سلسله مراتب اجتماعی، روانشناسی اجتماعی

دانلود پایان نامه

بررسی رابطه ی بین پایگاه اجتماعی- اقتصادی زائرین و اعتماد اجتماعی آنها نسبت به مردم مشهد
بررسی رابطه ی بین قوم مداری (هویت قومی) و تصورات قالبی زائرین نسبت به مردم مشهد
بررسی رابطه ی بین قوم مداری زائرین و اعتماد اجتماعی آنها نسبت به مردم مشهد
بررسی ویژگیهای سفر زائرین (مدت اقامت، تعداد سفر) و تأثیر آن بر تصورات قالبی زائرین نسبت به مردم مشهد
بررسی میزان رضایت زائرین از نحوه برخورد مردم مشهد(کسبه، رانندگان، کارکنان اقامتگاه ها، خادمین حرم و مردم عادی) با آنها
بررسی رابطه ی بین ویژگیهای فردی زائرین(جنسیت، سن، تحصیلات، وضعیت تأهل، وضعیت اشتغال) و تصورات قالبی آنها نسبت به مردم مشهد
بررسی رابطه ی بین ویژگیهای فردی زائرین و اعتماد اجتماعی آنها به مردم مشهد
تعریف مفاهیم
1-4-1- نگرش
از آنجا که تصورات قالبی نوع نگرش و باورهای افراد را به گروه خاصی نشان می دهد، برای سنجش تصورات قالبی زائرین علاوه بر طیف آزگود(برش قطبین)، باید از گویه های نگرشی و طیف لیکرت هم استفاده کنیم. بنابراین لازم است ابتدا مفهوم نگرش را تعریف کنیم. نگرش عبارت است از یک حالت عاطفی مثبت یا منفی به یک موضوع. می‌نارد نگرش را آمادگی درونی و یا به طور کلی آمادگی برای انجام عمل به نحوی خاص تعریف می کند. در تعریف دیگری از فریدمن(1970) آمده است: نگرش نظامی با دوام است که شامل یک عنصر شناختی، یک عنصر احساسی و یک تمایل به عمل است. (کریمی و فسایی، 1384: 263). در نهایت، با توجه به تعریف استوتزل می توان گفت: نگرش یک مفهوم چند بعدی شامل عناصر شناختی، عاطفی و رفتاری است که نحوه ی رفتار فرد را تعیین می کند و هر نگرشی دارای موضوع خاصی است که این موضوع می تواند افراد، اشیاء و رویدادها باشد.
1-4-2- تصورات قالبی
در روانشناسی و علوم اجتماعی تعاریف متعددی از تصورات قالبی (کلیشه های ذهنی) ارائه شده است. گیدنز تفکرات قالبی را فرایندهای فکری که در بر گیرنده مقوله های خشک و انعطاف ناپذیر است تعریف می کند(گیدنز، 1377: 816). قالبهای ذهنی: مجموعه ای ازعقاید تعمیم یافته درباره گروه خاصی ازمردم است که متداول ترین آن ها جنسی، نژادی وشغلی است و می تواند مثبت یا منفی باشد(لییل، 2003: 102). والتر لیپمن تفکر قالبی را به معنای تصاویر ثابت و محدود در ذهن می داند. در نظر او تفکر قالبی شامل باورها، اندیشه ها و قالب های ساخته و پرداخته ذهنی است که به ادراکات شخص از محیط پیرامون خود رنگ و هیأت خاصی می بخشد و به صورت میراث اجتماعی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شوند (کیسی و همکاران، 2002 : 268).
با توجه به تعاریف ذکر شده افکار یا تصورات قالبی، تعمیمی کلی اند که عبارت اند از نسبت دادن خصوصیات یکسان به همه افراد یک گروه بدون در نظرگرفتن تفاوت های واقعی میان آنها. اگر قالبهای فکری بر تجربه استوار بوده و دقیق وصحیح باشد، راهی مطلوب و کوتاه برای سازگاری با دنیای خارج است و اگر قالبهای فکری ما را از دیدن اختلا فات فردی در طبقه ای از مردم بازدارد، نا سازگارانه است و مانع ارتباط درست ومداوم با دیگران می شود.
1-4-3- اعتماد اجتماعی
اندیشمندان اجتماعی تعاریف مفهومی بسیاری از اعتماد اجتماعی مطرح کرده اند که دارای تفاوت های زیادی است. دورکیم: اعتماد را آرامشی می داند که حاصل زندگی مسالمت آمیز بشر در کنار همنوعانش در حالت صلح و به دور از هر گونه دشمنی و خصومت است. زیمل: اعتماد را معادل کلمه ایمان به کار می برد و به اعتقاد وی نوعی ایمان و اعتقاد به افراد جامعه است (زتومکا،1384:28).آنتونی گیدنز در تعریف اعتماد به فرهنگ آکسفورد استناد می کند و به اعتقاد وی اعتماد نوع خاصی از اطمینان است (گیدنز، 1384: 37).
1-4-4- پایگاه اجتماعی- اقتصادی
نظریه پردازان کلاسیک مانند مارکس در تعیین قشربندی جامعه بیشتر به عامل اقتصادی یعنی وضعیت  فرد در ساختار تولید توجه داشته اند. اندیشمندان معاصر به تدریج بر عوامل دیگری تأکید کردند، برای مثال دارندروف در تمایز سطوح مختلف قشربندی جامعه به برخورداری های متفاوت از قدرت و اقتدار سیاسی، وبر به بهره مندی های متفاوتی از منزلت اجتماعی، بوردیو به نوع مصرف و سبک زندگی و گیدنز به آموزش و مهارت های آموزشی تاکید نموده اند(لیپست و دیگران، 1381: 27). از نظر بروس کوئن، پایگاه به موقعیت اجتماعی فرد در یک گروه یا به مرتبه اجتماعی او در یک گروه، در مقایسه با گروه دیگر اطلاق می شود. به عقیده وبر، پایگاه اجتماعی فرد همراه با طبقه یا درآمد و قدرت سیاسی سه بعد اصلی  قشربندی اجتماعی را تشکیل می دهند. با جمع بندی تعاریف فوق می توان گفت پایگاه اجتماعی- اقتصادی جایگاه و منزلتی است که هر فرد در سلسله مراتب اجتماعی جامعه، اشغال می کند. شاخص های مستقیم سنجش پایگاه اقتصادی- اجتماعی میزان درآمد ماهانه، میزان تحصیلات و منزلت شغلی افراد در جامعه هستند(کاظمی پور، 1378: 142).
1-4-5- هویت قومی (قوم مداری)
هویت قومی مجموعه ای از ایده های فرد درباره اعضای گروه قومی خود و بازشناسی خود با استفاده از نشانگان و برچسب های قومی است. فیجین بیان می کند که گروه قومی به معنای این است که یک فرد به طور اجتماعی و بر پایه ی خصیصه های فرهنگی یا ملیت اش از دیگران متمایز یا جدا شده باشد(فیجین،1978: 9 به نقل از اشرف نظری،1391) مهم ترین خصوصیات یک گروه قومی از نظر برتون مواردی چون نیاکان مشترک واقعی یا اسطوره ای، نام مشترک، سرزمین و زبان مشترک، فضاهای مشترک زیستی، آداب و رسوم مشترک، ارزش های مشترک و احساس تعلق به یک گروه واحد را شامل می شود(قانعی راد و دیگران، 1386: 6). تقویت هویت قومی در بین اقوام یک جامعه منجر به قوم‌مداری می شود که عبارت است از پیشداوری و بدگمانی به غیرخودی‌ها همراه با گرایشی به ارزیابی دیگران براساس فرهنگ خویش(گیدنز، 1386: 369). ویلیام سامنر قوم مداری را اینگونه تعریف می کند: نوعی نگرش که براساس آن فرد یا گروه خود را مرکز و اساس همه چیز می پندارد و دیگر افراد را در مقایسه با آن درجه بندی و ارزیابی می کند. قوم مداری نوعی سوگیری متعصبانه نسبت به گروه خودی است که باعث می شود به جای آنکه تلاش کنیم الگوهای رفتاری متفاوت را درک کنیم ، آنها را به صورت منفی مورد ارزیابی قرار دهیم(گودیکانست، 1383: 96).
1-4-6- گردشگر (زائر)
طبق تعریف سازمان جهانی گردشگری و صاحب نظران این حوزه، گردشگر کسی است که به طور موقت (حداقل 24 ساعت و حداکثر یک سال) از خانه خود دور میشود و به منطقهای دیگر سفر میکند(کاظمی، 1385: 20). زائران در واقع گردشگران حوزه گردشگری مذهبی هستند. در میان گردشگران مذهبی با دو گروه مواجه هستیم: یکی زائران، کسانی که انگیزه‌ی آنها از مسافرت، فقط انجام امور مذهبی است و زمان و مدت اقامت آنها، تابع اوقات فراغت نیست و دیگری، گردشگران مذهبی که ضمن انجام زیارت و شرکت در مراسم مذهبی از مکان های دیگر گردشگری (اعم از مذهبی و غیر زیارتی) نیز دیدن می‌کنند و یا به عبارتی دیگر، اهداف مسافرت آنها چند منظوره با اولویت زیارت است (مؤمنی و همکاران، 1378: 14).
تاریخچه موضوع
تاریخچه ی پژوهش درباره تصورات قالبی به رغم پیشینه غنی، جذاب و کاربردی، جوان و نوپا است. در طول دهه های اخیر که شاهد گسترش علایق پژوهشی در خصوص آن هستیم، تلاش شده است تا فهم منابع، زمینه ها و ریشه های باورها و نگرش های قالبی و تبیین آن به عنوان دیدگاهی اجتماعی که بر رفتار افراد اثر می گذارد مطمح نظر قرار گیرد(استنگور،2009: 1).
والترلپیمن(1992) نویسنده و روزنامه نگار آمریکایی نخستین کسی است که اصطلاح تفکر قالبی را در روانشناسی اجتماعی بکاربرد. منظور او از تفکرقالبی در بحث از باورها واندیشه ها، قالبها ی ساخته و پرداخته ذهنی است که شخصی ادراکهای خود را در آن جای می دهد واین قالبها به ادراکهای او رنگ خاصی می بخشد. از نظر لیپمن تفکرات قالبی دارای دو خصوصیت اند: اول، در برابر تغییر مقاوم اند. دوم، عموماً دامنه معانی محدود و تحقیر آمیزی را ارائه می دهند. اعتقاد به سرنوشت و تقدیر، به نحسی عدد 13و… نمونه هایی از تفکرات قالبی هستند که به صورت میراث اجتماعی ممکن از نسلی به نسل دیگر منتقل شوند. او می گوید انسان به سائقه صرفه جویی دراندیشیدن، باور های قالبی را ابداع کرده است تا ناچار در هرشرایطی نیندیشند و تنها بر اساس باورهای قالبی اش واکنش نشان دهد(ستوده ،1381: 176). اولین اندازه گیری تصورات قالبی را کاتزو بریلی(1933) انجام داده اند، آنها تصورات قالبی نژادی را مطالعه کردند و دریافتند آمریکاییها در مورد ترکها، سیاهپوستها، یهودیها تصورات قالبی آشکارونسبتاً منفی داشتند و پاسخ دهندگان می بایستی صفات مشخصه برخی اقوام را مشخص می کردند. امروزه دیگر این فن بکار نمی رود زیرا مردم از اختصاص دادن یک صفت به یک قوم، بدون تصریح آن، اکراه دارند. قدیمی ترین شیوه مطالعه تصور قالبی بیشتر بر مبنای تئوری تداعی بود که در تحقیقات کاتز و بریلی در زمینه سنجش تصور قالبی انجام گرفت و ویژگی هایی را که آزمودنی ها آن ها را به گروههای خاصی نسبت می دادند مطالعه کردند(لوک بدار و دیگران ،1380: 126).
در تحقیقات انجام شده پس از تحقیق کاتز و بریلی مانند سولومون اش1946، آباته و برین(1967)، برور و همکارانش1981، اندرسون و سدیکیدز1991، برینک و همکارانش(1994)، در زمینه سنجش تصورات قالبی به نوعی از روش و نتایج اولین مطالعه استفاده کرده و با ارائه فهرستی از صفات و ویژگی ها نسبت به فرد یا گروه خاصی به مطالعه نگرش افراد نسبت به آن فرد یا گروه خاص می پردازند و تصور قالبی را برحسب بررسی صفت هایی که فرد برای شرح یک گروه بکار می برد، ارزیابی می کنند(اسپیرز و همکاران،1391: 136).
نقطه شروع پژوهش های علمی جدید درباره تصورات قالبی به نیمه نخست قرن بیستم باز می گردد. در این مقطع با انتشار کتاب شخصیت قدرت طلب از سوی آدرنو و همکارانش، مفهوم تصورات قالبی بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت. این اثر به بحث در مورد چرایی ظهور احساسات نژادپرستانه در آلمان نازی اختصاص داشت. نتایج این پژوهش آشکار ساخت که ظهور احساسات بر ضد نژادهای دیگر متأثر از وجود تصورات قالبی و پیشداوری درباره دیگر گروه ها است و شخصیت های قوم گرا و نژادپرست غالبا دارای شخصیت قدرت طلب هستند. در طول دو دهه اخیر (1990-2010م) علایق پژوهشی در خصوص تصورات قالبی گسترش یافته است و پژوهشگران توجه اصلی خود را به درک فرآیندهایی معطوف کردند که تصورات قالبی از طریق آنها، ادراک و نگرش اجتماعی، پیشداوری و تبعیض و آزار دیگران را شکل می دهد. در پژوهشی که توسط پری و دارلی (1997) درباره تصورات قالبی در ورزش بسکتبال انجام شد مشخص شد که در اغلب گزارش ها متأثر از نوعی تصور قالبی افراد سفید پوست به عنوان افرادی باهوش و سیاه پوستان به عنوان افرادی که دارای فیزیک ورزشی طبیعی هستند معرفی می شدند. آثار انتشار یافته در این دوره، در رابطه با فرایندهای شناختی تسهیل کننده تصورات قالبی(براون،1995)؛ ابعاد نظری تصورات قالبی و پیشداوری(استنگور،2000)؛ محتوای تصورات قالبی(فیسک و دیگران:2002) و اتخاذ رهیافتی استقرایی برای تجزیه و تحلیل تصورات قالبی (فیدلر و والتر: 2004) به بحث پرداختند(اشرف نظری، 1391: 64). مرکز مطالعه فرایندهای گروهی در دانشگاه کنت هر ساله با انجام پیمایش هایی در سطح ملی، گزارشی با عنوان برابری، تنوع و پیشداوری در بریتانیا منتشر می کند که در اختیار کابینه قرار می گیرد. در این گزارش یافته های پیمایشی به دست آمده بر پایه روش های روان شناسی اجتماعی در رابطه با مسائلی نظیر برابری و حقوق بشر، نمودهای پیشداوری و تجارب آن، شرایط پیشداوری و تصورات قالبیِ تقویت کننده پیشداوری مورد بررسی قرار می گیرد(آبرامز و هوستون،2006: 11؛ فیسک و دیگران، 2009: 78 به نقل از اشرف نظری،1391).