ذهنیت فلسفی، یادگیرنده

دانلود پایان نامه

در جریان ایجاد یا تقویت ذهنیت فلسفی,بصیرت به عنوان یکی از فاکتورهای مهم تفکر,نقش ویژه ای به عهده دارد.
به موجب تئوری بصیرت,انتقال وقتی صورت می گیرد که در جریان یادگیری فهم و بصیرت دخالت داشته باشد.آنچه را که فرد در دوران تحصیل فرا می گیرد اگر در طرح و زمینه خاصی قرارگیرد و ارتباط اجزاء آن با هم و با کل امر مورد یادگیری در نظر یادگیرنده روشن شود,در این صورت نسبت به آن فهم و بصیرت پیدا می کند و می تواند آن را به موقعیت جدید انتقال دهد.
بنابراین تمرین یا تکرار یا حفظ و به خاطرسپردن در جریان انتقال تاثیر ندارد و عناصر مشابه نیز برای انتقال کافی نیستند.بلکه درک ارتباط عناصر یک موقعیت با هم و با کل موقعیت, فرد را قادر می سازد تا آنچه را که در یک موقعیت یاد می گیرد,به موقعیت تازه انتقال دهد.
پیروان تئوری گشتالت ,فهم و بصیرت را اساس یادگیری می دانند و عقیده دارند یک شاگرد, آنچه را که در مدرسه می آموزد اگر واقعا بفهمد و نسبت به آن بصیرت حاصل کند,به آسانی می تواند به موقعیتهای جدید انتقال دهد.
توجه به دو موقعیت و عناصرمتشکله آنها و ارتباط این عناصربا هم سبب انتقال یادگیری می شود.
هری داگلاس جریان انتقال یا بصیرت را تابع شرایطی می داند که عبارتنداز:
الف) درجه تعمیم حقایق,اصول و مهارتها,مفاهیم و نظراتی که فرد در یک موقعیت قرار می گیرد,در انتقال یادگیری تاثیر دارد.
ب) درجه مشابهت تصورات,مفاهیم,اصول و زمینه های عاطفی موجود در دو موقعیت سبب انتقال ذهن از یکی به دیگری می شود.
ج) درجه مشابهت مهارتها و روشهای معمولی در دو موقیت سبب انتقال ذهن از یکی به دیگری می شود.
د) درجه و اندازه قدرت در تحلیل موقعیت جدید در انتقال تاثیر فراوان دارد.بدین ترتیب که ابتدا فرد موقعیت را به کلی درک کرده و سپس به تحلیل آن پرداخته و عناصرعمده آنرا مشخص می سازد.تحلیل موقعیت جدید سبب روشن نمودن عناصر عمده آن می شود و فرد را قادر می سازد تا آن چه را که درگذشته فراگرفته است,برای برخورد با موقعیت جدید مورد استفاده قرار دهد.
ه) قدرت تعمیم فرد یاد گیرنده :درک ارتباط و به خاطر آوردن آن چه را که فرد در گذشته آموخته و با موقعیت فعلی به نحوی مربوط می شود,در جریان انتقال یا بصیرت موثر است.هر چه قدرت تعمیم فرد یاد گیرنده بیشتر باشد و ارتباط را بهتر درک کرده و بخاطر آورد,زودتر می تواند آنچه را که در گذشته آموخته است به موقعیت جدید انتقال دهد.(شریعتمداری ,1366,ص342و340)
آیا هنگامی که کودک بودید,رویاها و تخیلاتی درباره این که وقتی بزرگ شدید می خواهید چه کاره شوید با خود داشته اید؟آنگاه که آماده ازدواج بودید آیا زندگی را که در کنار همسر آینده خود امید به ساختن آن را داشتید متصور شده اید؟آیا تا به حال قرار شده است سازمان جدیدی را تشکیل دهید؟آیا شما از نوع سازمانی که به تشکیل آن امیدوار بودید,احساس روشنی داشتید؟
چنانچه شما به هر یک از این پرسشها پاسخ مثبت داده باشید,در این صورت شما از قبل آینده خوب و زیبایی از این که بصیرت چیست و نیز چند تجربه عملی از شکل دادن یک بصیرت داشته اید.همچنین شما می دانید که بصیرت در انگیزه بخشیدن به رفتار خودتان و شکل دادن به سرنوشتتان چه میزان توانمند بوده است.البته این موارد,بصیرتهای شخصی و فردی هستند.اما در نقش شما به عنوان رهبر افرادی که به منظور هدفی مشترک به یکدیگر ملحق شده اند همان مفاهیم و حتی قویتر صدق میکند.بنابرین بصیرت عبارتست از)) آینده های واقع گرایانه,محقق الوقوع و جذاب برای سازمان شما))
بصیرت بیان صریح شما از سرنوشتی است که سازمانتان باید به آن سمت حرکت کند.آینده ای است که برای سازمان شما به شکلهای مهمی موفقیت آمیزتر از وضعیت فعلی آنست.
بصیرت همیشه با آینده سر و کار دارد.در واقع بصیرت آنجایی است که فردا آغازمی شود,زیرا آن چیزی را بیان می کند که شما و دیگر کسانی که در بصیرت سیهم هستند,می خواهید برای ایجاد آن با جدیت کار کنید.(تیلهارد شاردین,1964,ص230)
2-1-3-1 کارکرد بصیرت
زمانی فیلسوف برجسته ای نوشت که عظیم ترین نیرو برای پیشرفت نوع بشرعبارتست از((یک امید بزرگ عمومی )) وی همچنین ادامه می دهد که هر فردی بدون اینکه زحمت سبک و سنگین کردن منطق یا اهمیت یک حقیقت ظاهرا بسیار بدیهی را به خود بدهد,می داند که هیچ چیزی ناممکن تر از جلوگیری از شدت یک آرمان نیست.(همان منبع )
بصیرت صحیح برای آینده یک سازمان چنین آرمانی است.این بصیرت افراد را به سمت عمل می کشاند و به دلیل عمل آنان,سازمان تکامل پیدامی کند و موجب پیشرفت می شود.
نقش بصیرت در هدایت سازمان به سمت جلو حیاتی است.چرا که سازمان باید به سمت جلو حرکت کند.در غیر این صورت همانند دوچرخه ای که جایی برای تکیه نداشته باشد,واژگون خواهد شد.قدرت بصیرت دراین است که می تواند توجه آنهایی را که در داخل یا خارج سازمان هستند جلب کند و این توجه را در یک رویای مشترک عمومی متمرکز کند,یعنی نوعی درک جهت به وجود آورد که هم قابل درک است و هم جهت و هدف را تعیین می کند.
به نظرمی رسد انتخاب و تبیین بصیرت صحیح این آرمان قدرتمند,سخت ترین کار و واقعی ترین آزمون رهبری بزرگ است .آن هنگام که چنین امری عملی می شود سازمان در مسیر صحیح برای محقق کردن بصیرت صحیح مورد نظر خود قرار گرفته است.برای درک علت, نیروهای زیر را که بواسطه بصیرت,آزاد می شوند مورد توجه قرار دهید.
الف ) بصیرت صحیح جلب تعهد می کند و به افراد انرژی می بخشد.
ب ) بصیرت صحیح به زندگی کارکنان معنی می بخشد.