2-3-1- تعاریف تعهد سازمانی :
با مرور مبانی نظری مرتبط با تعهد سازمانی درمی یابیم که میان صاحب نظران و اندیشمندان علوم رفتاری در خصوص یک تعریف واحد و مشترک از تعهد سازمانی اتفاق نظر کامل وجود ندارد، هر یک از متخصصان امر کوشیده اند تا از زاویه خاصی جنبه های جهان تعهد سازمانی را آشکار نمایند. در این جا به تعاریف مختصر از تعهد سازمانی با رعایت سیر موضوعی آن بسنده می کنیم و راه را برای طرح ابعاد تعهد سازمانی هموار می سازیم.
شلدون(1971) تعهد سازمانی را نوعی نگرش و گرایش به سازمان می داند که پیوند دهنده هویت شخص با سازمان می باشد.
کانتر(1968) تعهد سازمانی را میل و علاقه کارکنان در راستای صرف انرژی شان در سیستم های اجتماعی و وفاداری به آن تعریف می کند.
هریبیناک(1972) تعهد سازمانی را پدیده ای ساختاری معرفی می کند که حاصل تعاملات یا فرآورده های میان شخص و سازمان و تعبیرات در سرمایه گذاری های صورت گرفته در طول زمان دانست.
فرآورده های میان شخص و سازمان و تعبیرات سرمایه گذاری صورت گرفته در طول زمان است.
هال و همکاران(1980) در بررسی تعهد سازمانی به این نکته اشاره می کنند که تعهد سازمانی فرایندی است که از طریق آن اهداف سازمان و عضو سازمان تا حد زیادی با هم ادغام و تلفیق می شوند.
باکنن(1981) تعهد سازمانی را وابستگی عاطفی و تعصب آمیز به اهداف و ارزش های سازمان، به نقش عضو سازمان در رابطه با اهداف و ارزش ها و دلبستگی تعصب آمیز و عاطفی به سازمان به خاطر خودش صرف نظر از ارزش ابزاری آن قلمداد می کند.
استیرز و همکاران(1982) به این تعریف از تعهد سازمانی بسنده کرده اند: تعهد سازمانی درجه نسبی تعیین هویت فرد با سازمانی خاص و درگیری و مشارکت خاص و درگیری و مشارکت او با سازمان می باشد. تعهد سازمانی شامل اعتقاد قوی به اهداف و ارزش های سازمان، تمایل به تلاش قابل ملاحظه ای به خاطر سازمان و علاقه به ادامه خدمت در آن می شود.
از دیدگاه رابینز تعهد سازمانی حالتی است که در آن فرد سازمان را معرف خود می داند و آرزو می کند که در عضویت آن باقی بماند(رابینز، ترجمه پارسائیان و اعرابی، 1374).
آلن و می یر تعهد سازمانی را نوعی حالت روانی تعریف می کنند که بیانگر تمایل، نیاز یا الزام جهت ادامه خدمت در یک سازمان می باشد از دیدگاه آنان تعهد سازمانی شامل «تعهد عاطفی»، «تعهد مستمر» و «تعهد هنجاری» می شود. با توجه به تعریف آنان، تعهد حالتی روانی است که:
الف) رابطه فرد را با سازمان مشخص می کند.
ب) به طور ضمنی در مورد تصمیم به ماندن یا ترک سازمان اشاراتی را بیان می دارد.
عامل مهمی که بایستی در مرور تعاریف مختلف تعهد در نظر گرفته شود، این است که آیا می توان تعهد را از مفاهیم مرتبط دیگر مثل انگیزه ها و نگرش های عمومی متمایز کرد؟ به اعتقاد چندین نویسنده که از تعهد تعاریف عمومی ارائه کرده اند، تعهد، انگیزش یا نگرش های عمومی رفتار را تحت تأثیر قرار می دهد. در حقیقت تعهد ممکن است منجر به تداوم یک دوره از عمل حتی در مواجهه با انگیزه ها و نگرش های متعارض شود. برای مثال تعهد می تواند منجر به این شود که افراد به روش هایی رفتار کنند که از دیدگاه ناظر بی طرف ممکن است مخالف با نفع شخصی شان به نظر رسد(می یر و هرسکویچ، 2001 : 302 – 300). بایستی خاطر نشان کرد که تعهد مثل متابعت نیست که در آن فرد نفوذ دیگران را عمدتاً به خاطر کسب بعضی چیزها می پذیرد. متابعت عمدتاً مبتنی بر مبادله اقتصادی با کارکنانی است که برای نقششان در سازمان به دنبال دریافت پاداش هستند. با این وجود تعهد چیزی را ارائه می کند که متابعت ارائه نمی کند. شخص متعهد انرژی و شور و هیجان را به همراه داشته که اگر مطیع و حتی صادقانه فرمانبردار نیز باشد در آن ایجاد نمی شود. شخص متعهد با قوانین بازی، بازی نمی کند او برای بازی مسئول است(بورگس و تارنر، 1999 : 226 – 225).
رویکردهای تعهد سازمانی:
لاورنس (لاورنس، 1958 : 408) چهل سال قبل ضرورت مطالعه در حوزه تعهد سازمانی را خاطر نشان نمود و از آن زمان تاکنون چهار رویکرد برای بسط و توسعه تعهد سازمانی به وجود آمد:
1) رویکرد نگرشی – این رویکرد مشهورترین نوع است و توسط پورتر آغاز گردید که مطابق با آن تعهد سازمانی به عنوان نیروی نسبی یک هویت شخصی با یک سازمان ویژه و درگیری در آن تعریف شده است (پورتر، 1974 : 27).
2) رویکرد رفتاری – این رویکرد بر سرمایه گذاری شخص در سازمان برای وفاداری اش تأکید دارد. کانتر از این دیدگاه تعهد سازمانی را سود وابسته به مشارکت مداوم در سازمان و یا هزینه وابسته به ترک آن می داند.
3) رویکرد هنجاری – مطابق با این رویکرد، همنوایی بین اهداف و ارزش های کارمند با ارزش های سازمان در وی احساس الزام نسبت به سازمانش به وجود می آورد. وینر تعهد سازمانی را چنین تعریف می کند: فشارهای هنجاری درونی شده برای عمل در راهی که منجر به تحقق اهداف سازمان گردد.
4) رویکرد چند بعدی – این رویکرد تلفیقی از سه رویکرد ذکر شده است.
کلمن اطاعت، هویت و درونی شده را سه فرایند تغییر نگرشی می داند که در پایان این نگرش منجر به شکل گیری ابعاد سه گانه تعهد سازمانی گردید(کلمن، 53 : 1958).
مدل سه رکنی تعهد: