تفاوت زن و مرد در عواطف و انفعالات و کارکردها، دستیابی همسران به آرامش

دانلود پایان نامه

بنا بر نظر بسیاری از مفسران کلام الهی (هم قدما و هم متأخران) آیه 34 سوره نساء بیانگر نقش مدیریتی مرد بر خانواده است. با توجه به اینکه انجام آن نقش، نیازمند نگرشی منطقی و خردمندانه به قضایا و امور زندگی است، گذاشتن چنین مسئولیتی در کانون خانواده بر عهده مرد از رجحان نوع مردان در برخورداری از این نگرش حکایت میکند. مفسران بسیاری، جمله «فضلالله بعضهم علی بعض» را که بر وجود تفاوت بین زن و مرد دلالت میکند بر نکته پیشین حمل نمودهاند.
این تفاوت چگونه قابل تبیین است؟ آیا این تفاوت از ضعف و کاستی در قدرت ادراکی زنان ناشی است، یا عوامل دیگر در آن مؤثرند؟
اکثر اندیشمندان قدیم و برخی از معاصران بر احتمال اول اصرار میورزند، ولی بعضی دیگر تبیین پسندیدهتری برای این حقیقت بیان میکنند: «تسلط بر خود، ضبط و مهار عواطف و احساسات، شرطاول تفکر صحیح و سنجش و داوری درست است و زن در این زمینه آسیبپذیر و ناتوانتر است. زیرا شدت عاطفه در زنان مانعی جدی از نگرش عقلانی به مسایل است؛ اما مرد از آنجا که عواطف ضعیفتری دارد با سهولت بیشتری میتواند بر خود تسلط یابد و با فرونشاندن گردوغباری که عواطف و احساسات برمیانگیزد به روشنی و وضوح واقعیات را ببیند و از سر واقعبینی حکم و داوری کند.
به تعبیر دیگر، تفکر واقعبینانه و ژرفنگرانه و درست فقط در فضای خالی از عواطف و احساسات روی مینماید؛ بنابراین قبل از هر کار باید این عوامل مزاحم را از صحنه خارج کرد. در زن این طرد و اخراج با دشواری بسیار صورت میپذیرد و در مرد با صعوبت کمتر. اینکه قدرت تعقل در مرد بیشتر است، ناشی از قوت خود مرد نیست، بلکه معلول ضعف دشمنان تعقل در اوست.
در واقع میتوان گفت قدرت تعقل در هر دو جنس (زن و مرد) وجود دارد؛ ولی در مرد به لحاظ اینکه مانع کمتر است اقتضای تعقل بیشتر میباشد. مطالب به دست آمده در علوم جدید نیز توجیه دوم را تأییدمیکنند. این علوم، عوامل متعددی را در تفاوت ادراک مؤثر میدانند. از جمله این عوامل، علاقه و رغبتهای شخص ادراک کننده است. گرایش قویتر زنان به امور عاطفی و احساسی سبب میشود از میان محرکهای گوناگونی که در برابر وی ایجاد میشود- و پدیده ادراک در واقع پاسخگویی به آنمحرکهاست- به محرکی پاسخ گوید که تناسب و سنخیت بیشتری با روح حساس و عاطفی او دارد؛ در نتیجه عاطفی بودن جنس مؤنث باعث میگردد کانون توجه وی به اموری مناسب و همسو با عواطف جلب گردد. در حالیکه مردان کمتر عاطفیاند و تأثیرگذاری این عامل در آنان ضعیفتر است. تأثیر آن، تفاوت ادراک مرد و زن را در پی دارد.
4-4- تفاوت زن و مرد در عواطف و انفعالات و کارکردها:
وجود تفاوت و اختلاف بین افراد بشر مسلم و غیرقابل انکار است. تفاوت رفتاری انسانها یکی از نمونههای بارز اختلاف میان آنها است. به طور مثال، بعضی به کارهای فیزیکی، برخی به کارهای فکری، عدهای به مسایل ریاضی علاقهمندند. دستهای پرداختن به هنر را ترجیح میدهند.
تفاوت رفتاری زن و مرد و به تبع آن، گوناگونی مبادی رفتاری در آنان نه قابل انکار است و نه کسی منکر شده است. آنچه مورد مناقشه، انکار و اثبات است این که آیا مبادی و زیرساختهای رفتار از جمله عواطف و انفعالات مختلف که مورد بحث ماست، ساخته و پرداخته آفرینش و طبیعت است یا اینکه زنان و مردان به مرور ایام، منافع خویش را در انجام چنین رفتارهایی یافتهاند و این یافتهها از نسلی به نسل دیگر منتقل و در آنان نهادینه شده است، نه اینکه این مبادی را طبیعت در نهاد آنان قرار داده باشد. البته فرض سومی هم وجود دارد و آن اینکه، بعضی از رفتارها را برخاسته از نهاد و طبیعت زن و مرد و برخی دیگر را محصول عوامل اکتسابی بدانیم.
ما معتقدیم بهرغم اشتراک زن و مرد در تکوین که به هویت مشترک انسانی آنان، شأن و منزلت واحد، غایتی همگون و ابزاری یکسان برای رسیدن به آن غایت در هر دو منجر شده است، تفاوتهای طبیعی، ذاتی در میزان برخورداری از انفعالات و عواطف نیز بین این دو صنف وجود دارد. مستدل شدن این مدعا، متوقف بر کاوشی در فلسفه زوج آفرینی انسان از دیدگاه قرآن است.
4-5- فلسفه زوج آفرینی انسان:
قرآن کریم به دو نکته در زوج آفرینی انسان اشاره مینماید که هر دو، نوعی تقسیم کار طبیعی بین انسانها شمرده میشود:
الف) تکثیر نسل:
قرآن درباره تکثیر نسل میفرماید «پدیدآورنده آسمانها و زمین است. از خودتان برای شما
جفتهایی قرار داد و از دامها [نیز] نر و ماده [قرار داد]. بدین وسیله شما را بسیار میگرداند. چیزی مانند او نیست و اوست شنوای دانا».
خداوند در این آیه، فلسفه زوج آفریدن انسان و چهارپایان را تکثیر نسل آنها بیان فرموده است. طبق صریح این آیه، زن و مرد در دستیابی به این مقصود شریکاند و به طور معمول، هر یک بدون دیگری توانایی تکثیر نسل ندارد. تحقق این مقصود به مشارکت و همکاری زن و مرد وابسته است.
باید دانست که تکثیر نسل، امری زاید بر زاد و ولد است. زاد و ولد در واقع، تولید نسل است که اگر نسل تولید شده دوام پیدا کند، تکثیر نسل نیز محقق میشود، پس تکثیر نسل، نتیجه دو چیز: تولید نسل، و تداوم یافتن نسل تولید شده میباشد؛ از این رو میزان و نحوه مشارکت مرد و زن در هر یک از دو اثر باید بررسی شود. قبل از این بررسی، نکته دوم در زوجآفرینی انسان را نیز مطالعه
میکنیم، آنگاه به این بررسی میپردازیم.
4-6- دستیابی همسران به آرامشخاطر:
برای پیدایش و تکثیر نسل، ضرورت دارد که دو رکن اصلی خانواده از میل و کششی درونی نسبت به یکدیگر برخوردار باشند تا به همزیستی تشویق و از انجام آن احساس رضایت و خرسندی کنند. خداوند در آیه 21 سوره روم از پیریزی این تدبیر در نهاد زن و مرد خبر میدهد: «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه ان فی ذالک لایات لقوم یتفکرون»؛ و از نشانههای او این است که برای شما از [جنس] خودتان همسرانی بیافرید تا بدیشان آرام گیرید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد، هر آینه در این کار برای مردمی که بیندیشند نشانهها و عبرتهاست.»
در این آیه زن و مرد، طالب و مطلوب یکدیگر قلمداد میشوند که به دنبال ائتلاف و اجتماعشان به سکونت و قرار دست مییابند و از آیه شریفه فهمیده میشود که:
1) زن و مرد نیازهایی دارند که در سایه همزیستی آنان تأمین میشود.
2) این نیاز، محدود به نیاز جنسی نیست و نیازهای انسانی در کانون خانواده را شامل میشود؛