ایالات متحده آمریکا، روابط بین المللی

دانلود پایان نامه

تنها کشوری که می شناسیم که تابعیت مضاعف را به عنوان شرط احراز عدم صلاحیت از انجام نظام وظیفه مطرح کرده باشد کشور مکزیک است این شرط احراز عدم صلاحیت در سال 1998 تا حدودی ظاهر شد که اعضاء نیروهای مسلح مکزیک را ملزم می کرد که حتماً باید شهروندی و تابعیت مکزیک رااز طریق تولد در مکزیک داشته باشند و همچنین نباید هیچ تابعیت خارجی را بعد از تولد کسب کرده باشند21.
______________________
17) http://www.recruiting.dnd. ca/cgi-bin/show_jobs.pl.
18) http://www.army.mod.uk/cgi-bin/netoutcome.exe?redeye_url-army/recruit/soldier/entry.html; Last visited on 26 feb 2014.
19) ;http://www.royal.navy.mod.uk/marines/join.html>; http://www.raf-careers.com/brief/selection/index.html.
20) Constitution of Republic of Turkey, art. 72 http://tbmm.gov.tr/develop/pwa/anayasa.iki; Turkish Military Code of 1927, Law No 1111, art. 1(June 21, 1927).last visited on 28 feb 2014.
21) , and in a publication of the Mexican Secretary of Foreign Relations, NoPerdida de Nacionalidad, http://www.quicklink.com/mexico/gob98mar/nacional.html.
بطور خلاصه می توانیم بگوییم که اکثرکشورهایی که در بالا ذکر شدند تامین نیروهای مسلح شان را منحصراً از میان اتباع خودشان انجام می دهند. اگر چه بعضی از آنها اجازه می دهند که بعضی از خارجی های خاص بتوانند در ارتش شان خدمت کنند. فقط مکزیک هست که افراد دارای تابعیت مضاعف را از ورود در لیست خدمت داوطلبانه ارتش این کشور منع می کند. همه کشورها ظاهراً داشتن تابعیتشان را به عنوان پیش شرط پستهای افسری ارتش مطرح کرده اند اما هیچکدام ( به استثناء مکزیک) صراحتاً افراد با تابعیت مضاعف را از پستهای افسری منع نکردند. حد اقل در ایالات متحده آمریکا تابعیت مضاعف می تواند به عنوان مانعی برای تا یید ارزیابی امنیتی آن فرد به منظور ورود در ارتش تلقی بشود که آنهم یک پیش شرطی برای پستهای افسری است.
در مقایسه با سیاستهای نظام وظیفه که در بخش بعدی مطرح می کنیم به نظر نمی رسد که هیچ دلیلی وجود داشته باشد که سیاستهای دولتها مربوط به بحث خدمت نظام وظیفه داوطلبانه افراد با تابعیت مضاعف اگرچه از طریق قوانین داخلی نتواند به صورت یک جانبه انجام شود. اصولاً دولتها در اینکه سایر دولتها به افراد دارای تابعیت مضاعف اجازه بدهند اسمشان در لیست خدمت داوطلبانه برود یا خیر، نفع کمی دارند.
حد اقل دو هشدار وجود دارد که چه کسی به این موضوع توجه می کند؟ اما اصولا هر دو هشدار متزلزل هستند. تصمیم یک دولت برای اینکه به افراد دارای تابعیت مضاعف اجازه ورود در فهرست خدمت داوطلبانه در نیروهای مسلح داده شوند، می تواند ستاد نظام وظیفه اجباری سایر دولتهایی که آن فرد تابعیتش را دارد، را تحت تاثیر قرار بدهد. اگر دولت دوم ، اتباع خودش از جمله افراد دارای تابعیت مضاعف را به خدمت فرا بخواند ، ممکن است بــه خدمت مضاعف خسته کننده (یعنی افرادی که قبلاً بصورت داوطلبانه خدمت سربازی را در یکی دیگر از کشورهایی که تابعیتش را دارند انجام داده اند)، توجه بکند وبنا بر این لازم است تشخیص بدهد که افراد دارای تابعیت مضاعف را از خدمت سربازی معاف کند. به نظر نمیرسد که این وضعیت دلیل کافی برای تشخیص مصلحت دولت محل اقامت فرد باشد که بخواهد به افراد دارای تابعیت مضاعف اجازه بدهد که خدمت سربازی انجام بدهند یا ندهند.
هشداردوم به تصمیمات یک دولت که اجازه بدهد یا ندهد که افراد دارای تابعیت مضاعف وارد لیست خدمت داوطلبانه ی سربازی بشوند یا نشوند ، مربوط میشود . اگر یک فرد دارای تابعیت مضاعف دولتهای x و y ، دردولت x اقامت داشته باشد و دولت x فرد دارای تابعیت مضاعف را از انجام خدمت سربازی در ارتش اش منع کند ، دولتy می تواند بر این اساس اعتراض کند که دولت x بطور تبعیض آمیزی فرصتهای مشاغل نظامی را نسبت به اتباع دولت y منع کرده تا جایی که به نحو مشابهی هم دولت y می تواند اعتراض کند اگر دولت x در قبال اتباع دولت y به نحو دیگری تبعیض قائل شود . یک چنین اعتراضی خیلی مهم نیست. به خاطر اینکه فقط یک شغل خاص می تواند در دسترس عموم نباشد در صورتیکه دولت x اعتقاد داشته باشد که حضور اتباع خارجی در ارتش اش به صورت غیر ارادی ممکن است امنیت ملی اش را مورد خطر قراردهد و به همین اعتقاد باید توسط دولتهای دیگر به عنوان یک امتیاز حاکمیت دولت x تحمل بشود.
با این فرض می بایستی در چهارچوب قلمرو حاکمیت یک دولت باشد که به صورت یکجانبه تصمیم بگیرد که آیا به افراد با تابعیت خارجی که وارد لیست خدمت سربازی در ارتش نیروهای نظامیش شوند اجازه بدهد یا ندهد ؟ سوال بعدی این است که آیا دولتها آنقدر عاقل هستند که این کار را انجام بدهند ؟ بحث بالا این موضوع را مطرح می کند که دولتها عموماً به اتباع خارجی اجازه خدمت می دهند. اگر آن سیاستها باعث ایجاد هرگونه مشکلی شوند ،آشکارا و معلوم نیستند.همانطور که آشکار است اگر آن مسائل و مشکلات کار راخراب نکنند باعث بهتر شدن آن هم نمی شوند . به علاوه از آنجا که بسیاری از دولتها به برخی از بیگانگان مقیم اجازه ی ورود به لیست خدمت نظام وظیفه شان را می دهند و از آنجا که بیگانگانی (جز افراد بی تابعیت) که اتباع دولتها ی خارجی هستند،دلیل کمتری وجود دارد که گنجاندن نام آنها را در لیست خدمت سربازی مورد سوال قرار دهیم (یعنی وفاداری کسانی که هم تابعیت آن کشور را دارند و هم تابعیت کشور دیگر را دارا هستند )
به هر صورت این تصمیم که آیا به اتباع خارجی اجازه داده می شود که در لیست فهرست نیروهای مسلح قرار بگیرند، بیان کننده و منعکس کننده چند ملاحظه است که به طور غیر قابل اجتنابی از یک کشور به کشور دیگر فرق می کند . یقیناً یک دولت می خواهد نیازهای پرسنلی کل ارتش خود را در نظر بگیرد. اینها عواملی است که ماهیت ملزومات دفاعی عمومی دولت را تعیین می کند که به نوبه خود به جغرافیای آن کشور و روابط خارجی آن دولت و به منابع اقتصادی اش و هرگونه عامل دیگر که بتواند احتمال تهاجم و تجاوز خارجی و احتمال شورش داخلی را تحت تاثیر قرار دهد، وابسته است. همچنین یک دولت بیشترین میزان تکیه به پرسنل خودش را به صورت جداگانه نسبت به مسائلی مانند بحث فن آوری و هنجار های سیاسی و فلسفی وفرهنگی وتعهدات شهروندی و تابعیت وبه خصوص بحث نظام وظیفه واندازه و مهارتهای نیروهای داوطلب موجود و در دسترس و همچنین روابط دولت با دولتهای خاصی که در تعداد ی از افراد دارای تابعیت مضاعف شریک اند را در نظر خواهد گرفت . حتی این فهرست مفروز ناقص از عوامل ، نیاز به تصمیمات بین یک دولت و دولت دیگررا که آیا اجازه بدهد که افراد باتابعت مضاعف در فهرست خدمت داوطلبانه آن کشور ها وارد بشوند یا نشوند ، را نشان می دهد.
قسمت دوم : خدمت نظام وظیفه افراد دارای تابعیت مضاعف
در بحثهای راجع به تابعیت مضاعف بحث خدمت نظام وظیفه اجباری مهمترین ملاحظه و نگرانی عملی بوده که تا به حال بیان شده است . از نظر تاریخی مشهورترین مثال مربوط است به سیاست بریتانیایی ها مبنی بر توقیف افراد متولد بریتانیا و همچنین مردانی که تابعیت آمریکا را در دریای آزاد کسب کرده بودند و اجبار آنان به خدمت در نیروی دریائی بریتانیا که سیاستی بود که منجر به جنگ سال 1812 شد22. می توان گفت که مشکل واقعی در آن زمان مفهوم تابعیت مضاعف نبود بلکه دلیل خاص تابعیت مضاعف در آن مورد دکترین وفاداری دائم بود، در حالیکه بریتانیای کبیر از به رسمیت شناختن ترک تابعیت داوطلبانه اتباع بریتانیا از طریق کسب تابعیت آمریکا خودداری می کرد23. پروفسور اسپیرو و کازلاوا سکی بعضی رویه های نا مشخص در اروپای قرن نوزده از جمله همسان سازی خدمت وظیفه افراد فرانسوی ، اسپانیائی و روسی و سایر دولتهای آلمانی پس از بازگشت به سرزمین مادری خودشان که تابعیت آمریکا را کسب کرده بودند24 را خاطرنشان ساخته اند .
حتی امروزه بعضی ازشهروندان که کسب تابعیت کرده اند در مواقعی که می خواهند به کشور مبداء شان بازگردند از خدمت نظام وظیفه اجباری می ترسند، مثل ترکیه ، یونان و ایران که ممکن است ترک تابعیت را توسط اتباع اصلی شان قبل از انجام خدمت نظام وظیفه اجباری به رسمیت نشناسند25.
بدون شک این عدم اطمینان ممکن است سختیهایی را یرای افرادی که متاثر از این ضوابط می شوند ایجاد کند. البته این عدم اطمینان می تواند مانع روابط بین المللی شوند اگر چه همیشه این موضوع اتفاق نمی افتد اما تــا حد شکننده ای وجود دارد مثل وضعیتی که در جنگ 1812 پیش آمد. بــروز بعضی تنشها
_____________________________________________________
22) Charles Gordon, The Citizen and the State; Power of Congress to Expatriate American Citizen, 53 Georgetown L.Rev. 315, 319, (1965).