تساوی در زندگی سیاسی و عمومی در سطح بینالمللی، تساوی در زندگی سیاسی و عمومی در سطح ملی

دانلود پایان نامه

پس از ارائه متن کنوانسیون و پروتکل اختیاری آن، اینک لازم است به نحو اجمال مروری بر مواد و محتوای کنوانسیون داشته باشیم و تصویری نسبتاً روشن از مفاد و مقررات محتوایی آن به دست بیاوریم.
همانطور که از عنوان کنوانسیون پیداست، هدف زدودن هر نوع تبعیض علیه زنان و تأمین تساوی همه جانبه آنان با مردان است، بنابراین با توجه به تفاوت جسمی و طبیعی گریزناپذیر بین این دو جنس از نوع انسانی، در مرحله اول، باید مفهوم تبعیض تعریف شود و آنگاه مصادیق مهم رفع تبعیض و برقراری تساوی بیان گردد و اقدامات لازم برای تأمین این منظور نیز تشریح گردد. برای جلوگیری از اطاله کلام در این بخش فقط به ذکر مفاد مواد کنوانسیون اکتفا نموده، در جای خود و در حد ضرورت به شرح و بسط و تفسیر و بررسی آن خواهیم پرداخت:
2-5-1- تعریف تبعیض:
ماده یک کنوانسیون، تبعیض علیه زنان را این گونه تعریف کرده است: «از نظر این کنوانسیون عبارت تبعیض علیه زنان به معنی قائل شدن هرگونه تمایز، استثناء یا محدودیت براساس جنسیت است که بر به رسمیت شناختن حقوق بشر زنان و آزادیهای اساسی آنها و بهرهمندی و اعمال آن حقوق، بر پایه مساوات با مردان، صرفنظر از وضعیت تأهل آنها، در تمام زمینههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، مدنی و دیگر زمینهها، اثر مخرب دارد یا اصولاً هدفش از بین بردن این وضعیت است».
در یک کلام منظور این ماده این است که هرگونه قانون، تصمیم، رویه عملی، فرهنگ و سنت رایج که بر شناسایی و استفاده و اعمال حقوق مساوی زن با مرد در تمام زمینههای سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره لطمه وارد آورد و زن را به لحاظ زن بودن، از برخورداری از این حقوق مساوی محروم یا محدود کند، تبعیض محسوب میشود. در برخی از مواد کنوانسیون مصادیق و مواردی از تبعیض که دولتها ملزم به رفع آنها و برقراری مساوات بین زنان و مردان در آن زمینهها شدهاند، شمرده شده است که به آنها اشاره میکنیم:
2-5-2- تساوی در زندگی سیاسی و عمومی در سطح ملی:
طبق ماده 7 «دولتهای عضو کنوانسیون موظف هستند اقدامات مقتضی برای رفع تبعیض علیه زنان در زندگی سیاسی و عمومی کشور، اتخاذ نموده و مخصوصاً اطمینان دهند که در شرایط مساوی با مردان، حقوق زیر را برای زنان تأمین کنند:
الف) حق رأی دادن در همه انتخابات و همهپرسیهای عمومی و صلاحیت انتخاب شدن در همه ارگانهایی که با انتخابات عمومی برگزیده میشوند.
ب) حق شرکت در تعیین سیاست دولت و اجرای آنها و به عهده گرفتن پستهای دولتی و انجام وظایف عمومی در تمام سطوح دولتی.
ج) حق شرکت در سازمانها و انجمنهای غیردولتی مربوط به زندگی عمومی و سیاسی کشور.
2-5-3- تساوی در زندگی سیاسی و عمومی در سطح بینالمللی:
ماده 8 مقرر میدارد: «دولتهای عضو باید اقدامات مناسب و مقتضی برای اطمینان و تضمین این امر فراهم آورند که زنان در شرایط مساوی با مردان و بدون هیچگونه تبعیض بتوانند نمایندگی دولت خود را در سطح بینالمللی احراز کنند و در کارهای سازمانهای بینالمللی مشارکت داشته باشند».
2-5-4- تساوی در حقوق مربوط به تابعیت:
طبق ماده 9: «دولتهای عضو، به زنان حقوق مساوی با مردان در زمینه کسب، تغییر و یا حذف تابعیت میدهند. مخصوصاً دولتها باید اطمینان دهند و تضمین کنند، که نه ازدواج زن با یک مرد خارجی و نه تغییر تابعیت شوهر در طی دوران ازدواج، خودبهخود موجب تغییر تابعیت زن،
بیتابعیت شدن او، یا تحمیل تابعیت شوهر بر او نمیشوند.
دولتهای متعاهد در رابطه با تابعیت کودکان به زن، حق مساوی با مرد اعطا میکنند».
اعمال و اجرای بند 2 در عمل مشکلاتی را به وجود میآورد و تعیین تابعیت کودک را در برخی موارد که پدر و مادر تابعیت مختلف دارند دچار اشکال مینماید و لذا چنانکه بعداً خواهیم دید، کشورهای زیادی بر آن حق شرط قائل شدهاند.
2-5-5- تساوی در آموزش:
ماده 10 به طور مبسوط به مسأله تساوی زن و مرد در برخورداری از آموزش و بهرهمندی از امکانات آموزشی پرداخته و مقرر میدارد که: «دولتهای عضو تمام اقدامات لازم برای رفع هرگونه تبعیض علیه زنان و تضمین حقوق مساوی آنان با مردان در زمینه آموزش، مخصوصاً در موارد زیر اتخاذ مینمایند:
الف) شرایط مساوی برای آموزشهای شغلی و حرفهای، دسترسی به تحصیل، و اخذ مدرک از مؤسسات آموزشی در همه سطوح مختلف در مناطق روستایی و شهری؛ این تساوی باید شامل دورههای پیشدبستانی، آموزش عمومی، فنی، حرفهای و آموزش عالی فنی و نیز هر شیوه دیگر کارآموزی شغلی بشود.
ب) امکان دسترسی به برنامه آموزشی، امتحانات، کادر آموزشی، اماکن تحصیلی و تجهیزات آموزشی که در همه آنها از کیفیت و معیارهای مساوی با مردان برخوردار باشد.
ج) محو هر نوع مفهوم تقلیدی و کلیشهای از نقش زنان و مردان در تمام سطوح و تمام اشکال مختلف آموزشی که دستیابی به این هدف را ممکن سازد، مخصوصاً با تجدیدنظر در متون کتب درسی و برنامههای مدارس و تعدیل و تطبیق روشهای آموزشی.