خلاقیت و نوآوری، خصوصیات تفکر

دانلود پایان نامه

2-خلق اندیشه
در این مرحله,اندیشه های حیاتی و خلاق در ذهن پدید می آید و این احتمال که در نهایت مشکل حل شود افزایش می یابد.در این مرحله می توان راه حلهای گوناگون را در نظر گرفت و به همان ترتیبی که این راه حلها به ذهن می رسد,آنها را در دفترچه ای یادداشت کرد.
مدیر وقتی درباره این راه حلها به قضاوت و نقد و بررسی می پردازد باید در نظر داشته باشد که جریان اندیشه,قطع می شود.در این صورت باید مراقب بود که قضاوت درباره راه حلها مانع از فرایند خلاق ذهن نشود.
3-باز پیدایی
پس از طی مراحل فوق,بالاخره به مرحله ای می رسد که از فراوانی اندیشه های گوناگون که به ذهنش می آید,کاسته می شود و اندیشه تازه دیگری به ذهن او نمی رسد.در این مرحله می توان به یادداشتهای خود مراجعه و از راه حلهایی که ظاهرا غیرعملی یا خیال پردازانه است,صرف نظر نمود.اندیشه های مشابه را کنار هم گذاشت و به اندیشه هایی که برای روشنتر ساختن آن به اطلاعات یا به تفکر بیشتر نیاز است,توجه بیشتری کرد.در این مرحله مدیر می تواند نتایج مرحله ای را که طی آن خلاقیت و نوآوری فکری داشته,منظم کند.
4-قضاوت
در این مرحله مدیر می تواند همه توان خود را برای نقد و بررسی افکار خود به کار گیرد و فهرست اندیشه هایی را که به ذهنش رسیده است,با دقت مورد آزمایش قرار دهد.این اندیشه ها را ارزیابی کند.اندیشه هایی را که به نظر می آید ناکافی هستند,کنار گذارد تا بهترین اندیشه های او که امکان عملی شدن آن وجود دارد و او می تواند از آن برای حل مشکل خود یا نیل به هدفهای مورد نظر استفاده کند,در فهرست اندیشه های خود باقی گذارد.باید توجه داشت که مرحله نقد و انتقاد و قضاوت درباره اندیشه ها,اهمیت زیادی دارد.اگر نقد و بررسی یا قضاوت درباره اندیشه ها در مرحله دوم انجام گیرد,در آن صورت خلق اندیشه های گوناگون متوقف خواهد شد.
برای دستیابی به تفکرخلاق نمی توان مراحل چهارگانه این فرایند را کوتاه تر کرد.در این مورد باید گفت هر چند ذهن آدمی غالبآ با ظرافت بسیار از یک مرحله به مرحله دیگر وارد می شود,اما خلق اندیشه های بدیع و بکرکه در مرحله دوم انجام می گیرد,باعث می شود تفاوت بین یک نفر نابغه با فرد دیگری که فقط باهوش است مشخص شود.در حقیقت این تفاوت تفاوتی است بین یک نفر آغازگر با فردی که پیرواست. تفاوتی است بین یک فرد موفق و یک فرد ناموفق (ساعتچی ,1378,ص249-247)
تفکر بدون نقطه آغازمعین(آفرینندگی)
آفرینندگی نوعی حل مساله است.اما از چند جهت می توان میان آفرینندگی و حل مساله تفاوت قایل شد.
1-حل مساله جنبه عمومی تری از آفرینندگی دارد زیرا فرد در فعالیتهای آفریننده غالبآ علایق و خواستهای شخصی خود را مد نظر قرار می دهد و بیشتر از زمانی که به حل مساله می پردازد,آزادی عمل دارد.
2-افراد آفریننده نه تنها به حل مساله می پردازند,بلکه به خلق مسایل هم اقدام می کنند.از این رو می توان گفت در آفرینندگی نقطه آغاز معینی وجود ندارد,بلکه فرد می تواند در جریان اندیشیدن از هر کجا که می خواهد شروع کند.
3-ویژگی مهم دیگر آفرینندگی که آنرا از حل مساله متمایزمی سازد,تازگی محصول فکر است.تفکر خلاق در پی کشف و ابداع راههای جدید است.البته عناصرتفکر خلاق کاملا ابداعی و نو نیستند بلکه گاهی نیز از پیش موجودند.اما ویژگی تفکر خلاق ترکیب ها و تعبیرهای بدیعی است که از این عناصربرمی آید.(غضنفری ,1378,ص16)
تفکر دارای نقطه آغازمعین(استدلال )
نوع دیگر تفکر که به آن استدلال گفته می شود,از نقطه معینی آغاز می شود و هدف مشخصی را دنبال می کند.استدلال از مباحث منطق است و می توان آن را تفکر منطقی نیز نامید.استدلال , تنظیم و تالیف سلسله ای از قضایا برای کشف قضیه ای مجهول است.استدلال دو نوع است:قیاس واستقرا
الف)قیاس
در استدلال قیاسی از مجموعه ای از قضایا نتیجه ای استنباط می شود.سقراط انسان است.هر انسانی فانی است .پس سقراط فانی است.در این مثال دو قضیه مقدماتی (مقدمه کبری و مقدمه صغری ) و یک نتیجه وجود دارد.فانی شدن سقراط که نتیجه ای جزئی است و از اصل کلی انسان فانی است,بدست می آید.ویژگی استدلال قیاسی این است که به واسطه آن نتیجه ای جزئی از اصلی کلی بدست می آید.
ب)استقراء
در تفکر استقرایی ذهن از گردآوری امور جزئی به نتیجه ای کلی می رسد.روش استقرایی همان روش رایج در علوم تجربی است که از گردآوری رویدادهای مشخص به قوانین کلی می رسد.در این روش از استدلال, معمولآ از تعدادی موارد محدود و معین نتیجه ای کلی بدست می آید که به دیگر موارد مشابه نیز تعمیم می یابد.(همان منبع )و بالاخره اینکه آن چه در فرایند مدیریت باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد,تفکر نوع چهارم است .یعنی وقتی که فرد با مشکل یا مساله خاصی مواجه می شود,آن مشکل یا مساله را وارسی کند و به راههای حل آن بیندیشد تا قدرت ابتکار و ابداع در او به وجود آمده و تقویت گردد.با چنین تعبیری می توان گفت :تفکر عبارتست از فعالیتهای جهت دار ذهن برای حل مساله. به عبارت دیگر اندیشیدن و تفکر به آن نوع فعالیت یا رفتار ذهنی گفته می شود که به حل مساله ای متوجه باشد.(شعبان , حسن,1372)
2-1-4-2 خصوصیات تفکر
برای تفکر 5 ویژگی به شرح زیر ذکرکرده اند:1-برخورد با مساله 2-تفکر به عنوان عکس العمل 3-جنبه تجریدی تفکر4-هدف معین 5-جهت
تفکر اساسی وقتی شروع می شود که فرد با مساله یا مشکلی برخورد کند و نتواند راه حل ثابت و مشخصی را در تجربیات قبلی خویش پیدا کند.در این صورت باید بکوشد تا راه حل مناسب را دریابد و با اجرای آن مشکل را از میان بردارد.تفکر مانند سایر گونه های رفتار فرد,عکس العملی است که در مقابل موقعیتهای مختلف با مسایل گوناگون از فرد سر می زند.قبلآ گفته شد که تفکر نوعی رفتار پنهان است و تفاوت دیگر تفکر با سایر انواع رفتار,مربوط به محرک آن است.تفکر طبعآ جنبه تجریدی دارد و جزء اعمال غیر قابل مشاهده است.ولی تحقیقات نشان می دهد که در حال تفکر,آثاری در چهره و فعالیتی در عضلات و اعصاب بوجود می آید و در جریان تفکر آنچه را که فرد انجام می دهد در جهت و مسیر معینی قرار دارد.