در بخش سوم به تشریح تعاریف تعهد سازمانی از دیدگاه صاحبنظران مختلف، اهمیت و عوامل تشکیل دهنده آن پرداخته سپس انواع و ابعاد آن را بر می شمریم و در آخر عوامل موثر بر تعهد سازمانی، مزایای تعهد سازمانی و معایب فقدان آن را ذکر می کنیم.
در بخش چهارم به تشریح مفاهیم و تعاریف مرتبط با نیت ترک خدمت، اهمیت مقابله با ترک خدمت، لزوم مقابله با پدیده ترک خدمت، عوامل موثر بر ترک خدمت، عوارض و زیان های ترک خدمت و نیت ترک خدمت، مد ل ها و تئور ی های ترک خدمت و الگو های ترک خدمت می پردازیم.
در بخش آخر نیز به بررسی پیشینه تحقیقات داخلی و خارجی پرداخته می شود.
بخش اول: جو اخلاقی
2-1-1)مقدمه
اخلاق یک ضرورت و لازمه جامعه سالم است و به علت کارکردها و پیامدهای مثبت فردی، سازمانی و اجتماعی آن است که همواره توجه دانشمندان، مربیان و مدیران سازمان ها را برانگیخته است تا برای حفظ و ارتقای سطح آن کوشش نمایند. در دین مبین اسلام همواره بر داشتن حسن خُلق و فضائل اخلاقی در معاشرت با دیگران تاکید شده است تا آنجا که پیامبر اکرم (ص) در حدیث شریف هدف از بعثت خود را اتمام مکارم اخلاقی بیان می فرمایند : انّی بُعِثْتُ لِاُتَمِمُ مُکارِمَ الاَخْلاقْ(صمدی و مهدی خو،1388)
2-1-2)تعاریف مختلف اخلاق
اخلاق در لغت جمع خلق است و به شکل باطنی نفسانی انسان نظر دارد. خلق به معنی صفت پایدار و راسخ یا حالتی است که به آن ملکه می گویند، از این رو اگر صفتی در کسی به طور مستمر تکرار شود جزء اخلاق فرد محسوب می شود موضوع اخلاق، نفس آدمی است تا او را از صفات رذیله، دور و به صفات پسندیده نزدیک سازد (سعید پور،1388، ص 9 و10 )
اخلاق مبتنی بر حق یا اخلاق حق محور می باشد، که بر اساس آن اخلاق را الگوی رفتار ارتباطی پایدار درون شخصی و برون شخصی مبتنی بر رعایت حقوق طرف ارتباط، تعریف می کنیم(صالح نیا و توکلی،1388).
واژه اخلاق به معنای مجموعه ای از اصول رفتار یک تئوری سیستمی از ارزش های اخلاقی است. ارزش هایی که در ارتباط با قضاوت خوبی یا بدی رفتار انسان و شخصیت اوست. اخلاق، به طبیعت کلی اخلاق و انتخاب های اخلاقی به خصوصی که شخص به کار می برد، اشاره می کند (Tuncer , Oren , 2005)
منظور از ارزش اخلاقی، ارزش های عملی، فعلی یا رفتاری است که با اختیار از انسان صادر شود یا مبدا آنها فعل اختیاری باشد. فعل اختیاری هر عملی است که با اختیار از انسان صادر شود (مصباح یزدی،1381،ص164)
اخلاق، یکی از ابعاد مهم تحول اجتماعی انسان است. رفتار آرام و منطقی، صداقت و یاری دیگران و از سوی دیگر تندی و پرخاش گری، آزار دیگران و دروغ گویی، تحت عنوان رفتار اخلاقی مثبت یا منفی قرار می گیرند. ( سالاری فر،1392، ص56و58).
اخلاقیات حقیقتی از زندگی است که باید با عمل به آن رسید. اخلاقیات به عنوان سیستمی از ارزش ها و بایدها و نبایدها تعریف می شود که بر اساس آن نیک و بدهای سازمان و عمل بد از خوب متمایز می شود (Öncer and Yildiz, 2012)
اخلاق عبارت است از شیوه برخورد با خوب و بد با توجه به تعهدات ارزشى، اعتقادى و اخلاقى فرد. اخلاقیات ، در برگیرنده قوانین و مقرراتى است که انسان در زندگى روز مره خود به آن اخلاقیات شخصى و جامعه پایبند است( صمدی و مهدی خو،1388).
2-1-3)گستره قلمرو اخلاق در ادیان و فرهنگهای مختلف
اصول و ارزش های اخلاقی یکی از موضوعات مورد توجه در تمامی ادیان و البته سازمان ها می باشد. در دین اسلام نیز اخلاق و آموزش آن از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است. پیامبر گرامی اسلام(ص) هنگام فرستادن مامور خود به یمن به او چنین سفارش فرمودند:”معاذ، کتاب خدا را بدان ها بیاموز و آنان را به اخلاق نیک پرورش ده و…”(آقا نظری و گیلک آبادی،1385، ص 148). چگونگی نگرش به اخلاق و ارزش ها ریشه در نوع جهان بینی انسان دارد و توجه به آنها نوع رفتار انسان را به کلی تحت تاثیر قرار می دهد. اهمیت موضوع اخلاق به حدی است که پیامبر اکرم (ص) هدف بعثت و رسالت خود را کامل کردن مکارم اخلاقی شمرده اند.
با توجه به تعریف های بیان شده به وسیله بزرگانی مانند شهید مطهری موضوع و قلمرو و اخلاق به ملکات نفسانی منحصر نبوده؛ بلکه، رفتارهای انسان در حوزه های گوناگون را نیز دربرمی گیرد؛ همچنین شامل تمام صفت های اکتسابی و افعال و اختیاری وی نیز می شود؛ بر این اساس اخلاق، فقه و ادب به معنای ظرافت انجام کارهای ارادی را نیز در بر می گیرد؛ بنابراین می توان گفت که موضوع اخلاق، موضوع وسیعی است که شامل ملکات و حالت های نفسانی و افعالی می شود که رنگ ارزشی داشته باشند. تغییر ارزش های اخلاقی می تواند سبب تغییر فرهنگ عمومی شود ( معصوم نیا و سبحانیان، 1392 ). تفاوت هایی در این مسئله مشاهده می شود. مثلا در آسیا، ابزار صداقت، احترام نسبت به مقامات بالاتر، یک ارزش محسوب می شود. در هند شرقی، رهبری مدیریتی در سطوح پایین، حالتی پدر سالارانه و اقتدار گرایانه داشته و تقسیم قدرت با زیر دستان، کارگران، نوعی نقطه ضعف محسوب می شود. در آمریکای لاتین پرداخت انعام و رشوه برای این که کاری انجام شود، عملی قانونی و شیوه ای پذیرفته شده برای انجام امور کاری بوده و پارتی بازی، عملی غیر اخلاقی محسوب نمی شود ( لاوتن،1381، ص19).
2-1-4) ارزش های اخلاقی از نظر نسبی یا مطلق بودن
در نظام ارزشی اسلام، ارزش ها دارای مراحل و مراتبی هستند، در حالیکه در بسیاری از مکاتب اخلاقی، ارزش را دارای یک مرحله می دانند. مثلا در مکتب “کانت” اگر انجام کاری فقط برای اطاعت از
حکم عقل و ندای وجدان باشد ارزشمند است، اما اگر اطاعت از حکم عقل همراه با ارضای عواطف باشد، دیگر ارزشی نخواهد داشت، بنابراین فداکاری مادر برای فرزندش از آنجا که برای ارضای عواطف مادر است عملی بی ارزش محسوب می شود. در حالی که در اسلام، هریک از این رفتارها، مرحله ای از ارزش را داراست. در نظام های ارزشی غیر الهی ابراز صفاتی از قبیل مهربانی، فروتنی، صداقت و…، به دلیل محبوبیت اجتماعی و محبت و احترام مردم است که این هدف خود در نظام ارزشی اسلام، ارزشی منفی دارد. در نظام ارزشی اسلام هدف کسب رضایت الهی است، حتی اگر به قیمت دشمنی مردم تمام شود علاوه بر این، انسانی که هدفش کسب احترام و علاقه مردم است در بسیاری از موارد ناچار است چاپلوسی کند. از نظراو هدف، وسیله را توجیه می کند، لذا از هیچ اقدامی برای جلب توجه مردم ابایی ندارند، اما انسان موحد از عمق جان، مردم را دوست دارد، زیرا بندگان را محبوب خدای محبوبش می بیند و خود را عضوی از پیکر اجتماع می انگارد(مصباح یزدی،1381، ص164و269و270 ).
اگر چه تعابیری چون خوب و بد، درست و غلط، بخشی از زبان اخلاقیات را تشکیل می دهند اما مثلا، آیا مفهوم مدیر خوب دقیقا معادل مفهوم یک انسان خوب است؟ اما ممکن است شما بپرسید، چه کسی تصمیم می گیرد چه چیز خوب و چه چیز بد است؟ (لاوتن،1381، ص60). دو دسته کلی در این رابطه موضع گیری کرده اند: گروه اول- که”کانت” هم از این جمله است- معتقدند که ارزش های اخلاقی مطلقند. کانت می گوید: راست گفتن مطلقاً یک ارزش است و لو اینکه این راست گفتن موجب قتل هزاران انسان شود، مثلا از شما بپرسند که راه ورودی این شهراز کجاست و شما در عین حال که می دانید آنها برای غارت ومردم کشی وارد شهر می شوند نشانی درست را به آنها بدهید، این عمل شما ارزشمند است و تبعات آن، موجب بی ارزشی عمل نمی شود. در مقابل این دسته، گروه دیگری ارزش های اخلاقی راکاملا نسبی، بدون ملاک ثابت و تابع شرایط مکان و زمان و قراردادها می دانند. نظر اسلام متفاوت است، در اسلام یک سلسله اصول کلی و مطلق اخلاقی وجود دارد که تحت هیچ شرایطی تغییر نمی کنند، امامصادیق آن تغییر ناپذیر است، مثلا به طور کلی صداقت و راستی، مطلقا ارزشمندند، اما گاهی مصادیق آن تغییر می کند. راست گفتن تا آنجا که به صلاح فرد و جامعه است با ارزش است، اما اگر همین عمل بر خلاف مصالح فرد و جامعه بود، مثلا جان انسانی را در معرض هلاکت قرار می داد، گناه و ضد ارزش است. ملاک کلی ارزش اخلاقی، مصلحت واقعی عمومی فرد وجامعه است مصلحت یعنی هر چیز که موجب کمال و صلاح واقعی انسانیت است، نه چیزی که دلخواه افراد و مورد خوشایند آنهاست و این موضوع با نسبی بودن مخالف است.(مصباح یزدی1381،ص165و166). در روایات اسلامی می بینیم که کارهای پسندیده، به دلیل اینکه با روشی نادرست انجام یافته مورد نکوهش قرار گرفته است و این جمله که “هدف وسیله را توجیه می کند” از نظر اسلام قبول نیست. وقتی امام صادق (ع) پولی را به شخصی برای تجارت دادند و وی با شیوه ای نادرست در امر تجارت (ایجاد بازارسیاه) آن را در زمانی کوتاه دو برابر نمود، حضرت سود او رامجاز ندانستند و وی را نکوهش کردند. در مکتب اسلام، عمل و کار بسیار مورد توجه است ولی آنچه در اسلام مطلوب است عمل همراه با صفات و رفتار خوب است. این ها هرسه باهم مورد توجه اسلامند و بدون هر کدام ازآنها نتیجه مطلوبی بدست نخواهد آمد.(علی احمدی و همکاران،1382،ص55) بدون شک معیار بررسی رفتار اخلاقی نتیجه یا پیامد عمل، قصد و اراده فرد و معیارها و ارزش های اخلاق جهانی است(سالاری فر، 1392، ص58).
2-1-5) اخلاق مدیریت از نظر امام علی(ع)