روشهای ارزیابی سطوح مختلف، رتبه بندی واحدهای کارا

دانلود پایان نامه

اما در روشهای ناپارامتری، نیازی به تصریح یک فرم تبعی نیست. در این روشها با استفاده از عملکرد واحدها و استخراج شاخصهایی اقدام به ارزیابی هر واحد می‌گردد. در واقع کلیه روشهایی که در حیطه روشهای پارامتری قرار نمی‌گیرند به نوعی جزء دسته ناپارامتری می‌باشند. اما متداول ترین روشهای ناپارامتری ارزیابی کارایی، روشهای مبتنی بر برنامه‌ریزی ریاضی می‌باشد که به طور مشخص می‌توان از تحلیل پوششی داده‌ها نام برد. در این روش ابتدا یک مدل برنامه‌ریزی خطی برای واحدها تدوین شده (با توجه به ورودی و خروجی هر واحد) سپس با حل این مدل برای هر یک از واحدها، کارایی آن واحد استخراج می‌شود. اما کارایی و محاسبه آن تنها به یک شاخص از عملکرد هر واحد منتهی می‌شود. لیکن در صورتی که بخواهیم در مورد عملکرد واحدها قضاوت کنیم لازم است ابعاد بیشتری از عملکرد واحدها مورد بررسی قرار گیرد. به عبارت دیگر بین ارزیابی کارایی و طبقه‌بندی واحدها باید تفاوت قایل شد. در واقع برای طبقه‌بندی واحدها لازم است چند شاخص استخراج شود (مانند کارایی فنی، کارایی تخصیصی (هزینه)، شاخص رضایت مشترکین و..) سپس با ادغام این شاخصها و استخراج یک ملاک نهایی به طبقه‌بندی واحدها پرداخت. بنابراین در کنار ارزیابی کارایی باید به روشهای طبقه‌بندی پرداخت. (لاجوردی و حیدری، 13819
2-2-2-3سطوح مختلف ارزیابی
کار ارزیابی را می‌توان به سه سطح مشخص تقسیم کرد.
سطح اول : ارزیابی کارکنان
برای این منظور با توجه به فاکتورهای عمومی هر کارمند (مانند حضور به موقع در محل کار، اخلاق و رفتار متناسب با محیط کار، رعایت چارچوب تدوین شده شرکت و…) و همچنین فاکتورهای تخصصی مربوط به پست سازمانی وی (وظایف تعریف شده برای پست خاص هر کارمند) لازم است شاخصهایی را تعریف کرد و با توجه به این شاخصها و عملکرد هر کارمند خاص، اقدام به ارزیابی عملکرد وی نمود. لازم به ذکر است در این مقاله، این سطح تعریف نشده و هدف از این مقاله ارزیابی کارکنان شرکت نیست.
سطح دوم : ارزیابی کارایی شرکت
در این سطح با توجه به عملکرد شرکت (براساس فاکتورهای مهمی که در ارتباط مستقیم با اهداف شرکت می‌باشند) می‌توان از دید مقطعی یا سری زمانی به ارزیابی کارایی شرکت پرداخت و در هر دو حالت با یک مقایسه نسبی روبرو هستیم. از دید مقطعی لازم است واحدها – شرکتهایی – که وظیفه مشخصی به عهده دارند، همانند شرکتهای توزیع در کنار یکدیگر با هم مقایسه شوند که در نتیجه هر کدام درجه‌ای از کارایی را به خود تخصیص خواهند داد. از دیدگاه دوم یک شرکت با گذشته و عملکرد سابق خود (مثلاً یک دوره زمانی 10 ساله) مقایسه شده و بنابراین عملکرد هر سال نسبت به سالهای قبل سنجیده شده و در نتیجه می‌توان پی برد طی یک دوره شرکت روند بهبود را طی کرده و به طور معنی‌داری پیشرفت داشته یا خیر. از این زاویه می توان کارایی فنی یا کارایی تخصیصی (هزینه)، رضایت مشترکین، عملکرد زیست محیطی و… شرکت را مورد ارزیابی قرار داد.
سطح سوم : طبقه بندی شرکت
همان طور که اشاره شد در سطح قبلی ضمن ارزیابی هر واحد (شرکت) به طور نسبی یک رتبه بندی بین واحدها نیز صورت می‌گیرد. این رتبه بندی خود یک طبقه‌بندی اولیه است. اما واضح است رتبه‌بندی انجام شده با این روش تنها بر اساس یک شاخص (مثل کارایی فنی) صورت می‌گیرد. لذا ممکن است بیانگر رتبه دقیق شرکت در میان چند شرکت و یا رتبه دقیق شرکت در یک سال نسبت به سایر سالهای دوره مورد بررسی نباشد. بنابراین برای یک طبقه‌بندی جامع بهتر است براساس شاخصهای تعریف شده (و محاسبه شده) در سطح قبل و بر اساس یک روش مناسب طبقه‌بندی جامعی از واحدها (یا یک واحد طی یک دوره) صورت گیرد. برای این منظور می‌توان به طور ساده از روش محاسبه میانگین وزنی و در حالت دقیقتر از روشهایی نظیر آنالیز تاکسونومی و مؤلفه‌های اصلی استفاده کرد. (لاجوردی و حیدری، 1381)
2-2-2-4روشهای ارزیابی سطوح مختلف
در اینجا برای هر یک از سطوح فوق می توان روش خاصی را پیشنهاد کرد.
1- سطح اول :‌ برای این منظور تعریف شاخصهای عمومی برای کارکنان شرکت و شاخصهای تخصصی برای هر حوزه و اعطای امتیازات کارشناسی به آنها می‌تواند مناسب‌ترین روش باشد. درعین حال می توان برای تعریف شاخصهای عمومی به سابقه کاری فرد مراجعه کرد (یعنی به عنوان مثال در طول یک سال معین است که فرد چند ساعت تأخیر داشته، چند روز غیبت داشته، چند مورد و چند ساعت خروج غیرمجاز انجام داده و…) و برای بررسی وضعیت تخصصی فرد (وظایف محوله)، درهر بخش شرکت فرمهای ویژه‌ای طراحی و بر اساس شاخصهای خاصی (مانند میزان کارهای ارجاع داده شده به کارمند، وضعیت پاسخ‌دهی و تأخیر کارمند،‌ مطالعات جانبی فرد مانند مقالات نگاشته شده، کتب تألیف شده و… یا تعداد ارباب رجوع و چگونگی پاسخ دهی وی و…) امتیاز هر کارمند را تشخیص و عملکرد وی را طی یک دوره (سال) ارزیابی کرد.
2- سطح دوم:‌ برای سطح دوم و با توجه به مبانی نظری این مقاله می‌توان از هر یک از روشهای تحلیل پوششی داده‌ها، روشهای اقتصادسنجی و روش تاکسونومی استفاده کرد. در اینجا به لحاظ محدودیت سالهای مطالعه و وضعیت ورودی‌ها و خروجی‌های شرکت به نظر می‌رسد استفاده از روشهای اقتصادسنجی چندان قابل توصیه نبوده‌ و بهتر است از دو روش دیگر یعنی تحلیل پوششی داده‌ها و روش تاکسونومی استفاده شود.
3- سطح سوم: سطح سوم نیز از وضعیتی مشابه سطح دوم برخوردار است و با توجه به ماهیت بحث طبقه‌بندی استفاده از روشهای تحلیل مرزی تصادفی (روشهای اقتصادسنجی) توصیه‌نمی شود. بلکه روش تحلیل پوششی داده‌ها و به ویژه روش تاکسونومی نتایج مناسب‌تری به همراه خواهد داشت. بنابراین در ادامه، این دو روش برای ارزیابی شرکت توزیع برق شهرستان مشهد و حومه مدنظر خواهد بود. (لاجوردی و حیدری،1381)
2-2-2-5روش تحلیل پوشش داده ها در کارایی :
چارنز، کوپر و رودز الگویی ( 1978 ) ارائه دادند که توانایی انداز ه گیری کارایی با چندین ورودی و خروجی را داشت . این الگو، با عنوان تحلیل پوششی داده ها(DEA) نام گرفت. از آنجا که این. الگو را چارنز، کوپر و رودز ارائه دادند به الگوی(CCR) که از حروف اول نام این سه فرد را تشکیل شده، معروف شد، و در سال 1978 ، در مقاله ای با عنوان اندازه گیری کارایی واحدهای تصمیم گیرنده، ارائه شد. اکنون دانشمندان به این نتیجه رسیده اند که با استفادۀ بهینه از تمامی داده ها و با اصلاح فرآیندها، می توان به ستادۀ بیشتر و در نتیجه بهره وری بالاتری دست یافت. (Liu et al, 2013)
روش تحلیل پوششی داده ها دارای یک عیب عمده است و آن این است که یک روش صرفاً ریاضی است که به دور از عامل ذهنیت، گه گاهی وزن قطعی حاصل از آن، با واقعیت در تعارض است؛ به طوری که این امکان وجود دارد شاخص پراهمیت تر ضرورتاً بیشترین وزن را نداشته و برعکس، شاخص کم اهمیت تر بیشترین وزن را داشته باشد؛ چنین نتیجه ای می تواند در بسیاری از تحلیلهای روش تحلیل پوششی داده ها یافت شود. از سوی دیگر، در روش تحلیل پوششی داده ها برای هر بنگاه یک نمرۀ کارایی محاسبه می شود که در فاصلۀ بین صفر تا یک قرار می گیرد. بنگاهی که نمرۀ کارایی آن یک شود، بنگاه کارا شناخته می شود. بنابراین، می توان از نمرۀ کارایی بنگاه ها برای رتبه بندی آنها استفاده نمود ؛ اما مشکل، زمانی ایجاد می شود که بیش از یک بنگاه دارای نمرۀ کارایی یک شود. تحلیل پوششی داده ها واحدهای تحت بررسی را به دوگروه واحدهای کارا و غیرکارا تقسیم می کند. واحدهای کارا واحدهایی هستند که امتیاز کارایی آنها برابر با یک است. واحدهای غیرکارا با کسب امتیاز کارایی قابل رتبه بندی هستند. اما واحدهایی که کارایی آنها برابر یک است با استفاده از مدلهای کلاسیک تحلیل پوششی داده ها قابل رتب هبندی نیستند. در روش تحلیل پوششی داده ها روشهای مختلفی برای رتبه بندی واحدهای کارا ارائه شده است مانند روش اندرسون پیترسون، مدل q مدل رتبۀبندی کارایی متقاطع و مدل محرابیان. (ابویی و همکاران، 1391)
2-3 بخش سوم : کارآفرینی
2-3-1مقدمه :
کارآفرینی موتور محرک توسعه و پیشرفت اقتصادی و ایجاد شغل و اصلاح اجتماع محسوب می شود. کارآفرینی فرایند اشتغال زایی و کسب سود از ترکیب ارزشمند منابع می باشد. اصطلاح کارآفرین به کسی اطلاق م یشود که متعهد شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازم ادهی، اداره و تقبل کند. کارآفرینان نقش مهمی در حرکت چرخ های توسعه اقتصادی به عهده دارند و منشاء تحولات بزرگ در زمینه های صنعتی، تولیدی و خدماتی در سطح سازما نها محسوب می شوند. لذا یکی از مهمترین چال شهای پیش روی کارآفرینان و یا شاید مهمترین مانع آنها برای راه اندازی و استمرار کسب و کارشان، تأمین منابع مالی مورد نیاز است.
2-3-2کارآفرینی :
کارآفرینی فرایند اشتغال زایی و کسب سود از ترکیب ارزشمند منابع می باشد. کارآفرین به کسی اطلاق میشود که متعهد شود مخاطره های یک فعالیت اقتصادی را سازما ندهی، اداره و تقبل کند (Ghani et al, 2013)