مشکل در روابط عاطفی همسران

آسیب شناسی زندگی زناشویی

در سالهای گذشته الگویی در مورد آسیب شناسی زندگی زناشویی جفت و جور آمده که در اون به دو ویژگی مهم زندگی زناشویی توجه شده. ازدواج یه سری از روابط مختلفه که هر کدوم از اونا ممکنه آسیب ببینه و دیگه اینکه هر ازدواج طول عمری داره و در هر مرحله ای از ازدواج بعضی از مسائل نقش مهم تری اجرا می کنن ( دومینیان، 1972، ترجمه قراچه داغی، 1370).

ازدواج

پنج رابطه کلی میان هر دو زوج یعنی رابطه جسمی، احساسی، اجتماعی، ذهنی و روحی. پزشکان مسائل زناشویی هم با در نظر گرفتن این پنج رابطه مهم به مشکل پیدا کنی روابط زناشویی می پرازن. مثلاً اگه روابط جنسی – که از بحث جسمانیه – دلیل اصلی اختلافات زناشویی باشه دکتر قادر می گردن در این باره فکر کنه که این تنها مشکل ازدواجه یا مشکلیه که در کنار بقیه مشکلات موجود مطرح می شه. در این مورد اگه اگر فقط رابطه جنسی مشکل ساز شده باشه، دران و مشاوره از نوع درمان مشکلات جنسی هستش. در صورتی که رابطه احساسی و عاطفی زن و شوهر خدشه دار شده باشه باید قبل از برطرف کردن مشکلات جنسی به درمان روانی و عاطفی اقدام کرد. هم اینکه مشاوران مسائل زناشویی و پزشکان بر این عقیده هستن که هر ادواجی طول عمری داره که میشه اون رو به سه دوره تقسیم کرد : مرحله یا دوره اول پنج سال اول زندگی زناشویی رو در بر میگیره که معمولاً زن و شوهر در این دوره بین 30 – 20  سالگی قرار دارن. مرحله میانی، زمان رشد و پرورش فرزندان در خانواده س. این دوره هم معمولاً آخرای چهل سالگی یا ابتدا پنجاه سالگیه و دوره سوم وقتیه که فرزندان خونواده واسه خود زندگی مستقلی تشکیل دادن و زن و شوهر دوبارهً با یکدیگر تنها می شن. پایان این دوره معمولاً با مرگ زن یا شوهر فرا می رسه. مسائل و مشکلات زناشویی ممکنه در هر کدوم از این زمان با ویژگیای خاص خودش ایجاد شه. مشاوران و پزشکان هنگام آزمایش مشکلات زناشویی باید زن و شوهر رو در دوره یا مرحله خاص زندگیش بذارن ( دومینیان، 1972، ترجمه قراچه داغی، 1370).

مطلب مشابه :  رابطه آموزش با یادگیری

خانواده

مشکل در روابط عاطفی همسران

به نظر می رسه بعضی از مسائل و مشکلات عاطفی، در سالهای اول ازدواج بروز می کنه. در بیشتر این موارد زن و شوهرها قادر به قبول مسئولیت جدید به مقتضای زندگی زناشویی نیستن. اشخاصی که دارای این خصوصیات هستن معمولاً بعد از ازدواج دچار گرگیجگی می شن. در این حالت دو نفر قادر به ایجاد رابطه دوستانه لازم با یکدیگر نیستن. یکدیگر رو دور از خود می بینن و وجه مشترک چندانی با هم ندارن. اونا به این نتیجه می رسن که واسه خلاص شدن از تنهایی و واسه رسیدن به موقعیتای تازه اجتماعی با یکدیگر ازدواج کردن. تردیدی که در مورد احساس تعهد نسبت به رابطه زناشویی به وجود میاد، می تونه به وجود اومده توسط مشکلاتی باشه که زن و شوهر بیشتر با والدین خود داشتن. در این حالت اگه پدر و مادر قادر به دست برداشتن از بچه خود نباشه، این دودلی زیاد می شه. پیشنهاد مشاوره ای و درمانی در مورد این مسئله اینه که زن و شوهر باید به تشکیل فضای خانوادگی خود تشویق گردند یا مثلا میشه به شرایط مشکل ساز دیگری اشاره کرد که در اون شوهر در خونواده ای بزرگ شده که مادر نقش پیروز داشته. در این حالت رابطه از روی دشمنی مشابهی رو شوهر، با همسرش برقرار می کنه و دقیقاً دشمنی و کینه اش رو متوجه همسر خود می سازه. ممکنه دیر به منزل بیاد، مست کنه، با زن دیگه رابطه برقرار کنه و کلا رابطه احترام آمیزی با همسرش نداشته باشه یعنی مرد می خواد با اینطور رفتارها ثابت کنه که زن بر اون نمی توند تسلط داشته باشه. (بلاچ، 1985، ترجمه قراچه داغی، 1380).

خانواده

شرایط مشکل ساز دیگه از دید آسیب شناسی عاطفی که روابط زناشویی ممکنه به اتفاق بیفته، « فریب احساسی » نامیده می شه و اون وقتیه که زن و مرد در انتخاب همسر آینده، مترصد شخصی مسلط و قوی بوده و پس از ازدواج درمی یابد که همسر مورد نظرش برعکس شخصی آروم، وابسته، مضطرب و نگرانه. در این مورد چون این زن و شوهرا امنیت خود رو در استیلای همسر جستجو می کردن و حالا می بینن که به هدف خود دست نیافته ان احساس می کنن که گول خورده ان و بینسان رفتار از روی دشمنی اختیار می کنن (دومینیان،1972، ترجمه قراچه داغی، 1370).

مطلب مشابه :  فروشگاه اینترنتی بروز کالا

ازدواج

تولد بچه هم خودً می تونه روی ازدواج تأثیرگذار باشه. در این مورد حتی واسه بعضی از زن و شوهرا تهدید کاهش توجه از طرف مقابل یا نبود توانایی مواجه شدن با مسئولیت جدید ( پرورش فرزندان ) باعث می شه که بارداری تا حد امکان به عقب بیفته و در بعضی از موارد حتی از بچه دار شدن دوری شه. مثلا ممکنه در نظر شوهر، بارداری همسر و به دنبال اون تولد یه نوزاد جدید، بیشتر از حد اضطراب برانگیز و نگران کننده باشه و واسه خلاص شدن از اینجور حالتی به سراغ زن دیگری بره یا مثلاً ممکنه نوزاد تموم وقت مادر رو به خود اختصاص بده و مادر در این شرایط دنیای بیرون از نوزاد خود و شوهرش رو از یاد ببره. در این صورت زن ممکنه دچار افسردگی شده و مشکلات عاطفی شدیدتری هم پیدا کنه. با گذشت زمان زن و شوهر از اعتماد به نفس بیشتری برخوردار می شن و روابطشون در معرض تغییر می شه. زن و شوهر معمولاً به اتفاق تغییر می کنن، اما اگه تغییر کردن زن یه طرفه باشه و شوهر با این تغییر موافق نباشه ممکنه زن احساس بدی پیدا کنه و آزادی و استقلالش کم بشه. ابتدا ممکنه اختلافات جنبه صرف احساسی داشته باشه؛ اما با گذشت زمان، زن عصبانی تر شده و تیرگی روابط بقیه حیطهای رابطه زناشویی مثل روابط جنسی زن و شوهر رو هم پریشون می کنه. اینجوری تغییر یه جانبه ممکنه در ازدواجی به اتفاق بیفته که در اون یکی از دو طرف همیشه مسئولیت کمبود ها و مشکلات زندگی رو بخواد رو دوش بگیره. در آخر ممکنه این فرد ( همسر) به این نتیجه برسه که دلیلی واسه این کار نیس و دیگه حاضر نشه به عنوان سپر بلا قرار گیرد(دومینیان،1972، ترجمه قراچه داغی، 1370).

مطلب مشابه :  راه هایی برای کاهش استرس شغلی کارکنان و معلمان

ازدواج

در بخش پایانی دوره دوم ازدواج زن و شوهر ممکنه با بحران میانسالی مواجه گردند. مثلاً شوهر ممکنه به این نتیجه برسه  که با اینکه در شغلی خود موفق تر بوده از اهداف شخصی دور مونده. زن هم در موقعیت و شرایط یائسگی ممکنه به این نتیجه برسه که احساس زنونگی و جنسیت خود رو از دست بده. این شرایط همزمان با آخرای سالهای زمان نوجوونی بچه خانواده س که مسائلی مثل استقلال طلبی و … فرزندان هم به مشکلات زناشویی اضافه شه که به جای زناشویی درمانی بهتره خونواده درمانی انجام شه. تغییرات اساسی و عاطفی که از دوره دوم زندگی زناشویی شروع شده بود می تونه تا دوره سوم ادامه داشته باشه. در این دوره ممکنه زن احساس کنه که دیگه شوهرش مثل سابق با اون رابطه احساسی و عاطفی نداره؛ این رفتار می تونه به دلیل فرارش از اضطراب، تخفیف میل جنسی در زمان میانسالی و یا میل دوباره اش به آزادی عمل متناسب با سن جوونی باشه. از مشکلات احساسی دیگری که معمولاً زن و شوهرها در این دوره گرفتار به اون می شن،‌حالتی رو میشه نام برد که در اون زن و شوهر بخواد روابط احساسی و عاطفی خود رو از راه بچه هاشون تنظیم کنه. در این شرایط فرزندان به سن ازدواج می رسن و خونه رو ترک می کنن، روابط زن و شوهر با اینکه سالها زیر یه سقف خوابیده ان مثل برخورد غریبها شده و خلأیی در زندگی خود احساس می کنندکه پر کردن اون بسیار سخته ( بلاچ،1985،ترجمه قراچه داغی، 1380).

خانواده