حق آزادی و شرکت در مجامع و اجتماعات، میثاق بین المللی حقوق

دانلود پایان نامه

طبق ماده 1 قانون تأمین وسایل و امکانات تحصیل اطفال و جوانان مصوب 1353 مقرر می دارد: کلیه اطفال و جوانان ایرانی که واجد شرایط تحصیل می باشد باید بدون هیچ گونه مانعی به تحصیل بپردازند و هیچ‌کس نمی‌تواند آنان را از تحصیل باز دارد جز با مجوز قانونی.
و ماده 2 قانون فوق الذکر مقرر می دارد: در هر محل که دو حیات تحصیل مراحل تعلیمات ابتدایی و راهنمایی که اجباری و مجانی است فراهم اعلام شده باشد، پدر و مادر یا سرپرست قانونی کودک که وظیفه نگهداری و تربیت کودک برعهده اوست موظف است نسبت به ثبت نام و فراهم کردن دوحیات تحصیل کودک تحت سرپرستی خود اقدام کند و در صورتی که از انجام این وظیفه خودداری کند، وزارت آموزش و پرورش بر مبنای آمار ارسالی اداره‌ کل ثبت احوال نسبت به ثبت نام کودکان واجد شرایط تحصیل اقدام خواهد کرد.
البته تاکنون به این ماده عمل نشده است، در هیچ یک از نقاط ایران اداره آموزش و پرورش بنا به مسائل و مشکلاتی راساً اقدام به ثبت نام کودکان نکرده است. بلکه فقط والدین کودکان هستند که با مراجعه به مدارس نسبت به ثبت نام فرزندان خود اقدام می کند.
در نقاط مختلف کشور کودکانی هستند، که بنا به دلایلی از تحصیل محرومند و هیچ کس برای ثبت نام آنان در مدارس اقدام نمی کند و به فراموشی سپرده شده اند.
محیط آموزش، علاوه بر اینکه به شخصیت طفل ارزش می دهند، زمینه را برای پرورش استعدادهای او فراهم می گرداند. این در صورتی امکان دارد که به اولیای مدرسه، معلم و… نمونه ای از رشد وکمال باشند. مخصوصاً در دوره دبستان که این دوره بیشتر بر شخصیت طفل تأثیر دارد و در شکل گیری صحیح مسیر آینده او مهم است.
اولیای مدرسه باید طوری با کودکان برخورد کنند، که علاقه آنان در یادگیری و کسب کمال بیشتر بسازند و محیط آموزش و پرورشی فوق العاده‌ای برای آنان فراهم سازند. در این سازندگی، محیط سالم و امن و کامل رویت هم نقش مهمی برای فراهم کردن آن دارد. که محیط آموزشی با امکانات لازم برای کودکان فراهم سازد. زیرا آموزش و پرورش برای کودکان امری اساسی و ضروری است و نباید از این حق مهم آنان چشم پوشی کرد. کودک حق دارد از تعلیم و آموزش به نحو احسن برخوردار شود. والدین در پناه، حمایت دولت باید این شرایط را برای کودکان خود محیا سازند. برای آماده سازی کودکان در زندگی توأم با مسئولیت در یک اجتماع آزاد نیاز است که از حق آموزش برخوردار باشند و این را هم باید در نظر داشته باشیم که یک دولت با میزان بی سوادی بالا یا میزان ثبت نام ابتدایی پایین یا دولت هایی که دارای سیستم شهریه برای آموزش ابتدایی هستند، به نظر می رسد که تعهداتشان را برای تأمین حداقل استاندارد مورد نیاز حق برآموزش انجام داده باشند. با این حال نقض تعهداتشان را تنها زمانی میتوان ثابت نمود، که دلیل روشنی وجود داشته باشد، مبنی بر این که دولت مربوطه حداکثر تلاشش را در جهت ریشه کنی بی سوادی و تأمین آموزش ابتدایی رایگان و اجباری با توجه به امکانات و منابع موجودش به خرج نداده است. (نوواک، 1390: 242)
والدین یا سایر سرپرستان کودکان، مسئولیت در جهت تضمین شرایط زندگی مناسب برای پیشرفت کودکان در چارچوب توانایی ها و امکانات عالی خود برعهده دارند و چون با آموزش، استعدادهای کودکان پرورش می یابد، باید سعی شود محیط آموزشی مناسب برای تمام کودکان فراهم گردد و در جهت شرایط آموزشی بهتر و راحت تر برایشان تلاش کنیم و در تمام نقاط کشور امکان دسترسی به آموزش را فراهم سازیم.با این اوصاف خیلی از کودکان در نقاط مختلف کشورهستند، که به دلیل فقر اقتصادی مجبورند کار کنند و از درس مدرسه دور مانده اند و دیگر وقت درس خواندن را ندارند.
در نتیجه خود آسیب های اجتماعی جامعه به حساب می آیند. وقتی تحصیلات نداشته باشند، صدر صد از نظر اخلاقی و رفتاری… شایسته یک جامعه نخواهند بود و همه به خود و هم به خانواده خود و هم به اجتماع و جامعه ای که در آن زندگی می کنند، خواه ناخواه آسیب می رسانند. در صورتی که این کودکان بر اساس خواسته و میل خود محیط مدرسه و آموزش و پرورش را ترک نکرده اند.
از آنجایی که آموزش و پرورش هدف و سمت و سوی کودکان را در زندگی مشخص می کند و اینگونه کودکان از هدف اصلی خود و یک زندگی ایده آل دور می مانند و در حالی که باید پشت نیمکت‌های مدرسه بنشینند و آموزش یابند. به اجبار مشغول به هر کاری برای امر و معاش خود و خانواده خود هستند.
فراموش نکنیم که هزینه دور ماندن کودکان از محیط مدرسه و آموزش پرورش بسیار سنگین تر از هزینه تأمین تعلیمات با کیفیت بدون تبعیض برای همه کودکان می باشد.
البته عامل مهم عدم آگاهی و محروم بودن این کودکان از آموزش و پرورش فقر اقتصادی آنان است. که باعث شده است آنها از محیط گرم خانواده و مدرسه و آموزش و پرورش دور شوند و سرنوشت شومی را برایشان رقم بخورد.
چه بسیار است فاصله میان کودکانی که دوست دارند به مدرسه بروند و سر کلاس درس حضور پیدا کنند، امّا نمی توانند و کودکانی که تمام شرایط زندگی برایشان مهیاست، اما به دلیل عدم آگاهی و توجّه بیش از حدّ والدین به آنها نمی توانند از آن به درستی استفاده کنند.
زیرا همانطور که آموزش و پرورش در محیط مدرسه مهم است و تمام کودکان باید از آن بهره‌مند شوند. آموزش در محیط خانه هم اهمیت به سزایی دارد، که می تواند بر کودکان تأثیر فراوانی بگذارد.
تأکید بر حق آموزش و پرورش و والدین به عنوان صاحبان حق و نادیده نگاشتن حق خود کودک نسبت به آموزش و پرورش مشکل آفرین است و کودکان را از درک مفهوم حق خود بر آموزش و پرورش فاصله می اندازد و آنطوری که باید پرورش نمی یابند.
اگر چه اهداف و موضوع های آموزش و پرورش ممکن است مبتنی بر شرایط تاریخی، سیاسی، فرهنگی، مذهبی یا ملّی متفاوت باشند، امّا رعایت احترام به حقوق بشر بایستی تبدیل به خصیصه اصلی افراد آموزش دیده شود. به عنوان مثال 143 دولت عضو میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی فرهنگی توافق نموده اند که آموزش بایستی به سمت توسعه کامل شخصیت و کرامت انسان و تقویت احترام به حقوق بشر و آزادی‌های بنیادین سوق داده شود. مثلاً بند 1 ماده 13 میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مقرر می دارد:” کشورهای طرف این میثاق حق هر کس را به آموزش و پرورش به رسمیت می شناسند. کشورهای مزبور موافقت دارند که هدف آموزش و پرورش باید نمو کامل شخصیت انسانی و احساس حیثیت آن و تقویت احترام حقوق بشر و آزادی های اساسی باشد. علاوه بر این کشورهای طرف این میثاق موافقت دارند که آموزش و پرورش باید کلیه افراد را برای ایفای نقش سودمند در یک جامعه آزاد آماده سازد و موجبات تفاهم و تساهل و دوستی بین کلیه ملل و کلیه گروه های نژادی، قومی یا مذهبی را فراهم آورد و توسعه فعالیّت‌های سازمان ملل متحد را به منظور حفظ صلح تشویق نماید.”
قوانین و اسناد بین المللی مقرر می دارند که دولت ها موظف هستند، اطمینان حاصل نمایند که آموزش به سمت تقویت احترام و حقوق بشر و آزادی های بنیادین هدفمند شده باشد. دولت ها در برنامه‌های آموزشی در سطوح ملی و بین المللی باید چنین رفتار کنند، تا کودکان درست آموزش وپرورش یابند و زندگی خوبی در آینده در انتظارشان باشد و متعهد هستند، که به اعتبارات فلسفی و مذهبی والدین احترام بگذارند. زیرا یک آزادی است که والدین در چاچوب حق بر آموزش کودکان خود دارند. آموزش و پرورش طوری باید هدایت شود، که شخصیت انسانی هرکس را به حد اکمل رشد آن برساند و احترام، حقوق و آزادی های بشر را تقویت کند. آموزش و پرورش باید حسن تفاهم، گذشت و احترام به عقاید مخالف و دوستی بین تمام ملل و جمعیت‌های نژادی یا مذهبی و همچنین توسعه فعالیت های ملل متحد را در صلح، تسهیل نماید. (ایده، 260:1390)
تاریخ مبیّن آن است که آموزش همیشه به وسیله دو دلواپسی مهم مردم و فرهنگ‌ها مشخص شده است، یعنی انتقال مهارت‌ها فنی مورد نیاز برای کسب مهارت در انجام وظایف زندگی روزانه و همچنین انتقال ارزش‌های مذهبی، فلسفی، فرهنگی، اجتماعی مردم و جوامع مربوطه به کودکان می‌باشد. (نوواک،1390: 231)
با وجود نقش اساسی و مهم کودکان در جامعه حق آموزش به اندازه کافی برای آنان منعکس نشده است. در صورتی که یکی از مهمترین وظایف در قبال کودکان، مسئله تعلیم و آموزش آن‌هاست. امّا متأسفانه هنوز با کمبود امکانات آموزشی در بسیاری از نقاط کشور مواجه هستیم. در صورتی که حق بر دریافت آموزش حکومت ها را ملزم کرده است که تسهیلات کافی در اختیار کودکان برای آموزش و پرورش قرار دهند، و هیچ ماده قانونی را نمی توان یافت که به استناد آن، بتوان فردی (کودکان) را از حقّ مسلّم تحصیل و تعلیم و تربیت در هر مرحله یا مقطعی محروم کرد بنابراین، سلب چنین حقّی از هریک از افراد جامعه، خلاف مقررات و قوانین به شمار می آید.
دولت ها باید مکان هایی یا مؤسساتی را در تمام نقاط کشور مخصوصاً روستاها و مناطق پایین شهر برای آموزش کودکان معصوم ایجاد کنند و شرایط آموزش برایشان فراهم سازند. زیرا این کودکان که در نقاط پایین شهر زندگی می‌کنند، حتماً از وضعیت مالی کافی برخوردار نیستند. پس لوازم و وسایل آموزشی را برایشان مهیا سازند، تا آنها هم مثل سایر کودکان از حقّ خود بر آموزش برخوردار شوند و در آینده به پست و مقامی بالا برسند و باعث افتخار جامعه باشند.
کودکان نیاز به حمایت دولت برای احقاق حقوق خود دارند. حق برآموزش یکی از حقوق بشری است، که در پیمان‌های بین المللی گوناگون و اسناد متعدد حقوق بشری به رسمیت شناخته شده است. اعلامیه جهانی حقوق بشر میثاق بین المللی حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی از مهمترین اسنادی است که بر حق آموزش تأکید دارند و این حقّ، هم اکنون یک حقّ بشری است. که باید بدون هر گونه تبعیض در راستای کرامت انسانی برای همه افراد بشر فراهم گردد و دولت مکلف است با بهره گیری از همه منابع در دسترس، زمینه را برای بهره مندی شهروندان از آموزش فراهم کند.
آموزش و پرورش کودکان از اهمیت بسیاری برخوردار است و تنها با تلاش والدین و سرپرستان خلاصه نمی‌شود. بلکه دولت باید نقش خود را به خوبی ایفا کند. زیرا مسئولیت اولیه برای اجرای حقوق کودکان بر آموزش و پرورش را دارند و دولت‌ها موظفند که قانون هایی به تصویب برسانند و اقداماتی انجام دهند، تا حقّ آموزش و پرورش کودکان برخلاف تعهداتشان انجام نشود. اجرای این نقش، به اشکال مختلف صورت می‌گیرد، مانند تصویب قوانین که مکان‌هایی یا مؤسساتی در تمام نقاط کشور حتی روستاها ایجاد کنند، تا کودکانی که به دلایلی نمی تواند، از تحصیل برخوردار شوند، شرایط برای آنان هم فراهم گردد و تمام کودکان قادر به احقاق حقّ خود به آموزش و پرورش با کیفیت بالا، در مدارس باشند، و در معرض کم توجّهی در نظام تعلیم و تربیت قرار نگیرند. زیرا حق تعلیم و تربیت دریچه ای برای تحقق سایر حقوق آنان می باشد.
به همین جهت برای افزایش آگاهی نسبت به مقررات حقوق بشر و تضمین امکانات در یک جامعه آزاد و برای رسیدن به این اهداف آموزش و پرورش درست کودکان، باید تلاش کرد.
2-2 حق آزادی و شرکت در مجامع و اجتماعات:
وقتی حق آزادی مجامع مطرح می شود، یعنی آنکه هر کس حق تشکیل و پیوستن به مجامع، انجمن‌ها، احزاب و گروه های مسالمت آمیز را دارد و هیچ کس را نمی توان مجبور به تشکیل یا عضویت در مجمع، انجمن، حزب یا گروه خاصی نمود. همچنین آزادی مجامع هم شامل همایش ها و اجلاس ها و نشست های خصوصی و هم شامل همایش‌های عمومی در معابر می شود. این آزادی نه تنها شامل همایش های ثابت است، بلکه همایش های متحرک و در حال حرکت و جنبش را نیز شامل می شود. نه تنها به وسیله افرادی که عضو چنین مجامع، انجمن ها، احزاب و گروه ها هستند، قابل اعمال و اجرا می باشد، بلکه علاوه بر این به وسیله دیگر افراد غیر عضو نیز می تواند به شیوه اشتراکی اعمال و سازماندهی گردد. البته قید مهمی که در کنار حق آزادی مجامع و انجمن ها غالباً ذکر می شود، مبنی بر به رسمیت شناختن حق آزادی مجامع مسالمت آمیز است. هدف این بوده که مجامع غیرمسالمت آمیز و آنهایی که هدفشان خشونت آمیز و برهم زدن نظم عمومی و ایجاد بی نظمی عمومی باشد، را از دایره حمایتی این حق خارج نماید. بنابراین هر جا که بحث از آزادی مجامع مطرح می شود، مراد آزادی مجامع مسالمت آمیز خواهد بود. از این جهت حق مزبور در شمار حقوق فردی به رسمیت شناخته شده در نظام حقوق بشر ذکر می گردد. از آنجایی که کودکان هم جزئی از افراد بشر هستند، باید از این حق برخوردار باشند. (دادخدایی، 1391: 2)
مشارکت اجتماعی و تشکیل اجتماعات کودکان با وجود ضرورت و اهمیت نظری و عملی، مسئله مهم و پیچیده‌ای است که بر حسب بافت اجتماعی و فرهنگی هر جامعه تغییر می کند. در فرهنگ ها و ساختارهای جوامعی که بزرگسالان فرصت محدودی برای حضور جامعه داشته اند، برای اثرگذاری بر تصمیم های جامعه مشارکت کودکان دشوارتر خواهد بود؛ زیرا یکی از موانع اصلی مشارکت، نگرش بزرگسالان نسبت به آن است که در چنین ساختاری رشد یافته اند. حل آن نیازمند برنامه های متعدد و متنوع با اهداف گوناگون است. (پیران، 1373: 12)