تغییر در محتوای خود، تغییر در ساختار خود

دانلود پایان نامه

4-فهم(perception)؛ که اشاره به میزان درک فرد از محیط دارد؛
5-انتخاب یا گزینش(selectivity)؛ که اشاره به گزینش محرک خاص از محیط برای پاسخدادن دارد. به عبارت دیگر انتخاب یا گزینش به فرایندی اشاره دارد که فرد در ارتباط با محیط به نوع محرکها توجه کرده و پاسخی متناسب با آن میدهد.
6-گوش دادن(listening,) که شامل شنیدن، فهمیدن و به خاطر آوردن میباشد(آبنی، 2002).
2-2-10. دیدگاههای مختلف در خصوص مفهوم “خود” :
ž 1. دیدگاه اجتماعی : این دیدگاه قدیمی بوده و به کارهای هربرت مید و کولی باز میگردد .در این دیدگاه خود محصول اجتماع است از نظر مید خود هر فرد از خلال اخذ دیدگاه دیگری شکل میگیرد یعنی فرد آگاهی مییابد که “موضوعی” در حوزه ادراک “دیگری” است و سپس این دیدگاه دیگری را درونیسازی کرده و به خود به عنوان موضوعی در حوزه ادراک خود آگاه میگردد. اصطلاح “خود در آینه” کولی نیز بیانگر همین نظریه است؛ به عبارت دیگر، خود بازتابی است از نگرش دیگران درمورد خویشتن. سنت اجتماعی مید و کولی در کارهای جدیدتر روانشناسی اجتماعی و شناختی- اجتماعی بازتاب دارد.
ž2. دیدگاه شناختی : اوج گیری روانشناسی شناختی در دهه های میانی قرن 20 و رسوخ آن در روانشناسی باعث شده است که توجه انحصاری از عوامل درونی به فرد و به فرآیندهای درونی معطوف گردد. از نظر شناخت گرایان حتی در ارزشیابی دیگران از ما نیز انتخاب شخصی دخالت دارد و فرآیندهای درون فردی و شناختی اند که به آن ارزشیابی ها معنا و مفهوم میدهند. هر نوع اثر گذاری بیرونی یا اثر بین فردی از خلال صافی درون و فرآیندهای درون فردی عمل میکند. دیدگاه شناختی، خود را به عنوان یک “ساختار شناختی” توصیف میکند که میانجیگر دنیای بیرون و درون بوده، حوادث و اطلاعات را پردازش ، اندوخته و سازمان می دهد و بر مبنای این سازماندهی با محرکات و وقایع بعدی درگیر میشود .
ž 3. دیدگاه شناختی – اجتماعی: شناخت اجتماعی یعنی برداشت کودک از دنیا ، پدیدههای اجتماعی ، چگونگی سازمان دادن به آنها و همچنین فرآیندهای شناختی – اجتماعی که از خلال آنها تجربه اجتماعی ادراک و دانش اجتماعی کسب می گردد. به بیان دیگر رویکرد شناختی – اجتماعی ترکیبی است از رویکرد شناختی و اجتماعی به “خود” که از سویی نقش اجتماع و تجربیات اجتماعی و از سوی دیگر فرد و توان شناختی او را در تشکیل و ساخت خود مطرح می کند و متمرکز به فرآیندهای درون خود و فرآیندهای بین فردی است . خود در دیدگاه شناختی – اجتماعی مفهومی محوری است که نقش میانجیگر را بین درون و بیرون فرد ایفا می کند و عهده دار تنظیم رفتار است. در دیدگاه شناختی – اجتماعی شکل گیری خود و سازمان یابی آن بر پایه مفاهیم “جذب” و “انطباق” پیاژه و همانند سازی و تعادل یابی قرار میگیرد. البته این همانند سازی توسط انتخاب فردی رخ می دهد. در این راستا تعدادی از نظریه های شناختی – اجتماعی در تداوم سنت پیاژه و کلبرگ ومید و جیمز و . . . “خود” را از خلال منطق عینی ادراک از خود و ادراک دیگری از دید تحولی بررسی کرده و تلاش دارند تا مسیر یا روند آن را مرحله به مرحله در ارتباط با “ساختار شناختی” تعیین نمایند .
4. دیدگاه روانتحلیلگری : در این دیدگاه ارایه تعریفی از خود سخت است چون غالبا در ارتباط با مفاهیم دیگری مثل من ego عنوان شده است و با شخصیت یا کل موجودیت روانی فرد یکسان شناخته شده است. در این دیدگاه روش بررسی بر مبنای تحلیل گری عمقی است و جنبه های فردی و درونی و جنبه های شخصی تجربیات از اهمیت نسبی بیشتری برخوردار است. در نظریات جدید روانتحلیلگری که از فروید اشتقاق یافته، نیازهای موضوعی بیش از نیازهای غریزی در سلامت روانی فرد اثر دارند و میتوان گفت که جانشین نیازهای غریزی گشتهاند . از جمله روانکاوانی که در این خصوص صحبت کرده اند می توان از کوهوت ، ماهلر و اریکسون نام برد(آلبرتین و همکاران،2001 به نقل از رنان و همکاران، 2007).
2-2-11. مدلهای توصیفگر خود:
ž 1.خود بعنوان یک ساختار شناختی: خود را در قالب مفاهیمی مثل تیپ نمونه و خودِ طرحواره بیان میکنند تا بتواند بهعنوان موضوعی قابل بررسی در روانشناسی تجربی گردد.خود بعنوان تیپ نمونه یعنی مجموعه ای از صفات و ویژگی هایی که فرد آنها را توصیفگر خود میداند.
2. نظریه خودنظم بخشی (کارور و شی یر) : خود به عنوان شیوههایی است که افراد بواسطه آنها خود را کنترل و رفتارشان را هدایت میکنند. مبنای این مدل بر فرآیند حلقه ای پسخوراند متکی است. هرگاه اطلاعاتی از پیرامون به فرد وارد گردد ابتدا از طریق یک مقایسه گر با ارزشهای مرجعی فرد مقایسه میشود و هرگاه رفتار فعلی فرد با ارزش مرجعی همخوان نباشد فرد می کوشد این تضاد و ناهمخوانی را با یک سازگاری رفتاری کاهش دهد.
3 . رویکرد تعاملی سمبولیک: حامیان این رویکرد اعتقاد دارند که شناخت گرایان که خود را بعنوان یک ساختار شناختی ثابت تعریف کردهاند، به نقش سازنده و ویژه تعلقات اجتماعی و سایر افراد در شکل گیری مفهوم خود توجه نکرده اند . هربرت مید و کولی از کسانی هستند که اعتقاد دارند در چگونگی شکلگیری مفهوم خود ارتباطها و پیوندهای اجتماعی نقش موثری را ایفا می کنند در واقع فرد با درونی کردن دیدگاه دیگران در مورد خود، خویشتن خود را تشکیل می دهد.
4. رویکرد مورن و پوروشوتام : این دو اعتقاد دارند که این خود فرد است که در شکل گیری مفهوم خود نقش اساسی را ایفا میکند و در این راستا بر نقش و اهمیت گفتگوی درونی یا گفتگو با خود تاکید نهاده و آن را منشاء و اساس سازمانبخش اطلاعات درمورد خویشتن میدانند.
5. رویکرد دیدگاه شناختی – اجتماعی هارتر :
ž سوزان هارتر از پژوهشگران ، نظریهپردازان و رواندرمانگرهای شناختی معاصر است که در زمینه مفهوم خود و رشد هیجانات و عواطف پژوهشها و نوشته های بسیاری دارد. او در درک مفهوم خود دو واژه را از هم جدا می سازد: محتوای خود که به خود موضوعی یا عینی نیز موسوم است؛ و ساختار خود که عبارت از خود فاعلی یا انتزاعی است.
ž2-2-12. تغییر در محتوای خود :
ž محتوای مفهوم خود یعنی صفات و ویژگیهایی که فرد خود را با آنها توصیف میکند؛ که اینها با گذر زمان تغییر می یابند:
1. در مرحله اول کودک خردسال خود را از خلال ویژگی های بدنی و مادی توصیف میکند.
2.در مرحله دوم استناد به اعمال ، فعالیتها و مهارتها افزایش می یابد .
ž3. توجه به توصیف خود از خلال ابعاد روانی مثل هیجانها ، انگیزه ها و امور شناختی معطوف میشود .
این نظر با نظر رزنبرگ که معتقد است حرکت تحولی در زمینه توصیف خود از بیرون اجتماعی به سوی درون روانی است همخوان است. طبق نظر رزنبرگ در کودکی میانه یعنی بین خردسالی و نوجوانی ماهیت ویژگی هایی که فرد به خود نسبت می دهد بصورت اجتماعی است (فنسین، شیر و باس، 1975).
2-2-13.تغییر در ساختار خود :