تنبیه کاهش در احتمال بروز آتی یک‏ پاسخ است که در نتیجهء ارائه، بلافاصله‏ محرکی پس از آن پاسخ حاصل می‏شود. همچنین تنبیه عبارت است از استفاده از روش‏های هوشیارکننده یا هشداردهنده، توأم با ترس و دلهره یا بدون ترس و دلهره، که در بعضی موارد به ضرب‏ منتهی می‏شود که سبب ترک، یا تضعیف‏ یا تقویت یا تعدیل عمل می‏شود و فرد را از حالت انحراف منفی، خارج‏ می‏سازد (فائضی، 1373).
چارچوب مفهومی تنبیه
با توجه به این که روان‏شناسان، فیلسوفان، جامعه‏شناسان و محققان‏ همواره به مسألهء تنبیه توجه خاصی‏ داشته‏اند، نظریات بعضی از این صاحب‏ نظران را مورد بررسی قرار می‏دهیم:
جان لاک، فیلسوف انگلیسی، از استدلال بیش از تنبیه بدنی برای کودکان‏ طرفداری می‏کرد و عقیده داشت که آنها مستعد و فهمیده‏اند و فکر نمی‏کنم‏ فضیلتی وجود داشته باشد که باید بر آن‏ برانگیخته شوند یا خطایی که از آن‏ باز داشته شوند و نتوانند بر آنها متقاعد شوند. ولی باید با دلایلی گفته شود که‏ مطابق سن و فهمشان باید و همواره با واژه‏های بسیار کم و روشن مطرح‏ شوند. تنبیه بدنی بدترین چیزهاست؛ بنابراین در اصلاح کودکان باید آخرین‏ وسیله باشد و تنها در آخرین مرحله به کار رود و آن هم پس از این که تمام راه‏های‏ ملایم‏تر به کار برده شد و موافق نبودن آنها به اثبات رسید. اگر نیک بنگریم، بسیار کم به سیلی نیاز خواهد بود؛ زیرا نباید تصور کرد که کودک بیشتر وقت‏ها و بلکه‏ همواره از دستور پدرش در مورد به‏ خصوصی سرپیچی کند و پدر قدرت‏ مطلق خود را با صدور دستورهای‏ بی‏چون و چرا به کار ببرد. خواه سرپیچی‏ مربوط به کارهای کودکانه و جزئی باشد که پسر باید در آنها آزاد باشد و خواه‏ مربوط به تربیت و پیشرفتش که نباید در آن‏ اجبار به کار برده شود. تنها چیزی که باقی‏ می‏ماند، منع بعضی چیزها از کارهای‏ زشت است که کودکان در آنها مستعد خیره سری‏اند و در نتیجه ممکن است‏ مستحق کتک شوند و بنابراین‏ موقعیت‏های کمی پیش می‏آید که باید این‏ انضباط از طرف کسانی به کار بسته شود، که خوب تأمل می‏کنند و دربارهء تربیت‏ فرزندان خود آن‏طور که باید، دستور می‏دهند (کرمی، 1385).
دورکیم، در مورد تنبیه بدنی‏ می‏گوید: «آنچه در انضباط آموزشی مهم‏ است، این نیست که طرف گناهکار دچار رنج گردد؛ بلکه این است که به شدت‏ مورد انتقاد و سرزنش قرار گیرد. به‏ طوری که سرشت مقدس قواید اخلاقی‏ را درک و جذب کند. تنبیه بدنی باید ممنوع شود. تنبیه برای آنهایی که‏ معتقدند بازدارنده است، نه تنها نتایج‏ موردنظر را حاصل نمی‏کند، بلکه ممکن‏ است به‏طور جدی با آرمان‏های‏ اخلاقی‏ای که برای جامعه اهمیت دارند، به تعارض برخیزد؛ یعنی با احترام به‏ آزادی و حرمت فرد در عصر جدید. یکی‏ از هدف‏های مهم آموزشی اخلاقی، برانگیختن حس حرمت به انسان در کودک است. تنبیه بدنی، تجاوز مستمری است به این حس» (علاقه بند، 1374).
ماکارنکو به هیچ وجه‏ تنبیه بدنی را جایز نمی‏داند و حتی با بچه‏های بزه‏کار، که به قصد تربیت کردن‏ از زندان تحویل گرفته بود، همان رفتاری‏ را داشت که با دیگر کودکان یا آدم‏های‏ بالغ و مورد اعتماد داشت: «از کتک‏ خوردن، بعدها، آدم‏های ضعیف و هیچ‏ کاره بار می‏آید یا آدم‏های قلدری که در تمام مراحل زندگی به دلیل هیجان‏های‏ روحی دوران کودکی، انتقام‌جو باقی‏ می‏مانند. » (مجوزی، 1374).
راسل در کتاب خود به نام‏ دربارهء تربیت می‏نویسد: «تنبیه بدنی به‏ هیچ وجه جایز نیست. اطفالی که با روش‏های قدیم تربیت شده‏اند، از خیلی‏ از کودکان امروز که تنبیه نمی‏شوند، خیره‏سرتر و نافرمان‏ترند. تنبیه بدنی‏ اصلا صحیح نیست. گرچه در حد تشر، گاهی کم زیان است، و در مجموع‏ مثمرثمر نخواهد بود. » (مجوزی، 1374).
کانت در کتاب تعلیم و تربیت‏ نوشته است: «تنبیه یا مادی است یا اخلاقی. تنبیه وقتی اخلاقی است که به‏ تمایل کودک به مفتخر بودن و محبوب‏ بودن، که ممد حسن رفتار است، لطمه‏ وارد نشود؛ مثلا وقتی که کودک را شرمنده می‏کنند و با او آشکارا به سردی‏ برخورد می‏شود، این تمایلات باید حتی الامکان حفظ و تقویت شود. به‏ همین جهت، این بهترین نوع تنبیه است؛ چون به حسن رفتار کمک می‏کند. مثلا وقتی کودکی دروغ می‏گوید، نگاهی‏ تحقیرآمیز به مثابه تنبیه کفایت می‏کند و این مناسب‏ترین نوع تنبیه است. تنبیه مادی دو صورت دارد: یا خواسته‏های کودک نادیده گرفته می‏شود یا کودک در معرض آزاد قرار می‏گیرد. اولین از جنس تنبیه اخلاقی و از نوع منفی‏ آن است انواع دیگر باید با احتیاط مورد استفاده قرار گیرد که مبادا به بنده‏خویی‏ بینجامد. تنبیه باید با احتیاط تمام اعمال شود و کودکان باید متوجه باشند که هدف آن‏ فقط اصلاح ایشان است. وادار کردن‏ کودکان وقتی که تنبیه شده‏اند به این که‏ برای تشکر دست ادب ببوسند، احمقانه‏ است و تنها ثمرهء آن بنده‏خوی گردانیدن‏ کودک است. نتیجهء تکرار بیش از اندازه‏ تنبیه‏های مادی، تولید منش‏های لجوج‏ است و هنگامی که والدین فرزندان خود را به دلیل لجاجتشان تنبیه می‏کنند، با این‏ عمل فقط آنها را لجوج‏تر می‏کنند. » (کانت، 1993).
تنبیه بدنی از دیدگاه اسلام‏
اسلام به مسأله تعلیم و تربیت اهمیت‏ زیادی می‏دهد و برای رشد و تربیت‏ صحیح و مطلوب راه عاقلانه و روش‏ حکیمانه‏ای توصیه می‏کند که فقط از این‏ طریق، سعادت و خوشبختی انسان‏ فراهم می‏آید. یکی از این برنامه‏ها و روش‏ه
ا، استفاده از عامل ترغیب و تشویق است و اسلام، تربیت از مبنای‏ تشویق و تکریم شخصیت افراد قرار می‏دهد. از طرف دیگر، اسلام تنبیه‏ (به خصوص تنبیه بدنی) را برای تربیت و به ویژه برای تربیت کودکان، روشی‏ حکیمانه نمی‏داند. حضرت علی (ع) می‏فرماید: «عاقل‏ از طریق ادب پند می‏پذیرد و این‏ چهارپایان‏اند که جز با زدن تربیت‏ نمی‏شوند. » مردی از رفتار ناپسند فرزند خود به حضرت علی (ع) شکایت کرد حضرت فرمود: «او را نزن؛ بلکه از او قهر کن. اما قهر را طولانی نساز». البته هدف اسلام این نیست که کودک‏ در یک فضای تربیتی ساختگی و بدون‏ دغدغه خاطر تربیت شود و فقط با جنبه‏های خوش‏آیند و شریف زندگی‏ آشنا شود؛ زیرا زندگی واقعی، نوش و نیش و فراز و نشیب فراوان دارد و کودک‏ را باید تا اندازه‏ای با آنها آشنا کرد تا وقتی‏ که بزرگ شد، صبر لازم در مقابل‏ ناملایمات و سختی‏ها را داشته باشد. امام موسی کاظم (ع) می‏فرماید: «خوب است کودک در خردسالی‏ بدهکار شود (با سختی‏ها و مشکلات‏ اجتناب‏ناپذیر زندگی، که تاوان آن‏ است، آشنا شود) تا در بزرگی بردبار و صبور باشد. » (سیف، 1375).
در زمینه تعلیم و تربیت در مدارس، اسلام با تنبیه بدنی موافق نیست و معتقد است که اولیا و مربیان در مورد خطای‏ جزئی کودکان خشم نورزند و به آنان‏ غضب نکنند. بگذارید با قدری‏ مسامحه، کودکان شخصیت واقعی خود را پیدا کنند. معلم قبل از آن‌که‏ سخت‏گیری کند، باید در کارش عالم‏ باشد. زیر پیامبر اکرم (ص)می‏فرماید: «در تعلیم و تربیت اهل مدارا باشید و سخت‏گیری نکنید. زیرا معلم دانشمند بهتر از معلمی است که سخت‏گیر باشد. » (مجوزی، 1374).
مشکلات ناشی از تنبیه بدنی‏
تنبیه موقعیت اجتماعی فرد را متزلزل‏ می‏کند. بر همین اساس، شاگرد برای‏ حفظ موقعیت اجتماعی خویشتن از اقدام‏ به کاری که سبب اجرای تنبیه دربارهء وی‏ می‏شود، خودداری می‏کند. با این که‏ تنبیه اثر فوری دارد و ممکن است شاگر را از ادامهء تخلف باز دارد، اثر آن کم است‏ و ارزش تربیتی ندارد. تنبیه خودبه‏خود فرد را متوجه زشتی و عیب کار خویشتن‏ نمی‏سازد؛ بلکه شخصیت او را مضمحل‏ می‏کند و غالبا زیان‏های فراوانی درپی‏ دارد. مثلا ممکن است تنبیه بدنی سبب‏ نقص عضو شود و تنبیه روانی نیز آثار سوئی بر شخصیت فرد باقی گذارد. اثر تنبیه موقتی است؛ یعنی در وقت‏ معین شخص را از انجام دادن کاری‏ باز می‏دارد. ولی چنآن‌که گفته شد، فرد را متوجه نتایج و خیم کار نمی‏کند و به‏ محض این که ترس از تنبیه از میان رفت، دوباره به انجام دادن آن مبادرت‏ می‏ورزد. تنبیه رابطهء پدر و مادر را با بچه‏ یا رابطه معلم و شاگرد را به صورت‏ زننده‏ای درمی‏آورد، اعتبار پدر و مادر یا معلم در نظر بچه متزلزل می‏گردد و اعتماد او از ایشان سلب می‏شود و معلم‏ یا پدر و مادر را دشمن خود فرض می‏کند و از تماس با ایشان احتراز می‏جوید. گاهی تنبیه سبب مقاومت گروهی‏ می‏شود. یعنی وقتی معلم یکی از شاگردان را تنبیه کرد، همه شاگردان بر ضد او قیام می‏کنند و او را از ادامه‏ کارهای تعلیماتی بازمی‏دارند (شریعتمداری، 1370).