مقاله (پایان نامه) : عادت : بـررسی عوامل موثر بر سبـک پوشش زنـان

پیر بوردیو جامعه شناس شهیر و معاصر فرانسوی معتقد است که هر انسانی دارای یک عادت واره[1]  می باشد.عادت واره مفهومی مناقشه بر انگیز در اندیشه بوردیو و یکی از ابداعات نظری وی است.وی در پی آن بود تا راهی میان ساختار گرایی حاکم در دهه 1960 و عاملیت انسانی برای تبیین کنش ها بیابد(فاضلی،39:1382) منظور از عادت واره,نوعی آمادگی عملی، نوعی آموختگی ضمنی، نوعی فراست، نوعی تربیت یافتگی اجتماعی از نوع ذوق، سلیقه، که به عامل اجتماعی این امکان را می دهد که روح قواعد، آداب، جهت ها، روندها، ارزش ها، و دیگر امور حوزۀ خاص خود را دریابد، درون آن پذیرفته شود، جا بیفتد و منشأ اثر شود.(بوردیو،15:1380)اگر فضای اجتماعی را متشکل از سطوح یا نقاط بدانیم، هر سطح یا نقطه از این فضا دارای سطحی از  عادت واره ها ( یا سلیقه ها ) است که بر اثر شرایط اجتماعی مناسب با آن به وجود می آیند. عادت واره، مجموعه طرح واره هایی است که یک انسان در طول زندگی خود از ابتدای تولد به بعد بر اساس برخورد با محیط های مختلف مانند: خانواده، رسانه ها، نهاد های آموزش و پرورش و گروه همسالان کسب می کند. این طرح واره ها مانند: چگونه غذا خوردن، چگونه لباس پوشیدن، چگونگی ارتباطات اجتماعی، ذوقیات، مشغولیات انسان می باشند. ( بوردیو، نقل از منادی: 93 )عادت واره، نظامی است سازمان داده شده که قادر به سازمان دادن می باشد. در هر یک از انسان ها عادت واره هایی وجود دارد که  در طول زندگی انسان ها ساخته می شوند.به طوری که زمانی  که از انسانِ امروز سخن می گوییم، در هر یک از این انسان های امروزی، انسان دیروز نیز وجود دارد.انسان دیروز، همان عادت واره است که فرد در طول زندگی خود از محیط هایی که در آن زندگی کرده، آموخته است. بنابراین، فضای حاکم بر محیطی که شخص در آن زندگی می کند بسیار مهم است، چرا که عادت واره ها تحت همان محیط ساخته شده اند.( همان: 56 )

می توان گفت ، عادت واره ها الگویی هستند برای طبقه بندی و تقسیم بندی بر اساس نگرش ها و سلیقه ها. همچنین « میان آن چه خوب است و آن چه بد است، آن چه ممتاز است، و آن چه معمولی است و … تفاوت می گذارد» ( همان ) البته این موارد نزد افراد و طبقات متفاوت یکسان نیست. مثلاً  « یک رفتار واحد، یا یک دارایی واحد، ممکن است در نزد کسی یا طبقه ای، یعنی در قالب عادت واره او، ممتاز باشد، برای دیگری پوچ و برای سومی معمولی باشد. ( بوردیو، 1380: 37 )عادت واره ها، محصول فعالیت تاریخی نسل های پی در پی است. ( همان: 230 )

با توجه به مطالب ذکر شده می توان گفت؛ هر شخص با توجه به سرمایه های اقتصادی و فرهنگی که دارد، می تواند در موقعیت یا سطحی خاص در فضای اجتماعی قرار بگیردکه با دیگری متفاوت است،  و با توجه به آن که هر موقعیت در فضای اجتماعی دارای عادت واره های خاصِ خودش است، پس  « عادت واره ها هم، به مانند مواضع و موقعیت های اجتماعی که مولد آن عادت واره ها هستند، تفاوت یافته اند   و تفاوت گذار نیز هستند. ( بوردیو، 1380: 35 )

اهمیت این بحث در آن است که طبق نظریۀ بوردیو، نیروی محرکه اعمال و رفتار روزمره هر فرد، عادت واره های او است. ( منادی: 96 ) . و تفاوت در عادت واره ها است که تفاوت در رفتار ها و عقاید میان افراد یا گروه ها را ( چرا که اگر عادت واره های مشترک بین افراد وجود داشته باشد، گروه و طبقه شکل می گیرد ) باعث می شود. ( بوردیو، 1380: 37 )

خرید و دانلود فایل (متن کامل پایان نامه ) با فرمت ورد در لینک زیر :

wq

بـررسی سبـک پوشش زنـان و عـوامل موثر بر آن در شـهر مشهد 

در این جا لازم است به این موضوع اشاره شود که عادت واره ها، عمل را  نه به صورت تحمیل بلکه « به صورت یک ضرورت منطقی  پیش می برد ( « هیچ کار دیگری نمی توان انجام داد »، « من نمی توانم طور دیگری عمل کنم » ) ( همان: 300 ) بنابراین عمل تحت تأثیر شدید عادت واره ها است اما نه به این معنی که بر شخص تحمیل می شوند. تأثیر عادت واره ها بر اعمال شخص به آن صورت است که فرد  از “نوعی محاسبه عقلانی » و یا قاعده ای تبعیت کرده است. ( همان: 300 )بوردیو بیان می کند در فرهنگ حال حاضر غرب تاکیداتی بر ظاهر افراد صورت گرفته است . در این صورت است که برای کسب موفقیت باید جلوه  و ظاهر موفق داشت.یعنی آن که آگاهی متفاوتی از سلیقه [2]و سبک را به وجود آورد(ذکایی،176:1386).سلیقه در واقع سلطه عملی توزیع است که جهت گیری هایی انسانی را از حالت های بدنی تا رویه های گوناگون رفتاری،فکری و زیبایی شناختی شکل می بخشد و خود بر اساس سرمایه فرهنگی شکل می گیرد.بوردیو معتقد است که در تبیین زیبایی شناختی باید به دنبال تکوین فردی و جمعی این پدیده تاریخی بود و هر گونه تلاش برای تعریف جوهری آن بی فایده و محکوم به شکست است(بوردیو،28:1989) از نظر بوردیو سبک های زندگی محصول منظم سرمایه فرهنگی هستند که به نوبه خود ،به نشانه هایی ازتشخص اجتماعی تبدیل می شوند.توجه بوردیو به حالات جسمانی و نیز پوشش به عنوان فضایی برای سبک زندگی تا آن جاست که بدن را غیر قابل منازعه ترین مظهر تجلی سلیقه ی طبقاتی می داند. (ذکایی،103:1386)

در حقیقت،بوردیو به دنبال تحلیل رابطه ی بین شبکه ی روابط اجتماعی،امکانات یا منش ها و موضع گیری ها یا انتخاب های عاملان اجتماعی در عرصه های متنوع رفتاری است، مانند غذا خوردن،ورزش کردن،موسیقی،سیاست گذاری و نظایر آن.از نظر وی،در فضای اجتماعی دو اصل تمایز گذار مهم وجود دارند که محورهای اصلی نظام تمایز را شکل می دهند: این دو محور عبارت اند از سرمایه فرهنگی و سرمایه اقتصادی .سر مایه اقتصادی یعنی آن ثروت های مادی که کنشگران و گروه های اجتماعی در مالکیت خود دارند.سرمایه ی فرهنگی نیز آن دانشی را  در بر می گیرد که از طریق آموزش و تربیت ناشی از پایگاه اجتماعی انباشته می شود.وی میان ذائقه و ساختار اجتماعی ارتباط برقرار می سازد. ساختارها به روابط اجتماعی ای اطلاق می شوند که میان عاملان اجتماعی با قدرت های نابرابر به وجود می آیند و هدف آنها تداوم و باز تولید حاکمیت و استیلا در درون میدان هاست.ذائقه نیز به انتخاب های فرهنگی یا به عبارتی به برداشت ها و ارزیابی های زیبا شناختی ای اطلاق می شود که بازتاب ساختارهای حاکمیت در منش هاست.از نظر بوردیو،شیوه ی زندگی بیش از هر چیز در ذائقه بازنمایی شده و باعث تمایز میان عاملان اجتماعی و به دنبال آن مرزبندی ها و تمایزها در جامعه می شود.بوردیو ذائقه ی انسان را امری ذاتی و طبیعی نمی داند،بلکه معتقد است که این ذائقه در نظام مبتنی بر تمایز سلسله مراتب فرهنگی و اجتمای قرار می گیرد.نوع ذائقه نشان دهنده ی طبقه ی افراد است؛مثلا میان خورد و خوراک ،پوشاک ،خانه ی مسکونی و اتومبیل ما نوعی تناسب برقرار بوده و همگی اینها به عنوان نشانه های زندگی ما معرف تصاویر ذهنی خاص گروه یا طبقه ای است که به آن تعلق داریم(شویره:19،1385)

[1]Habitus

[2] Taste