تئوری رهبری خدمتگزار راسل و استون، تئوری رهبری خدمتگزار پترسون

دانلود پایان نامه

گوش دادن : گوش دادن به معنای توجه محترمانه به آن چه گفته می شود و یا گفته نمی شود است. گرین لیف معتقد است که یک رهبر خدمتگزار درصورتی می تواند پاسخگوی مشکلات باشد که ابتدا یک شنونده خوب باشد. زیرا بدین وسیله یک رهبر می تواند تیم کاری خود را تقویت کرده و کارهایی را که بایستی انجام گردد برنامه ریزی و سازماندهی می کند. همچنین گوش دادن یکی از راه های اساسی است که رهبران احترام و قدردانی خود را به دیگران نشان می دهند( حسن پور، 1383). درادبیات رهبری گوش دادن شامل فرآیندی است که درآن رهبر قادراست تفکرات درونی پیرامونش را تشخیص داده و نظرات وایده های آن‎ها را مورد توجه قرار دهد و از آن ها آگاهی کامل داشته باشد. رهبران به وسیله گوش دادن می توانند احترام و قدردانی خود را به دیگران نشان دهند.
همدلی : یک رهبر خدمتگزار توسط همدلی خودش را به جای پیروانش قرار می دهد. همدلی واکنشی آگاهانه است که سبب می گردد رهبران نقاط ضعف و مشکلات پیروان را درک کرده و همواره تلاش کنند که آن مشکلات را برطرف نمایند. رهبران خدمتگزار ضعف پیروان را پذیرفته و همواره درصدد یافتن راه حلی برای این ضعف ها می باشند. رهبر خدمتگزار روحیه پیروان خود را به وسیله همدلی به سمت تعالی هدایت می کند واز این طریق روحیه اعضای تیم خود وتمایل آن ها را برای همکاری با خودش بالا می برد. . (Washington,2006)
بهبود بخشی : یک رهبر خدمتگزار می تواند به کمک بهبود بخشی دیدگاه های متضاد به وجود آمده میان پیروان خویش را به شکلی اثربخش حل نماید. وی روابط بین فردی سالم را میان پیروان خود تقویت می‎کند و هنگامی که وی بتواند محیطی گرم، عاطفی و التیام دهنده برای پیروانش فراهم کند، پیروان نیز به وی اطمینان کرده و هرگاه با مشکلی مواجه می شوند از کمک و مشورت او استفاده خواهند کرد.
آگاهی : وجود خصوصیت آگاهی دررهبران به آن ها این توانایی را می دهد که بتوانند آن چه راکه ممکن است رخ دهد را پیش بینی کرده و خود را برای رویارویی با وقایع آماده کنند.
تشویق و ترغیب : تشویق وترغیب یکی از مهارت های اساسی رهبری خدمتگزاراست. چنین رهبری کسی است که ریسک پذیر بوده و راهی را نشان می دهد که پیروان داوطلبانه آن را دنبال می کنند چرا که متقاعد می شوند که مسیر رهبر مسیر درستی است و احتمالا بهتراز راه حل آن هاست. رهبری از طریق تشویق وترغیب دارای خاصیت تغییر می باشد درصورتی که از طریق اجبار چندان به راه حل مطلوب نمی رسد. رهبران خدمتگزار تلاش نمی کنند که دیگران را کنترل کنند بلکه آن ها خرد و ذکاوت خود را تقسیم کرده، درک و فهم را از طریق تشویق و ترغیب بالا می برند ( حسن پور، 1383) به عقیده گرین لیف، مهارت بحرانی رهبری خدمتگزار همان تشویق وترغیب است. ( قرایی پور، 1387).
مفهوم سازی : برخورداری از دیدی وسیع نسبت به آینده، کل نگریستن و تجربه آموزی از وقایع گذشته را همان مفهوم سازی می دانند. رهبر معتقد به مفهوم سازی رهبری است که به فرآیندهای نوآورانه معتقد است. پیروان وزیردستان به او اعتقاد دارند، زیرا آن ها می دانند که او یک رهبر بصیر می باشد و نسبت به آینده با توجه به تجربیات گذشته شناخت لازم را دارا می باشد.
آینده نگری و دوراندیشی : رهبرانی که از ویژگی آینده نگری برخوردارند، از وسعت دید وسیع تری نسبت به پیروان خود بهره می برند. یک رهبرخدمتگزار قادر به پیش بینی آینده و همچنین پیش بینی نتایج تصمیمات خود می باشد واین مزیتی بزرگ برای وی محسوب می گردد، واین همان مساله ای است که در سایر رهبران کمتر دیده شده ویا اصلا فاقد معناست.
خادمیت : خادمیت شامل اداره ی اموال و اموردیگران است. خادمیت بیان می دارد که رهبران و پیروان باید خادم وکارگزار باشند. ( حسن پور، 1383).
تعهد به رشد افراد: رهبر خدمتگزار ذهنیتی مثبت به پرورش و بهبود کارکنانش دارد. رهبر خدمتگزار معتقداست که پیروانیش از دارایی های باارزش سازمان محسوب می شوند. او پیروان خود را در تمامی جنبه‎ها پرورش می دهد و همواره بهترین ها را برای آن ها فراهم کرده و آموزش های لازم را برای مشاغل فعلی در نظر گرفته و آموزش های کاربردی مورد نیاز را برای احراز پست های بالاتر مهیا می سازد (Stone et al,2004)
ایجاد گروه : این خصوصیت در رهبری خدمتگزار مستلزم این است که رهبر فرهنگ احترام با شان ومقام انسانی را درسازمان پرورش دهد. زمانی که رهبر خدمتگزار ارزش های مشارکت کارکنان را در محیط کاری ترویج می دهد درواقع قصد دارد که روح جمعی را دربین کارکنانش منتشر سازد، درنتیجه زمانی که پیروان درآینده درنقش رهبرظاهر گردند نیز همین رویه را در پیش خواهند گرفت.
2-9-2. تئوری رهبری خدمتگزار راسل و استون
راسل و استون با بررسی گسترده ادبیات موجود در رهبری خدمتگزار، بیست ویژگی قابل تشخیص و مجزا را در رهبران خدمتگزار شناسایی نمودند. آنان این ویژگی ها را به دو دسته عملیاتی و وظیفه ای تقسیم کردند. ویژگی های وظیفه ای مشخصه هایی هستند که در رفتارهای رهبر درمحیط کار نمود می یابند. این دسته از ویژگی ها، ویژگی های کارآمد بودن رهبری خدمتگزار محسوب می گردند. ویژگی های وظیفه ای ویژگی های قابل تشخیص هستند که اجرای مسئولیت های رهبری را امکان پذیر می کنند (قرایی پور، 1387) این دسته از ویژگی ها عبارتند از : ایجاد چشم انداز- صداقت – اعتماد- خدمت رسانی – الگوسازی – طراحی وپیشگامی – قدردانی از دیگران – توانمند سازی – ارتباطات – اعتبار- صلاحیت – پیدایی- تفویض اختیار- تعلیم می باشد.
2-9-3. تئوری رهبری خدمتگزار پترسون
کوهن (1996) معتقد است زمانی که تئوری های موجود قادر به تشریح پدیده های مشاهده شده نیستند، دراین صورت یک تئوری جدید مورد نیاز می باشد. پترسون (2003) تئوری کارکردی در زمینه رهبری خدمتگزار را ارائه کرد. وی دراین تئوری با تعریف ارزش های رهبری خدمتگزار، ارزش هایی که او آن ها را سازه های رهبری خدمتگزار نامید، زمینه ساز تحقیقات بسیاری در این زمینه بوده است. پترسون در نوشته‎هایش نیاز به یک ابزار برای سنجش این سازه ها را متذکز شده است. از دیدگاه پترسون، تئوری های معمولی در زمینه رهبری مانند رهبری تحول آفرین و رهبری تبادلی، به اندازه کافی به توصیف ارزش ها نپرداخته اند.
طبق نظرات پترسون و راسل (2004) رهبری تحول آفرین تمرکز رهبر را برسازمان نشان می دهد و برای توضیح رفتارهایی که ماهیتا نوع دوستانه می باشند، کافی به نظر نمی آید واین درحالی است که تئوری رهبری خدمتگزار بر پیروان تمرکز کرده و این چنین رفتارهایی را به روشنی نشان می دهند. این چنین فضیلت ها و معنویاتی از مشخصات و ویژگی های کیفی محسوب می شوند و بخشی از شخصیت و منش یک فرد به شمار می روند. بعلاوه این فضایل دارای خصوصیات اخلاقی شایسته و متعالی هستند. این کیفیات اخلاقی به خوبی رهبر خدمتگزار و کسانی را که براساس این فضایل درونی عمل می کنند را توصیف کرده، نگرش ها، شخصیت و خصوصیات رفتاری او را شکل می دهند. بنابراین پترسون رهبری خدمتگزار را به این شکل تعریف می کند: رهبران خدمتگزار، رهبرانی هستند که برپیروان خود توجه دارند، لذا به موجب آن پیروان از اولویت ها ی نخست سازمان به حساب می آیند و ملاحظات سازمانی در درجه دوم اهمیت قرار می گیرند. عوامل تشکیل دهنده رهبری خدمتگزار فضایلی هستند که از ویژگی های اخلاقی پسندیده در یک فرد به حساب می آیند. (Denise,2004)
سازه های رهبری خدمتگزار طبق نظریات پترسون عبارتند از :
عشق الهی 2- تواضع وفروتنی 3- نوع دوستی 4- اعتماد 5- چشم انداز 6- توانمند سازی 7- خدمتگزاری
این ها هفت سازه ای هستند که مدل رهبری خدمتگزار پترسون بر اساس آن قرار دارد. حال در زیر به بررسی تفصیلی هریک از این سازه ها می پردازیم.
عشق الهی : اساس رابطه پیرو و رهبر خدمتگزار براساس این عشق بنیان نهاده شده است. وینستون (2002) معتقد است که این عشق، عشق به مفهوم اخلاقی، اجتماعی ومعنوی می باشد. این عشق سبب می گردد که رهبران، هر فرد را تنها به عنوان ابزاری برای دستیابی به اهداف در نظر نگیرند، بلکه هر فرد به عنوان یک انسان کامل، انسانی با نیازها، خواسته ها و تمایلات گوناگون دیده شود.