اقسام عقل از نظر فیلسوفان ومتفکران

اقسام عقل

در تعریف عقل نظری و عملی میان فیلسوفان و متفکران ، اختلاف نظر است . گروهی از قبیل ارسطو و فارابی، عقل نظری و عقل عملی را مبدأ ادراک می شمارند و اختلافشان رادر نوع مدرکات آن ها می دانند:

یعنی تشخیص بود و نبود اشیاء بر عهده ی عقل نظری وتشخیص حسن و قبح اعمال بر عهده ی عقل عملی است . در عصر حاضر برخی از متفکران مسلمان ، از قبیل علامه طباطبایی ، استاد مطهری ، استاد مظفر ، استاد حائری یزدی ، استاد مظاهری و استاد مصباح یزدی نیز همین دیدگاه را برگزیده اند . در برابر ، گروهی دیگر از فیلسوفان و متفکران مسلمان ، از قبیل قطب الدین رازی و از متأخران ، استاد جوادی آملی معتقد هستند که همه ی مدرکات ، اعم از نظری و عملی ، در محدوده ی عقل نظری جای دارند و عقل عملی تنها مبدأ عمل و تحریک است و این دو از قبیل مشترکات لفظی اند ( بهشتی ، 1389 ، صص 88-87) .

انسان به وسیله عقل نظری به معرفت اموری نائل می شود که شأن آنها عمل نیست . عقل عملی ( مبدأ تحریک ) تابع عقل نظری و ( مبدأ ادراک ) است . عقل نظری ، مقام امامت و روشنگری عقل عملی را بر عهده دارد ، در توزین و ارزیابی نهایی ، در حّد مقدّمه و وسیله برای عقل عملی است . عقل نظری دارای چهار مرتبه ی « عقل هیولانی ( یا بالقوه ) ، عقل بالملکه ، عقل بالفعل و عقل بالمستفاد » است  ( بهشتی ، 1386 ، صص 102-91 ) .

عقل عملی نیز مراتبی دارد از قبیل « تجلیه ، تخلیه ، تحلیه و فنا » است .

مرتبه اول : « تجلیه » ، یعنی عمل به شرایع نبوی و احکام الهی است .

 

مرتبه دوم : « تخلیه » ، از صفات پست اخلاقی است .

مرتبه سوم : « تحلیه » ، یعنی آراستگی به فضیلت های اخلاقی است .

مرتبه چهارم ، « فنا » است . خود فنا نیز سه مرتبه دارد :

فنا در افعال الهی ( مقام محو ) ، فنا در صفات ( مقام طمس ) ، فنا در ذات اقدس احدیّت ( مقام محق ) .

سه مرتبه نخست ، مراتب عملی و واپسین مرتبه ، مرتبه دریافت بی واسطه و قلبی حقایق یا شهود باطنی است ( بهشتی ، 1386، صص 103-102) .

برای عقل به تناسب معانی مختلف و کاربردهای متفاوت آن ، اصطلاحات گوناگونی وجود دارد . گاهی عقل اسم جنس برای ذات و عین است که از اندیشه و خرد بهره دارد و گاه اسم جنس برای وصف و معنای خرد ورزی و اندیشیدن است . معنای اوّل که اسم ذات است ، در برخی از اصطلاحات برای دلالت برای ذاتی به کار می رود . که به حسب ذات و کار خرد مجرد و غیر مادّی است . عقل هنگامی که اسم معنا باشد در دو معنای عام و خاص به کار می رود . در معنای عام بر مطلق اندیشیدن و به هر نوع کار ذهنی و علمی اطلاق می شود . عقل در این معنا ابزار برای هر نوع شناخت و تلاش ذهنی و علمی است . هم ابزار شناخت امور کلی و غیر طبیعی و هم ابزار شناخت جزئی و یا کلی امور حسی و تجربی است . عقل در معنای عام ، وسیله ای است که هم جامعه ی علمی برای شناخت علمی از آن استفاده می کند و هم عموم مردم در شناخت عرفی و عمومی خود از آن بهره می برند . عقل در معنای خاص فقط در تأملات فکری و فعالیت های روشمند علمی ای به کار می رود که به ادراک حقایق عام و کلی می پردازد . عقل در این معنا از روش قیاسی- برهانی استفاده می کند و به تناسب موضوعات و نوع احکامی که صادر می کند ، به دو قسم نظری و عملی تقسیم می شود . عقل در معنای عام خود هنگامی که به شتاخت امور جزئی می پردازد ، « عقل جزئی » نامیده می شود و در معنای عام ، هنگامی که توسط عموم مردم ، در ارتباطات و شناخت عمومی به کار برده می شود « عقل جمعی یا عقل عرفی » گفته می شود .

 

 

امّا در یک تقسیم بندی دیگر عقل را به نظری و عملی تقسیم بندی می کنند . عقل نظری نیرویی ادراکی است که انسان با آن هست ها و نیست ها را ادراک می کند و به تعبیر دیگربه شناخت روشمند هستی ها می پردازد ، در مقابل عقل عملی که شناخت روشمند کلی نسبت به ارزش هاست و احکام تجویزی صادر می کند و به سخن دیگر نیروی ادراکی است که انسان با آن باید ها و نباید ها را ادراک می نماید ( جوادی آملی ، 1387) .