سن مسئولیت کیفری اطفال در حقوق ایران

جامعه شناسان و متخصصان امر تعلیم و تربیت عقیده براین دارند که بزهکاری و ارتکاب به جرایم بیش از آن که مبتنی بر خصوصیات فردی و یا فیزیکی بوده باشد و دلایل جسمانی و یا روانی زمینه ساز بروز بزهکاری در انسانها گردند ، آموزش ها و تاثیر پذیری های فرد از محیط خود و با انسان هایی که پیوسته با آنها در ارتباط و تماس نزدیک است دخالت مستقیمی بر گرایش فرد به بزهکاری دارد .

در مبحث جرم شناسی این حقیقت ذکر شده است که نوجوانان و جوانان به دلیل علاقه و گرایش به دسته بندی و گروه بازی و عدم اعتماد به نفس شخصی ترجیح می دهند که هر کاری با اشتراک و همکاری یکدیگر انجام دهند و ریشه این خصوصیت اخلاقی در ذات کودکان و جوانان در آن سن نهفته است . زیرا کودک از زمان طفولیت تا سن 25 سالگی ترجیح می هد که در بازی ها و سرگرمی ها به طور گروهی شرکت جوید .

در جرم شناسی آنچه که بیشتر بر روی آن تاکید می شود ، موضوع تاثیر پذیری انسان در گروهی که بدان تعلق دارد و از آن الهام می گیرد بوده که این موضوع و ادعا از سوی ساترلند بیان و مطرح شده است . بر اساس این ادعا و دکترین چنین استنباط می شود که هر فردی در اجتماع به طور ذاتی و بالفطره گناهکار و یا مجرم نیست و کسانی که دست به بزهکاری و یا جرایم می زنند ، تحت تاثیر محیط خود و گروهی که با آنها در ارتباط است ، قرار گرفته و گذر زمان باعث می شود که فرد در زمینه جرم و انواع آن به اطلاعات و تجربیاتی برسد و در آن شرایط مقایساتی را میان جرایم بزرگ با جرایم کوچک انجام داده و ارتکاب به جرایم کوچک در نظرش ناچیز و غیر مهم جلوه می کند .همین پندار زمینه ساز آمادگی روانی و روحی برای ارتکاب به جرم است .

ساترلند با تکیه بر این باور و بررسی موضوع جرایم از این رهگذر ، به این نتیجه می رسد که فرد بزهکار در مدتی که به جرم عادت کرده و یا آن را فرا می گیرد ، باز در درون خود راههای بازگشت و گریز از جرم را می جوید ولی این محیط و انسانها هستند که در اطراف او حضور داشته و شخص را به ارتکاب جرم یاری داده و تلقینات ذهنی و باوری را در فکر و روح فرد مجرم تقویت می نماید .

تراشر [1]  در بررسی گروه های دوستی و ارتباطی بین نوجوانان و کودکان مجرم به 1313مورد اشاره میکند که از میان حدود 652مورد گروه ها از کوذدکان و  نوجوانانی تشکیل شده بوده اند که دارای انحرافات اخلاقی داشتند 530 مورد از گروه ها متشکل ازکودکانی بودند که بدلایلی از خانه و خانواده ی خود گریخته و زندگی خیابانی را ترجیح داده بودند 52 گروه از کودکان مجرم شامل افرادی بودندکه با ابراز وجود و یا قهرمان بازی دست به کار خلاف زده و با یک بار موفقیت ، عادت به کار خلاف کرده بودند . بقیه نیز از جمله گروه هایی بودند که به صورت های تیمی و یا دسته های نژادی یا ضد نژادی عمل کرده و به عنوان مجرمین تهاجمی و دفاعی شناخته می شدند .

با بررسی های بعمل آمده در بسیاری از زندان کشور های مختلف چنین استنتاج شده است که بیش از نیمی از بزهکاران ، قربانی تلقینات و رفتارها ی همسالان و هدایت های نادرست والدین خود قرار گرفته اند .

ساترلندراههای آموزش جرم را بدین گونه بیان می دارد : تلقینات اطرافیان و یا انسان های نزدیک باعث می شود که فرد مجرم و تازه کار به راحتی در مسیر ارتکاب جرم حرکت نماید .زیرا او از آنان الهام گرفته و در می یابد که چه کاری درست است و چه کاری نادرست .

بطور کلی راههای ارتکاب به جرم و بزهکاری در محیط و ارتباطاتی فرا گرفته می شود که فرد خاطی درآن محیط بسیار راحت و آسوده و با نفرات حاضر در آنجا ارتباط تنگاتنگ و صمیمی دارد. فرد در گروهی نزدیک و انیس اعم از خانواده یا مدرسه و یا گروه دوستان صمیمی به سادگی از دیگران تقلید نموده و راههای بزهکاری را به سهولت یاد می گیرد .[2]

جوانان با عضویت در باند های بزهکار برخی از نیاز های سنی و روحی آنان نظیر آزادی ، بی بندباری ، حادثه آفرینی و نوجویی و شلوغ کاری بر ایشان فراهم می گردد . دلیل دیگر عضویت در باند های مزبور قدرت طلبی و زورگویی است .

برخی از جرم شناسان عقیده دارند که تشکیل گروه های ضد اجتماعی توسط جوانان و نوجوانان نوعی عکس العمل در قبال شرایط سخت زندگی مادی امروزی است .جوانان با ورود به باند های مذکور احساس آرامش و امنیت می کنند . بدین ترتیب رفقای ناباب از طریق تلقینات و وسوسه های خود می توانند موجبات انحرافات اخلاقی و ارتکاب اعمال ضد اجتماعیرا در نوجوانان و جوانان هم سن و سال خود فراهم آورند .

تحقیقات متخصصین امر نشان داده است که جرایم ارتکابی اعضای باندهای نوجوانان 14 و 16 ساله عبارت از: تولید اغتشاش ، خط کشیدن به اتومبیل ها و تخریب آثار هنری  ولی از 16 سالگل به بالا غالبا سرقت یا     جیب بری و از سنین 17 و 18 سالگی حمله به اشخاص و ضرب و جرح ،کف زنی و کیف قاپی و نظایرآنان. [3]

  • قابلیت بیشتر برای درمان و اصلاح رفتار

به موجب استانداردهای بین‌المللی، رویکرد کاهش توسل به مداخلات قانونی، قضازدایی و اتخاذ تدابیر عینی که شامل بسیج همگانی تمام منابع از جمله خانواده، گروه‌های جامعه، مدرسه‌ها و سایرموسسات اجتماعی است، از جمله اصول مهم در اجرای عدالت نوجوانان است.
همچنین سپردن کودک به والدین و سرپرستان قانونی که در ماده 89 از آن نام ببرده شده اقدام مناسبی است و تکلیف والدین برای تادیب، تربیت مشخص و نظارت بر اقدامات آنان نیز در نظر گرفته شده است.

اگر چه مطابق قوانین کیفری اطفال فاقد مسئولیت کیفری بوده و از مجازات معاف هستند با وجود این برای جلوگیری از بزهکاری مجدد آنها و حمایت از جامعه در برابر گزند جرایم این افراد ، لازم است اقدامات موثری  در جهت اصلاح و تربیت اطفال جامعه ستیز به عمل آید .

پاسخ های اصلاحی و تربیتی را می توان پاسخ هایی دانست که هدف اصلاح اخلاقی را از طریق آموزش در مراکز ویژه اصلاح و تربیت دنبال کرد . این رویکرد را می توان از جمله سنتی ترین رویکرد هایی  دانست که در زمینه پاسخ به بزهکاری اطفال وجود داشته است .

در مورد پاسخ های اصلاحی و تربیتی قابل اعمال نسبت به اطفال بزهکار می توان به مواردی چون : مراجعه به مددکار اجتماعی یا روانشناس و همکاری با آنان ، فرستادن طفل به یک موسسه آموزشی و فرهنگی به منظور تحصیل یا حرفه آموزی ، اقدام لازم جهت درمان یا ترک اعتیاد طفل یا نوجوان تحت نظر پزشک  ، جلوگیری از معاشرت طفل یا نوجوان با اشخاصی که دادگاه ارتباط با آنها را منع کرده است . جلوگیری از رفت و آمد طفل یا نوجوان به محل های معین و …تدابیر مذکور باید بوسیله والدین یا اولیاء و یا سرپرست قانونی انجام شود [4].

[1]-  Thrasher

[2] –   هالوگ یاو وزار ، ترجمه ی قدیر گلکاریان ، همان ، صص 122 الی 124 و صص 285 و 287

[3] –  صلاحی ، جاوید ،  بزهکاری اطفال و نوجوان ، نشر میزان ، چاپ پنجم ، پاییز 1388 ، ،ص 150

 

[4] – شاملو ، باقر ،عدالت کیفری و اطفال ، انتشارات جنگل ، چاپ اول 1390 ، صص206و207