اختلال شخصیت ضد اجتماعی؛ از نشانه ها تا درمان

اصطلاح شناسی و مفاهیم :

اصطلاحات مورد استفاده برای تعریف این حیطه :

محققان و متخصصان بالینی و دیگران اصطلاحات متعددی را برای رفتار ضد اجتماعی در کودکان ، نوجوانان و بزرگسالان به کار برده اند . برای روشن شدن بحث ما برخی از این اصطلاحات را به طور مختصر مورد بحث قرار خواهیم داد نخست اینکه تظاهرات رفتار ضد اجتماعی در کودکان و نوجوانان بزهکاری و در بزرگسالان جنایت نامیده می شود . در حقیقت ، تعاریف منطقی و کلی فعالیتهای ضد اجتماعی به طور فرآینده ای رو به گسترش است با این حال کابرد این اصطلاحات برای تحلیلهای وانشناختی محدودیت هایی دارد این محدودیت ها عبارتند از :

  • شناخت سطحی راجع به کاربرد آنها
  • بی توجهی آن ها نسبت به فعالیت های ضد اجتماعی کودکان خردسال و 13 تغییر ماهیت رفتارهای مورد نظر که بر اساس معیارهای ویژه ای تعریف شده اند .

دوم اینکه : پژوهش های روانشناختی تجربی در مورد الگوهای رفتاری بیرونی شده که با تک نشگری ، بینش فعالی ، پرخاشگری و اعمال ضد اجتماعی مشخص می گردد و درونی شده ( اضطراب – گوشه گیری ، اختلال تفکر ، جسمانی کردن ) متفاوت می باشند در حقیقت یک پژوهش سنتی بلند مدت میان این دو بعد با مولفه های رفتاری زیربنایی ، عوامل سبب شناسی و سیر بلند مدت آن تفاوت اساسی قایل شده است اگر چه تفاوت معتبر به نظر می رسد اما احتمال دارد که بین این دو بعد همپوشی وجود داشته باشد .در واقع ارتباط بین رفتار ضد اجتماعی و سندرم های درونی شده اضطراب و افسردگی در مبحث حالات مرضی همراه با اختلال سلوک مورد بررسی قرار گرفته است .

سوم اینکه : در سنت روانپزشکی تدوین طبقات تشخیصی ، بر چسب های اختلال سلوک (  CD) و اختلال بی اعتنایی مقابله ای (  ODD) دو اختلاف رفتاری آشفته ساز به حساب می آیند ODD به بروز خشم ، بی اعتنایی ، تحریک پذیری و رفتارهای مقابله ای نامتناسب با سن و مداوم مشخص می گردد (  CD) شامل رفتارهای پرخاشگرانه و ضد اجتماعی بسیار شدیدتری که موجب ایجاد درد و انکار حقوق دیگران می شود . هدف اصلی این طبقات تشخیصی این است که نشان دهند که خردسال دارای الگوهای رفتاری بی اعتنایی و ضد اجتماعی مقاوم ، مختل و آشفته هستند بنابراین اگرچه بسیاری از خردسالان مبتلا به CD به عنوان بزهکار در نظر گرفته می شوند اما تنها تعداد محدودی از نوجوانان بزهکار به CD تشخیص داده می شوند .

چهارم اینکه : اصطلاح مربوط به بزرگسالانی که الگوی رفتار ضد اجتماعی را نشان می دهند عبارت از اختلال شخصیت ضد اجتماعی است که در محور II  طبقه  DSM-IVبه چشم می خورد . مفاهیم اختلال شخصیت ضد اجتماعی در دهه های اخیر حاکی از رفتارهای غیر منطقی مختلف و سابقه اختلال رفتاری قبل از بزرگسالی بوده است . ( توزنده جانی ، توکلی زاده ، کمال پور ، 1383 ) .

پرخاشگری :

پرخاشگری را رفتاری تعریف کرده اند که هدف آن صدقه زدن به خود یادگیری باشد آنچه در این تعریف حائز اهمیت است قصد و نیت رفتار کننده است ، یعنی آسیب رسانیدن تصادفی به شخص دیگر ، پرخاشگری نیست . مثلاً اگر توپ فوتبال سهواً به بازیکن دیگر اصابت کند ، پرخاشگری نیست . اما اگر فردی مخصوصاً بازیکنان را با پا بزند ، هل بدهد ، تنه بزند و یا فحاشی کند ، پرخاشگری است شاید این تعریف کمتر عینی باشد زیرا می توان از نیات فرد استنباطهای مختلفی کرد . علاوه بر این ، این تعریف شامل رفتارهایی که ما معمولاً بدانها « پرخاشگری » می گوییم نمی شود .

انواع پرخاشگری :

روان شناسان اجتماعی دوگونه پرخاشگری را از هم تمیز می دهند .

1-          پرخاشگری هدفی : که در آن پرخاشگری خودش هدف است و غالباً با ایجاد درد و هیجان همراه است .

2-         پرخاشگری وسیله ای : این نوع پرخاشگری به دلیل خشم یا برای هیجان ایجاد نمی شود بلکه هدف به دست آوردن پاداشهای مطلوب ،  همچون پول یا کالای با ارزش است به بیان دیگر ، هدف پرخاشگری ابرازی دستیابی به پاداش است نه آزاد قربانی رفتار .

نظریه زیستی پرخاشگری :

فروید کلیه اعمال آدمی را با دو غریزه زندگی و مرگ تحلیل می کند و می گوید غریزه مرگ هم باید به شکلی تخلیه شود : یا به بیرون ، به صورت پرخاشگری و خشونت و دیگر کشی و یا به درون ، به صورت اعمال خود – تخریبی و خود کشی . به همین دلیل است کهنمی توان خشونت را به طور کلی ریشه کن کرد و حداکثر کاری که می شود کرد و الایش آن است ؛ یعنی هدایت کار مایه ( انرژی ) این غریزه در جهتی که مورد قبول اجتماع و به سود آن باشد مثل ورزش ، فعالیتهای سیاسی و رقابت های سالم حرفه ای لورنز( 1966 ) نیز مانند فروید معتقد است که انسان و حیوان هر دو ذاتاً پرخاشگرند ، با این تفاوت که حیوان در طول تکامل خود برای حفظ گونه خود به ساز و کارهایی دست یافته اند . که تکانه های پرخاشگرانه ی آنها را بر ضد گونه خود مهار می کند حال آنکه در مورد انسانها چنین نیست از جمله این ساز و کارها در حیوانات ، رفتارهای آدا بگونه ( Vitualistic ) آنها به هنگام جنگ است که مانع از گسترش خشونت می شود .

کروموزوم های جنسی :

در زمان حاضر ، بعضی از پژوهندگان برای اینکه اثبات کنند پرخاشگری پایه و مبنای زیستی ( بیولوژیکی ) دارد ، به کروموزومهای جنسی اضافه اشاره می کنند . گاه یک یا چند کروموزوم به الگوی طبیعی کروموزمها اضافه می شود و به صورت XYY یا XXY در می آید در نتیجه موجودی پا یه عرصه وجود می گذارد که واحد آمادگی بیشتری برای پرخاشگری و بزهکاری است .

با تحقیقات انجام شده مشخص گریده است ، مردانی که دارای یک یا چند کروموزوم Y و X اضافی هستند ، بسیار پرخاشگرند و در میان مرتکبان جنایت های خشن درصد بالاتری تشکیل می دهند . در سال 1966 ریچارداسپک که متهم به کشتن هفت پرستار در شیکاگو شده بود ، الگوی کروموزومی XYY  داشت ( کوئن 1372 : 163 ) . پس از کشف این قضیه پژوهشهای گوناگونی در ایالات متحده امریکا صورت گرفته تا معلوم دارد آیا میان کروموزوم و رفتار پرخاشگرانه رابطه ای وجود دارد یا نه ، تا این زمان هیچگونه دلیلی دال بر رابطه میان آنها پیدا نشده است . ( ستوده ، هدایت ا… ، 1382 ) .

انواع پرخاشگری و رفتار ضد اجتماعی :

علی رغم پیوستگی قطعی و طولی رفتار ضد اجتماعی تصور بر این است که فعالیت های پرخاشگرانه و ضد اجتماعی کاملاً متفاوت می باشند . اکثر پژوهش های انجام شده در زمینه رشد پرخاشگری بر اهمیت تقسیم این حیطه به طبقات قابل مشخص ( از لحاظ نظری و تجربی ) تاکید کرده اند توصیف این تفاوتها ممکن است به شناخت انواع فرعی این اختلال کمک نماید .

نخست اینکه ، پرخاشگری بین فردی ممکن است کلامی ( فحاشی ، تهدید کردن و … ) یا فیزیکی ( زدن ، جنگیدن ، حمله کردن ) باشد این تفاوت نه تنها از لحاظ توصیفی بلکه همچنین از لحاظ رشدی نیز تایید شده است پرخاشگری فیزیکی در اوایل رشدی نیز تایید شده است پرخاشگری فیزیکی در اوایل رشد و سال های پیش دبستانی آشکار می شود در حالی که پرخاشگری کلامی در مراحل بعدی شروع می شود . ینابراین تداوم سطوح بالای پرخاشگری فیزیکی تا اواسط دوران کودکی همانند شروع پرخاشگری کلامی در سال های پیش دبستانی مستلزم توجه بالینی می باشد .

دوم اینکه ، پرخاشگری ممکن است به عنوان پرخاشگری ابزاری یا وسیله ای ( هدفمند ) و خصمانه طبقه بندی شود نوع خصمانه بر اساس محتوای رفتار مشخص می گردد برخی سطوح پرخاشگری ابزاری بهنجار تلقی می شود به عبارت دیگر ، پرخاشگری خصمانه در سطوح شدید آن در هز سنی مستلزم ارزشیابی می باشد .

سوم اینکه ، با این تفاوت بین پرخاشگری مستقیم و غیر مستقیم نیز مورد بررسی قرار گیرد پرخاشگری غیر مستقیم بیشتر در دختر ها مشاهده می شود تا پسرها . در میزان پرخاشگری و رفتار ضد اجتماعی نیز تفاوت های جنسی نیز وجود دارد .

چهارم اینکه : رفتار پرخاشگرانه ممکن است درون کنش ( فحاشی یا تهدید کردن ) یا برون کنشی باشد . محققان در برنامه های پژوهشی منظم نشان داده اند که پرخاشگری بدون کنشی ( نه درون کنشی ) با نقایص مختلف و تحریف های پردازش اطلاعات اجتماعی شناختی ( مانند کابرد ناچیز نشانه ها در تصمیم گیری های بین فردی و اسناد نیت های خصمانه به دیگران در موقعیت های بین فردی مبهم و مواجهه با محیط های سوء استفاده کننده ) مشخص می شود بنابراین ف این تفاوت از لحاظ نظری و تجربی حائز اهمیت می باشد . ( توزنده جانی ، توکلی زاده ، کمال پور 1383 )

هیجان پذیری :

ظرفیت دریافت هیجانها ، این مفهوم غالباً به معنای هیجان پذیری انحرافی به کار می رود و در این معنا تاثیر پذیری خاص در برابر هیجان است .

هیجانها غالباً بوسیله محرکهای خارجی برانگیخته می شوند و جلوه های هیجان معطوف به آن دسته از محرکهای محیطی است که هیجان را برانگیخته اند .

اکثر رفتارهای برانگیخته یا جلوه های هیجان یا عاطفی همراهند ، هر چند ممکن است در لحظه معین ما چنان درگیر تلاش برای رسیدن به هدف باشیم که نتوانیم توجهی به احساسات خود داشته باشیم .

در بحث از هیجان ، تجارب ذهنی و عاطفی همانند با رفتار را مورد توجه داریم معمولاًاز هیجانهای خود هنگامی آگاه می شویم که یا کوششهای ما برای رسیدن به هدف با مانعی بر بخوریم ( خشم ف نومیدی ) یا سرانجام به هدفمان دست بیابیم ( لذت و شادی ) هم اینک اکثر هیجان ها را می توان مطبوع ( مانند شادی ، عشق ) و یا نا مطبوع ( مانند خشم و ترس ) به حساب آورد علاوه بر این بسیاری از واژه هایی که بیانگر هیجان هستند را می توان از لحاظ شدت درجه بندی کرد . جفت واژه هایی مانند ناخشنودی خشم ، رنج ، عذاب ، اندوه و غصه به تفاوتهایی در میزان شدت هیجانها اشاره دارند بعضی از روانشناسان اصطلاح هیجان را به حالت شدیدتری اطلاق می کنند که تغییرات گسترده ای در وضع فیزیولوژیکی بدن همراهند ، و حالت ملایمتر را احساسات می نامند . اما بین تجارب ملایم مطبوع و هیجانهای شدید ، حالت های بسیار وجود دارد ( منصور ، محمد ، دادستان پریرخ ، میناراد ، لغت نامه روانشناسی 1356 ) .

 

 

بی قراری :

نا پایداری در این کودکان از ماههای اول زندگی به صورت حساسیت به نور ، صدا ، حرارت ، گریه زیاد و خواب کم ، فرار از آغوش مادر ، جیغ زدن و لگد زدن ظاهر می گردد . این کودکان پر تحرک و در اعمال بی انضباط اند و کمتر کاری را به پایان می رسانند .

علتها عبارتند از :

  • بیماری طولانی و صعب العلاج
  • زایمان غیر طبیعی و دشوار
  • نداشتن وضع روانی متعادل مادر در طول دوران بارداری
  • محیط خانوادگی
  • عدم توجه به شخصیت کودک و بی توجهی به خواسته های او

روش درمان :

روش درمانی این کودکان استفاده از دارو درمانی است باتوجه به علائم بیماری و اثر آمفتامین ها و ریتالین در بهبود بیمار موثر می باشند بی قراری و کمبود توجه این کودکان به علت اختلاف در عمل سیستم ونیکولر می باشد اختلالات دقت یادگیری اکثراً باقی می ماند و به عبارت دیگر داروها در ناتوانی یادگیری اثر چندانی ندارد . ( سایت انجمن روانشناسی )

گوشه گیری اجتماعی :

گوشه گیری اجتماعی ویژگی بارز است که گروهها نابهنجار را از گروههای نابهنجار متمای می کند برای مثال ، لرلزوداگلاس ( 1985 ) گزارش داده اند که در دوره پیش دبستان ( 3 تا 5 سالگی ) شایعترین مشکل رفتاری گزارش شده بوسیله معلمان گوشه گیری اجتماعی بود . این مساله بیشتر در مورد دختران صادق بود . 11 سال بعد ، لرنر و همکاران 1985 دریافتند که کودکانیکه در سنین پیش دبستانی مشکلات رفتاری متوسط یا شدیدی داشتند دو بار بیشتر از کودکانی که قبلاً شواهدی دال بر مشکلات روان شناختی ارائه نکرده بودند شانس ابتلا به یک اختلال روانی را داشتند . این نتایج بیانگر این احتمال است که گوشه گیری اجتماعی ممکن است عامل خطری برای ابتلا به مشکلات روانی در مراحل بعدی باشد . اگر چه گوشه گیری اجتماعی هدف اصلی بررسیهای روانپزشکی نیست ، اما مشخص شده است که طرد همسالان و تعاملات ناکارآمد همسالان ( که با گوشه گیری اجتماعی ارتباط داشته و پیش بینی مهم آن هستند ) .

ویژگی شایع در تعدادی از کودکان مبتلا به اختلال های روانی است .به علاوه به نظر می رسد که باز داری رفتاری با رشد و بروز اختلال های اضطرابی و افسردگی ارتباط دارد در قسمت بعدی ، باز داری رفتاری به عنوان یک عامل خطر رشدی مورد بحث قرار گرفته است در نتیجه گوشه گیری اجتماعی به عنوان یک ملاک تشخیصی یا نشانه همراه در نظر گرفته می شود .

 تشخیص بالینی و ارزیابی گوشه گیری اجتماعی :

با توجه به تعریف پدیده گوشه گیری اجتماعی ، اهمیت تعامل همسالان در رشد و نمو طبیعی و اهمیت فقدان با همسالان قابل تامل است ، شگفت آور نیست که اصطلاح گوشه گیری همچنین در اکثر ارزیابیهای استاندارد رشد اجتماعی هیجانی بهنجار وجود دارد این پدیده به طور مداوم به عنوان شاخصی برای اختلال کنترل مفرط یا یک مشکل درونی شده مطرح بوده است گوشه گیری اجتماعی در مقابل پرخاشگری به عنوان یکی از دو بعد اصلی اختلال رفتاری در دوران کودکی شناخته شده است .

دلبستگی ، بازداری و گوشه گیری اجتماعی :

رفتارهای اجتماعی کودکان و پیش دبستانی هایی که سابقه دلبستگی نا ایمن نوع «  L» را دارند عمدتاً به وسیله ترس از طرد شدن هدایت می شوند از لحاظ مفهومی روانشناسان پیش بینی کرده اند که وقتی کودکان دلبسته نا ایمن در محیط های گروهی قرار می گیرند تلاش می کنند با نشان دادن رفتارهای منفعلانه ، وابسته و کناره گیری از تعدل اجتماعی از طرد شدن اجتناب نمایند از لحاظ تجربی ، این ارتباطات مورد حمایت قرار گرفته است این یافته ها بیانگر این هستند که کودکان مضطرب مقاوم (C  ) نسبت به همتاهای این گروه (B  ) در 2 سالگی نا کام و محرم شده و از لحاظ اجتماعی بازداری شده اند . کودکان مضطرب – مقاوم C ( همانند نوزادان ) در تعامل با همسالان مهارت کمتری دارند و به وسیله معلمانشان به عنوان کودکان وابسته ، درمانده ، دارای تنش و ترسو از همسالان ایمن شان درجه بندی می شوند سرانجام اریکسون واسروف ( 1985 )  گزارش داده اند که کودکان C در 4 سالگی فاقد اعتماد به نفس و ابراز وجود هستند و در 7 سالگی ، از لحاظ اجتماعی گوشه گیر به نظر می رسند . حمایت از روابط پیش بینی کننده و همزمان میان دلبستگی نا ایمن و شاخص های گوشه گیری اجتماعی در مطالعات جدید به چشم می خورد . ( توزنده جانی ، توکلی زاده ، کمال پور 1383 ) .