شروط چهره پردازی و آرایش جنس مخالف، جنس مخالف

دانلود پایان نامه

2. (عن ابن مسکان عن رجل عن ابى عبداـ(ع) قال: کفى بالمرأ خزیاً ان یلبس ثوباً یشهره او یرکب دابّه تشهره.)در خوارى انسان، همین بس که لباسى بپوشد که او را مشهور سازد و یا مرکبى سوار شود که سبب شهرت او گردد.
3. (عن عیسى عمن ذکره عن ابى عبداـ قال: الشهره خیرها وشرها فى النار.)شهرت, خوب و بد آن، سبب در افتادن در آتش مى گردد.
4. (عن ابى سعید عن الحسین(ع) قال من لبس ثوباً شِهّره کساء اـ یوم القیامه ثوباً من النار.)کسى که جامه اى بپوشد که او را مشهور گرداند، روز قیامت، خداوند متعال جامه اى از آتش به او مى پوشاند.شمارى از فقیهان، این روایات را مستفیض شمرده اند، با این که در میان این روایات تنها یک روایت صحیح وجود دارد: روایت ابى ایوب الخزاز. امّا روایت دوم و سوم، مرسله اند و روایت چهارم, از نظر سند ضعیف و غیر در خور استدلال. به هر حال, این روایات, دلالتى بر حرام بودن همانند شدن به جنس مخالف ندارند; زیرا این روایات آن گاه دلالت بر حرام بودن همانندى دارند که پوشیدن لباس جنس مخالف, شهرت آور باشد و در این صورت, حرام بودن از باب پوشیدن لباس شهرت خواهد بود, نه از باب همانندى به جنس مخالف در لباس.به دیگر سخن, آنان که نظر به حرام بودن همانندى در لباس دارند, عنوان (همانندى در لباس) را از عناوین حرام به شمار مى آورند. با این که, برابر این استدلال, عنوان (همانندى در لباس) از عناوین حرام نخواهد بود, بلکه پدید آورنده شهرت خواهد بود که از عناوین حرام به شمار مى آید و این خلف است.
شاید، بدین جهت بوده که فقیهان معاصر, به روایات شهرت براى حرام بودن همانندى در لباس، استدلال نکرده اند. بله، اگر کسى مدعى شود که میان تشبّه و شهرت، رابطه لازم و ملزوم وجود دارد، ناگزیر، حرام بودن یکى، سبب حرام شدن دیگرى مى شود، لکن مدعا، بى پایه است.
ب- اجماع:
شمارى از فقیهان، براى حرام بودن همانندى در لباس، به اجماع استدلال کرده اند.
درباره این اجماع، محقق اردبیلى مى نویسد:
(والاجماع غیر ظاهر فیما قیل.)اجماع, ظهورى در آنچه گفته شده, ندارد.
شاید, مراد محقق اردبیلى این باشد که اجماع, ظهورى در حرام بودن همانندى ندارد.
بر فرض که ظهور در حرام بودن داشته باشد, چنین اجماعى حجّت نیست, زیرا اجماع منقول، در صورتى
حجّت است که کشف از قول معصوم کند. در چنین اجماعى که مستند اجماع کنندگان مشخص است.
کشف از قول معصوم, معنى ندارد.
اصطلاحاً به این گونه اجماعها، (اجماع محتمل المدرک) مى گویند و فقها بر این نظرند که در مواردى این
چنین, ما, وظیفه داریم به خود مستند اجماع کنندگان بازگردیم و اجماع هیچ گونه فرانمودى براى ما ندارد.
نتیجه:
روشن شد که هیچ یک از دلیلهاى کسانى که به حرام بودن پوشیدن لباس جنس مخالف, باور دارند, تمام نیست; از این روى, بازیگران, با هدفهاى خردمندانه مى توانند براى تهیّه فیلم لباس جنس مخالف را بپوشند و در نقش آنان بازى کنند.
این که فقیهان به جایز بودن نمایش, براى سوگوارى و گریاندن تماشاگران و یادآورى رنجها و گرفتاریهاى سیدالشهداء و اهل بیت آن عزیز, فتوا داده اند, با این که در چنین نمایشهایى, پوشیدن لباس جنس مخالف و بازى در نقش آن, از ارکان نمایش به شمار مى رود, روشن مى کند که از دید اینان, پوشیدن لباس جنس مخالف براى چنین هدفهاى خردمندانه اى بى اشکال است.
میرزاى نائینى مى نویسد: (الثالثه: الظاهر عدم الاشکال فى جواز التشبیهات والتمثیلات التى جرت عاده الشیعه الامامیه باتخاذها لاقامه العزاء والبکاء والإبکاء منذ قرون وان تضمنت لبس الرجال ملابس النساء على الاقوى, فانّا وان کنّا مستشکلین سابقاً فى جوازه و قیدنا جواز التمثیل فی الفتوى الصادره منا قبل اربع سنوات لکنّا لمّا راجعنا المسأله ثانیاً اتضح عندنا ان المحرم من تشبیه الرجال بالمرأه هو ما کان خروجا عن زیّ الرجال رأساً واخذاً بزى النساء. دون اذا تلبّس بملابسها مقداراً من الزمان بلاتبدیل لزیّه کما هو الحال فى هذه التشبیهات وقد استدرکنا ذلک اخیراً فى حواشینا على العروه الوثقى. نعم یلزم تنزیه ها ایضاً من المحرمات الشرعیه و ان کانت على فرض وقوعها لاتسرى حرمتها الى التشبیه کما تقدم.) ظاهر این است که هیچ اشکالى در جایز بودن همانندیها و مانند شدنها, که چند قرن است در بین شیعیان, براى بر پا داشتن عزادارى و گریاندن بر سیدالشهداء, رواج دارد, وجود ندارد, گرچه پوشیدن مردان, لباس زنان را در برداشته باشد, بنابر قول قوى تر. ما, پیش از این, در جایز بودن آن اشکال داشتیم و در فتوایى که چهارسال پیش صادر کردیم، حکم به جواز را مقید ساختیم, ولى, چون دوباره به ادله بازگشتیم, بر ما آشکار شد که روایات دلالت کننده بر حرام بودن همانند شدن مرد به زن, آن جا را در بر مى گیرد که مرد از شکل و شمایل مردان بیرون بیاید و بسان زنان رفتار کند. نه این که تنها در زمانى کوتاه, بدون هیچ گونه دگرگونى در شکل و شمایل و رفتار, لباس زنانه به تن کند، چنانکه در این گونه شبیه خوانیها وجود دارد.این حکم را، تازگى در حواشى خود بر عروه الوثقى, استدراک کرده ام. آرى, پاک کردن تعزیه خوانى را از حرامهاى شرعى، لازم مى دانیم، گرچه در صورت انجام حرام، حرمت, به اصل شبیه خوانى. سریان نمى یابد. آقاى خویى مى نویسد:(قد تجلى مما ذکرناه انه لاشک فى جواز لبس الرجال لباس المرأه لاظهار الحزن وتجسم قضیه الطف و اقامه التعزیه لسیّد شباب اهل الجنّه(ع) و توهم حرمته لاخبار النهى عن التشبه ناشئ من الوساوس الشیطانیه فانک قد عرفت عدم دلالتها على حرمه التشبّه.)پیش از این، روشن شد در جواز پوشیدن مردان لباس زنان را براى اظهار غم و اندوه و نمایاندن حادثه طف و بر پاکردن عزادارى براى سیدّ جوانان بهشت، تردیدى نیست، پندار حرام بودن آن, به خاطر نهى از همانندى که در اخبار آمده، از وسوسه هاى شیطانى است. زیرا این اخبار بر حرام بودن همانندى دلالتى ندارند.مهم ترین شبهه در این گونه آرایشها, همان همانندى به جنس مخالف است و روایت نبویّ که نقل شد، از همانندى هر یک از زنان و مردان به دیگرى نهى کرده بود. بى تردید، مورد، از نمونه هاى روشن همانندى به جنس مخالف است. در این نبوی، به شرح درباره سند و دلالت آنصحبت شد و ثابت شد که روایت از جهت سند ضعیف و در خور استدلال نیست و از جهت دلالت نیز, نارساست و دلالتى بر حرام بودن هرگونه همانندى ندارد. و روایاتى که در تفسیر نبوى نقل شده, بویژه روایت ابى خدیجه, نبوى را به همانندى در طبیعت جنس مخالف (زن نمایى مرد و مردنمایى زن) منحصر کرده بود و این روایت، اطلاق نبوى را به گونه اى خاص از همانندى منصرف مى کند. بنابراین هیچ دلیلى بر منع این گونه همانندى که از راه آرایش چهره و به اصطلاح امروز، گریم، پدید مى آید، وجود ندارد. افزون بر این، اصل براءت اقتضا مى کند که این گونه همانندى بى اشکال باشد. بویژه آن گاه که با هدف مقدس و عقلایى پا بگیرد و حرام دیگرى را نیز, در پى نداشته باشد.بنابراین هیچ دلیلى بر منع این گونه همانندى که از راه آرایش چهره و به اصطلاح امروز، گریم، پدید مى آید، وجود ندارد.
4- شروط چهره پردازی و آرایش جنس مخالف:
چهره پردازی و آرایش جنس مخالف نزد شرع مقدس، در صورتی که چهره پردازی شونده از محارم باشد، اشکالی ندارد، ولی اگر نامحرم باشد و چهره پردازی موجب فعل حرامی چون لمس و نگاه به صورت نامحرم شود، جائز نیست مگر از روی پارچه باشد. فقها تصریح کرده اند که هر کسی که نگاه کردن به او جائز نیست، هر گونه تماس بدنی با او حرام است، مگر از روی لباس و بدون قصد لذت و ریبه.همچنین برای خواستگاری و ازدواج آرایش زن یا مرد، نباید موجبات غش و تدلیس شودو غیر واقعی را واقعی نشان دهد یا موی زن دیگری را به موی زن وصل کند.
فصل سوم:
بازیگری زن در فیلم و تئاتر در صورت
استلزام فعل حرام
الف- بررسی ادلۀ فقهاء در بارۀ بازیگری زن در فیلم و تئاتر در صورت استلزام فعل حرام
مقدمۀ حرام
محتویات: