تعریف نشوز در کلمات فقها، نشوز در فقه عامه

دانلود پایان نامه

1-12-5-1 تمکین عام
تمکین عام به معنی قبول ریاست شوهر بر خانواده و محترم شمردن اراده او در تربیت فرزندان و اداره مالی و اخلاقی خانواده است، ولی تمکین خاص ناظر به رابطه جنسی زن و شوهر و پاسخ دادن به خواسته های مشروع اوست. در تمکین عام ، معیار تمیز اموری که شوهر می تواند از زن داشته باشد با عرف است. داوری باید نوعی باشد و شوهر سختگیر و باریک بین حق ندارد انتظاری بیش از اندازه متعارف از زن داشته باشد ولی در این راه بایستی درجه تمدن وتحصیلات و سن و سایر خصوصیت های زن وشهر را نیز در نظر گرفت. برای مثال مفهوم تمکین درباره روستایی بی آلایشی که با شوهر خود در مزرعه کار میکند با زنی که عهده دار مسئولیت مهم اداری است و شوهر نیز به سیاست یا طبابت اشتغال دارد یکسان نیست. معنای همبستگی و خوشرویی و احترام متقابل و اطاعت در این دو رابطه تفاوت فراوان دارد.
1-12-5-2 تمکین خاص
درتمکین خاص مراد این است که زن جهت استمتاع، خود را در اختیار شوهر قرار دهد و استمتاع شوهر از خود را جز در موارد وجود مانع عقلى یا شرعى محدود به زمان یا مکان و یا کیفیت خاصّى نکند. محمدبن مسلم از امام باقر(علیه‏السلام) نقل می‏کند که حضرت فرمود: «…وَ لَا تَمْنَعَهُ نَفْسَهَا وَ إِنْ کَانَتْ عَلَى ظَهْرِ قَتَبٍ…» زن نباید شوهر را [از تمکین خاص] منع نماید اگر چه بر مرکب سوار باشد. سوار بر مرکب بودن موضوعیت خاص ندارد بلکه یکی از مصادیقی است که به واسطه کارهای روزمره زن ممکن است بدان بپردازد. یا اینکه در راه سفر باشد. تمکین از حقوق واجب شوهر بر زن است و در صورت خوددارى زن از آن بدون عذر، نفقۀ او به سبب تحقق نشوز بر شوهر واجب نخواهد بود. در تمکین خاص نیز، عرف و اخلاق داوری نهایی را به عهده دارد. لزوم تمکین به این معنی نیست که احساس زن به حساب نیاید. زن در روابط زناشویی ماشین بهره برداری نیست، انسان است و باید با او چنان رفتار شود که شخصیت انسان اقتضا دارد.
در فرهنگ اسلام سه عنصر کرامت زن و مصلحت خانواده و سلامت جامعه که پرده از فلسفه بسیاری از احکام بر می‏دارد عمده‏ترین مقصد است و وظایف زوجین درست در راستای این اهداف شکل می‏گیرد. پس هر گونه استفاده ابزاری و بهره‏وری جنسی از او خارج حریم خانواده شدیدا نفی می‏گردد، لیکن در محدوده خانواده ارتباط و التذاذ زن و مرد از یکدیگر را در کاملترین صورت آن، مجاز می‏شمارد. اینجاست که روشن می‏شود مراد از تمکین و حصول رضایت همسر، صرف قرار دادن زن تحت اعمال غریزه جنسی مرد نیست بلکه این تمکین اولاً خشوع در مقابل حکم کردگار حکیم، و ثانیا عشق ورزی بی شائبه و پایبندی به قداست خانواده و ایجاد اعتماد و ارج نهادن به شخصیت خود و همسر و ثالثا محکم ساختن میثاق ازدواج و تعهد نسبت به پیمانی ملکوتی، و انجام رسالت زن در برابر هستی است.
در تمکین خاص آخرین نکته این است که پاسخ دادن به تمایل جنسی همسر، تنها تکلیف زن نیست، شوهر نیز چنین تکلیفی را به عهده دارد و بی اعتنایی شوهر اگر همراه با دلیل معقولی نباشد ممکن است از موجبات طلاق قرار گیرد.
1-12-6 نشوز
نشوز در لغت به معنای ارتفاع و برخاستن است به کسیکه نشسته است و بلند می شود «نشز» گفته میشود.پس درلغت به معنای بلند شدن وتغییرموقعیت است.درصحاح آمده:« ونَشَزَتِ المرأه تَنْشُزُ و تَنْشِزُ نُشُوزًا، إذا استعصتْ على بَعْلها و أبغضتْه. و نَشَزَ بعلُها علیها، إذا ضربَها و جفاها» نشوز زن آن است که بر شوهر عصیان کند و او را ناخوش دارد و نشوز شوهر آن است که زن را کتک زند و بر او جفا ورزد. در لسان العرب آمده «والنشوز کراهیه کل منهما صاحبه و سوء عشرته له» نشوز آن است که هر یک از زن و شوهر ، دیگری را ناخوش دارد و با او معاشرت ناپسند کند.
1-12-6-1 تعریف نشوز در کلمات فقها
در کتاب فقه الرضا(علیه السلام) که از اولین متون فقهی شیعه است آمده: :« فإذا نشزت المرأه کنشوز الرجل فهو الخلع إذا کان من المرأه وحدها فهو أن لا تطیعه» تفسیر نشوز در این رساله که از قدیمی ترین متون فقه شیعه است به عدم اطاعت زن از شوهر تعریف شده است. مرحوم شیخ مفید رحمه الله در مقنعه گامی جلو تر گذارده و عصیان از امر شوهر و امتناع از اطاعت او را نشوز دانسته است و می فرماید: «فإن نشزت الزوجه على بعلها و خرجت من منزله بغیر إذنه سقط عنه نفقتها و کسوتها. و إن عصت أمره و امتنعت من طاعته و هی مقیمه فی منزله وعظها …». جناب سلار هم همین معنا را پذیرفته و گفته است:«النشوز: و هو أن تعصی المرأه الرجل، و هی مقیمه معه…» .ولی مرحوم شیخ صدوق رحمه الله در مقنع که کتاب فتوایی وی بوده نشوز را اقدام عملی زن به خودداری از تمکین در فراش معنی کرده وگفته است:«و إذا کان من المرأه وحدها فهو أن لا تطیعه فی فراشه…». برخی فقهای متاخر شیعه، نشوز را به خروج از طاعت واجب از نظر شرع مقید نموده اند. مرحوم محقق حلی در شرایع فرموده است:«أما لو وقع النشوز و هو الامتناع عن طاعته فیما یجب له جاز ضربها…». مرحوم شهید اول و دوم و بقیه فقهای متاخر بر همین روال رفته اند.
ممکن است مقصود فقهای دسته اول هم اطاعت مطلق از شوهر نباشد و اطلاق کلامشان به اطاعت واجبی که در ابواب دیگر به آن تصریح کرده اند منصرف باشد. وظایف خاصی که در فقه شیعه برای زن در برابر شوهر مقرر شده عبارتند: از تمکین در برابر استمتاع و عدم خروج از منزل بدون اذن شوهر. بنابراین می توان گفت که فقها نشوز را به عصیان و عدم اطاعت زن و عدم قیام او به حقوق شوهر بخصوص در امر تمکین معنی کرده اند.
قابل ذکر است که فقهای شیعه بر این نظر تصریح دارند که هیچ یک از کارهایی که زن در منزل انجام می دهد وظیفه شرعی وی نمی باشد ، شهید ثانی به صراحت فرموده است که جز در این دو مورد زن نسبت به شوهر مانند فردی بیگانه است و همان طور که مرد حقی بر زن بیگانه ندارد بر همسر خود هم حقی بیش از این دو مورد ندارد.
1-12-6-2 نشوز در فقه عامه
فقهای عامه در تعریف نشوز اختلاف دارند. حنفیه می گوید: تا وقتی که زوجه بدون اذن شوهر از خانه بیرون نرود، مطیع است ولو از همخوابگی با شوهر امتناع کند. حنابله و مالکیه و شافعیه معتقدند تا زوجه تمکین نکند و خود را در اختیار شوهر نگذارد و با عدم مانع شرعی و عقلی بین خود و زوج فاصله نیندازد، ناشزه شمرده نمی شود. در حقیقت صدق اطاعت و انقیاد محل اعتماد است.
لازم به یاد آوری است که نشوز و تمکین هم برای زن است وهم مرد. حقیقت آن است که زن و مرد، هر کدام در قبال دیگری وظایفی دارد و هر کدام بر دیگری حقی دارد، لذا تمکین و نشوز عنوانی عام خواهد بود که باید از قلمرو آن نسبت به زن و شوهر به طور مشترک بحث کرد، گرچه حقوق یکی از آنان بیشتر یا وظایفش سنگین تر باشد. همان گونه که زن در قبال شوهر وظایفی دارد، مرد نیز چنان است. و همان طور که زن ممکن است تخلف ورزد مرد نیز ممکن است، قصور و تقصیر داشته باشد.
از نظر حقوقی، نشوز به معنای عدم ایفای وظائف زناشویی هر یک از زوجین است. کلمه نشوز در قرآن در مورد زن و مرد به کار رفته و در هر مورد روش مناسبی برای حل مشکل بیان شده است چنانچه خواهد آمد.
فصل دوّم: اقوال وادله فقهای شیعه در مورد حقوق جنسی زوجین
تشکیل زندگی زناشویی و تمایل بهم زیستی زن و مرد، غریزه و کششی است که خداوند متعال در تمام افراد بشر قرار داده است. از نظر دین مبین اسلام ، هریک از زوجین دارای حقوق جنسی می باشند که در این فصل ابتدا به حقوق جنسی زوج و ادله مربوط به آن و سپس به حقوق جنسی زوجه و مستندات آن پرداخته می شود.
2-1 حقوق جنسی زوج
2-1-1 حق تمکین