سیاست جنایی تقنینی، ضابطان دادگستری

دانلود پایان نامه

هر یک از این وضعیتها میتواند در بزهدیده احساس ناامنی ایجاد کند حتی اگر مأموران پلیس یا کارکنان امنیتی حضور داشته باشند. برای برخی از بزهدیدگان و بازماندگان ، امنیت دیگران نیز اولویت دارد. اگر زن و شوهری در خیابان مورد سرقت همراه با آزار و اذیت قرار گرفته باشند هریک از آنان ممکن است بیشتر برای دیگری نگران باشد تا برای خود. پدر و مادران اغلب در مورد سلامت کودکان خود بیشتر نگران هستند تا سلامت خودشان. برای اطمینان یافتن از اینکه بزهدیدگان یا بازماندگان احساس ایمنی و امنیت میکنند ، موارد زیر پیشنهاد میشود:
– نشستن هنگام صحبت کردن
– پرسیدن این مطلب از بزهدیدگان یا بازماندگان که هنگام صحبت کردن با آنان کجا بهترین احساس ایمنی را دارند و سپس رفتن به آن مکان
– دادن اطمینان خاطر دوباره در صورتی که بزهدیده احساس ایمنی میکند
– دور نگه داشتن رسانهها از بزهدیدگان یا بازماندگان یا کمک به آنان برای پاسخگویی به پرسشهای رسانهها
– اگر آنان افراد مورد علاقهای دارند که نگران آنها می باشند ، تا حد امکان اطلاعات بسیاری درباره ایمنی افراد مورد علاقهشان برای آنان فراهم شود
بند اول: حفظ امنیت بزهدیده در رویارویی با متهم
یکی از حقوق اساسی بزه‏دیدگان تأمین امنیت آنان در فرایند رسیدگی جنایی است. از این‏رو ، باید راه‏کاری برای کاهش گرفتاری‏ها و دردسرهای بزه‏دیدگان حمایت از زندگی خصوصی آنان هنگام ضرورت و تضمین امنیت خود و خانواده‏شان و گواهان آنان در برابر تهدید و انتقام اندیشید. چاره‏اندیشی درباره این تدبیر یکی دیگر از حمایت‏هایی است که باید در هنگام وضع قانون لحاظ گردد. حق امنیت به معنای عام آن که شامل امنیت جانی ، عرضی و مالی و نیز سیاسی و اجتماعی و همچنین امنیت روانی فرد و جامعه است به عنوان مهم‏ترین حق پس از حق حیات برشمرده شده است. در حقیقت امنیت به عنوان هدف انسانی در حکم نخستین مؤلفه سعادت در کنار آسایش است.
از آنجا که طی مراحل تحقیقات و انجام دادرسی بزهدیده و متهم در جلسات مختلفی شرکت میکنند تا به مواردی پاسخگو باشند طبیعی است که طرفین جرم در این جلسات رودررو میشوند و ممکن است بزهدیده مورد آسیب و صدمه واقع شود و یا از لحاظ روحی یا عاطفی دچار اختلال شده و حضور در جلسات برای او زجرآور و غیرقابل تحمل باشد. همین موارد در مورد شهود بزهدیدگان هم صدق میکند. برای جلوگیری از مواجهه بزهدیده و متهم و شهود آنها ، بهتر است از اتاقهای جداگانه استفاده شود و یا در زمانهای متفاوت برای رسیدگی اقدام شود. تا آنجا که ممکن است ، باید از رویارویی بزهدیده یا گواهان او با متهم در فرآیند جنایی جلوگیری کرد. در غیر این صورت ، هنگام رویارویی باید از آنان حفاظت و مراقبت کرد. این حفاظت از آسیبهای احتمالی به بزهدیده پیشگیری میکند و به ویژه برای بزهدیدگانی که دارای پیوند خانوادگی یا دوستی با متهم هستند بسیار اهمیت دارد. به همین منظور میتوان اتاقهای ویژهای برای انتظار بزهدیدگان و گواهان آنان پیشبینی کرد یا راههای خروجی مناسبی را برای آنان در ساختمان دادگاه در نظر گرفت که جامه عمل پوشاندن به آنها بر دوش پلیس و دستگاه قضایی است. در برخی موارد نظیر جرائم خانوادگی بعد از شکایت امکان زندگی زوجه در منزل زوج یا فرزند در خانه والدین وجود ندارد. آنان ممکن است مورد بزهدیدگی مجدد قرار گیرند. انتقال آنان به مکانی امن در منازل بستگان و آشنایان یا مکانهای دولتی و غیردولتی ضروری است. معمولاً این وظیفه بر عهده پلیس است که چنین بزهدیدگانی را به حال خود رها نسازد.
بند دوم: حفظ امنیت بزهدیده در برابر تهدیدات
در رأس همه حقوق اولیه و اساسی حق حیات قرار دارد. اعتبار و مشروعیت همه حقوق انسانی متکی به این حق می‏باشد. به عبارت دیگر پایه و مبنای همه حقوق حق حیات است که شناسایی و احترام به آن تار و پود حقوق فطری و طبیعی را تشکیل می‏دهد. حق حیات تنها از سوی خداوند به انسان بخشیده شده است و از این‏رو تنها خداوند می‏تواند در آن تصرف کند. پس انسان علاوه بر اینکه حق حیات دارد مسئولیت حفظ جان و سلامت خود را نیز بر عهده دارد.
تأمین امنیت بزهدیدگان و گواهان آنان ، نه تنها در گرو پیشبینی تدابیری برای جلوگیری از ورود آسیبهای احتمالی هنگام رویارویی با متهم است بلکه فراتر از آن دربردارنده تدابیری برای پیشگیری از تهدیدها یا اقدامهای تلافیجویانه متهم یا خانواده و دوستان اوست. از آنجا که این تهدیدها یا اقدامهای تلافیجویانه در بزهدیدگان و گواهان آنان احساس ناامنی ایجاد میکند ، ضابطان دادگستری و در رأس آنها نیروی انتظامی ، موظفند همه تدابیر لازم را برای ایجاد احساس امنیت در بزهدیده و گواهانش در برابر متهم و وابستگان او به کار بندند.
حفاظت از بزهدیده در برابر متهم ، صرفاً در زمان رویارویی در جلسات رسیدگی نیست ، به بیان دیگر دستگاه عدالت کیفری فقط مسئول تأمین امنیت در مجتمعهای پلیسی و قضایی نبوده بلکه خارج از این محوطه هم بزهدیده و شهود وی باید احساس امنیت کنند و در برابر تهدیدها و اقدامات تلافیجویانه متهم و اطرافیان او مصون باشند. حفاظت از محل استقرار بزهدیده مانند بیمارستان و حفاظت از خودرو او نیز مشمول این موضوع میشود. بنابراین تدابیر لازم جهت پیشگیری از این رویدادها ضروری است و دستگاه پلیس باید تدابیر و ابزارهای لازم را برای ایجاد احساس امنیت در بزهدیدگان و گواهان آنان در برابر متهم و اطرافیان او به کار گیرد. البته فراتر از سیاست جنایی اجرایی و قضایی که دستگاه پلیس و دستگاه قضایی میتوانند دستورهای لازم را در زمینه تأمین امنیت صادر کنند ، در سطح سیاست جنایی تقنینی نیز از طریق جرمانگاری و پاسخهای مناسب میتوان به این اهداف هرچه بیشتر نزدیک شد. برای نمونه در فرانسه تهدید و ارعاب بزهدیده برای انصراف از شکایت ، یکی از جرائم علیه عدالت قضایی محسوب میشود و از این طریق بزهدیده با تضمین بیشتری به پیگیری روند تعقیب کیفری میپردازد . متهم یا دیگرانی که از جانب وی اقدام میکنند ممکن است درصدد تهدید بزهدیده برای بازداشتن وی از توسل به نظام عدالت بوده یا در اقدامی تلافیجویانه، بزه دیده را به دلیل گزارش موضوع به مقامهای قانونی مورد آزار و اذیت قرار دهند. این امر به ویژه هنگامی خطرناک است که بزهدیده و مجرم ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند مانند این که اعضای یک خانوادهاند یا در یک محل کار میکنند. به ویژه برای حمایت از بزهدیدگان آسیبپذیر تمهید ویژهای باید انجام شود. برای نمونه در پروندههای خشونت خانگی در اتریش پلیس میتواند قراری مبنی بر الزام متهم به دور ماندن از خانه تا دو هفته صادر کند. در چند نظام حقوقی دیگر، دادگاه میتواند دستور مشابهی صادر کند. در کلانتریها و دادگاهها میتوان با فراهم کردن اتاق انتظار جداگانه در صورت امکان از بزهدیده حمایت کرد به گونهای که بزهدیده با متهم یا اعضای خانواده وی برخورد غیرضروری نداشته باشد. هرچند در اکثر جرائم ، بزهکار ممکن است تهدید جدی علیه بزهدیده محسوب نشود اما در جرائمی که مرتکب عضو یک باند یا سازمان تبهکاری است یا ارتباط بزهکار با بزهدیده به دلیل ارتباط شغلی ، خانوادگی و محلی زیاد است بزهدیده در معرض خطر مجدد بزهکاری و تهدید از طرف بزهکار قرار دارد. در این حالت بزهدیده یا از طرح شکایت خودداری میکند یا در صورت شکایت ممکن است در خطر آسیب مجدد از طرف بزهکار یا نزدیکان و وابستگان قرار گیرد. در این موارد بزهدیده نیازمند به حمایت مضاعف ، حفاظت و مراقبت از طرف پلیس و مقامات قضایی در تمامی مراحل دادرسی است.
بند سوم: آموزش بزهدیده با هدف تامین امنیت
یکی از مباحثی که در این زمینه ذهن کارشناسان را به خود معطوف کرده است آن است که چگونه میتوان از طریق آموزش به بزهدیدگان ، از وقوع جرم به خصوص از بزهدیدگی پیشگیری نمود. نتایج مطالعات حاکی از آن است که میتوان از طرق گوناگونی همچون آگاه کردن ایشان از خطراتی که آنها را تهدید میکند ، دادن آموزشهای لازم برای اجتناب از خطرات ، تقویت مادی و معنوی ، اقدامات لازم برای پیشگیری وضعی و… امنیت آنها را تا حدودی تامین نمود.
گفتار دوم: حفظ شئونات و حریم خصوصی بزهدیده
در بسیاری از موارد برای اثبات بزهدیدگی ، بزهدیده باید اطلاعات و مدارکی شخصی در مورد خود و خانواده ارائه دهند از این رو کلیه مراجع از جمله پلیس باید مد نظر داشته باشد که حق افشای گفتههای آنها را ندارد. پلیس باید بداند که محرم اسرار بزهدیدگان است و منظور از حفظ شئونات و حریم خصوصی افشا نکردن اطلاعات شخصی و خانوادگی و مسائلی از این قبیل میباشد. طبق بند 1 و 2 ماده 18 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری مصوب 1378 احکامی را در این خصوص مقرر کرده است.
بند اول: تعریف شئونات و حریم خصوصی بزهدیده
بزهدیده در فرآیند جرم دچار آسیبهای روحی و روانی فراوان شده است و در بسیاری از موارد به لحاظ شدت این آسیبها از حالت خود خارج می گردد.در این میان دادن هر اطلاعاتی برای پلیس حائز اهمیت است تا بتواند بزهکاران را شناسایی نموده به بزهدیده کمک نماید.گرفتن اطلاعات شخصی و وارد شدن به حریم خصوصی بزهدیده در روند