تعریف مقاصد

تعریف مقاصد

2-1-1- معنای لغوی مقاصد الشریعه

مقاصد شارع، مقاصد شریعت و مقاصد شرعی، هر سه به یک معناست. واژه مقاصد به سه حرف «ق.ص.د» برمی‌گردد و هنگامی که هیئت مقصد را می‌سازد، عزم، توجه و حرکت به سوی چیزی را معنا می‌دهد.وقتی می‌گویند: قصدت الشیء، یعنی آن را جستجو کردم. برخی جمع مقصد را مقصود گفته‌اند، ولی از عرب شنیده نشده است.جمع مقصد،مقاصد است.قصّد (باب تفعیل)، معنای میانه روی و جستن امر متقن و محکم را دارد. گاهی مقصد معنای راه یافتن و گاه آسان دارد (رافعی،1383،ص504). آنچه از این کاربرد به دست می‌آید، آن است که واژه مقصد در رفتارهای انسانی با هدف و غرض به کار می‌رود

واژه شریعت در اصل به معنای «راه ورود آب» است. اما در متون دینی همگن با واژه‌های «شرع» و «شرعه» به معنای دین یا قریب به آن به کار رفته است (ابن منظور، 1405ق،ص175).

2-1-2- معنای اصطلاحی مقاصد الشریعه

ظاهراً از اصولیان و دیگر عالمانی که در گذشته درباره مقاصد الشریعه سخن گفته‌اند، کسی آن را تعریف نکرده است. شاطبی نیز از تعریف دقیق مقاصد در کتاب الموافقات خودداری کرده است، ولی در توضیح آن می‌گوید: «شارع از تشریع مصالح اخروی و دنیوی را قصد کرده است» (شاطبی،1997، ج2، ص25).

غزالی در کتاب المستصفی چنین می­نویسد: «مقصود ما از مصلحت محافظت بر مقصود شرع می باشد و مقصود شرع از خلق پنج مورد می باشد که عبارتند از: دین، نفس، عقل، نسل و مال آنها حفظ شود و هر چیزی که متضمن حفظ این پنج مورد باشد، مصلحت است و هر آنچه که موجب فوت این مصالح می شود، مفسده و دفع آن مصلحت است» (غزالی، 1413ق، ج1، ص286).

البته برخی از دانشمندان جدید این اصطلاح را تعریف کرده‌اند. ابن عاشور تونسی مقاصد کلی شریعت را این گونه تعریف می‌کند:مقاصد کلی تشریع،معانی وحکمتهایی است که شارع،آنهارادرهمه یا بیشتر تشریعات خود در نظر داشته است، به گونه‌ای که اختصاص به نوع خاصی از احکام شریعت ندارد. بنابراین اوصاف شریعت، هدف کلی آن و معانی است که به هنگام تشریع احکام، مورد نظر شارع بوده است و حتی معانی که در برخی از احکام شریعت به چشم نمی‌خورد، اما در بیشتر احکام آن وجود دارد، داخل در این تعریف می‌گردد (فاسی،1993،ص154). وی سپس مقاصد شرعی خاص شارع را چنین تعریف می‌کند: ویژگیهایی که قانون گذار جهت تحقق مقاصد سودمند برای مردم یا حفظ مصلحتهای عمومی در رفتارهای خصوصی آنان منظور کرده است و از این قبیل است هر حکمتی که در تشریع احکام رفتارهای خصوصی منظور شده، مانند کسب اطمینان در عقد رهن یا برپایی نظام خانواده در عقد ازدواج و از میان بردن زیانهای مستمر در تشریع طلاق (ابن عاشور، 1366ق، ص50).

برخی دیگر مقاصد شریعت را این چنین بیان می‌کنند: منظور از مقاصد شریعت، غایت شریعت و رازهایی است که شارع در هر حکمی از احکامش نهاده است (علال فاسی،1993، ص3). به نظر می‌رسد مراد از «غایت» در این تعریف، مقصد عام از قانون گذاری است که در نگاه تعریف کننده چیزی جز آبادانی زمین و حفظ نظام همزیستی مسالمت آمیز مردم در آن و استمرار صلاح زمین با صلاح جانشینان [خدا] بر روی زمین و اهتمام مردم به وظیفه عدالت پیشگی، درستی، صلاح فرد، کار، اصلاح زمین، استخراج برکات آن و تدبیر منفعتهای عمومی نیست (همان، صص41-43).

منظور وی از «اسرار» حکمتهای جزئی است که خداوند در احکام مختلف منظور داشته و به حسب ظاهر این حکمتهای جزئی در میان اصولیان و فقیهان کاربرد دارد و از آن به علل و معانی تعبیر می‌شود (ریسونی، 1991م، صص5-8).

وهبه زحیلی در توضیح مقاصد شریعت این گونه می گوید: «مقاصد شریعت، همان معانی و اهدافی است که توسط شرع در تمامی احکام یا قسمت عمده احکام لحاظ شده است، یا همان نهایت و غایت شریعت و اسراری است که شارع برای هر حکمی از احکامش وضع کرده است و شناخت آن امری ضروری برای همه مردم است. برای مجتهد هنگام استنباط احکام و فهم نصوص و برای غیرمجتهد به منظور شناخت اسرار قانون گذاری» (زحیلی، 1416ق، ص1017).

یکی ازپژوهشگران معاصر عرب،تعریفی جالب و منطقی از مقاصد الشریعه ارائه کرده است. وی می نویسد: «معانی غائیه ای که شارع تحقق این غایات را از طریق احکامش قصد کرده است»