حق تابعیت در حقوق بین‌الملل، استقلال نسبی تابیعت

دانلود پایان نامه

حال باید بررسی کرد که این حق اساسی در کنوانسیون وضع کلیه اشکلال تبعیض غلبه زنان آمده است یا خیر؟
این کنوانسیون که مصوبین آن ادعا می‌کنند که تمامی حقوق اساسی زنان در آن مطرح شده است و به تمام مصادیق آن اشاره شده است.
با نگاهی این به کنوانسیون و بررسی آن متوجه می‌شدیم که به این حقوق اساسی در این کنوانسیون توجهی شنده است پس چگونه می‌توان برای زنی که مهم ترین حق زندگی او نا دیده گرفته شده است حقوق دیگر‌ی قائل شد.
عدم طرح مسئله حق حیات بزرگترین نقصی است که می‌توان بر این کنوانسیون مطرح نمود.
البته باید توجه داشت که در منابع بین‌المللی در مورد حق حیات و زندگی کردن بیشتر بعد مادی مورد توجه قرار گرفته است و بیشتر مودر تفسیر مادی قرار میگیرد و حق حیات را مطلق و ناشی از میل ذاتی به صیانت نفس می‌داند و بعد معنوی این حق به طور جدی مورد بررسی قرار گرفته است.
با بررسی وضعیت حق حیات زنان در ادوار تاریخ و حقوق بین‌المللی در می‌یابیم که با تحولات دید و به وجود آمدن حقوق برا‌ی انسان‌‌ها و به ویژه زنان تحولات عمیقی در زندگی بشریت و به ویژه زنان به وجود آمده است و زنان را از زندگی که حقوق اساسی انسان رعایت نمی‌شد زن مانند یک برده بود به یک شهروند و انسان و فردی تبدیل کرده که برابر با مردان حق حیات و زندگی دارد.
پس پیگری مطالعات و برنامه هایی که هدف از آنها ارتقای شان زنان در دو بعد بین‌المللی و محلی است نشانگر ارتباط مسئله زن تحولات بزرگ بین‌المللی است پس در اینجا نیز جهانی شدن کوشیده است تا فرهنگ ویژه ای به وجود آورد تا در خدمت ارزش‌های رفتاری زنان باشد.
فصل سوم :حق تابعیت
تابعیت رابطه حقوقی خاصی است که شخصی را به مفهوم سیاسی مرتبط می‌سازد و جزء عناصر و اوصاف ایجاد کننده حالت یا به تعبیر دیگر موقعیت حقوقی فرد در اجتماع قرار می‌گیرد که به لحاظ ارتباط آن با نظم عمومی وبه طور کلی قابلیت اسقاط و اعراض به اتکای اقدام حقوقی یک جانبه‌ی شخصی ویا قابلیت انتقال به غیر و یاشمو ل مرورزمانندارد و در عین حال منشاء اثر از لحاظ ایجاد حقوق و تکالیف و الزامات خاص میشود.
به طور کلی تابعیت یک رابطه سیاسی است زیرا از حق حکمیت دولت ناشی می‌شود این دولت است که تعیین می‌کند چه افرادی تبعه آن هستند ویا برای داشتن تابعیت این دولت چه شرایطی باید موجود باشد.
برای تحقق تابعیت همانطور که می‌دانیم دو عنصر ضروری دولت که دارای شخصیت حقوق مستقل بوده و از جمعیت سرزمین حکومت و حاکمیت تشکیل می‌شود و تبعه شخصی که تابعیت آن کشور را دارد لازم است
مبانی تابعیت زن
نظریه هایی متفاوتی در سیستم حقوق کشورها در رابطه با تابعیت زن پس از نکاح موجوداست که سه نظریه عمده آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم
1) استقلال تام 2)استقلال نسبی3) وحدت تابعیت
1) استقلال تام تابیعت
ازاوایل سده بیستم به بعد به استقلال زمان توجه عمده ای شده است واین توجه تساوی حقوق زن و مرد بود، درهر حال به درخواست زنان نهضت‌های هواخواهی آنان تعدادی از دولت‌ها به زنان آزادی کامل اعطا کردند و آنان را مساوی با مردان قرار دارند در قوانین مربوط به خانواده و تابعیت تغیراتی به وجود آورند که نمونه آن کنوانسیون رفع تبیض علیه زنان مشاهده می‌شود.
براساس این نظریه زن می‌تواند با فردی که تابعیت دیگر دارد ازدواج کند بدون آن که تابعیت مرد به او متحمل شود.
2) استقلال نسبی تابیعت
بنابراین نظریه اصل آزادی زن درتابعیت خود است و دراین سیستم تابعیت به اراده هر کدام واگذار می‌شود در نتیجه خطر می‌بایستی یاتابعیت مضاعف کاهش می‌یابد. در این سیستم زناشویی تغییر تابعیت شوهر به خودی خود تاثیری در تابیعت زن ندارد.
3) وحدت تابیعت
طبق این نظریه خانواده یک رکن واحد است و برای تامین واحد باید دارای تابعیت واحد باشند از این روتابعیت یکی از زوجین به همت دیگر تحمیل می‌شود.
حق تابعیت در حقوق بین‌الملل