___________________________
23 ) Editorial, What Makes a Citizen?, Wash, Post, June 5, 1998.
رای مضاعف برای شهروندان دولت با تابعیت مضاعف در قالب مجموعه قوانینی که ممنوعیت های قدیمی در خصوص تابعیت مضاعف را از بین ببرد می تواند قوانین جدیدی را که با اصلاحات کلی مجدداً تصویب خواهد شد تسهیل کند و می تواند انتخابی برای کشور ها باشد.
قسمت سوم )حمایت دیپلماتیک
از نظر تاریخی پیچیدگیهایی در اعمال حمایت دیپلماتیک برای شهروندان یک دولت که درخارج از کشورمقیم هستند یا به خارج ازکشور سفر می کنند وجود دارد که همیشه در مقابل پذیرش یا شناسائی تابعیت مضاعف به آن توسل شده است، اما چنین نگرانی اغلب نادرست بوده به دلیل اینکه این وضعیت لزوماً ناشی از تابعیت مضاعف نیست، بلکه به درستی باید فهمیده شود. در مقابل بسیاری ازمجادلات و جر و بحث ها که از ترک تابعیت کشوراول ناشی می شود، برای آنکه ترک تابعیت توسط فردی که کسب تابعیت کشور دیگری را کرده به رسمیت شناخته شود اغلب نتیجه نظریه یا دکترین وفاداری، دائمی است که امروزه این دکترین دیگر متروک و مجهول است.
حقوق بین الملل پیشاپیش قواعدی را برای به حد اقل رساندن تعرض و اختلاف، زمانی که فرد مورد نظر واقعاً تابعیت مضاعف دارد مقرر کرده. تحت هر نسخه یا هرگونه تجویزی در چهار چوب حقوق بین الملل کلاسیک،یک کشور عموماً حمایت دیپلماتیک را در مقابل کشور دیگری که فرد تابعیت آنرا دارد در نظر می گیرد.هر کشوری می تواند طبق قوانین داخلی خود هر وضعیتی را که برای شهروندان خودش قائل است، همان وضعیت را هم برای شهروندانش که خارج از سرزمینش هستند نیز اعمال کند. تک تابعیتی بودن شهروندان مهم نبود و به هر صورت در مقابل اعتراض دیپلماتیک دیگر دولتها در قبال حمایت دیپلماتیکی که دولت خودشان از آنها انجام می داد مصون بودند. اما رویه ایی که مبنای چنین رفتاری بود و این قانون را مورد تاکید قرار می داد هیچ وقت هماهنگ و یکنواخت نبود و می توانیم بگوییم امروزه این قانون تا حد قابل توجهی فرسایش یافته و کمرنگ شده است. همانطوری که کی هیل برونر استدلال می کند که به نحو فزاینده ای رایج شده به نحوی که توسط کشورغالب (کشوری که آن فرد تابعیتش را دارد) وکشوری که تابعیت موثر را برای فرد ارائه می دهد حمایت دیپلماتیک بتوانداعمال شود، حتی در مقابل دیگر کشورهای متبوع (کشورهایی که به این فرد تابعیت ارائه کرده اند)24.
______________________________
24) Kay Hailbronner, Rights and Duties of Dual Nationals; Changing Concepts and Attitude; in:David.A.Martin.The trend toward dual nationality. op.cit.p.15;in: David A. Martin, Kay Hailbronner. Rights and duties of dual nationals. 2003. illustrated .Kluwer Law International. 397 pages.
فراترازابتکارات دیپلماتیک برای حمایت از حقوق شهروندان،امروزه می توانیم افراد را حتی بدون وجود داشتن رابطه تابعیت، مبتنی بردکترین حقوق بشر بین المللی بدانیم.
امروزه در یک نظم جهانی که به طور فزاینده ای حقوقِ جهان شمول بشر را مبنایی ممکن برای شکایت دولتها علیه یکدیگر و یا شکایت علیه دولتها می دانند، مشکلات حمایت دیپلماتیک نمی تواند به طور جدی یک اعتراض مهم علیه تابعیت مضاعف فرض شود.
قسمت چهارم ) تحولات فرهنگی ملی :
مخالفت با تابعیت مضاعف گاهاً از ملاحظاتی در خصوص تغییرات نا خواسته ای در رویه ها یا اعتقادات ناشی می شود، یعنی تحولاتی که منتسب می شود به خیل عظیم تازه وارد ها یی که در جامعه زندگی میکنند. اما تابعیت مضاعف به خودی خود مشمول بخش کمی از این سرزنش ها واقع می شود. اگر فرد چنین اصطلاح قابل اعترا ض و مجادله برانگیزی را برای چنین پدیده ای استفاده کند، صرف وجود جمعیت های عمده و قابل توجه از کشوری در کشور دیگر مطمئناً اثرات فرهنگی بر جای خواهد گذاشت، صرف نظر از اینکه آن شهروندان خارجی که در کشور جدید اقامت کرده اند چه وضعیت شهروندی را داشته باشند. به هر صورت به غیر از تابعیت مضاعف، عامل اصلی که در تحول فرهنگی نقش بازی می کند مهاجرت است.
اگر چه ممکن است کشور یا ملتی قواعد و مقررات همسان سازی فرهنگی برای کسانی که میخواهند تابعیت آن کشور را کسب کنند وضع کند و برای آن معیارهایی که تاثیری بر انگیزه های فرهنگی و روند ها و رویه هایی دارند که مشتاق پذیرفتن شهروندان جدیدی هستند اما میزان کارایی چنین افداماتی به شدت به میزان مطلوب بودن کسب تابعیت کشور جدید بستگی دارد تا ترک تابعیت کشور قبلی. به علاوه چنانچه این معیارهای همسان سازی فرهنگی بیش از حد سنگین و تحمیلی باشند و باعث کمتر شدن تعداد درخواست کسب تابعیت شوند، ممکن است اثر مخربی داشته باشند یعنی تلاشهایی را که برای یکپارچگی وادغام فرهنگی در آن کشور صورت می گیرد کمرنگ تر خواهند کرد و همچنین ممکن است باعث تشدید احساسات برتری جویانه ی جمعیت مهاجر در جامعه جدید شود. به هر صورت امکانات ارتباطی مدرن از جمله تلویزیون و ماهواره و ایمیل و اینترنت باعث شده که فرهنگها بتوانند این گونه در هم نفوذ کنند، حتی اگر این جمعیت مهاجر بشدت مورد کنترل قرار بگیرند، حالا چه بهتر چه بدتر، تاثیر و تاثرات فرهنگی امروزه جهانی شده ومقاومت در مقابل چنین تحولاتی به خصوص تحولات نا مطلوب و نا خواسته باید در آغاز مبتنی بر نقاط قوت ذاتی و جذبه وکششهای فرهنگی باشد که خارجی ها مورد تهاجم قرار داده اند.
قسمت پنجم ) خدمت سربازی ، نظام وظیفه و تعارضات ماهیتی در کسب پستهای مدیریتی حاکمیتی
در نظام بین المللی هرج و مرج طلبانه قرن نوزدهم ودر اوایل قرن بیستم، زمانی که ممکن بود اتحادها کاملاً از
هم پاشیده شوند و زمانی که جنگهای دولت با دولت یا کشور با کشور در مفهوم کلاسیک آن خیلی بیشتر اتفاق می افتاد در اغلب مواقع ابزاری برای نمایش قدرت ملی بود. شک و تردید در مورد افراد و شهروندان با تابعیت مضاعف در میان اعضاء جوامع نظامی و نخبگان تصمیم گیر سیاسی، قابل فهم و درک بود یعنی می شد به آنها حق داد. اما به هر حال هرچه قدر فرد می توانست این پیچیدگی ها و وفاداری های چند لایه را در زمان صلح تحمل کند، در زمان جنگ مطلقاً تابعیت مطرح بود و کسی در این مورد اعتراضی نداشت. امروزه نظم جهانی تا حد زیادی تغییر پیدا کرده بخصوص با پایان جنگ سرد این تحولات خیلی چشمگیر بوده.
یک دایره گسترده تر و دائماً فزاینده ای از ملل و کشور های دموکراتیک، یک شبکه تحمل وفاداری ها و پیوند های قبلی را گسترش دادند این وفاداریها وپیوند ها بر ارزش ها و منافع واقعی مبتنی هستندکه تحمل آنها نسبت به وابستگی و وفاداری به پادشاه یا قضاوتهای موقت راجع به مزایای طبقه پادشاهی به مراتب بلند مدت تر است.
اقتصاد و نیروی های نظامی بعضی از کشورها آنقدر ارتباط نزدیکی با هم دارند که از هم جدا کردنشان قابل تصور نیست حتی امروزه اکثر کشورها ی غیر دموکراتیک هم در نظام سازمان ملل متحد مشارکت دارند که میتواند به کنترل جنگها ی بین المللی کمک کند و اغلب هم به صورت مستمر تشکیل مجامعی را برای جلوگیری و به حداقل رساندن خشونت، تاثیرات فرا مرزی و همچنین جنگهای داخلی پیش بینی کرده است.
بسیاری از کشورها خدمت سربازی را منسوخ کرده و از بین برده اند، از بین کشورهایی که هنوز هم خدمت سربازی در آنها رایج است بسیاری وارد موافقت نامه دول چند جانبه، با دیگر کشورها شده اند که از شهروندان دولت با تابعیت مضاعف در مقابل الزام به انجام خدمت سربازی حمایت می کند. اینگونه موافقت نامه ها معمولاً اولویتشان را به ادعای دولتی که آن شهروند در آن مقیم است می دهند و به این امر مقرر می کند که انجام خدمت سربازی در یک کشور، آن شهروند دولت با تابعیت مضاعف را از انجام خدمت سربازی در کشور دیگر حداقل در شرایط عادی و نه در شرایط اضطراری ویا بسیج عمومی 25 معاف می کند.
نگرانی در خصوص تعارض قوانین مربوط به خدمت سربازی میان دو کشور شهروندی که از تابعیت مضاعف ویا هر دو بر خوردار است استدلال معقول و قانع کننده ای را برای قواعد سختگیرانه ای که مطلقاً تابعیت مضاعف را ممنوع می کند پیش بینی نمی کند. اما این نگرانی راجع به جنگهای بین المللی هنوز هم از بین نرفته و گاهاً اتفاق می افتد و هیچ چیز نمی تواند تضمین کند که روند مسالمت آمیز حل و فصل اختلافات بر عکس نشود و حتی در بین کشورهایی که امروز با هم دوست هستند دو باره اختلافات بروز نکند، در نتیجه برای دولتها کاملاً مناسب است که برای دسترسی شهروندان تک تابعیتی به شغلهای مهمی که از نظر امنیت ملی حساس هستند حق شرطی بگذارند.