سه بخش مجزای اعتماد

–       سه بخش مجزای اعتماد

در اکثر مفهوم پردازیها از اعتماد سازمانی به سه  بعدی بودن اعتماد اشاره شده است. کاستا(2003) سه بعد تمایل به اعتماد ، اعتماد ادراک شده و رفتارهای مربوط به آن را بر اساس تقسیم بندی میر و همکاران (1996) ارئه می دهد . تمایل عمومی و کلی به اعتماد کردن به دیگران از باورهای عمومی درباره رفتارهایی ناشی می شود که افراد انتظار دارند تا از دیگران دریافت کنند. قابلیت اعتماد ادراک شده به انتظارات و ملاحظاتی دربراره مقاصد و انگیزه های دیگران که زیربنای عملشان را تشکیل میدهد ، گفته می شود و رفتارهای اعتماد که بازتابی از تمایل به در معرض خطر قرار دادن خود در برابر دیگرانی است که اعمال فرد را کنترل نمی کند.  هارتگ و دتز (2006) از این سه بخش به عنوان باور اعتماد ، تصمیم یا قصد به اعتماد کردن و عملی کردن تصمیم یا قصد اعتماد می دانند.

 

–       طبقه بندی مک آلیستر(1995)

مک الیستر(1995) بین محتوای شناخت محور اعتماد و احساس محور[1] آن تمایز قایل شد و عواملی که بر توسعه هرکدام تاثیر گذار را شرح داد. نوع شناخت محور بوسیله ارزیابی هاو محاسبات با دقت از قابلیت اعتماد بدست می آید و نوع احساس محور بوسیله پاسخ های احساسی به طرف دیگر برانگیخته می شود. او اعتقاد دارد که سطح شناخت محور برای ایجاد و برانگیختن پاسخ های احساسی ضروری است و بنابراین آن را مقدم بر بعد احساسی اعتماد می داند( هارتگ و دتز ، 2006 . کاستا 2003 . سیکس ، 2003). در تحقیقات مختلف از این طبقه بندی استفاده شده است.  کیم(2005) به بررسی رابطه فرهنگ و این دو بعد از اعتماد در تجارت الکترونیک پرداخت و ان دو بعد به طور مثبت با اعتماد مشتری به سیستمهای فروشنده الکترونیک ارتباط داشت. همینطور پاراییتام و دالی[2] (2008) به بررسی رابطه دو بعد شناختی و احساسی تضاد و دو بعد اعتماد مذکور پرداختند و نتیجه گرفتند که ابعاد شناختی تضاد و اعتماد نسبت به ابعاد احساسی دارای اهمیت بیشتری در تیمهای تصمیم گیری استراتژیک هستند.

–       پیوستار اعتماد سازمانی

روسو (1998) و ویلیامز(2001) بعد شناختی اعتماد را اعتماد مبتنی بر آگاهی و محاسبه[3] نامیدند در حالیکه بعد عاطفی را اعتماد مبتنی بر رابطه و هویت[4] نامیدند. شاپیرو[5] و همکاران (1992) سه نوع اعتماد سلسله مراتبی که در روابط کسب وکار عملیاتی شده بود را ارائه کردند : اعتماد مبتنی بر بازداری[6] ، اعتماد مبتنی بر دانش و اعتماد مبتنی بر هویت. روسو و همکاران (1998) سه نوع اعتماد را معرفی کردند : اعتماد مبتنی بر محاسبه ، اعتماد مبتنی بر رابطه و اعتماد مبتنی بر نهاد. اکنون این مفاهیم را توضیح داده و نمودار پیوستار اعتماد را رائه می دهیم :در اعتماد مبتنی بر بازداری هیچگونه انتظار مثبتی درباره حسن نیت وجود ندارد و تنها نیروها و مجازاتهای خارجی عاملی است که اطاعت را تضمین می کند . هیچ گونه خطرکردن و احتمالاتی برای بررسی وجود ندارد. بنابریان به جای انعکاس دادن اعتماد تنها بروزی از بی اعتمادی است.و نه اعتماد مبتنی بر محاسبه هم همانطورکه از اسمش پیداشت می تواند به عنوان اعتماد واقعی قلمداد شود ، اعتماد تنها راهبرد باارزشی بر پای تجزیه و تحلیل هزینه –فایده تلقی می شود اما تردیدی قبلی نسبت به دیگران باقی میماند. از این گذشته همانطور که از شکل 5 پیداست مدارک قطعی جهت اعتماد کردن از منابع دیگر غیر از اعتماد شونده بدست   می آید. بین اعتماد مبتنی بر محاسبه و اعتماد مبتنی بر اگاهی مرزی کشیده شده است هنگامی که تردید جای خود را به انتظارات مثبت ناشی از آگاهی قابل اطمینان از انگیزه ها ، توانایی ها و اعتماد پذیری طرف دیگر می دهد. اعتماد واقعی از این نقطه آغاز می گردد.همانطور که این انتظارات توسط تجربه مورد حمایت قرار می گیرند ، درجات قدرتمندتری از اعتماد توسعه پیدا می کند.اعتماد بسیار قدرتمند به طرف دیگر که در قالب اعتماد مبتنی بر رابطه  تجلی می یابد در ماهیت ذهنی(فاعلی) و عاطفی است. این نوع بیشتر از کیفیت رابطه در طول زمان ناشی میشود  تا اینکه بر اساس مشاهدات رفتارهای ویژه وخاص فرد دیگر باشد. بلوس (199) اظهار کرد که درجه قویتری از اعتماد از بیشتر از ارزیابی حسن نیت طرف دیگر حاصل می شود تا اینکه از مشاهده عادات و رفتارهای قابل اطمینان ایجاد شود.

در آخر عاطفه پر قدرت و وحدت هدف شرح داده شده در اعتماد مبتنی بر هویت به این صورت است که هر دو طرف دارای هدف مشترکی میشوند و می توانند علائق یکدیگر را با اطمینان کامل نشان دهند. دو بعد آخر معادل با انچه که تایلر(2003) اعتماد اجتماعی نامیده است می باشد.

[1] – Cognition-Based Trust & Cognition-Based Trust

[2]– Parayitam & Dooly

[3] – Calculus Based Trust & Knowledge Based Trust

[4] – Identification-Based Trust  & Relational-Based

[5] – Shapiro

[6] – Deterrence Based Trust