سازمان بهداشت جهانی، ارزش های اخلاقی

دانلود پایان نامه

امام علی (ع) در نامه شماره 18 خود خطاب به عبدالله بن عباس فرماندار مصر به بعضی از رفتارهای: نیکویی با مردم، دور کردن ترس و بیم از دل مردم ، مدارا با مردم اشاره کرده است. مدیریت بر مبنای اخلاق اسلامی در پی آن است که ضمن احراز مقام والای انسانی، از توانائی های بالقوه خود در استفاده از ماشین بهره کامل گیرد؛ ضمن آنکه بر جایگاه بلند انسانیت نیز خدشه ای وارد نیاید(صمدی و مهدوی خو،1388)
مهم ترین ویژگی های یک مدیر مسلمان از نظر علی(ع) شامل موارد زیر است: (مقیمی ،1380ص256-253).
تقوی وپرهیزگاری: یک مدیر در درجه اول بایستی متقی، پرهیزگار و خداترس باشد. اعتقاد به خدا، محور تمامی کارهاست. بدون این اصل هر تلاشی بیهوده خواهد بود و نادیده گرفتن آن به گمراهی فرد می شود.
شایستگی و توانایی: همانگونه که امام علی (علیه السلام) اعتقاد به خدا را محور امور قرار داده است، از تخصص کارگزاران نیز غافل نبوده است. در این فرمان خطاب به مالک می فرمایند: تعهد و تخصص دو بالی هستند که هر دو برای موفقیت در امور ضروری هستند و نادیده گرفتن هر یک، منجر به ضایع شدن امور می شود. مدیر بایستی از نظر توانایی علمی قادر به اداره امور باشد و از سوی دیگر از نظر جسمی نیز بایستی از توان بالایی برخوردار باشد تا حجم کار بر جسم روح او فشار نیاورد.
تسلط بر هوای نفس: نفس اماره همیشه انسان را به بدی فرمان می دهد و انسان در مبارزه با هوای نفس خویش بایستی بسیار مراقب باشد و چه بسا که یک لحظه غفلت تمام اندوخته های انسان را بر باد خواهد داد. افراد بایستی بدانندکه همواره در معرض آزمایش الهی قرار دارند و انحراف آنها از مسیراصلی، هلاکت ابدی را برایشان در پی خواهد داشت.
حسن سابقه : داشتن سابقه نیکو یکی دیگر از ویژگی های مدیر است، افرادی باید متصدی آن گردند که سوابق درخشانی داشته باشند.
امانتداری: یک مدیر در حکومت اسلامی به شغل خویش بسان یک امانت الهی می نگرد و آن را میراث خود نمی داند.
مهربانی با زیردستان: مدیر بایستی با زیر دستان خود به گونه ای رفتار کند که پدر با فرزندان خود می کند.
میانه روی و اعتدال: اسلام دین تعادل، توازن و منطق است و افراط و تفریط دوسر یک طیف هستند که مورد نکوهش قرار می گیرند.
سعه صدر : منصب مدیریت به گونه ای است که متصدی آن بایستی دارای صبر فراوان باشد، از همه برتر کسی را برگزین که دارای وسعت صدر باشد و تنگ حوصله نباشد و مخاصمه طرفین دعوی او را به لجاجت نیاندازد.
وفای به عهد: خداوند عهد پیمان را به رحمت خود، وسیله امنیت بندگان خویش و حریم و سایه امن قرار داده، تا بندگان او در آن حریم از زیان در امان باشند و همه در رفاه و جوار الهی زندگی را ادامه دهند. پس به آنچه که گفته می شود باید عمل شود و بر عهد و پیمانی که بسته می شود، پیمان شکنی روانیست. چرا که مدیر اگر به کارکنان و یا مشتریان سازمان وعده ای بدهد و به وعده خود عمل نکند، نسبت به خود در افراد ایجاد بد بینی نموده و نگرش افراد به شخصیت مدیر، نگرش منفی و نفرت انگیز خواهد شد.
احتیاط و دور اندیشی: مدیران قبل از هر گونه اقدامی، باید تمامی جوانب امر را بررسی نموده و از سطحی نگری بپرهیزند، چرا که در جهان پیچیده امروزی عدم تجزیه و تحلیل دقیق مسائل، ما را درتصمیم گیری ها به بیراهه خواهد کشاند.
پرهیز از خود پسندی: بعضی از افراد دوست دارند که اطرافیان دائما آنان را مورد تمجید و ستایش قرار داده و کار خود را از روی افتخار بیش از واقع وانمود سازند، امام (ع) می فرمایند: از خود پسندی و شگفتی در خویش بپرهیز، که همانا بهترین فرصت شیطان در این احوال است تا نیکوکاری نیکوکاران را بر باد دهد.
2-1-6) اخلاق مدیریت
اصولا” “رهبری مبتنی بر ارزش” موجب پیدایش، تقویت و تایید ارزش های سازمانی می شود. مقصود از رهبری مبتنی بر ارزش رابطه ای است که بین رهبر و پیروان قرار دارد و آن بر اساس ارزش های مشترک و ارزش های نهادینه شده قرار دارد که مورد تایید رهبر سازمان است که وی در گفتار و کردار به آنها پایبند است.مدیران نمادین از طریق تجسم بخشیدن به ارزش های سازمانی (به گونه ای که کارکنان و اعضای سازمان آن هارا باور کنند و با کارهای روزمره خود این ارزش ها را تقویت نمایند)، می کوشند تا ارزش های اخلاقی و فرهنگی را تحت تاثیر قرار دهند. مدیران نمادین سعی می کنند تاجشن ها، سخنرانی ها و شعارها را با ارزش های سازمانی هماهنگ نمایند. مسئله مهم تر این است که کردار بسی گویاتر از گفتار است(دفت، 1389، ص411). برای ایجاد محیط سالم کار و مناسبات معقول انسانی مدیران باید مجهز به ایمان، اخلاق حسنه و دانش وسیع از چگونگی رفتار انسان باشند. سازمان بهداشت جهانی نیز بر رویکرد مبتنی بر فرهنگی نمودن، مباحث اخلاقی در سلامت، تأکید نموده است (رحیمی کیان و همکاران،1391).
بسیاری از شرکت های موفق برای تدوین استراتژی اخلاقی احساس نیاز کرده و به این باور رسیده اند که باید در سازمان یک فرهنگ مبتنی بر اخلاق رسوخ کند. به عقیده دیوید سازمان ها باید در همه مراحل تصمیمات استراتژیک ، به هنگام برنامه ریزی های بلند مدت و به هنگام ارزیابی عملکرد اصول اخلاقی را رعایت کنند، افشاگری ها را تقویت نمایند یا از افراد بخواهند اقدامات خلاف اصول را گزارش کنند و بر عملکرد دوایر سازمانی و کل شرکت نظارت کنند تا مبادا کسی یا واحدی خلاف شئونات عمل کرده باشد.(دیوید،1386،ص61). تجزیه و تحلیل تجربی پاسخ های نظر سنجی از کارکنان قوه مجریه فدرال آمریکا نشان می دهد که افراد در موقعیت های رهبری، جو اخلاقی مثبت تری را درک می کنند. (Raile, 2013) تجربه شرکت ها نشان می داد که رعایت اصول اخلاقی در تصمیم گیری ها تنها در گرو نقشی است که مدیریت عالی سازمان خود را متعهد به آنها می داند و به میزانی است که آنان به ارزش های اخلاقی ارج می گذارند. سازمان ها می توانند از طریق گرد همایی ها، بیانیه های کتبی یا بخشنامه ها، تدوین سیاست و به ویژه با اعمال نظر شخصی، ارزش ها را تعیین نمایند. گذشته از این، مدیران مزبور در این مورد اتفاق نظر داشتند که شهرت داشتن به درستی و صداقت از جمله دارایی های عمده شرکت به حساب می آید و اینکه همه کارکنان باید دارای چنان صفاتی باشند. (دفت، 1389،ص410).
برخی از فوائد مداخله اخلاق در امر مدیریت:
الف _ تبلور توانائی های بالقوه انسانی و تبدیل آن به توانائی های بالفعل در سازمان.
ب _ رهائی افراد سازمان از قید و بند ماشینیزم و تسلط بر ماشین و حفظ هویت حاکم بر ماشین در انسان.
ج -رهائی افراد سازمان از تنش های مخرب سازمانی که عمدتاً از ناحیه پست و مقام و تشریفات اداری.ناشی شده و خلقیات حسنه را در رفتار مدیران معدوم ساخته و به جای آن، رویه های مذموم را در رفتار آنها مشهود می سازد.
د _ اعمال رهنمودهای اخلاقی در عمل منتج به آن خواهد شد که مسئولیت های اجتماعی و انسانی مدیریت