مقدمه :
در دنیای امروز که فضای تجاری بیشتر از گذشته رقابتی وغیر قابل پیش بینی شده ،شرکت ها برای ماندگاری و رسیدن به اهداف تجاری ،ناچار به استفاده از رویکردهای جدید و توسعه ی شایستگی ها و قابلیت های خود در مواجهه با عدم اطمینان هستند. دراین راستا بازارگرایی وتوجه به محیط عنصر عمده و اصلی بازاریابی بوده و عامل مهمی در راستای توانمندکردن شرکت ها برای درک بازار و ایجادراهبردهای محصول وخدمت مناسب برای تحقق نیازها و خواسته های مشتری است[1] ،بازارگرایی دردو دهه ی گذشته از استقبال بسیاری در بین پژوهشگران واندیشمندان بازاریابی و مدیران شرکت ها برخوردارشده ودر پژوهش های متفاوتی رابطه ی آن با سرمایه های فکری وانسانی با حضور یا عدم حضور متغیرهای واسطه ومیانجی بررسی شده است .بازارگرایی نه تنها در بازارهای داخلی یک کشور ،بلکه در بازارهای بین المللی وجهانی هم مورد توجه می باشد [2].ازسوی دیگرامروزه سرمایه فکری ،عامل کلیدی در بازارگرایی وسودآوری شرکت ها به شمار می رود.
دوعامل مهم که موجب بالارفتن عملکرد بازارگرایی شرکت ها در دو دهه ی گذشته شده است ؛1- جهانی شدن 2- افزایش تغییرات در فناوری می باشد .سرمایه فکری مجموعه ای از ارزش های نامشهودمی باشد که قابلیت های سودآوری فعلی و آتی سازمان را توسعه می دهد .سرمایه فکری را می توان سود مبتنی بر دانش شرکت قلمدادکرد . سرمایه فکری و دارایی های نامشهود از عوامل مهم موفقیت شرکت ها محسوب می شود . در رقابت اقتصادی جدید دارایی های مبتنی بر دانش فراهم کننده یک مزیت رقابتی ذاتی هستند .ازاین رو در پژوهش حاضر برآنیم که رابطه بین بازارگرایی و سرمایه فکری را در شرکت آلومیتیوم پارس شهرستان ساوه که دارای رویکردهای همنواختی به محصول،قیمت ،توزیع و ترفیع هستند را مورد بررسی قراردهیم.
1-1- بیان مسئله پژوهش:
سرمایه فکری ، زاده علم و دانش است . این واژه که هنوز در دوران تکوین خود به سر می برد، برای نخستین بار زمانی مطرح شدکه شرکت بزرگ سوئدی اسکاندیا؛شروع به اجرای مجموعه ای از روش های نوآورانه علمی برای توجه ویژه به دارایی های نامحسوس خود کرد[3].
مفهوم سرمایه فکری همیشه مبهم بوده وتعاریف مختلفی برای تفسیر این مفهوم مورد استفاده قرار گرفته است .بنتیس ، سرمایه فکری را به عنوان مجموعه ای ازدارایی های نامشهود(منابع،توانایی،رقابت)تعریف می کند که از عملکرد سازمانی و ایجاد ارزش به دست می آید.بنتیس وهالند، در مقاله خود در سال 2002،سرمایه فکری را این طور تعریف می کنند: سرمایه فکری ذخیره ای از دانش را که در نقطه هایی از زمان در یک سازمان وجود دارد ، نشان می دهد . از دیدگاه بروکینگ ، سرمایه فکری اصطلاحی است برای ترکیب دارایی های ناملموس بازار ،فکری ،انسانی و زیر ساختاری که سازمان رادرانجام فعالیت هایش توانمند می سازد [4].
امروزه سرمایه فکری به طور گسترده اعم از دانش ، تجربه ،مهارت شخصی ،روابط خوب یا توانایی فناوری به عنوان یک منبع مهم مزیت رقابتی شرکت ها به شمار می رود ، همچنین عامل کلیدی در سود آوری شرکت محسوب می شود .
علیرغم افزایش تقاضا برای اطلاعات مربوط به سرمایه فکری ، نتایج تحقیق های انجام شده حاکی از آن است که یک مغایرت و اختلاف مهم و پایدار در کیفیت وکمیت اطلاعات گزارش شده شرکت هادر مورد این منبع کلیدی وجود دارد .
باید گفت که موضوع علم و سرمایه فکری یک موضوع بین رشته ای است و در بر گیرنده علوم مختلفی مانند حسابداری ، مدیریت دانش ،خط مشی گذاری واقتصاد ومدیریت منابع انسانی و…است .
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی سرمایه فکری را ارزش اقتصادی در مقوله ی از دارایی های نامشهود سازمانی یعنی انسان و ساختار تعریف می کند .دراین تعریف ، انسان می تواند مشتریان ، کارکنان ، تامین کنندگان ، رقبا ومقامات دولتی باشد .
بنتیس معتقد است اجزای سرمایه فکری با اثر گذاری بر یکدیگر ،جریان یا مسیر ارزش آفرینی شرکت را مشخص می کند .
سرمایه فکری انبوهی از ارزش های سازمانی نظیر سود آفرینی ، جایگاه یابی استراتژیک (سهم بازار،سرقفلی ، رهبری وسرآمدی ، آوازه و شهرت ) ، اکتساب نوآوری از دیگر شرکت ها ، وفاداری مشتریان ، کاهش هزینه ها ، بهبود بهره وری وغیره را به همراه دارد .
عدم توجه به سرمایه فکری و به تبع آن عدم استفاده از محاسن نیرو و سرمایه فکری می تواند شرایط پیشرفت صنعت را با اصطحکاک و کندی شدیدی همراه نماید و از طرف دیگر قدم گذاشتن سازمان در اوضاع و شرایط رقابتی و بازارگرایی خود مستلزم استفاده از سرمایه های فکری است . بایدگفت که پیدایش اقتصاد دانشی باعث افزایش معروفیت سرمایه فکری به عنوان یک موضوع تحقیقاتی و کسب و کار شده است. اکنون زمان خوبی برای فعال بودن در زمینه تحقیقات سرمایه فکری است. امروزه جامعه محققان سرمایه فکری در جایگاه مهمی قرار دارند. این محققان نبرد و مبارزه ای را از سال های پیش برای قبولاندن اهمیت سرمایه فکری داشته اند و سمینارها و مقالات و کتب زیادی را در این زمینه ارائه کرده اند و بیشتر تلاش های صورت گرفته شده در زمینه توسعه چهارچوب سرمایه فکری بوده است و اکنون این ضرورت بوجود آمده است که آنها بر روی اندازه گیری و مدیریت و افشاء آن تمرکز کنند. هر چند که امروزه این اعتقاد وجود دارد که مطالعه سرمایه فکری بیشتر به عنوان یک هنر توصیف می شود تا یک علم؛ که در بر گیرنده عوامل روانی و خلاقیت است و بیشتر شامل یک ادغامی از مطالعات رفتاری (رفتارهای مشتری و سازمانی) استمفهوم بازارگرایی از فلسفه ی مدیریتی که به مفهوم «بازاریابی» مشهور بود ، ریشه گرفته است .از دیدگاه نارورواسلیتر، بازارگرایی ، فرهنگ سازی است که به کاراترین و اثر بخش ترین شکل ممکن باید موجب خلق رفتارهای مورد نیاز جهت خلق ارزش برتر برای خریدارشود ودر نتیجه موجب استمرار عملکرد برتر کسب و کار گردد[5] .
نارور و اسلاتر سه عنصر را برای بازارگرایی تعریف می کنند.
1- مشتری مداری 2- رقیب گرایی 3- هماهنگی بین بخشی
بازارگرایی و توجه به محیط ، عنصر عمده و اصلی بازاریابی بوده و عامل مهمی در راستای توانمندکردن شرکت ها برای درک بازاروایجاد راهبردهای محصول و خدمت مناسب برای تحقق نیازها و خواسته های مشتری است .
ازاین رو در این پژوهش به دنبال آن هستیم که رابطه ی بین سرمایه فکری و بازارگرایی را در شرکت آلومینیوم پارس ، که به نسبت شرکت های ایرانی از اندازه متوسط برخوردار است و دارای رویکردهای همنواختی به محصول ، قیمت ، توزیع وترفیع می باشد را مورد بررسی قرار دهیم .
با توجه به اهمیت جنبه ی فرهنگی آن به اندازه گیری از بعدفرهنگی آن در میان کارکنان رده بالای شرکت که در طراحی و تولید محصولات نقشی کلیدی ایفاء می کنند ، پرداخته و سپس وجود رابطه بین سطوح مختلف بازارگرایی در شرکت از سویی و سرمایه فکری آن شرکت از سوی دیگر را بررسی می نماییم .