حق شرایط مناسب زندگی کودک، ممنوعیت کار اجباری کودک

دانلود پایان نامه

احترام به شأن و منزلت کودکان یکی از حقوق بنیادین آن‌هاست. هر کودک، انسانی منحصر به فرد دارای شخصیت مستقل در حال رشد و تکامل محسوب می‌گردد و از این جهت کرامت انسانی، منافع و نیاز‌های او باید از طرف والدین و دولت مورد حمایت قرار گیرد. مطابق این اصل، در برخورد با کودکان باید شأن و منزلت آن‌ها را مورد توجه قرار دهیم و با توجه به اینکه کودکان مستقل از بزرگسالان هستند و نیازهای خاص آن‌ها شناسایی شده است باید برای رفع نیاز آن‌ها اقدام‌هایی صورت گیرد.‌(ابراهیمی ورکیانی،1389: 40)
خوشبختانه در مورد کودکان هم دولت و هم والدین احساس مسئولیت می کنند و تمام سعی خود را دارند تا از حمایت و امداد فروگذار نکنند و محبت و عواطف و مسئولیت و احترام گذاشتن به کودکان باعث شود، هیچ کودک از حمایت و امداد صحیح محروم نشود. دولت با برنامه ریزی های صحیح و برنامه‌های رادیویی و تلویزیونی، آگاهی کافی و لازم را به والدین بدهد، تا بیشتر با نیاز های عاطفی کودکان آشنا شوند و همه چیز حساب شده و طبق برنامه ریزی باشد، تا کودکان احساس حمایت را در آغوش پر مهر پدر و مادر حس کنند و والدین را بهترین دوست و همراه خود بدانند و درس زندگی و احترام گذاشتن به شخصیت خود و دیگران را از والدین خود یاد بگیرند نه مؤسسات اجتماعی.
همچنین طبق ماده 16 کنوانسیون حقوق کودک که در بردارنده حق همه کودکان برای برخورداری از حمایت قانونی در برابر مداخلات خودسرانه و غیر قانونی در امور خصوصی،خانوادگی و مکاتبات وی تأکید دارد. زیرا وقتی این دخالت ها از ناحیه پدر و مادر و اعضای خانواده باشد، قانون نمی تواند به خوبی حریم خصوصی کودک را تضمین کند، چون ارزش و حرمت خانواده به اندازه ای است که دخالت درآن به معنای مداخله در رابطه والدین و کودکان و محدود ساختن نقش سازنده و بسیار مهم بزرگسالان در رابطه با کودکان خواهد بود. البته مطالب فوق، گویای این مطلب نیست که قانون به هیچ وجه نمی تواند جلوی تعارض و دخالت مضر خانواده را بگیرد، بلکه در مواقع خاص که کودک مورد رفتار خشونت آمیز معترضانه والدین یا یکی از آن‌ها قرار بگیرد، باید با ساز و کارهای قانونی از او حمایت کرد.
همین موارد هستند که باعث خرد شدن شخصیت کودکان و بی احترامی به آنان می‌شوند. بنابراین باید برخورد با کودکان و احترام گذاشتن به آنان به نحوی باشد که موجب توسعه احترام با حقوق بشر و آزادی‌های اساسی شود و محیط و ارتباطات اجتماعی کودکان را باید مد نظرگرفت تا به درستی به آن‌ها احترام گذارند و رشد یابند و نباید کودکان از صحنه جامعه طرد شوند، بلکه کودکان به جامعه احساس تعلق داشته باشند و این احساس با رعایت کردن حقوق آنان و احترام گذاشتن به شخصیت آنان امکان پذیر می شود.
همچنین اصول و مفاد کنوانسیون حقوق کودک و معیارها و هنجارهای سازمان ملل متحد این است که حقوق کودکان را تضمین کند و از تبعیض در حقوق کودکان پیشگیری نمایند.
به نظر می رسد دولت باید ساز و کارهای مناسب در این زمینه، از جهات مختلف مثل: تصویب قوانین مورد نیاز، فرهنگ سازی در جامعه به وسیله آموزش و اطلاع رسانی و… را فراهم آورد. هر چقدر هم که والدین در شخصیت کودک نقش داشته باشند قابل احترام است، امّا دولت هم در این حق نقش بسزایی دارد، و در کلیه امور و اقدامات، دولت ها و خانواده ها باید منافع کودکان و رشد شخصیتی آنها را مدّ نظر قرار دهند.
قوانین و اسناد بین المللی از والدین انتظار فداکاری ندارد، ولی از آنان می خواهند که مانند دو شریک همدل، در رشد شخصیت کودک یاور هم باشند. (کاتوزیان، 1390: 671) به همه ابعاد وجودی کودکان اعم از رشد اجتماعی، عاطفی، شخصیتی و هوشی توجه کنند و دولت هم توجّه و حمایت قوی به آنان داشته باشد.
3-2 حق شرایط مناسب زندگی کودک:
باید براساس اقتضای دوران کودکی، به کودکان توجه کرد و نظام حقوقی باید نیازهای اساسی کودکان را پیش‌بینی کند و با توجه به نیازها و مقتضیات دوران کودکی، آن ها را تنظیم و اجرا شود.
در قوانین جمهوری اسلامی ایران در اصل 43 قانون اساسی نیازهای اساسی افراد را برای ریشه کن کردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای انسان، خوراک، مسکن، بهداشت، تأمین اجتماعی و… در جریان رشد و تشکیل خانواده و سطح زندگی مناسب را برای همه مشخص کرده است.
بنا بر ماده 27 کنوانسیون حقوق کودک ” دولت‌های طرف کنوانسیون حق هر کودک را به برخورداری از سطح مناسب زندگی برای توسعه جسمی، ذهنی، روحی، اخلاقی و اجتماعی به رسمیت می شناسند.”
در عبارت “سطح مناسب زندگی در اسناد بین المللی” فوق الذکر تعریف دقیقی ارائه نشده است. اما تا حدودی می توان به مفهوم آن پی برد.
طبق ماده 25 اعلامیه جهانی حقوق بشر” هر کس حق دارد که از سطح زندگی مناسب برای بهداشت و سلامت خود و خانواده‌اش برخوردار باشد.”
حقّ مسلّم هر فرد برای برخورداری از سطح مناسب زندگی است و باید از سوی دولت حمایت جدّی به عمل آید.
ماده 11 میثاق بین المللی حقوق اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی” دولت‌های طرف میثاق حاضر، حق هرکس را نسبت به داشتن سطح مناسب برای خود و خانواده اش به رسمیت می شناسند.”
ماده 25 اعلامیه جهانی حقوق بشر عبارت فوق را به معنی ” مناسب برای بهداشت و سلامت اجتماعی شخص و خانواده اش منجمله خوراک، پوشاک، مراقبت‌های پزشکی و خدمات ضروری اجتماعی ” به کار می‌برد و در ماده 11 میثاق بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی شامل ” خوراک و پوشاک و مسکن” می‌گردد. در حالی که در کنوانسیون حقوق کودک به معنی ” سطح مناسبی از زندگی برای توسعه جسمی، ذهنی، روحی، اخلاقی و اجتماعی کودک است.”
در این اسناد به سطح مناسب زندگی تأکید فراوانی شده است. دولت باید سطح مناسب زندگی که نیازهای اساسی برای افراد جامعه، مخصوصاً کودکان است، فراهم کند تا همگان از زندگی ایده آل برخوردار باشند.
این نیازهای اساسی عبارت اند از: خوراک، پوشاک و مسکن است، که یک سطح زندگی مناسب را مشخص می‌کند. هر چند که نمی توان گفت چه میزان از این نیازها لازم است ولی می توان گفت که نیاز اساسی و مهم هر یک از افراد مخصوصاً کودکان است. همه به طور یکسان باید از نیازهای اساسی خود برخوردار گردند.
هیچ کس نباید در شرایطی زندگی کند که تنها راه تأمین نیازهایش از طریق تحقیر یا محروم ساختن خود از آزادی‌های بنیادین از قبیل: تکدی گری، فحشا یا کار به صورت بردگی باشد. به بیان افتصادی صرف، یک سطح مناسب زندگی متضمن زندگی در بالای خط فقر در جامعه مربوطه است. (ایده، 1390: 133)
طبق ماده 27 کنوانسیون حقوق کودک ” اقدامات ویژه‌ای می‌بایست از سوی دولت برای سطح مناسب زندگی برای کودکان اتخاذ گردد.” به همین دلیل نباید کودکان را هرگز به خاطر عدم حداکثر تلاش برای برآوردن کامل نیازهایشان سرزنش کنیم بلکه نیاز است جامعه و دولت تلاش شایانی در این زمینه به عمل آورد.
دولت باید سطح مناسب زندگی را برای همه افراد مخصوصاً کودکان که فردای جامعه را تشکیل می‌دهند، در حد لازم و یکسان فراهم کند، تا دیگر دچار مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نشوند.
در اینجا به خوراک و مسکن و بهداشت و تأمین اجتماعی و ممنوعیت کار اجباری کودک که جزئی از نیازهای اساسی برای سطح مناسب زندگی هر فرد مشخص شده است، می‌پردازیم:
3-2-1 حق خوراک:
حق بر غذای مناسب، متضمن در دسترس بودن خوراک در کمیت و کیفیتی است که بتواند نیازهای رژیم غذایی افراد را برآورده سازد. غذا باید عاری از مواد زیان آور بوده و در یک فرهنگ معین قابل قبول باشد. مضاف بر این، غذا می بایست به شیوه های پایدار دست یافتنی باشد؛ بدین معنی که در یک دوره زمانی طولانی دست یافتنی و قابل تهیه باشد. عبارت ” نیازهای رژیم غذایی” دارای مفهومی وسیع‌تر از مغذّی برای رفع نیازهای فیزیکی است. عبارت فوق به نوعی از رژیم غذایی اشاره دارد که برای رشد فیزیکی و روانی و فعالیت جسمی افراد از جمله کودکان، برای آینده آنها و جامعه ضروری است. (ایده، 1390: 134)
در اصل 43 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به حقّ خوراک تمام افراد به عنوان یکی از نیازهای اساسی در زندگی توجه شده است و دولت را مکلف به اجرای آن می کند.