سرمایه اجتماعی از دیدگاه بوردیو، تعریف سرمایه اجتماعی

دانلود پایان نامه

سرمایه اجتماعی در جامعه مدنی را هنجارهایی می‌داند که اجازه رفتار همیارانه را به بخشی از یک گروه می دهد . هم چنین وی معتقد است که سرمایه اجتماعی شکل و نمونه ملموسی از یک هنجار غیررسمی است که باعث ترویج همکاری بین دو یا چند نفر می شود . هنجارهای تشکیل دهنده سرمایه اجتماعی می تواند از هنجار روابط متقابل دو دوست تا آموزه های پیچیده را در برگیرد . با این تعریف ، اعتماد ، شبکه ها ، جامعه مدنی و… که به سرمایه اجتماعی مربوطند ، محصول جانبی این پدیده اند که در نتیجه سرمایه اجتماعی به وجود می آیند ، ولی خود سرمایه اجتماعی را تشکیل نمی دهد. وی می گوید : سرمایه اجتماعی را به سادگی می توان به عنوان مجموعه بعضی از هنجارها یا ارزش های غیررسمی تعریف کرد. هنجارهایی که تولید سرمایه اجتماعی می کنند به طور اساسی باید شامل سجایای صداقت ، ادای تعهدات و ارتباطات دوجانبه باشند.
ناهاپیت و گوشال
(Nahapiet and Goshal , 1998)
از دیدگاه آنها ، سرمایه اجتماعی جمع منابع بالفعل و بالقوه موجود در درون ، قابل دسترس از طریق و ناشی شده از شبکه روابط یک فرد یا یک واحد اجتماعی است. سرمایه اجتماعی یکی از قابلیت ها و دارایی های مهم سازمانی است که می‌تواند به سازمان ها در خلق و تسهیم دانش بسیار کمک کرده و برای آنها در مقایسه با سازمان های دیگر، مزیّت سازمانی پایدار ایجاد کند.

اوستروم نیز سرمایه اجتماعی را اینچنین تعریف می کند : سرمایه اجتماعی دانش ، ادراک ، هنجارها ، قوانین و انتظارات مشترک درباره الگو های تعاملات است که گروهی از افراد در برخورد با مسأله های غامض اجتماعی ، موقعیت های عمل جمعی با خود به سازمان می آورند . افراد بایستی روش های تقویت انتظارات و اعتماد متقابل را جهت غلبه بر وسوسه های کوتاه مدت ناخوشایند پیدا نمایند. روبیسون و سلیس سرمایه اجتماعی را احساس همدردی ، نگرانی ، همدلی ، احترام ، حس اجبار و اعتماد یک شخص یا گروهی به شخص یا گروهی دیگر می دانند.
فافچمپس سرمایه اجتماعی را یک شبکه از پدیده های اجتماعی مرتبط ( بویژه نقشی که روابط بین فردی ، عضویت کلوب و شبکه های اجتماعی در تبادل اجتماعی کارآمد بازی می کند) تعریف می کند.
6-2) بررسی تفاوت ها و شباهت های موجود در دیدگاه ها ی سرمایه اجتماعی
سرمایه اجتماعی برخلاف سایر سرمایه‌ها به صورت فیزیکی وجود ندارد بلکه حاصل تعاملات و هنجارهای گروهی و اجتماعی است که افزایش آن در پایین آمدن سطح هزینه‌های عملیاتی سازمان‌ها موثر است (شیروانی ، 1383: 47).
سرمایه اجتماعی توسط محققان به طور گسترده به منزله یک دارایی که در روابط افراد ، اجتماعات ، شبکه‌ها یا جوامع موجود است ، شرح داده می‌شود . محتوای تعریف های مندرج در جدول1 ، تفاوت های زیاد در تعریف ها را آشکار می‌سازد . آنچه از نظر یک اندیشمند تعریف سرمایه اجتماعی است ، از دیدگاه دیگری کارکرد سرمایه اجتماعی و از دیدگاه دیگری عامل مؤثر بر سرمایه اجتماعی است . جدای از تفاوت ها آنچه در همه تعریف ها مشهود است ، رابطه نزدیک آن ها با روابط اجتماعی است ، به‌طوری که از دیدگاه همه صاحب‌نظران وجود شبکه‌ها و پیوندهای اجتماعی ، مهم‌ترین ویژگی سرمایه اجتماعی است که عناصری همچـون ارزش ها و هنـجارهای مشـترک ، اعتماد متقابل ، همکاری و تعاون ، بر میزان سرمایه اجتماعـی می‌افزاید . نکته دیگری که در این تعریف ها دیده می‌شود و اکثر متخصصان به آن اشاره کرده‌اند ، دستیابی به سود مشترک است، که هدف نهایی سرمایه اجتماعی است . تعریف ناهاپیت و گوشال (1998) از سرمایه اجتماعی به عنوان تعریف مورد نظر در این پژوهش ، مورد استفاده قرار گرفته است . همان‌طور که پیشتر گفته شد ، ناهاپیت و گوشال سرمایه اجتماعی را یکی از قابلیت ها و دارایی های مهم سازمان می‌دانند که می‌تواند به مقدار زیادی به سازمان ها در خلق و تسهیم دانش کمک و برای آنها در مقایسه با سازمان های دیگر، مزیّت سازمانی پایدار ایجاد کند.
7-2) سرمایه اجتماعی از دیدگاه بوردیو
دیدگاه بوردیو در دهه های 1960 و 1970 کار میدانی شده و مورد مطالعه قرار گرفته و مطالعات میدانی وی از طبقه اشرافی فرانسه در این عصر سرچشمه گرفته است مثلا عقیده وی در مورد خانواده به عنوان خدمت گذاری پدر ، متاثر از برداشت های آن دهه ها است. دیدگاه وی در این دو دهه و دهه های بعد تاثیر گذار بر اندیشه دانشگاهیان بود. وی با به کارگیری پسوندهای مختلف بعد کلمه سرمایه، عمدا” حیطه نظری خود را به مخالفت با هر دو نظریه حاکم ( مارکسیستی و کاتولیک گرایان )مطرح کرد.کاربرد سرمایه به صورت پیشوندی برای فرهنگ، ذائقه،شبکه ها و ارتباطات کاملا ضربه به مادی گرایی زد، در قبال آنچه او به صورت انسان گرایی عاطفی و وجود گرایی در ذهن خود داشت.
از نظر بوردیو شبکه های اجتماعی موهبتی طبیعی نیستند و باید آنها را با کنش های منطقی و هدفمند برای دست یابی به دیگر سرمایه ها و منابع پدید آورد . وی سرمایه اجتماعی را یکی از اشکال سرمایه می داند . در واقع سرمایه از نظر او سه شکل بنیادی دارد.
الف ) سرمایه اقتصادی که قابل تبدیل شدن به پول است و می تواند به شکل حقوق مالکیت نهادینه شود.
ب) سرمایه فرهنگی که تحت برخی از شرایط به سرمایه اقتصادی تبدیل می شود و به شکل کیفیت آموزشی نهادینه می شود.
ج) سرمایه اجتماعی که تحت برخی از شرایط به سرمایه اقتصادی تبدیل می شود.
بوردیو بر تبدیل پذیری اشکال مختلف سرمایه و بر تبدیل نهایی همه اشکال به سرمایه اقتصادی تاکیدمی کند از نظر او سرمایه اقتصادی ، کار انسانی انباشته شده است به این ترتیب کنشگران می توانند با استفاده از سرمایه اجتماعی به سرمایه اقتصادی یا فرهنگی دست یابند و به همین شیوه برای دست یابی به سرمایه اجتماعی نیز باید سرمایه گذاری هوشمندانه ای در منابع اقتصادی و فرهنگی انجام دهند . بوردیو چهار نوع سرمایه شناسایی نمود عبارتند از : 1- سرمایه اقتصادی : که قابلیت تبدیل شدن به پول را دارد و می تواند به شکل حقوق مالکیت ، نهادینه شود . 2- سرمایه فرهنگی : که در برخی شرایط به سرمایه اقتصادی مبدل می شود و به شکل کیفیت آموزشی نهادینه می گردد.3- سرمایه اجتماعی : که از الزامات اجتماعی پیوندها ساخته شده است و تحت برخی شرایط به سرمایه اقتصادی تبدیل می گردد.4- سرمایه نمادین: که شامل کاربرد نمادهایی می‏‌گردد که فرد به‌کار می‏‌گیرد تا به سطوح دیگر سرمایه خود مشروعیت بخشد.
از نظر بوردیو ، سرمایه اجتماعی به عنوان ابزاری برای تثبیت و تقویت جایگاه اقتصادی افراد به شمار می رود ، سرمایه اقتصادی پایه است و سرمایه اجتماعی و فرهنگی ابزاری برای تحقق سرمایه نمادین محسوب می شوند. در واقعه سرمایه نمادین انواع استحاله یافته سرمایه اقتصادی هستند ، این سرمایه بر اساس اصول خاص خود ترجیحات تبعیض آمیز را بنیاد می نهند، این ترجیحات کاملا اختیاری است ، بدون آنکه بر ارزش ذاتی و اصول متعالی بنا شده باشد. مشروعیت نظام غالب سلطه اجتماعی که از طریق این روابط نمادین ایجاد می شود بر منفعت طولی استوار شده است .
بوردیو برای اولین بار در سال 1973 سرمایه اجتماعی را این گونه تعریف کرد: (سرمایه اجتماعی عبارت است از سرمایه ارتباطات اجتماعی که ، در صورت لزوم ، حمایت مفید را ایجاد می نماید . سرمایه ای از مقبولیت و احترام که غالبا زمانی که شخص می خواهد توجه مردم را در یک موقعیت اجتماعی مهم جلب نماید ضروری است و شاید مانند پول در حرفه سیاسی به کار آید).
اوبزدا این تعریف را اصلاح کرد و گفت:(سرمایه اجتماعی عبارت است از مجموع منابع ، فیزیکی غیر فیزیکی در دسترس فرد یا گروهی که دارای شبکه نسبتا” با دوامی از ارتباطات نهادینه شده با آشنایی هایی دو جانبه و محترم) او درگیر عقاید جامعه شناسان مارکسیستی بوده و اعتقاد داشت که سرمایه اقتصادی ریشه اصلی تمام سرمایه ها است . از نظر وی درک ارزش اجتماعی ، بدون ذکر نقش سرمایه در تمامی اشکال و نه تنها در شکل اقتصادی آن غیر ممکن است . وی معتقد شد که تنها وسیله ، تشریح دارایی های اجتماعی است و جایی آشکار می شود که : افراد مختلف با سرمایه ای یکسان (اقتصادی یا فرهنگی) بازده های مختلفی به دست می آورند که منتج از وسعت به کار گیری سرمایه گروهی توسط آنان است(سرمایه های فامیلی، دانشجویان، سابق دانشگاه های معتبر و معروف ، انجمن های برگزیده ، اشرافیت و غیره) .
وی در مورد خصوصیات سرمایه اجتماعی می گوید ( این واقعیتی نامرئی است که نه می توان آن را لمس کرد و نه می توان به سمت آن اشاره کرد ، و در عین حال رفتارها و تظاهرات عاملان اجتماعی را تنظیم می کند).گاهی اوقات سرمایه اجتماعی سبب نابرابری ، مستقل از سرمایه فرهنگی و اقتصادی می شود ، سرمایه هایی که به هر حال از آنان مجزا نیست . بعضی از انواع سرمایه ها قابل تبدیل نیستند، یا به طور دقیق تر قابل تبدیل به سرمایه اقتصادی نیستند و این امر از آنجا سرچشمه می گیرد که سرمایه ها به درجاتی مختلف جنبه های اقتصادی را پنهان می دانند ، هرچه ارزش اقتصادی آشکارتر باشد، قابلیت تبدیل بیش تر است ، ولی از نظر تمایز اجتماعی اعتبار کمتر دارد . منظور او از کاربرد واژه سرمایه اجتماعی ابهام زدایی جنبه انسانی ارتباطات اجتماعی است و همچنین به راه هایی است که در آن سرمایه اجتماعی به عنوان راهبرد سرمایه گذاری به کار گرفته می شود . او سرمایه اجتماعی را به عنوان دارایی گروه به حساب آورده ، یا حتی به عنوان ماده اثیری که محصول ارتباط جمعی است مد نظر قرار داده است . به علاوه بوردیو واقعا معتقد بود که سرمایه اجتماعی نوعی دارایی امتیازی و وسیله ای برای حفظ موقعیت اجتماعی است ، و از نظر وی خانواده مهد اولیه سرمایه اجتماعی است و یکی از مهم ترین ابعاد سرمایه اجتماعی خانواده است .
8-2) سرمایه اجتماعی ازدیدگاه ناهاپیت و گوشال
ناهاپیت و گوشال با رویکرد سازمانی جنبه های مختلف سرمایه اجتماعی را درسه طبقه جای می دهند : شناختی ، ارتباطی، ساختاری.
الف) عنصرشناختی
عنصر شناختی سرمایه اجتماعی اشاره به منابعی دارد که در رابطه با پدیده هایی نظیر ارزش ها ، نگرش ها ، تعهدات ، مشارکت و اعتماد موجود در سیستم می باشد . مهمترین جنبههای این بعد عبارتند از : زبان و کدهای مشترک ، حکایات مشترک.