سبکهای مدیریت تعارض، مراحل خویشتن شناسی

دانلود پایان نامه

1-8. قلمرو تحقیق
1-8-1. قلمرو موضوعی تحقیق
در این پژوهش به موضوع ترفندهای مدیریت تعارض و خویشتنشناسی در بین مدیران پرداخته شده است. همچنین رابطه بین دو متغیر بالا مورد تاکید این پژوهش است.
1-8-2. قلمرو زمانی تحقیق
فرایند انجام این پژوهش از فروردین ماه 1393 آغاز، و در آبانماه 1393 به پایان رسیده است.
1-8-3. قلمرو مکانی تحقیق
پژوهش حاضر در شرکت بهرهبرداری نفت و گاز گچساران انجام شده است.
فصل دوم
ادبیات و پیشینه پژوهش
ادبیات و پیشینه پژوهش
2-1. مقدمه
این فصل در دو بخش به بررسی ادبیات و پیشینه پژوهش می پردازد: الف: مبانی نظری مربوط به متغیرهای پژوهش(خویشتن شناسی و ترفندهای مدیریت تعارض). ب: پیشینه تجربی مربوط به موضوع پژوهش. در بخش اول این فصل به مفهوم خویشتن شناسی، تاریخچه، مراحل خویشتن شناسی، جنبه های خویشتنشناسی، خویشتنشناسی در عرصه مدیریت و…در موضوع مدیریت تعارض، به مفهوم تعارض، ترفندهای مدیریت تعارض، انواع تعارض، راهکارهای ایجاد تعارض سازنده در سازمان و…می پردازیم. بخش دوم این فصل نیز مختص پژوهش های تجربی است که در زمینه خویشتنشناسی و سبکهای مدیریت تعارض توسط محققان داخلی و خارجی انجام پذیرفته است. در انتهای این فصل به جمعبندی پیشینه تجربی موضوع پژوهش پرداخته میشود.
2-2. بخش اول: خویشتنشناسی
2-2-1. تعریف مفهوم خویشتنشناسی
خویشتنشناسی عبارت است از “من کیستم، به کجا میروم، چه میکنم”. خویشتنشناسی بخش اساسی هویت ما را تشکیل میدهد. تا مادامی که ندانیم چه میکنیم و به کجا میرویم و از زندگی چه میخواهیم ، نمیتوانیم هویت واقعی خود را تشکیل دهیم. به عبارت دیگر به این درجه از خودآگاهی برسیم که به این سئوالات بدرستی جواب دهیم و گرنه نمیتوانیم هویت واقعی خود را شکل دهیم. مفهوم خود با مفاهیم اجتماعی و هویتی که شخص با آن درگیر است ، همراه است. حقیقت وجود ما همانی نیست که هستیم بلکه چیزی است که از خویشتن می سازیم. آنچه فرد را می سازد، وابسته به اعمال و رفتارهای سازنده ای است که فرد در پیش میگیرد. (جنکینز، 1380).
چنین به نظر میرسد هرچه انسان بیشتر خود را بشناسد و دید بهتری از ویژگیهای خود داشته باشد، احتمال رشد استقلال و اعتماد به نفس را در خود افزایش داده و زمینه را برای پذیرش بهتر دیگران تقویت کرده است. بنابراین خویشتنشناسی در تصمیمگیری های مهم و سرنوشت ساز زندگی و سازگاری فرد، نقش بسیار مهمی ایفا میکند و در کنترل هیجانها و روش های مقابله با استرس، تاثیر چشمگیری دارد (آلبرتین و همکاران،2001).
در ادبیات مربوط به خویشتنشناسی تعریفهای گوناگونی از سوی صاحبنظران ارائه شده است. در زیر به برخی از تعاریف میپردازیم:
خویشتنشناسی، بررسی واقع گرایانه باروها، ارزش ها، احساس ها و توانایی های بالقوه و بالفعل خود و استفاده از آنها در تصمیمگیری ها است، به گونه ای که به نفع خود و روابطمان با دیگران باشد. در واقع مهارتی است که به حس پرورشیافته ای از عزت نفس منجر خواهد شد. افرادی که شناخت وسیعی از خود دارند، دیگران را بهتر میتوانند درک کنند و پیشبینی دقیقتری از رفتار سایرین خواهند داشت و بدین ترتیب مشکلات کمتری را در روابط بین فردی با دیگران تجربه خواهند نمود (برنان و همکاران، 2007).
خویشتنشناسی، توسط برخی صاحب نظران تحت عنوان خودآگاهی نیز مورد توجه قرار گرفته است و عبارت است از اینکه فرد چه برداشتی از خود دارد و بر اساس این برداشت چه احساسی پیدا میکند. خودآگاهی ما، پیشبینی کننده احساس رضایت ما از خود و زندگی ما است. به نظر می رسد احساس رضایت، نیازی است که تقریباً تمامی فعالیتهای ما معطوف به آن است. احساس راضی نبودن از خود، به فرد هشدار می دهد که نیازمند تغییر است. اصلیترین و اساسیترین بخش این تغییر، با اهتمام به خودشناسی شکل میگیرد (اشرفی و همکاران، 1393).
خویشتن شناسی، توانایی شناخت خود، نقاط ضعف و قوت، خواستهها، ترس ها و انزجارها است. افرادی که دارای خودآگاهی هستند احساسات خود را شناسایی می کنند و نسبت به آنها آگاهی کسب کرده و این احساسات را کنترل میکنند، از نقاط ضعف و نقاط قوت خود آگاه میشوند و با تکیه بر نقاط قوت، نقاط ضعف خود را کاهش می دهند (براد و همکارن، 2009 ).
به زعم یونگ، انسان در اثر ارتباط متقابل با محیط و دیگران به یک ذهنیت و تصور از خویشتن میرسد که روان شناسان به آن مفهوم خود یا خویشتنشناسی می گویند. خودشناسی، آگاهی داشتن، درک کردن و شناخت دنیای بیرون و همچنین شناخت خود در رابطه با دنیای بیرون است(یونگ، ترجمه بفروزی، 1380).
2-2-2. ابعاد خویشتن شناسی