، و سارق و به جز آن را از حریم ومال خود دور کند و از خود براند و چنان چه مدافع برای دفاع از مالش کشته شود و اجر شهید دارد واین به خاطر روایت هایی است که دراین باره وجود دارد، مانند خبر عبدالله بن سنان» ( جواهر الکلام ، کتاب حدود، 6508/1)0
نکته مهم این که، فقهای امامیه جواز دفاع از مال را مشروط کرده اند به ظن مدافع بر سلامت نفس خود، بنابراین در صورتی که مدافع علم یا ظن هلاک نفس خود داشته باشد دفاع جایز ندانسته بلکه حکم به حرمت آن کرده اند همانند صحیحه ابوالعلاء از امام صادق(ع) که حضرت در مورد کسی که برای دفاع از مالش پیکار می کند، فرمود:« رسول خدا(ص) فرمود: کسی که برای دفاع از مالش کشته شود شهید است0»
حضرت فرمود:« اگر من باشم نمی جنگم و مال را رها می کنم» (طوسی، تهذیب ، 157/6)0 بسیاری از فقیهان نیز دفاع از مال را جایز می دانند و مدافع را مخبر بین دفاع و یا ترک دفاع کرده اند، بدون این که او در ترک آن مستوجب عقوبت بدانند0
ابن قدامه از فقهای حنبلی می نویسد« دفاع از مال بنا بر قول صحیح، جایز است اگر چه منجر به قتل مهاجم شود» به دلیل خبری از پیامبر(ص) که فرمود:« اگر کسی برای دفاع از مالش کشته شود شهید است» (المغنی، 163/10)0
ابن عابدین از فقیهان حنفی دراین زمینه می آورد:« بر مدافع جایز است که برای دفاع از مالش با مهاجم قتال کند» (رد المختار، 482، 5)0 شربینی نیز از فقهیان شافعی می نویسد:« دفاع از مال در صورتی که صاحب روح نباشد جایز است» اگر چه دفاع، منجر به قتل مهاجم شود0»
5-4 احکام دفاع از نفس و ناموس و مال