مروری بر مفاهیم، مبانی نظری تحقیق، چارچوب نظری تحقیق، فرضیات تحقیق، مدل تحقیق
2-1- مروری بر مفاهیم
2-1-1- تصورات قالبی
تصور قالبی از جمله مفاهیمی است که در حوزه ی علوم اجتماعی و روانشناسی اجتماعی کاربرد دارد. واژه ی Stereotype از دو جزء یونانیStereos به معنی سخت و استوار وTypos به معنی علامت یا نشانه گذاری و ادراک آمده است. در حقیقت، معنای اولیه واژه ی Stereotype در زبان انگلیسی، به صفحات فلزی و قالب های سختی که برای تولید بشقاب های طرح دار به کار می رفت، اشاره داشت(اشنایدر، 2004: 6). درزبان فارسی این اصطلاح با واژه های تفکر قالبی، کلیشه های ذهنی، تصور قالبی، نگرش کلیشه ای، قالبهای ذهنی، باورهای قالبی و حتی پیشداوری ترجمه وهم معنی در نظر گرفته شده و این اصطلاحات گرچه در معنا تفاوتهای جزئی دارند اما در متون مختلف برای ترجمه این واژه از آنها استفاده شده است. مروری بر تعدادی از این تعاریف خواهیم داشت.
روانشناسان اجتماعی معتقدند تصورات قالبی به معنای تعمیم درباره گروهی از افراد بر اساس خصیصه هایی همانند است که برای همه اعضای آن گروه صرف نظر از تفاوت عینی در میان اعضاء به نحوی اجتناب ناپذیر مفروض گرفته می شود و قالبی سازی را شناخت بر حسب کلیشه ای ذهنی می داند. تمسک به تصورات قالبی در طبقه بندی های اجتماعی یک میان بر ذهنی است که افراد را قادر می سازد مطالب زیادی را درباره شخص یا گروهی از اشخاص، صرف نظر از این که آن دانش درست یا غلط باشد بپذیرند. محتوای این تصورات قالبی آن است که اعضای برخی گروه ها دارای خصلت های معینی هستند(اشنایدر، 2004: 7).
تصورات قالبی از دیدگاه کلاسیک به معنی تصویرهای ذهنی مان درباره دیگر گروه های اجتماعی و قومی است(لیپمن 1922) و معمولا مجموعه ای از ویژگی های شخصیتی افراد تلقی می شود که افراد به وسیله آن گروه ها را از هم متمایز می کنند(اسپیرز و همکاران،1391: 23).
تفکر قالبی: تصوری است کلی و بی انعطاف که در ذهن انسان جای می گیرد و در قضاوتها مورد استفاده واقع می شود. بی تردید داوریهایی که بر چنین تصورات وعقاید ی استوار باشد ممکن است با واقعیت ارتباط داشته باشد اما این ارتباط سطحی و غالباً نادرست است (ساروخانی، 1370: 111).
گیدنز تفکرات قالبی را فرایندهای فکری که در بر گیرنده مقوله های خشک و انعطاف ناپذیر است تعریف می کند(گیدنز،1377:816). فکرقالبی عبارت است از مجموعه ای از چهار چوبهای ذهنی (ازافکار سازمان یافته) برای نگرش به یک گروه انسانی. (برکووتیز ، 1372: 185)
تعریف کلیشه های ذهنی از نظر و.شستاکرف عبارت است از: گرایش به یکنواختی و یکسان سازی، یعنی حذف خصوصیات فردی وتفاوت ها و نبود کامل روحیه انتقادی در مباحثه وابراز عقیده. لیزدونیکان کلیشه را چنین تعریف کرد: الگوی مشخصی که واضع مشخصی ندارد و بر اساس آن، تصاویرمفاهیم یا رفتار ها به طور خود به خود تکرارمی شوند کلیشه ها اعم ازنژاد پرستانه یا جنس پرستانه فطری نیستند بلکه آفریده اجتماعی اند.(آندره ،1376 :26 ـ24)
گوردون آلپورت در مطالعه ماهیت پیشداوریها، تفکر قالبی را این طور تعریف کرده: عقاید اغراق آمیز و غیرواقعی که به یک گروه نسبت داده می شود و کارکرد آنها را توجیح عقلانی و منطقی رفتار ما نسبت به طبقات وگروههای دیگرمی داند(اسپیرز،1391: 371).
بنا به گفته بگلی (2000) کلیشه ها مانند دامی هستند که بسیاری از افراد در آن اسیراند. کلیشه های منفی عملکرد و خود پنداره افراد را تهدید می کنند؛ برای نمونه زنانی که باورفرهنگی “توانایی ریاضی زنان نسبت به مردان کمتر است” را پذیرفته اند در انجام آزمون های ریاضی، عملکرد پایین تری از خود نشان می دهند(برانون، 2002: 159).
شارون معتقد است تصور قالبی یک طبقه بندی و مجموعه ای از تعمیم هاست که با ویژگی های زیر مشخص می شود:
الف) تصور قالبی نقادانه است. تصور قالبی کوششی برای درک نیست بلکه کوشش برای محکوم کردن یا ستودن طبقه بندی است. تصور قالبی قضاوت ارزشی می کند و رنگ عاطفی شدیدی دارد. به جای توصیف ساده تفاوتها، ارزیابی اخلاقی آن تفاوتها ارائه می شود.
ب) تصور قالبی معمولاً طبقه بندی مطلقی است، یعنی درمیان کسانی که درطبقه بندی هستند وکسانی که خارج از آن اند تمایز شدیدی قایل می شود.
ج) تصور قالبی با پیدایش شواهد و مدارک جدید تغییر نمی کند. هنگامی که فرد تصوری قالبی را می پذیرد، طبقه بندی وعقاید مرتبط با آن را به گونه ای جدی می پذیرد و پس از پذیرش مایل به تغییرنخواهد بود.
د) تصور قالبی اصولاً به گونه ای دقیق ایجاد نمی شود. تصور قالبی به صورت فرهنگی فراگرفته می شود و فرد به سادگی آن را می پذیرد.
ه) تصور قالبی مانع جستجو برای درک دلیل تفاوت انسان ها با یگدیگر می شود. بر مبالغه و قضاوت ارزشی درباره تفاوتها متمرکز است و به علت تفاوت ها توجهی ندارد
و) تصورات قالبی، روابط بین گروهی را بازنمایی و منعکس می کنند. تصورات قالبی پدیده های خاص شخصیت های مشخصی نیستند، بلکه آن ها بازنمودهای جمعی گروه خود فرد و سایر گروه هاست و ویژگی های مشترک اجتماعی اعضای گروه ، شباهت های داخل گروهی و تفاوت های بین گروهی را نشان می دهد (شارون ،1380 : 198-196).
ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که؛ بررسی تصورات قالبی در بیش از یک سطح مطرح است (در سه سطح فردی، گروهی و سیستمی) و نتایجی که راجع به علت ها و پیامدها، تغییرات و صحت تصورات قالبی به دست می آوریم ممکن است با توجه به سطحی که در آن، این تصورات مفهوم سازی و به کار گرفته می شود، متفاوت باشد(اسپیرز،139
1: 578). بر اساس چارچوب محتوای تصور قالبی استدلال می کنیم که، یک سطح معین تحلیل را نسبت به سایر سطوح نمی توان صحیح تر دانست. افراد، گروه ها و نظام ها ممکن است راجع به افراد، گروه ها یا نظام های دیگر عقاید درست یا نادرست داشته باشند. به طور مثال تصورات قالبی راجع به گروههای افراد ممکن است متفاوت از تصورات قالبی ای باشد که در مورد فرد فرد اعضای گروه به وجود می آیند. از این گذشته، افراد ممکن است تصورات قالبی متفاوت را وقتی ابراز کنند که در گروه ها حضور دارند نه وقتی که تنها هستند، همچنین موقعیت سایر گروههای مقایسه ای نیز ممکن است بر ابراز تصورات قالبی تاثیرگذار باشد. با توجه به این نکته، می توان گفت عدم صحت تصورات قالبی ممکن است وقتی بوجود آید که عقاید راجع به گروههای اجتماعی، برای روابط بین شخصی نقل شوند. این وضعیت به خصوص وقتی آسیب زاست که عقاید قالبی مشترک در مورد سوژه های فردی باشد، زیرا افراد مزبور که به آنها انگ زده شده در معرض تصورات قالبی یکسان کل یک گروه از افراد قرار خواهند گرفت.
به طور کلی، حتی اگر تصورات قالبی به طور ذهنی نیز معتبر باشند، تحقیقات نشان می دهد اشخاص غالباً خصوصیات قالبی ای را برای افراد خاص به کار می برند که به لحاظ اجتماعی نامناسب هستند و تعداد بسیاری از این تصورات قالبی پیامدهای عاطفی منفی به دنبال دارند. گاهی نیز افراد متوجه می شوند که تصور قالبی ای که برای فرد فرد اعضای گروه بکار می برند ناعادلانه بوده و ممکن است تناسبی با آن افراد نداشته باشد(اسپیرز،1391: 581-583).
2-1-2- تفاوت تصورات قالبی با پیشداوری و تبعیض
تفکرقالبی با پیشداوری و تبعیض تفاوت دارد. پیشداوری نگرشی منفی و خصمانه نسبت به اعضای گروهی خاص است که بر تعمیم های ناشی از اطلاعات نارسا و نادرست استوار است(ارونسون،2009: 32). در حالی که تبعیض، رفتار ناعادلانه یا لطمه زننده به اعضای یک گروه است که فقط به خاطر عضویت آنها در آن گروه رخ می دهد(ارونسون و دیگران، 2009: 123). به عبارت دیگر تبعیض به الگوی رفتاری آشکاری گفته می شود که علیه یک گروه یا اقلیت اعمال می شود(کوئن، 1385: 35). می توان رابطه بین مفاهیم تصور قالبی، پیشداوری و تبعیض را به صورت زیر نشان داد:
تصور قالبی پیشداوری تبعیض
بعد ادراکی بعد احساسی بعد رفتاری
2-1-3- اعتماد اجتماعی
اعتماد در زبان فارسی مترادف با تکیه کردن، واگذاشتن کار به کسی، اطمینان، وثوق، باور و اعتقاد به کار گرفته می شود(عمید،201:1369). در فرهنگ لغت آکسفورد اعتماد به معنی اطمینان به بعضی از صفات یا ویژگی یک شخص و یا حتی درستی و حقانیت یک نظریه تعریف شده است. با وجود اینکه تاکنون اندیشمندان اجتماعی تعاریف مفهومی بسیاری از اعتماد مطرح کرده اند اما همگی آنها درباره تعریف اعتماد وفاق ندارد. مثلاً امیل دورکیم: اعتماد را آرامشی می داند که حاصل زندگی مسالمت آمیز بشر در کنار همنوعانش در حالت صلح و به دور از هر گونه دشمنی و خصومت است. یا گئورگ زیمل، اعتماد را معادل کلمه ایمان به کار می برد و به اعتقاد وی نوعی ایمان و اعتقاد به افراد جامعه است(زتومکا،1384:28).