حق رای زنان در کنوانسیون رفع تبیض علیه زنان، کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان

دانلود پایان نامه

در تعریف رای آورده‌اند:عملی که توسط آن رای دهند ه در تعیین نماینده گانش شرکت می‌نمایدیا درباره‌ی یک مشخص نظر شرا ابراز می‌کنند به این ترتیب تعریف رای شامل همه پرسی نیز می‌شود.
رای دادن حقی است که فرد مخیر است از آن استفاده کند یا از آن استفاده نکند از این رو این حیث اصالتا به هرشهر وندی تعلق میگیرد و هر شهروندی صاحب این سهم از حاکمیت است و هیچ کس نمی‌تواند این حق را از شهروندان بگیرد.
هر شهروندی حق دارد که در سازماندهی حکومت و صورت بندی اقتدار عالی سیاسی مشارکت کند که البته اگر این مشارکت از طریق انتخابات صورت گیرد پس باید گفته که هر شهروند حق رای دارد.
اگر هر شهروند حق رای داشته باشد می‌توان گفت که فرد با انجام آن وظیفه اجتماعی خود را انجام داده استاگر این اصالت با ملت باشد ملت مختار است که آن را به هر کس که مایل باشد اعطاء کند.
البته زنان حتی مدت‌ها پس از انقلاب صنعتیکه پس از اصلاحات دارای حق ماکیت شده بودند هنوز حق مشارکت در انتخابات را نداشتند و سال‌ها پس از برقراری روشن انتخابات برحسب فرهنگ مرد سالاری حق رای نیز در انحصار مردان قرارداشت یعنی امورسیاسی را در انحصار مردان می‌دانستند و بازهم ازنظرقانون و قانونگذاران زنان به عنوان وابسته به همسران و پداران خود بودند و صلاحیت شرکت در انتخابات را نداشتند.
پس از اینکه نظام حقوق بشر بهاین نتیجه رسید که هر انسانی قطع نظر از نژاد جنسیت وتمکن مالی اشدارایحق رای دادن است در سده بیستم به دنبال آن بود که ثابت کند تمام رای‌ها از یک ارزش مساوی برخوردار است بدین معنا که رای هر فرد ارزشش با رای سایر افراد جامعه برابر است. البته لازم به ذکر است که در سالهای دو رملاکهایی همچون طبقه اجتماعی ثروت، تحصیلات برای شرکت در انتخابات بود. برای مثال در سال 1920 در اتحاد جماهیر شوروی ارزش رای یک کارگر 5برابر یک کشاورزبود.
البته نمونه گیری از این نابرابری‌ها را در دنیای امروز در ایالات متحده وجود دارد. در این کشور ارای همه مردم یکسان نیست.
درایالت متحده آراء ایالتی که به لحاظ کیفیت جمعیت جایگاه ویژه ای در ساختار اقتصادی، اجتماعی و سیاسی آمریکا ایفا می‌نمایند. درانتخابات رئیس جمهور و معاونانش از تاثیرگذاری بیشتری برخورداربود به عبارت دیگر آراء اقشار مختلف به طوریکسان در تعیین ریاست قوه مجریه ایفای نقش نمی‌کند.
این تبعیض جغرافیایی نیزیکی از شاهکارهای نظام حقوق بشر غربی است.
چنین تبعیض ونابرابری در دیدگاه حقوق بشر مذموم است و باید ارزش رای و عقیده زن، مرد فقیر و غنی و سیاه وسفید کارگر و کارفرما یکسان باشد.
حق رای زنان در کنوانسیون رفع تبیض علیه زنان
ماده هفتم از کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان به بعد سیاسی از لحاظ داخلی اشاره شده. بند الف ا ز ماده هفتم به بعدسیاسی ازلحاظ داخلی اشاره شده بندالفاماده هفتم به حق انتخاب زن اشاره کرده و دول عضور ا موظف به تامین حق رای زنان و شرکت آنان در همه پرسی‌های عمومی می‌نماید.
ب. حق شرکت زنان در مشاغل سیاسی- اجتماعی
در سطح بین‌المللی به نخستین معاهده جهانی که حق انتخاب شدن را برای زنان به رسمیت می‌شمرد مقاولهنامه حقوق سیاسی زنان مصوب 20دسامبر1952 بود که بر مبنای این مقاوله نامه به زنان به موجب قانون ملی حق انتخاب شدن درکلیه مشاغل انتخابی عمومی را در شرایط مساوی مردان بدون هرگونه تبعیض یافتند.
بدیهی است که یکی از اشکال مشارکت سیاسی «شرکت در مشاغل سیاسی –اجتماعی» از جمله این مناصب می‌توان به وزارت، سفارت، نمایندگی، مجلس و… اشاره کرد.
پس از مقاوله نامه حقوق سیاسی زنان ماده 4 اعلامیه 7 نوامبر 1967 مجمع عمومی ملل متحد در مورد حذف تبعیض علیه زنان اتخاذ تمام تدابیر لازم را برا‌ی تضمین حقوق زنان در شرایط مساوی با مردا ن بدون هیچ گونه تبعیض در مورد حق انتخاب شدن و انتخاب کردن ورود به مشاغل عمومی به جهانیان تاکید توصیه کرده است.
همچنین بند الف وب ماده 7 کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان (مصوب 1979 ) با تاکید بر:
الف)حق رای در همه انتخابات و همه پرسی‌های عمومی و صلاحیت انتخاب شدن در تمام ارگان‌های انتخاباتی عمومی
ب)حق شرکت در تعیین سیاست رای حکومت و دولت و اجرای آن‌ها و به عهده داشتن پست‌های دولتی و انجام وظایف عمومی درتمام سطوح حکومتی دولتی دول عضو را ملزم به «اقدامات مقتضی برا حذف تبعیض علیه زنان درحیات سیاسی اجتماعی کشور می‌نماید»
درسال1995 سند کار پایه عمل پکن درماده هفتم با عنوان زنان و قدرت تصمیم گیری بر مشارکت زنان در پست‌های موثر قدرت تاکید دارد هدف از این پشنهاد وتاثیر نظر و آرای تعیین کننده زنان وتدبیر آنان برای رعایت حقوق انسانی از جهت دخالت دادن هر چه بیشتر زنان درامور تصمیم سازی و جهات دهی توسعه ملی و ارزش‌های اجتماعی و اختصاص بهینه منافع با مردان بوده است.
با این حال در حال حاضر در سازمان ملل متحد بیش از 40 پست مدیریت وجود دارد که تنهاکمتر از ده نفر زن در مدیریت‌ها دیده می‌شود.
علاوه بر آنچه در غرب عنوان شاخصه‌های مربوط به پیشرفت زنان معرفی می‌شود و فقط حضور ظاهری آنان در بعضی از متناسب و زارتی و مجالس قانونگذاری است در این جوامع زنان طی گذرا از بعضی از مراحل پستهای مدرن را در بعضی از حوزه‌های قدرت به نوعی تجربه می‌کنند وبه تدریج در می‌یابند که اقتدار اجتماعی و هویت و سیاسی شکل عینی وحقیقی ندارد.