پژوهش (پایان نامه) : خانه کودک با رویکرد بازی و خلاقیت-مهندسی معماری – گرایش: معماری

شاید بتوان بازی را اینگونه بیان نمود که بازی، زندگی کودک نیست اما تمام زندگی کودک، بازی است. در تعریف بازی آمده است که بازی به فعالیت جسمی، ورزشی یا ذهنی برای سرگرمی یا تفریح و یا اجرای نقش در یک نمایش یا یک فیلم اتلاق می شود (فرهنگ معین). بازی خود نوعی فعالیت و تحرک است که این خود نیز به این به معنای جنبیدن، جنبش و کوشش می باشد. بازی وسیله طبیعی کودک برای بیان و اظهار ((خود)) است. اریکسون بازی را اینگونه تعریف می کند، بازی کودکان عبارت است از تلاش برای لمس و حس دنیا و تحت کنترل در آوردن و آشنا شدن با آن. کودکان دارای زندگی خصوصی اند، که نام آن بازی است. او همیشه در حال رام کردن زندگی کوچک خود یعنی بازی است. بنابراین یکی از مهمترین انگیزه های عینی و علمی کودکان، حاصل امکان بروز یافتن این زندگی کوچک است.

روانشناسان دوره کودکی را دوره بازی کردن کودک می دانند . بازی کودک ابتدا با اشیاء است و سپس شامل انسان ها می شود . از سنین 3 و 4 سالگی کودک به تدریج به بازی های گروهی و اجتماعی رو می آورد . در این گونه بازی ها کودک رفتار با دیگران را تمرین می کند و با اصول زندگی جمعی و چگونگی رفتار با دیگران به تدریج آشنا می شود و این به رشد اجتماعی و اخلاقی او کمک می کند . بازی حس کنجکاوی ، ابتکار و خلاقیت کودک را بر می انگیزد و به رشد ذهنی او کمک می کند . همچنین بازی از لحاظ جسمی موجب هماهنگی عضلات و اعضای بدن می شود و در نتیجه حرکات بدنی طفل را به بهترین وجه ممکن شکل می دهد . بازی باعث نیرومندی کامل و رشد صحیح جسمانی می گردد . از طریق بازی حواس دیگر کودک مثل لامسه ، بینایی ،توازن و تعادل به کار افتاده و مهارت های لازم را برای کودک ایجاد می کند. پس به خاطر داشته باشیم که شغل کودک مخصوصا از 4 تا 7 سالگی بازی است.

 

فواید و نکات مثبت بازی در کودکان و دانش آموزان

  • بازی در رشد جسمی انسان تاثیر می گذارد . فروبل اعتقاد دارد بازی یکی از مهمترین عواملی است که می تواند باعث هماهنگی رشد کودک از لحاظ جسمی ، روانی و اجتماعی گردد. شاید بتوان گفت که این فایده بازی اولین و بدیهی ترین تاثیر بازی است و مسلمادر سلامت و شادابی جسم و روان تاثیر به سزایی دارد.
  • بازی عاملی است که به وسیله آن می توان نقط قوت و ضعف خود را شناخت و این در واقع نوعی واقعیت آزمایی است که بدان وسیله می توان با شناخت خود به تقویت بیشتر نقاط قوت و برطرف کردن نقاط ضعف اقدام نمود .
  • بازی تعیین کننده جایگاه اجتماعی است ، کودک از طریق بازی به فعالیت های مفرحیمی پردازد که در آن مقبولیت اجتماعی بیابد و هر چه در این راه موفق باشد جامعه پذیری راحت و سهل تری خواهد داشت. مشارکت ، همکاری و رعایت حقوق و رعایت قوانین اجتماعی در بازی ها یاد گرفته می شود .
  • بازی وسیله ارتباط با کودک است ، با استفاده از بازی می توان با کودکان رابطه برقرار نمود. در کودکان به علت اینکه از لحاظ کلامی به پختگی لازم نرسیده اند ، بازی می تواند وسیله موثر ارتباط باشد، الفت و موانست با کودک از طریق بازی به راحتی صورتمی گیرد.
  • کودک از طریق بازی علاقه اجتماعی را که نمادی از ظرفیت انسان برای تعامل با اجتماع است یاد می گیرد.
  • بازی باعث شکوفایی شخصیت شده ، در تکوین آن موثر می باشد ، با توجه به اینکه بازی نوعی بیان خود است و کودک از طریق آن خود را می نمایاند لذا جهت شناخت نیازها ،علایق ،استعدادها و سایر ویژگیهای شخصیتی شیوه ای موثر می باشد . ورود به دنیای کودک از طریق تجربیات بازی منجر به پیدایش نظام درمانی، بازی درمانی شده است .
  • روش برخورد کودک با بازی ، انتخاب او و اهمیتی که بدان می دهد همه بیانگر نگرش و رابطه او با محیط و چگونگی وابستگی او با هم نوعان خود است (لندرث، 1370).
  • بازی های کودک در رشد اجتماعی او موثر هستند زیرا شخصیت خود را چنانکه هست در میدان بازی آشکار می سازد ، در بازی است که کودک نوع و میزان تصور و تخیل ، استعداد همکاری و معامله منصفانه خود را آشکار می کند . بازی عامل موثر و مهمی در تعیین و تربیت ارزش های اجتماعی است ( شعاری نژاد، 1368).
  • بازی نوعی تخلیه روانی است . به ویژه برای کودکانی که ابزار اساسی سازش با اجتماع یعنی زبان را کسب نکرده اند و قادر به بیان نیات خود به صورت کلامی نمی باشند ، بازی می تواند بهترین وسیله ی تخلیه ی روانی باشد ، ارسطو نیز به این ویژگی اشاره داشته و گفته است که بعضی از ویژگی های روانی چون پرخاشگری ، افسردگی و … در بازی برون ریزی شده یا تصعید می یابد.
  • حس کنجکاوی کودک در جریان بازی او را به تفکر خلاق ، سازنده و ابتکار و خلاقیت رهنمون می سازد .
  • بازی عامل جبران کننده یا جانشین کار است ، به این معنی که تا زمانی که کودک توانایی انجام کار ندارد، بازی جای آن را گرفته و به عنوان عاملی در خشنود سازی او عمل می نماید . در این رابطه بازی نشانه ای از آرزوهای برآورد نشده ای محسوب می شود که در موقعیت واقعی امکان تحقق آن میسر نیست .
  • بازی در ایجاد الگوی رفتاری مطلوب و خاموش سازی رفتار نامطلوب موثر است و این نوعی یادگیری است . کودک درضمن بازی با اسباب بازی های گوناگون ، به مرور اندازه ، رنگ ، ترکیب ، ارزش و اهمیت اشیاء را یاد می گیرد و اطلاعاتی درباره محیط زندگی خود به دست می آورد ( شعاری نژاد، 1368).
  • از بازی می توان جهت پرورش خلاقیت نیز استفاده نمود . عده ی زیادی از مردم مقداری از وقت خود را صرف بازی های مختلف می کنند که بعضی از آن ها می توانند روشی برای پرورش خلاقیت باشد . بازی های فکری از قبیل حل جدول ، معما و بازی شطرنج می تواند خلاقیت را شکوفا سازد . اگر در بازی های سازنده ای مانند سبد سازی ، مدل سازی و سایر کارهای هنری و دستی فرد خودش طرح را ساخته و به اتمام برساند خلاقیت بیشتر نمایان خواهد شد (اسبورن، 1375).
  • بازی به عنوان یک وسیله آموزشی هم مورد استفاده قرار می گیرد . در مدارس پیش دبستانی ، مهدهای کودک و کودکستان ها با استفاده از بازی های مختلف به آموزش و پرورش کودکان اقدام می نمایند . این فایده بازی به صورت علمی توسط مونته سوری ، دکرولی و دیگران پیشنهاد شده است و استفاده ی عملی فراوانی دارد.

 

2-6-1 بازی و شخصیت

شخصیت که به عنوان اساسی ترین موضوع علم روانشناسی و محور بحث در زمینه های انگیزش، ادراک ، تفکر ، عواطف ، احساسات ، یادگیری و هوش و … شناخته شده است نمی تواند از بازی و تاثیرات آن در رشد و تکامل خود بی نیاز باشد. با توجه به نظر فروید مبنی بر اینکه شخصیت عمدتا در دوران کودکی شکل می گیرد می توان به نقش بازی و سایر فعالیت های خلاقه چون نقاشی ، قصه گویی و … در رشد شخصیت انسان پی برد. این نکته که بازی در رشد شخصیت انسان تاثیر دارد شاید از بدیهی ترین موضوع و در عین حال پیچیده ترین آن باشد با این حال از زمان فروید که به نقش دوران کودکی در رشد شخصیت توجه بیشتری داده شده، بازی نیز به عنوان وسیله ی ارتباطی بین کودک و محیط ، طرفدارانی پیدا نمود .

 

2-6-2 بازی و رشد اجتماعی

فروبل معتقد است که باید کودک را برای زندگی اجتماعی تربیت نمود زیرا در کودک توان بالقوه ی اجتماعی بودن موجود است و همنشینی با دیگران باعث به فعل در آمدن توان بالقوه ی اجتماعی کودک می شود این همنشینی و تعامل با دیگران از طریق بازی به شیوه ای موثر صورت می پذیرد . بازی عاملی برای ایجاد مراوده و دوستی میان کودکان می باشد . کودکان با انتخاب نوع بازی و سازماندهی آن و ملزم ساختن خود به رعایت اصول و مقررات در بازی نوعی از زندگی اجتماعی را نیز یاد می گیرد . بازی های مناسب ، کودک را قادر می سازد تا به بلوغ اجتماعی رسیده ، نقش خود را در زندگی بیابد و با شجاعت و اعتماد بنفس با آن برخورد کند . کودک از طریق بازی با همسالان و تقلید از بزرگسالان و همانند سازی با آن ها به تمرین رفتارهای اجتماعی می پردازد . به این نقش بازی در رشد همه جانبه ی کودکان به ویژه در نظریه ی پیش تمرینی گروس بیش از سایر نظریات توجه شده است.

 

2-6-3 نقش بازی در رشد و زندگی کودک

امروزه به یمن کتاب های روانشناسی ، انواع بازی برای کودکان از بدو تولد وجود دارد که با توجه به سن کودکان ، این نوع بازی ها طبقه بندی می گردد . حتی این بازی ها برای کودکان 3 ماهه متفاوت از 4 ماهه است . با توجه به این مساله در می یابیم که بازی چه نقش مهمی را در زندگی کودکان ایفا می کند ، به گونه ای که می توان بازی را شکل دهنده شخصیت کودک دانست . اگر تحلیل دقیقی روی بازی کودک در خردسالی داشته باشیم ، می توانیم تا حد زیادی شخصیت او را در بزرگسالی بیابیم . خشونت ، کمرویی ، عصبی بودن ، ترس و وحشت و عدم اعتماد به نفس در بزرگسالان جز مواردی هستند که در بازی های کودکانه این افراد قابل کشف می باشند و اگر در همان دوران به کمک کودکان برویم ، در بزرگسالی با مشکلات کمتری روبه رو خواهند شد .  در بازی ، کودک توانایی ارتباط جمعی با دنیای اطراف خود را پیدا کرده و قادر به حل مشکلات کوچک و بزرگ خود خواهد بود . با توجه به زندگی ماشینی امروز و خانه هایی که روز به روز کوچک تر می شوند ، نیازمند یافتن بازی های مناسب در آپارتمان هستیم ، هر چند هیچکدام از این نوع بازی ها جایگزین بازی در فضای باز نمی شود .

 

2-7 کودک و هنر

هنر از دیر باز به عنوان ابزار در دست انسان برای بیان ایده ها ، افکار و احساساتش بوده و دستخوش تحولات بسیاری گردیده است. ابزار هنری گاه تکه استخوانی بوده که بر روی دیوار نقشی را حک می کرده است و گاه قلم مو و بومی.کودکان نیز برای به نمایش گذاشتن ذهنیات خود از این ابزار بهره می گیرند اغلب خردسالان برای خلق آثار هنری نیاز به تشویق خیلی کمی دارند و با ساده ترین امکانات و بی ادعا قادر به خلق هستند. شاخه های هنری موجود و مورد استفاده کودکان عبارتند از : تئاتر و هنر های نمایشی، موسیقی، آواز، شعر و قصه، نقاشی، مجسمه سازی و … که در ادامه به اختصار درباره برخی از آن ها توضیحاتی داده خواهد شد. دو اصل آزادی و لذت از اصول مهم در سرگرمی های خلاق و سازنده به شمار می رود.

 

2-7-1 تئاتر و هنرهای نمایشی

تئاتر و فعالیت های نمایشی از جمله امکانات آموزشی و تربیتی برای کودکان بوده و دارای ارزش فراوانی است.بازی های نمایشی وسیله ای برای تکامل کودک و پرورش ادراک ، حافظه و تخیلات او شده و نیروی عضلانی کودک را تقویت می کند و علاوه بر این استفاده از مهارت های حرکتی در فعالیت های نمایشی باعث نشاط و شادمانی کودک می شود. تئاتر خاص کودکان شامل سه نوع فعالیت است:

1- تئاتر برای بچه ها: بشر از دیر باز به نقش و اهمیت تئاتر برای کودکان توجه داشت و معمولا بزرگتر ها برای سرگرم کردن کودکان به انجام تئاتر می پرداختند.

2- تئاتر به وسیله بچه ها:تئاتر به وسیله کودکان معمولا از سن یک و نیم تا دو سالگی شروع می شود و با ورود به مدرسه بسیاری از جذابیت های خود را از دست می دهد. اوج بازی های هیجان انگیز نمایشی در سنین 3 تا 5 سالگی است.

3- تئاتر سازنده (خلاق):در این نوع نمایش کودک به اجرای موضوع های فی البداهه می پردازد. او به تقلید از بزرگسالان می پردازد و نقش های زندگی واقعی را به طرز جدی ایفا می کند. اهمیت اینگونه فعالیت ها در این است که کودک به استعداد های درونی خود پی برده و قدرت تخیل و بیان خود را تقویت می نماید. نقش های مختلف را به اجرا در آورده و رفتارهای اجتماعی خود را شکل می دهد.

از اهمیت نمایش عروسکی در پیشرفت کودک می توان موارد ذیل را نام برد :

  • توسعه خلاقیت
  • بیان احساس
  • حل مشکل گفتاری
  • خوب گوش دادن
  • تشویق به همکاری

 

2-7-2 موسیقی و کودک

موسیقی کودک نوعی موسیقی ویژه است که نقش کلیدی در آموزش و پرورش و شکوفایی خلاقیت های مختلف در او دارد. به این معنا که شناخت حسی او را از جهان، عمیق تر و بارورتر می سازد. بیشترین لذت ناشی از موسیقی برای کودکان گوش کردن به موسیقی تولید شده توسط خودشان است.ذوق موسیقی به طور غریزی در وجود کودک نهفته است، بعضی ها با استفاده از آلات موسیقی و ساختن اشعار خنده دار کودکانه با موسیقی آشنا می شوند، بعضی ها توسط ریتم جلب موسیقی می شوند و بعضی ها به وسیله ملودی و یا حتی هارمونی و شاید تحت تاثیر هیجانی که از شنیدن موسیقی به آن ها دست می دهد مشتاق آن می گردند.

نقش موسیقی کودک از دیدگاه روانشناسی و تعلیم و تربیت، در آموزش کودکان و پرورش استعدادهای آنان به کمک موسیقی سه زمینه زیر مورد بحث است.

  • نقش آموزشی موسیقی:

مهمترین نقش آموزشی موسیقی ، پرورش حواس به مثابه ابزار شناخت در کودکان است و همچون دریچه ای است که آنان را با جهان خارج پیوند می دهد و امکان شناخت را برای آن ها فراهم می کند . ترکیب اطلاعاتی که کودک از راه حواس مختلف در می یابد ، شناخت او را عمیق تر می سازد . نقش پرورش حواس در سنین کودکی از اهمیت بیشتری برخوردار است ، زیرا اولا کودکان در مرحله ای هستند که مشاهده و تجربه مستقیم اعداد ، رنگ ، شناخت محیط طبیعی و اجتماعی اگر با شعر و موسیقی همراه باشد ، یادگیری کودک سریعتر ، عمیق تر و پایدار تر خواهد بود .

  • نقش پرورشی موسیقی:

موسیقی در پرورش عواطف کودکان نیز نقش انکار ناپذیری دارد . موسیقی بر حسب نوع خود ، حالت های غم ، شادی ، تحرک ، سکوت ، خشم ، آرامش ، مهربانی ، جنگاوری ، دوستی و مانند آن ایجاد کند . پرورش احساسات مثبت کودکان از طریق موسیقی به سلامت روانی آنان کمک فراوانی می کند .

  • نقش درمانی موسیقی:

کودکان معمولا از نظر رفتاری ،مشکلاتی دارند که اگر پیش از تثبیت به آن ها توجه شود ، بر طرف کردنشان چندان دشوار نیست . رفتارهایی که می توان به کمک موسیقی آن ها را در جهت مثبت تغییر داد عبارتند از: پرخاشگری، ناآرامی، خجالت، عدم اعتماد بنفس، افسردگی، اضطراب و بی نظمی.

هدف از آموزش موسیقی را می توان چنین خلاصه کرد :

وقتی به این موضوع توجه می کنیم خواهیم دید که موسیقی می تواند برای پیشرفت کودکان در درس ریاضی و سایر علوم ، بسیار موثر باشد . کودکان از طریق موسیقی ، برنامه ریزی و زمان بندی را یاد می گیرند . آن ها با شناخت و نظارت بر توانایی های خویش ،می آموزند که چگونه کارهای خود را در طی شبانه روز تقسیم و تنظیم کنند .  اگر تنها تعداد بیشتری از افراد جامعه ، با مطالعات و حقایق موجود درباره ی موسیقی آشنا شوند ، آن گاه مشاهده می کنند که تا چه میزان ، موسیقی می تواند برای کودکان (تا قبل از سنین دبستان ) مفید واقع شود .

 

2-7-3 آواز

آواز خواندن یکی از رایج ترین انواع بیان خود است ، کودکان خردسال دوست دارند آواز بخوانند. حتی نوزادان با صداهای نا مفهوم نوعی از بیان خود را دارند . کودکان نه تنها اصوات را می پذیرند بلکه در اضافه کردن به آن ها سلیقه و مهارتی خاص بروز می دهند .

 

2-7-4 قصه و قصه گویی

یکی از عمده ترین و رایج ترین راه های  انتقال تجربه و سرگرمی ، هنر قصه گویی و گوش سپردن به قصه است. قدمت قصه به روزگاری بر می گردد که انسان برای ایجاد ارتباط با همنوعان خود از زبان  استفاده نمود. (از این رو هیچ ملت و قومی را در تاریخ نمی تواند یافت که دارای قصه نباشد . این مساله اهمیت قصه گویی را مشخص می کند). موارد اهمیت قصه را می توان چنین خلاصه کرد :

  1. تحریک حس کنجکاوی وماجراجویی کودک.
  2. سرگرم شدن و یافتن نظم ذهنی منطقی.
  3. کودک به کمک قوه تخیل ، خود را جایگزین یکی از شخصیت های قصه می کند و با دنبال کردن ناکامی ها و پیروزی های او به تلطیف عواطف و احساسات خویش می پردازد و یا شادمانی و لذت را نصیب خود می کند.
  4. رشد نیروی بیان و تکلم ، غنی شدن گنجینه لغات کودک.
  5. افزایش شناخت اجتماعی و آشنا شدن با مسائل زندگی.
  6. یادگیری مفاهیمی چون عدالت،نیکوکاری،راستگویی و …. باتوجه به محتوای قصه.
  7. انس باکتاب وایجادشوق وعلاقه به مطالعه کودک.
  8. عادت به خوب گوش دادن و یافتن تمرکز.
  9. تاثیردرتقلیدوهمانندسازی.
  10. ایجاداعتماد متقابل و روابط صمیمانه میان قصه گو و مخاطب .
  11. حذف فاصله میان قدرت (خواندن ) و قدرت ( درک کردن) در کودک .
  12. افزایش ارتباط باادبیات شفاهی وایجاد فرصت برای تجربه کردن زبان زنده برای کودکان ودرنهایت بایدگفت قصه می تواند میل به خواندن، نوشتن، ایفای نقش و نقاشی کردن را در کودکان ایجاد کند و کودکان با کمک روش هایی که از قصه می آموزند می توانند خود را به نحوی خلاقانه و با دیدی انتقادی ابراز کنند.

 

2-7-5 شعر

فواید آموزشی شعر در برنامه های کودکان بسیار است . از جمله لذت زبان آموزی از طریق شعر ، لذت فعالیتهای گروهی از طریق شعر ، تحرک همراه با شعر ، تصویر گذاری روی اشعار ( نقاشی شعرها ) و … ، با چنین فعالیتهایی نه تنها به پیشرفت زبان و بیان آن ها کمک می کنیم ، بلکه تشویقشان می کنیم تا خلاقیت و خود پنداری مثبت خودشان را نیز بروز دهند ، بخش مهمی از پیشرفت و توسعه و رشد ادراکات بچه ها از طریق وانمود سازی و مهارت توان انجام آن صورت می پذیرد .

 

2-7-6 نقاشی

کودک موجودی است ویژه که در هر دوره از سن و رشد توان ذهنی ، علایق ، خواست ها و نیازهای خاص خودش را دارد . یکی از نیازهای اساسی و طبیعی کودکان، نیاز به بیان خود و ارتباط با دیگران و محیط پیرامونش است. نقاشی از جمله شیوه های خاص و سازنده ای است که کودکان در قالب آن ها، احساسات و آرزوهای خود را بیان می کنند و با جهان ارتباط برقرار می سازند. نقاشی در درجه اول به عنوان یک نیاز روانی و طبیعی برای بیان و ارتباط مطرح می شود و در مرحله بعد وسیله ای برای سرگرمی و بازی آنان است و گاه به مثابه تفکر نمادین کودک مطرح می شود و می تواند ابزاری باشد در جهت رشد و پرورش خلاقیت او.

 

2-7-6-1 نقاشی و فرا فکنی

امروزه نقاشی به خاطر جایگاه خاصی که در هنرهای تجسمی پیدا کرده است ، دارای شان و منزلت خاصی است و کودکان به شیوه های متفاوت نقاشی می کنند و این نقاشی در تشکیل شخصیت و روان کودک اهمیت بسزایی دارد. نقاشی به منزله فرافکنی ناهشیار ، از آغاز قرن حاضر با هدف شناخت شخصیت و حل مشکلات روانی کودکان، به کار گرفته شده است. همه پرسش های پنهان ، شادی ها ، اضطراب ها ، عشق ها و ترس های کودک در نقاشی بازیافته می شوند . کودک الفاظی را برای بیان احساسات خود در اختیار ندارد و نقاشی از راه رمزهایی مانند : خورشید ، آب ، درخت یا خانه بدون هیچ قید و بندی به جای او سخن می گوید . رنگ به خودی خود وسیله پر قدرتی برای بیان و نشان دادن حالت های عمیق درونی است. نقاشی کودکان نمونه روشنی از ارائه رنگ های متنوع در سطح وسیع می باشد. فقدان رنگ در تمام یا قسمتی از موضوع نقاشی کودکان نشانگر خلاء عاطفی و یا گاهی دلیل بر گرایش های ضد اجتماعی اوست. کودکان سازگار در نقاشی های خود از 5 رنگ استفاده می کنند. در حالی که کودکان گوشه گیر و یا آن ها که ارتباط با دنیای خارج را دوست ندارند بیشتر از یک یا دو رنگ به کار نمی برند. نقاشی های کودک به ما نشان می دهد که وی خود را چگونه می بیند ، چگونه متحول می گردد و چگونه با جهان پیرامون خویش مرتبط می شود.

2-8 کودک و معماری

هر کودکی بر روی کره زمین، زمانی آرزوی دنیایی پاک تر را در دل پرورانده است. دنیایی مبرا از این هزاران آزارهای زندگی و در عوض مزین به باغ جادویی پر از عجایب، مخفیانه، امن، مکانی برای تفرج و تماشای بی پایان انسان ها و محیط پیرامونشان که در تاثیر پذیری متقابلند. کودکان به سبب محدودیت های جسمی و روانی خود در قیاس با بزرگسالان ،تاثیر پذیری بیشتر و عمیق تری داشته و در عوض، تاثیر گذاری کمتری بر محیط دارند و به این ترتیب بیش از بزرگسالان اجبارا تابع شرایط محیطی اند. کودکان حساس ترین و تاثیرپذیر ترین گروه سنی جامعه را تشکیل می دهند و در حساس ترین و مهم ترین سال های زندگی شان یعنی زمانی که پایه های رشد شخصیتی، ذهنی، جسمی و اجتماعی آن ها شکل می گیرد تا زمانی که وارد شهر می شوند نیازمند این هستند که زندگی اجتماعی را در مقیاس خود تجربه کنند و این امر مستلزم فراهم بودن فضایی کودکانه و صمیمانه است. فضایی به دور از هیاهوی دنیای بزرگتر، دنیای پر از شادی با رنگ های زیبا که در آن کودک فرصت بیان افکار تازه و پرورش و رشد استعداد هایش را داشته باشد، فضایی که زمینه ای مناسب برای خلاقیت کودکان فراهم آورد.

دانلود پایان نامه ارشد : خانه کودک با رویکرد بازی و خلاقیت

 2-9 محیط، بازی، خلاقیت

روانشناسان در تعریف خلاقیت متفقالقول نیستند و به خلاقیت از ابعاد گوناگون می نگرند. مککینان در تعریف خلاقیت می نویسد: «خلاقیت عبارت از حل مسئله به نحوی که ماهیتی بدیع و نو داشته باشد» ویلیامز می نویسد «خلاقیت مهارتی است که می تواند اطلاعات پراکنده را به هم پیوند دهد». عوامل جدید اطلاعاتی را در شکل تازه ای ترکیب کند و تجارب گذشته را با اطلاعات جدید برای ایجاد پاسخ های منحصر به فرد و غیر متعارف مرتبط سازد. همه افراد دارای خلاقیت هستند، اما عدم وجود محیطی مناسب، و بی توجهی به این توانایی، مانع ظهور آن می گردد، به همین منظور امروزه خلاقیت جایگاه خاصی در روانشناسی تربیتی به خود اختصاص داده است. آمابیل و همکارانش (1988) در مصاحبه هایی که با 120 دانشمند در بیست رشته مختلف داشتند به این نتیجه رسیدند که عوامل محیطی در رشد خلاقیت نقشی موثر دارد. پژوهش ها نشان می دهد که سه عامل  خیال پردازی، بازی و کنجکاوی کودکان  در ارتقا خلاقیت آنان موثر است. خلاقیت کودکان به خیال پردازی آنان وابسته است و  خیال پردازی مهمترین عامل  در ارتقائ خلاقیت است. انگیزش خلاقیت در کودکان پیش دبستانی با میزان بازی آنان رابطه مستقیم دارد، زیرا تحرک در این سن اولین راه فعالیت، بیان، یادگیری و پیشرفت است. بازی امکان مشارکت در فعالیت  گروهی را نیز فراهم می آورد . خلاقیت افراد در همکاری با یکدیگر به دلیل تاثیر متقابل ایده ها بر هم شکوفا می شود. همچنین شکل و اندازه فضاها سبب تجمع افراد و فعالیت گروهی و ایجاد روابط اجتماعی می شود . میزان و نوع روابط گروهی در روند خلاقیت موثر است. پس شکل و اندازه و عملکرد فضاها به گونه ای که میزان ارتباطات را افزایش دهد و بر کیفیت آن تاثیر مثبت داشته باشد بر رشد خلاقیت موثر است . کنجکاوی فرد در فرایند خلاقیت موثر است و افراد خلاق معمولا کنجکاوند. همچنین تحقیقات نشان می دهد عوامل طبیعی محیط بر رشد فرایند خلاقیت تاثیر گذار است. ایجاد منظر محیط طبیعی، استفاده از عناصر طبیعی مانند آب، نور، گیاه و مانند آن در فضای اموزشی کودکان، کنجکاوی و انگیزش کودک برای خیال پردازی و بازی را افزایش می دهد.