پایان نامه ارشد: بررسی فقهی و حقوقی فرزند خواندگی با تاکید بر قانون جدید

فرزندانی که در محیط خالی از عشق و دلبستگی خانوادگی و در فضای ناامن بزرگ و تربیت می شوند در معرض بحران های عاطفی، اخلاقی، اجتماعی و روحی قرار خواهند گرفت و این بحران ها با آنکه در ظاهر گریبانگیر همان افراد و فرزندان است اما در معنای عمیق تر و در باطن، جامعه را گریبانگیر و مبتلای خود می سازند. بر این اساس جامعه با چنین کودکانی مواجه است که به دور از افکار و رسانه های همگانی مورد کودک آزاری قرار می گیرند. والدین این افراد به دلیل بزهکاری، اعتیاد، سوءرفتار، بیماری صعب العلاج، زندانی شدن، مسائل اخلاقی و….صلاحیت خود را برای نگهداری این کودکان از دست داده اند. والدین این کودکان یا زندانی هستند یا معتاد که احساس مسئولیت اجتماعی ندارند.

در عصر حاضر، جامعه ما و البته بسیاری از جوامع دنیا با یک دشواری و معضل بزرگی به نام کودکان بدسرپرست و یا کودکان بی سرپرست روبرو هستند کودکان بدسرپرست واقعیت تلخ جامعه هستند که به دور از مهر و محبت و تربیت والدین قرار می گیرند و همین دوری از مهر و محبت تأثیرات منفی زیادی روی آنها گذاشته است، زیرا انسان وقتی یک گام در جهت رشد و شخصیت خود برمی دارد، نیازهایی از قبیل تعلق داشتن و نیاز به تحسین و محبت دارد در حالی که کودکان بدسرپرست از این نیازها پاسخی دریافت نمی کنند و دچار بحران ها و آسیب هایی می شوند که به واسطه تزلزل در بنیان خانواده ها ایجاد شده و آن ها را قربانی خود ساخته است.

درصورتی که والدین نتوانند به دلایلی نیازهای روحی عاطفی این فرزندان را تأمین کنند تأثیرات نامطلوبی را در تداوم زندگی آنها بر جای می گذارد و این کودکان در آینده به بزهکاری روی می آورند زیرا تداوم خشونت به ویژه در دوران نوجوانی پیدایش بدبینی نسبت به زندگی، پوچی و بدبختی نوجوانان را به همراه دارد که پیدایش این روحیه زمینه را برای انواع انحراف ها فراهم می سازد و آن ها برای جایگزین آرامش از دست رفته خود به سمت اعتیاد، دوستی های خطرناک،  بزهکاری و…گرایش می یابند.

در گزارشی از کودکان کانون اصلاح و تربیت مشخص شده است که%99کودکان بزهکار دارای والدین زود خشم و مهاجم بوده اند و کودکانی که دست به خودکشی زده اند مورد شکنجه و آزار قرار می گرفتند. در این زمینه وجود کودک آزاری جسمی و عاطفی بیشترین آمار را به خود اختصاص داده است.

روزانه مواردی درخصوص کودکان بدسرپرست که مورد آزار جسمی و عاطفی قرار می گیرند گزارش می شود که به قاچاق مواد مخدر و فروش مواد مخدر، کارهای سخت و زیانبار، ممانعت از تحصیل، اخراج از خانه، فرار از خانه، عدم دسترسی به خدمات درمانی بهداشتی و ده ها معضل دیگر گرفتار و محکوم می شوند.

یکی از آسیب های جدی که جامعه را تهدید می کند گسترش کودکانی است که به دلایل گوناگون همه وقت خود را در خیابان می گذرانند و از طریق تکدی گری، بزهکاری، شغل های کاذب امرار معاش می کنند که این معضل ها پیامدهای ناگواری را در آینده نه چندان دور برای جامعه در پی خواهد داشت.  برای جمع آوری این کودکان مراکزی وجود دارد که یکی از آنها خانه ی سبز و ریحانه است که برای جمع آوری کودکان به وجود آمده است این کودکان در خیابان ها و چهارراه ها شب و روز خود را سپری می کنند و هر روز به تعداد آن ها اضافه می شود. آمار نشان می دهد تهران بیشترین کودکان خیابانی را در خود جای داده است. دو مرکز مهم مذهبی مشهد و قم و استان های گلستان، لرستان، فارس و خوزستان تعداد زیادی کودکان خیابانی دارند. زندگی در خیابان مشکلاتی برای کودکان ایجاد می کند مشکلاتی اعم از سوءتغذیه بیمارهای مزمن گوارشی پوستی جای خواب و محل زندگی آلوده و بیماری های واگیردار که سایرین نیز در معرض درگیر شدن در فعالیت ها و موقعیت های خطرناک و غیرقانونی قرار می گیرند. استثمار جنسی و اعتیاد به مواد مخدر وابستگی هر چه بیشتر به گروهای قاچاق مواد مخدر از جمله مشکلات آنهاست که این وابستگی باعث بروز بیمارهای خطرناک می شود.

از این جهت فرهنگ خشن خیابانی از ویژگی های رفتاری و اخلاقی این کودکان است که رفتارهای ضداجتماعی به دنبال دارد کودکی که در محیط ناسالم و بیمار رشد می کند بیشتر وقت خود را در خیابان ها و به جرم و بزهکاری گذرانده به همین جهت نمی تواند ارتباط اجتماعی مناسبی با دیگران داشته باشد در تمام جوامع کودکان و نوجوانان خیابانی برای ادامه زندگی به حمل و نقل زباله، شستن اتومبیل، دست فروشی و مشاغل غیرقانونی مانند فروش مواد مخدر مشغول اند این کودکان کمتر به مدرسه می روند و کمتر به مراحل تحصیلی می رسند این کودکان به دلیل نداشتن سرپرست مناسب دیر یا زود به خیابان ها راه می یابند و زندگی خیابانی را از سر می گیرند.

2-10-2- کودکان بی سرپرست:

یکی دیگر از معضلات و دشواری های جامعه ما موضوع کودکان بی سرپرست است. کودکان بی گناهی که در شرایط خاص خانوادگی خود را از دست می دهند و به اجبار بی سرپرست می شوند.

کودکان بی سرپرست به کودکانی اطلاق می شود که به دلایل متعدد از حمایت و نگهداری خانواده محروم بوده اند و امکان زندگی در محیط خانواده را ندارند. خانواده هایی که به طور موقت یا دائم سرپرست خود را از دست داده اند و از حمایت های مالی و خدماتی و توانایی امرارمعاش و گذران زندگی به دلیل وجود مشکلات اقتصادی اجتماعی محروم اند.  این کودکان در مراکز شبانه روزی خوابگاه پرورشگاه مهدکودک و شیرخوارگاه ها نگهداری می شوند.

سال های اولیه کودکی یعنی از تولد تا6سالگی مهم ترین دوران شکل گیری شخصیت است.  در کشور ما با توجه به اینکه اشخاص از کودکان بی سرپرست به طور مستقیم یا غیرمستقیم نگهداری می کنند معمولاً زوج هایی که صاحب فرزند نمی شوند کودکی را به عنوان فرزند خوانده قبول می کنند اما با این حال تعداد مؤسسات نگهداری کودکان بی سرپرست در حال افزایش است کودکانی که سرپرست خود را از دست داده اند در درجه اول نگهداری آنها بر عهده دولت هاست به همین جهت مراکز دولتی سرپرستی و نگهداری آنها را بر عهده دارند و بعضی از این مؤسسات توسط اشخاص نیکوکار تأسیس شده است اما این مؤسسات رفاهی نمی توانند جای خالی خانواده اصلی را نزد این کودکان پر کنند، لذا به منظور حمایت و سرپرستی از این کودکان قانون فرزندخواندگی از کودکان بی سرپرست به وجود آمده است.

در این راستا فرزندخواندگی به منظور سپردن کودکان بدون سرپرست از طرف بهزیستی به خانواده های متقاضی است که البته شرایط قانونی نگهداری از کودکان بی سرپرست را داشته باشند. کودکانی که به خانواده ها سپرده می شوند والدین یا جد پدری آنها شناخته نشده است و از طرف دیگر باید قبل از سپرده شدن به خانواده ها از طریق قضایی خانواده ها تأیید شده باشند متقاضیان در لیست نوبت قرار می گیرند و با رسیدن نوبت برای انتخاب فرزند به مراجع نگهداری کودکان اقدام می کنند و خانواده متقاضی توسط بهزیستی به دادگاه برای صدور حکم سرپرستی کودک طی صورت جلسه ای به والدین تحویل داده می شود و مراتب به دادگاه اعلام می گردد اما حکم سرپرستی کودک درصورت تشخیص بهزیستی مبنی بر آسیب پذیری کودک و نداشتن شایستگی والدین قانونی یا مراجعه والدین حقیقی کودک با هماهنگی دادگاه فسخ می شود.

اما کودکانی که در واقع قربانی بی تدبیری خانواده ها شده اند و تک سرپرستی ناشی از طلاق و یا ترک خانه توسط یکی از آنها عاملی است که باعث بروز پدیده بی سرپرستی کودکان شده است متأسفانه تعدادی از این فرزندان به علت رها شدن  به بهزیستی کودکانی هستند که با معلولیت به دنیا می آیند و خانواده ها با توجه به شرایط سخت نگهداری فرزند معلولشان، او را رها می کنند.

مشکلات این کودکان نداشتن احساس امنیت و برطرف نشدن نیازهای آنهاست کودکانی که در مراکز شبانه روزی هستند به دلیل جابه جایی های مکرر از خانه به خانه دیگر و از خانه به شبانه روزی و از شبانه روزی به خانه تغییر سیاست های مرکز نگهداری، تغییر کارمندان امکانات رفاهی و تفریحی احساس بی ثباتی می کنند.

کمبود اعتماد به نفس و عدم بیان مشکلات با فرد مناسب و عدم مورد علاقه بودن از دیگر کمبودها و مشکلات روحی رفتاری این کودکان می باشد وجود خشونت رفتاری و بدنی در بین آنها کمبود امکانات و سلیقه های متفاوت آنها احساس محرومیت از خانه و خانواده باعث بروز خشونت در بین آنها شده است.

با وجود یکسان بودن مدرسه کودکان عادی و شبانه روزی این کودکان در محیط مدرسه و کلاس درس در انزوا هستند این کودکان از وضعیت درسی پایین تری نسبت به کودکان عادی برخوردارند زیرا رسیدگی زیاد والدین به وضعیت تحصیلی فرزندانشان باعث شده از وضعیت مناسب تری برخوردار باشند اما این فرزندان از چنین نعمتی محرومند.

2-11- بررسی وضعیت کودکان خیابانی در ایران و جهان:

ایران قبل از اسلام، هنگامی که جامعه در دوره ی خاصی از زندگی اجتماعی بود نسبت به سایر کشورها از فرهنگی قابل ملاحظه ای نسبت به کشورهای دیگر برخوردار بود ایران قبل از اسلام جامعه طبقاتی بود که اشراف کارگزاران و جنگاوران و پیشه وران را تشکیل می داد. در زمان حکومت ساسانیان که مقارن با ظهور اسلام بود یتیمان و طبقات فقیر نه تنها از درد یتیمی رنج می بردند بلکه از امکانات مادی و معنوی هم بهره مند نبودند .بعد از آن با ظهور و گسترش اسلام تعلیمات مذهبی باعث شد تا نیکوکاران هر چه بیشتر به امور مالی و معنوی محرومان توجه کنند و به دنبال آن، افراد به کمک فقرا و مستمندان شتافتند. در زمان شاه طهماسب پرورشگاهی در کاشان تأسیس شد و در سال 1296شمسی جمعیت شیر و خورشید سرخ ایران بنیانگذاری شد و پرورشگاه ها و مؤسسات خیریه غیردولتی در تهران، بابل، رشت و قم تأسیس شد.

سازمان بهزیستی در سال 1359تأسیس شد که خدمات عمده ای شامل رفاهی و توانبخشی و بازسازی و بازپروری ارائه می داد. این سازمان در حمایت و خودکفائی خانواده های بی سرپرست، ایجاد مهدکودک، نگهداری از کودکان بی سرپرست جبران هزینه های خدماتی مانند مسکن پوشاک بهداشت و درمان هزینه های نگهداری و سرپرستی فرزندان بی سرپرست و بد سرپرست را  از طریق منابع دولتی و بخشی نیز از طریق کمک های مردمی و افراد خیر تأمین می کند.

بر اساس نتایج آماری در حال حاضر حدود صد میلیون کودک خیابانی در جهان وجود دارد که نیمی از آنها در آمریکای لاتین و کشورهای آفریقایی و آسیایی به سر می برند و سازمان یونیسف این کودکان را به دو دسته تقسیم می کند کودکانی که از خدمات و امکانات اجتماعی مانند مدرسه کلیسا بهره مندند و دسته دوم کودکانی که در خیابان ها سرگردانند و دست به تشکیل گروه ها و باندهایی زده اند که پدید آورنده ساختارهای اجتماعی برای بقای آنهاست.

طبق آمار غیر رسمی در تهران نیز حدود 20هزار کودک خیابانی زندگی می کنند. افزایش چشمگیر آنها باعث جلب توجه مسئولان شده که منظر نامناسبی در شهرها ایجاد کرده است و تبعاتی دارد . دست های پنهان و منفوری پشت این پدیده وجود دارد که آینده این کودکان را به مخاطره انداخته است یادگیری رفتارهای خشن خیابانی، ویژگی های اخلاقی نامناسب و به دام افتادن در دام قاچاقچیان و خلافکاران از زمره ده ها خطری است که این کودکان را تهدید می کند. در تمام دنیا این کودکان برای حمل و توزیع مواد مخدر، مشروبات الکلی، جیب بری، کیف زنی و فروش این کودکان برای تجارت اعضای بدن و اماکن فساد و اجاره دادن به منازل مجردی برای بهره کشی جنسی و دستفروشی در دنیا از طرف قاچاقچیان مورد سوءاستفاده قرار می گیرند.

با  همه این توضیحات کارشناسان این امر راهکارهای مختلف و بسیاری را برای برون رفت جامعه از این دشواری مطرح می سازند. یکی از علل ایجاد مسائل بی سازمانی اجتماعی است به علت بی هنجاری و ضعف قوانین، تضاد فرهنگی  و مناسبات اجتماعی ناموزون افراد احساس ناکامی  می کنند. کنترل اجتماعی در هم می شکند و مشکلات اجتماعی به وجود می آید؛ تغییرات اجتماعی سریع و کنترل نشده ای که تعادل امور را به هم می زند. حل مشکلات اجتماعی نیازمند ایجاد مجموعه هایی از قوانین کار آمد وبا ثبات است تا از سرعت تغییرات اجتماعی کم شود و در نظام اجتماعی هماهنگی به وجود آید. تا زمانی که فقر و مشکلات ناشی از آن برطرف نشود مشکلات خانواده های بی سرپرست و بدسرپرست هم حل نخواهد شد.

مسئولان حقوقی نیز با وضع قوانین درست و منطقی یعنی قوانینی که مبتنی بر احکام اسلامی باشد همواره در حل این مشکل و دشواری می کوشند. تلاش قوه مقننه در جریان تصویب لایحه حمایت از کودکان و نوجوانان بی سرپرست و بدسرپرست نموداری از این تلاش هاست. بر اساس این لایحه امور مربوط به این کودکان و نوجوانان به سازمان بهزیستی کشور واگذار شده و مسئولان ذیربط برای چگونگی برخورد با این کودکان و نیز ایجاد شرایط محیطی مناسب برای زندگی آنان برنامه های زیادی دارند اما آنچه که در این موضوع خود را بیشتر می نمایاند نیاز دولت به مردم برای همکاری در حل این دشواری است. به یقین هر چه دولت و مردم در این زمینه همکاری بیشتری داشته باشند حل این مشکل آسان تر خواهد بود کما اینکه نقش مردم در این مسئله نقش مؤثر و پررنگی است. نمونه این نقش را می توان در تأسیس مؤسسات مردم نهاد نگهداری از کودکان دانست.

دانشکده حقوق

پایان نامه برای دریافت درجه ارشد  در رشته حقوق

گرایش فقه و مبانی حقوق اسلامی

عنوان:

بررسی فقهی و حقوقی فرزند خواندگی با تاکید بر قانون جدید

حمایت از کودکان بی سر پرست و بد سرپرست

 

 

http://www.payanname.net/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A8%D8%B1%D8%B1%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D9%82%D9%87%DB%8C-%D9%88-%D8%AD%D9%82%D9%88%D9%82%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%B2%D9%86%D8%AF-%D8%AE%D9%88%D8%A7/