– حقوقی که به فرد این امکان را می دهد تا با انتخاب راه مناسب، زمینه شکوفایی و رشد خود را فراهم سازد؛ نظیر آزادی اندیشه، آزادی بیان و ارتباط، آزادی اجتماعات و تشکل ها و همچنین حقوق و آزادی های سیاسی و انتخاب زمامداران از طریق انتخابات ازاد که اصطلاحاً (آزادی –مشارکت)نامیده میشود.
نسل اول حقوق بشر نتیجه شعار آزادی فرانسه بود. اگرچه این اصل در اعلامیه استقلال آمریکایی در سال 1776و در منشور انگلیسی حقوق در سال 1689مطرح گردیده بود و شناسایی شده بود. و بیشتر حول محور حقوق مدنی و یا سیاسی می گردید. هنجارهای آن بیشتر بر مبنای حق حیات، منع شکنجه، تشکیل احزاب و…بود و بیشتر بر اصالت فرد تاکید داشت.
گفتار دوم) نسل دوم حقوق بشر
نسل دوم حقوق بشر نتیجه هم گرایی میان مکاتب غربی و سوسیالیستی بوده است. کشورهای سوسیالیستی عموماً بر اهمیت حقوق و آزادی های اساسی جهت دست یابی به صلح و امنیت بین المللی تأکید می نمودند. کشورهای سوسالیستی غالباً حقوق اقتصادی و اجتماعی، تعیین سرنوشت و مساوات را مورد تأکید قرار می دادند، تأثیر دولت های سوسیالیستی و جهان سوم به گسترش مفهوم انتزاعی کلی حقوق بشر، که از ارزش های لیبرالی مندرج در اعلامیه حقوق بشر اخذ گردیده بود کمک نمود .
نسل دوم حقوق بشر تحت عنوان حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در قرن نوزدهم ظهور کرد که برخلاف نسل اول تأکید بر مداخله دولت داشت. از جمله حقوقی که مورد تأکید بود حق کار، آموزش، تأمین اجتماعی است. این حقوق به اصالت جمع و نفع عمومی و عدالت اجتماعی تأکید دارد. بر عکس نسل اول، برخورداری از حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مستلزم دخالت جدی دست اندر کاران خدمات عمومی، همراه با کمک مالی، حقوقی، سازمانی و اجرایی دولت است. حق بر خورداری از سلامتی، آموزش و پرورش، کار، تأمین اجتماعی، سطح زندگی شایسته و غیره از جمله حقوقی به شمار می رود که دولت به طور قطع و یقین از طریق تأسیس بیمارستان مناسب، دارو و درمان رایگان یا حداقل قابل دسترسی، مدارس به اندازه کافی، معلمان دولتی و …باید از طریق هزینه های عمومی حاصله از مالیات و دیگر در آمدها فراهم کند. بنا بر این، دخالت فعال دولت، به منظور تأمین رفاه اقتصادی و آسایش اجتماعی همه افراد، ضرورت اجتناب ناپذیر خواهد شد .
گفتار سوم) نسل سوم حقوق بشر
نسل سوم حقوق بشر با افزایش تعداد کشورهای در حال توسعه شکل گرفت و هدف این بود که کشورهای در حال توسعه به خود کفایی در اقتصاد و سیاست برسند. این کشورها در واقع طیف گسترده ای از ملت های دارای منافع و نیازهای گوناگون و دارای سطوح متفاوت توسعه را تشکیل می دهند. آنها بسیار تحت تأثیر استعمار زدایی بوده اند. به علاوه مسائل اقتصادی نقش مهمی در تمرکز توجه آنها بر موضوعات عام مربوط به توسعه داشته اند. به همین دلیل حقوق سنتی مدنی و سیاسی اولویت خود را در توجه به دولت های جهان سوم از دست داده اند .
کشورهای در حال توسعه احساس می کردند که جامعه ی جهانی نسبت به نیازهای فوری اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مدنی و سیاسی، باعث تحمیل ارزش های دیگران بر جوامع آنها می شود.آنها مایل بودند که جامعه ی بین المللی، همان طور که به حقوق مدنی وسیاسی توجه می نمود نسبت به حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و خصوصاً حق توسعه کشورهای آسیب پذیر نیز از خود حساسیت نشان دهد .
نسل سوم حقوق بشر و یا حقوق هبستگی از اوایل قرن بیستم متولد شده است. واساک در سال 1997 اعلام کرد که جهان در عرصه کنونی به برادری محتاج است. و این همان رهایی کشورهای مستعمره و رسیدن به استقلال کامل از لحاظ حقوقی و به معنای برادی ابناء بشر است. این نسل از حقوق بشرحق بر توسعه، حق توسعه، حق بر محیط زیست سالم، حق بر ارتباطات و…. است.
ماده 28 حقوق بشر می نویسد:
هرکس حق دارد بکوشد تا در سطح اجتماعی و جهانی چنان سامان و نظمی حکمفرما شود که حقوق و آزادیهایی که در این اعلامیه اعلام شده است در آن سطح به نتیجه کامل برسد.
در این نسل در یک فرایند همه جانبه انواع حقوق دو نسل یکم و دوم که به قطعیت فراهم نشده اند. در رابطه جدیدی میان ارکان جامعه مدنی تأمین می شوند. بر همین مبنا، تعریف و معرفی دیگری از حقوق نسل سوم ارائه شده است. بر پایه این تعریف مولفه های اصلی حقوق نسل سوم، اکوتی، به معنای برابری و تساوی ابنا بشر و تساوی یعنی مشارکت همه ارکان جامعه مدنی است که منجر به افزایش سطح رفاه عموم می گردد .
استاد ژان ریورو طی مقاله ای در مقام نقد حقوق بشر نسل جدید، ابراز می دارد که ورود این جلوه جدید حقوق بشر که می تواند گواه بر نیت خیر مسلم و قطعی برای خدمت به بشریت تلقی شود، احتمالا می تواند تضعیف حقوق بشر و به طور کلی درهم آمیختگی آنرا به همراه داشته باشد، مشخص و لازم است:
1)صاحب عنوان مشخص که بخواهد از این حق برخوردار باشد؛
2)موضوع معین که بر این حق خود محتوا ببخشد؛ 3
)قالیت انتقال که به دارنده حق این امکان را بدهد تا حق خود را در نزد یک دادگاه مطالبه کند؛
4)یک ضمانت اجرای سازمان یافته تابرخورداری یا احیای این حق را امکان پذیر سازد.
بدون این چهار شرط، نمی توان از حق و و البته از حقوق بشر سخن به میان آورد. حقوق موسوم به نسل سوم پاسخگوی هیچیک از این شرایط و اوصاف نیست؛ زیرا اولاً صاحب حق معای متفاوتی چون فرد، مردم و انسانیت را در بر می گیرد؛ ثانیاً محتوا و موضوع این حقوق همچون توسعه، محیط زیست و فرهنگ بسیار پر حجم و گسترده و غیر منجز است و ثالثاً فرد مورد
قابلیت تقابل چه دستگاه قضایی یا اداری به طور مشخص می تواند مدعی مطالبه کننده آن باشد؟ و بالاخره ضمانت اجرای عملی خواسته هایی چون صلح و توسعه و محیط زیست سالم کدام است ؟
گفتار چهارم) نسل چهارم حقوق بشر
با پایان یافتن دوران جنگ سرد مرحله جدید ی در روند تکاملی حراست از حقوق بشر در سطح جهان شکل گرفت. در حقیقت با توجه به وابستگی متقابل میان این سه گروه از دولت ها، مجموعه ای از حقوق شکل پذیرفته است که اینک در مورد آن اتفاق نظر وجود دارد ما فرض را بر این می گذاریم که تمامی این کشورها در مورد نکات اساسی زیر اتفاق نظر دارند:
الف – شأن انسانی یک ارزش اساسی محسوب می شود که تمامی کشورها باید در جهت آن تلاش نمایند؛