با طیف وسیع افزایش جمعیت دانشجویی، دانشجویان با مشکلات سازگاری با محیط دانشگاهی روبرو هستند (تیلور و پاستور، 2007). مطالعات نشان می دهد که 20 تا 25 درصد دانشجویان سال اول تحصیلات خود را به اتمام نمی رسانند (همیلتون و همیلتون، 2006). برای دانشجویان، در هنگام ورود به دانشگاه، سازگاری با محیط جدید یک تجربه ی پرتنش محسوب می شود (پکران و پلتیر، 2001) آن ها ممکن است با مسائل فردی، تحصیلی و اجتماعی برخورد کنند. میزان موفقیت آن ها به نوع مشکل بستگی ندارد، بلکه به تفسیر آنان از مشکل و میزان سازگاری با شرایط بستگی دارد. یک فرد زمانی از سازگاری بهره مند است که بتوانند میان خود و محیط اجتماعی اش رابطه ای سالم برقرار کند. محیط اجتماعی، دربرگیرنده ی خانواده، محل تحصیل، محل کسب و کار و نظایر آن است و در صورت نبود ارتباط مناسب با محیط، فرد دچار عدم تعادل و در مواجهه با مسایل، درگیر مشکلات بسیار خواهد شد. بنابراین، شناخت شیوه هایی برای ایجاد سازگاری مفید خواهد بود؛ یکی از ارکان سازمان که می تواند با برنامه ریزی ها و اقداماتی، دانشجویان را در این امر یاری نماید، ساختار سازمان می باشد.
زینعلی به نقل از کانتر (1999) می نویسد، یکی از راه های شناخت کامل و دقیق هر سازمانی از جمله دانشگاه بررسی ساختار سازمانی آن است. چرا که برای اجرای موثر و موفقیت آمیز وظایف و مسئولیت ها، هر سازمان باید دارای ساختار سازمانی موثری باشد؛ به اذعان صاحبنظران همان گونه که ساختار سازمانی و تشکیلات غیر اثربخش یک عامل مهم در عدم اثربخشی در هر سازمانی معرفی می گردد، وجود ساختار سازمانی مناسب کمک می کند تا هر کس در سازمان حس روشنی از جایگاه خود داشته باشد، ‌مسیری مناسب برای ارتباطات خویش تعیین کند و الگوی تعاملی متناسبی را شکل دهد (زینعلی، 1391).
علیرغم تحقیقات متنوع و گوناگونی که در خصوص هر یک از عوامل نوع ساختار سازمانی و سازگاری دانشجویان با دانشگاه انجام پذیرفته، اما در بررسی منابع مختلف مانند کتاب ها، سایت های مختلف اینترنتی، موتورهای جستجو، مجلات و ژورنالهای مختلف، هیچ تحقیق جامعی در خصوص بررسی رابطه بین نوع ساختار سازمانی و سازگاری دانشجویان، یافت نشد.
مطالعه نوع ساختار سازمان از دیدگاه دانشجویان، نگرش آن ها را به میزان رسمیت، تمرکز، فرایند و زمینه موجود در دانشگاه شیراز نشان خواهد داد. بر اساس این نگرش مدیران و مسئولین امر خواهند توانست نسبت به تغییر ادراکات منفی دانشجویان در هر یک از این ابعاد اقدام نمایند. همچنین مطالعه میزان سازگاری دانشجویان در ابعاد 4 گانه ی آن، محقق را در شناخت هر چه بهتر چگونگی فرایند های روانی و رفتاری دانشجویان در محیط دانشگاه، در برخورد با شرایط و موقعیت های جدیدی که حالاتی از تنش و ابهام را به همراه دارد، یاری می رساند. دانشجویان در این موقعیت برای برقراری تعادل و نیز کنار آمدن با این شرایط همراه با استرس و تعارض و برآوردن نیازهای و خواسته های خود فرایند سازگاری را پیشه ی خود می کنند. چه بسا درک این موضوع، روش های جدیدی در مدیریت دانشگاه که بستر فعالیت های دانشجو می باشد، به مسئولان مربوطه چون مدیریت دانشگاه و نیز اطلاعاتی در خصوص برنامه ریزی امور و برنامه های درسی به برنامه ریزان مسئول و اساتید داده شود. از طرف دیگر چون دانشجویان نیز با شناختی که از این فرایند ها و چگونگی وقوع آن ها در خود پیدا می کند، می تواند نقاط ضعف و قوت خود را در این خصوص پیدا و در جهت رفع و یا تقویت آن ها اقدام نماید.
1-2- اهداف پژوهش
1-2-1- هدف کلی
هدف کلی این پژوهش بررسی رابطه ی بین نوع ساختار سازمانی باسازگاری دانشجویان در
دانشکده های مهندسی دانشگاه می باشد.
1-2-2- اهداف اصلی
1- بررسی نوع غالب ساختار سازمانی دانشکده های مهندسی دانشگاه شیراز
2- ارزیابی میزان سازگاری دانشجویان دانشکده های مهندسی دانشگاه شیراز
3- بررسی رابطه ی بین انواع ساختارهای سازمانی و انواع سازگاری دانشجویان مهندسی دانشگاه شیراز
1-2-3- سوال های پژوهش
1- نوع غالب ساختار سازمانی دانشکده ی مهندسی دانشگاه شیراز کدام است؟
2- سازگاری دانشجویان دانشکده ی مهندسی دانشگاه شیراز، به چه میزان است؟
3- آیا بین انواع ساختارهای سازمانی و انواع سازگاری دانشجویان مهندسی دانشگاه شیراز رابطه ی معناداری وجود دارد؟
4- آیا انواع ساختار سازمانی پیش بینی کننده ی معنادار سازگاری دانشجویان مهندسی می باشد؟
1-3- تعاریف متغیرها
1-3-1- تعاریف مفهومی متغیرها
1-3-1-1- ساختار سازمانی
ساختار سازمانی روش و رویه ای است که به وسیله آن فعالیت های سازمان تقسیم، سازماندهی و هماهنگ می شوند (رابینز و جاج، 2009). به علاوه توزیــع قــدرت در سازمان را نشــان می دهد و نه تنها یک سازوکار هماهنگی است بلکه فرایندهای سازمانی را تحت تأثیر قرار می دهد. ساختار سازمانی بر الگوهای روابط درونی سازمان، اختیــارات و ارتباطات دلالت دارد (فردریکسون، 1986).
سازمان ها ابعاد ساختاری گوناگونی دارند. از جمله ابعاد ساختار اجتماعی سازمانها که در نظریه پردازی های امروزین مدرنیست ها نیز یافت می شود، سه عنصر پیچیدگی، تمرکز و رسمیت است (هچ، 1387). منظور از پیچیدگی، تعداد کارها یا سیستم‌های فرعی است که در درون یک سازمان انجام می‏شود یا وجود دارد (دفت، 1387). رسمیت، به حدی که قوائد، مقررات، خط مشی ها و رویه ها در سازمان اعمال می شود، اشاره دارد و تمرکز، پاسخ به سوال “در چه سطحی در سازمان ت
صمیم گیریمی شود؟” را نشان می دهد (هچ، 1387).به طور کلی ساختار سازمانی مشتمل بر ابعاد و عناصری است که بیان کننده ی ویژگی های خاص هر سازمان می باشد.
1-3-1-2- ساختار تواناساز
نوعی از ساختار اجتماعی سازمان های آموزشی است که در ابعاد رسمیت، تمرکز، فرایند و زمینه (جو سازمانی) دارای شاخصه های انعطاف پذیری، همکاری، همیاری، خلاقیت و نوآوری، پویایی، ارزش گذاری و غیره می باشد. در این نوع از ساختار قوانین و رویه ها از انعطاف پذیری مطلوبی برخور دارند؛ افراد به ابتکار عمل و نوآوری ترغیب می شوند و حس اعتماد، انسجام و همکاری میان کارکنان تقویت می گردد؛ به مشکلات به عنوان فرصتی برای رشد و تعالی نگریسته می شود. جهت تسهیل حل مشکلات در سازمان، اختیار عمل به کارکنان داده می شود و فرایندهای تصمیم گیری به صورت مشارکتی انجام می گردد. به طور کلی افراد از محیط کاری خود رضایت دارند و تمام تلاش خود را جهت تحقق اهداف سازمان بکار می برند (هوی و سویتلند، 2000،2001؛ سیندن،2004؛ هوی و میسکل،2008،).
1-3-1-3- ساختار بازدارنده
نوعی از ساختار اجتماعی سازمان های آموزشی است که در ابعاد رسمیت، تمرکز، فرایند و پیش زمینه (جو سازمانی) دارای شاخصه هایی کاملا متفاوت با ساختار تواناساز می باشد. در این نوع از ساختار قوانین و رویه ها در فضای بوروکراتیکی شدیدی اجرا می شود و هر گونه عملکردی متفاوت با قوانین و رویه های سازمان مذموم و مورد سرزنش قرار می گیرد. حس بدگمانی، عدم اعتماد و صداقت بین افراد بسیار زیاد است و کنترل شدیدی بر رفتار و عملکرد کارکنان اعمال می شود. در بین کارکنان غالبا برخورد و ناسازگاری وجود دارد و فضای سازمان مملوء از کشمکش است. فعالیتهای کارکنان در چارچوب رفع نیازها و خواسته های سازمان و در قالب مقررات حاکم بر آن است. سازمان تمایل دارد که بر سیستم جاری خود باقی بماند و از هرگونه تغییر دوری می نماید. مشکلات بزور حل می شوند و تصمیم گیرهای یک جانبه و از رئیس به مرئوس است. به طور کلی نوعی در این شکل از ساختار فضای سازمان بسیار خشک و مستبدانه است و نوعی نارضایتی و بیگانگی بین کارکنان و سازمان وجود دارد (هوی و سویتلند، 2000 و 2001؛ سیندن،2004؛ هوی و میسکل،2008).