عناصر کلیدی سازمان، فرایندهای سازمانی

دانلود پایان نامه

77
نمودار 4-4) نمودار توزیع فراوانی افراد بر حسب سابقه خدمت………………………………………………………..
فهرست منابع
93
منابع فارسی………………………………………………………………………………………………………………………………………..
97
منابع انگلیسی……………………………………………………………………………………………………………………………………..
پیوست‌ها
پرسشنامه سازمان یادگیرنده…………………………………………………………………………………………………………………103
پرسشنامه اثربخشی سازمانی…………………………………………………………………………………………………………………104
فصل اول:
کلیات پژوهش
فصل اول:
کلیات پژوهش
مقدمه
“مدیران امروزی دوره‌ای را تجربه می‌کنند که در آن سرمایه واقعی سازمان‌ها دانایی و هوشمندی است. در عصر ما، دیگر سازمان‌ها به انبوهی تولید، ذخایر مالی و فزونی نیروی انسانی خود نمی‌بالند بلکه بالندگی سازمان‌ها، در گرو سرمایه هوشمند و دانش آنهاست. مبنای ثروت‌آفرینی در اقتصاد امروز، دانش و تخصص است. آینده از انقلابی خبر می‌دهد که نیروی حرکت آن از اندیشه‌های انسانی سرچشمه می‌گیرد. بی‌شک عصر حاضر، عصر سازمان‌هاست و متولیان این سازمان‌ها، انسانها هستند. انسانهایی که خود به واسطه در اختیار داشتن عظیم‌ترین منبع قدرت یعنی تفکر، می‌توانند موجبات تعالی، حرکت و رشد سازمان‌ها را پدید آورند. در فضای پر شتاب و سرشار از تحول و رقابت دنیای امروز، آنچه که منجر به کسب مزیت رقابتی سازمان‌ها می‌گردد، نیروی انسانی با کیفیت، خلاق و پویاست. از این رو در عصر حاضر، منابع انسانی دانشگر به عنوان مهمترین قابلیت سازمان در کسب مزیت رقابتی و همچنین عمده‌ترین دارائی نامشهود قلمداد می‌شوند و باید کارکنان را کلید طلایی بهبود کیفیت و بهره‌وری کلیه فرایندهای سازمانی دانست” (طبرسا و احدیان، 1386). اداره سازمان‌های امروزی امری بسیار پیچیده است و راه‌کارهایی که برای اداره سازمان‌ها در گذشته به کار می‌‌‌‌‌‌‌رفت در قرن اقتصاد دانش محور کنونی دیگر کارآمدی خود را از دست داده است (لیائو و همکاران، 2010). به گونه‌ای که پیتر دراکر در کتاب “مدیریت بر آینده ادعا نموده است که از “حالا دانش شاه کلید می‌‌‌‌‌ باشد”و دانش منبع اصلی رقابت برای افراد و به طور کلی برای سازمان می‌باشد (دانش‌فرد و بهرام‌زاده، 1385). احتمال دستیابی به قابلیت مدیریت استراتژیک در قرن 21 برای سازمان‌هایی می‌باشد که این مهم را درک کرده‌اند که بقای آنها وابسته به توانایی تسخیر هوشمندی، زیرکی و فراست، انتقال آن به دانش قابل استفاده و انتشار سریع آن در سطوح سازمانی می‌باشد (شریف‌زاده، 1387). در این میان، الگوی سازمان‌های یادگیرنده، مناسب سازمان‌هایی است که به دنبال عقلانی کردن ساختارها و فرایندهای سازمانی برای تسریع در پاسخگویی، اثربخشی و کارایی مدیریت است (قربانی‌زاده و مشبکی، 1385). برای نخستین بار در نشریه دانشگاه فناوری ماساچوست در مقاله‌ای با عنوان” دگرگونی سازمان‌ها” این تجدید ساختار علمی، سازمان یادگیرنده نام گذاشته شد (آبکنار، 1386).
سازمان یادگیرنده به عنوان بهترین ساختار در دنیایی که تغییر و تحول در آن روزافزون بوده و تمامی سازمان‌ها در آستانه جهانی شدن قرار دارند، می‌باشد. این نوع سازمان، یادگیری چگونه یاد گرفتن را به کارکنان خود می‌آموزد تا به عنوان عناصری خلاق در مواجه با تغییرات، بهترین عملکرد را از خود نشان دهند. در واقع در این نوع سازمان‌ها نیروی انسانی به عنوان مهمترین دارایی و عناصر کلیدی سازمان محسوب می‌شوند و افراد در کانون توجه و اهمیت هستند. این نوع ساختار یکی از رویکردها و مکانیزم‌های اثربخشی در سازمان‌ها و به خصوص سازمان‌های آموزشی و منجمله دانشگاه‌ها می‌باشد. سازمان‌های آموزشی به مثابه مادر سایر سازمان‌ها و یک نهاد حیاتی، در فرایند توسعه هر کشوری است. دانشگاه‌ها نقش مهمی در تربیت نیروی انسانی متخصص برای سایر سازمان‌ها را دارد و مسؤل انتقال میراث فرهنگی، اجتماعی، یگانگی و انسجام اجتماعی در جامعه است. لذا این سازمان نسبت سایر سازمان‌ها بیشتر در معرض حساسیت و قضاوت جامعه قرار دارد و تنها زمانی می‌تواند پاسخگوی نیازها و انتطارات جامعه باشد و خود را با تغییرات محیطی تطبیق دهد که دانشگاه یادگیرنده شود.
بیان مساله
امروزه تغییر و تحولات سریع عوامل محیطی، میزان پیچیدگی و ابهام را افزایش داده و ادامه حیات موفقیت آمیز سازمان‌ها را با چالش‌‌‌‌‌‌های جدی روبه رو ساخته است. در چنین وضعیتی، سازمان‌ها برای افزایش قابلیت‌های سازمانی باید یاد بگیرند در محیط پر از ادغام‌های دائمی، پیشرفت‌های پرشتاب فناوری، تغییرات اجتماعی گسترده و رقابت فزاینده به‌طور موفق عمل کنند (گاروین، 2000). اولین روند تاثیر گذار بر مدیریت، رشد فزاینده تغییرات است که بر اثر رقابت‌های جهانی به وجود آمده است. سازمان‌ها برای اینکه کارها را به شیوه ای عالی انجام دهند باید با سرعت بیشتری خود را با شرایط جدید وفق دهند. روند دوم، تغییر زیربنایی در تکنولوژی سازمانی است. سازمان‌های سنتی به گونه ای طرح ریزی شده بودند که بتوانند از تکنولوژی مبتنی بر دستگاه‌های مکانیکی استفاده کنند، که در آن صورت می‌توانستند از منابع فیزیکی با راندمان بالا استفاده نمایند، عامل محیطی ثابت و پایدار بود و آنها تولیدات انبوه داشتند. ولی سازمان‌های جدید مبتنی بر دانش نوین عمل می‌کنند و این بدان معنی است که آنها باید به گونه‌ای طرح ریزی شوند که بتوانند از اندیشه‌ها و اطلاعات جدید استفاده کنند و کارکنان در یکی از رشته‌های بنیادی متخصص شوند هر عضو سازمان به جای اینکه در راه افزایش کارایی تلاش نماید باید پیوسته مطالب جدیدی بیاموزد و بتواند در حوزه و قلمرو خود مسائل را شناسایی و حل کنند (دفت، ترجمه پارسائیان و اعرابی، 1390). در سال 1990 کتاب پیتر سنگه به نام اصل پنجم: هنر و عمل سازمان یادگیرنده، به گونه‌ای چشم‌گیر بحث یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده را مطرح و معرفی کرد تا حدی که سازمان‌ها نگاه و چشم‌انداز خود را متوجه این بحث نوپا کردند. مدیران به این روش مدرن جهت گسترش سازمان‌های خود توجهی ویژه نمودند و از آن به عنوان راهبرد یا به اصطلاح “راهکار جادویی” یاد کردند (ریبلو و گومس، 2008). سازمان یادگیرنده سازمانی با اثربخشی بالا و رقابتی است، چون قابلیت تولید جدید را دارد و به خوبی تجربه اندوزی می‌کند، پس خلاق است و می‌تواند برای حل سریع مسائل، دانش را منتقل کند (گه،2003). هیچ روشی برای موفقیت پایدار سازمانی بدون یادگیری سازمانی وجود ندارد، از این رو ایجاد سازمان یادگیرنده اولین و مهمترین اقدام راهبردی برای دستیابی به کیفیت و تعالی سازمانی بالا در شرکتها، سازمان‌ها و موسسات ایرانی است (سنگه و دیگران ترجمه اکبری و سلطانی، 1385). پس بنظر می‌رسد سازمان‌ها برای داشتن اثربخشی سازمانی، مستلزم فراهم نمودن فضایی، در جهت تبدیل گشتن، به سازمان یادگیرنده می‌باشند. از این رو تلاش برای اثربخشی سازمانی وجه مشترک همه سازمان‌هاست (هال، 1376). دانشمندان معاصر مدیریت غالباً بر اثربخشی تاکید دارند که به وسیله کسب، توسعه و به کارگیری دانش جدید ایجاد می‌شود و اعتقاد دارند که کسب دانش جدید به چگونگی تحول سازمان‌ها و فعالیت‌های رهبری بستگی دارد و موجب سازگاری با تغییر شرایط سازمانی می‌شود (الریچ و بروک بانک، 2005). پژوهش‌ها نشان می‌د‌هد دانشگاه‌ها، موسساتی هستند که دارای فرصت‌های ویژه‌ای برای تطابق با ایده‌ها و فعالیت‌های مربوط به سازمان یادگیرنده می‌باشند (هادکینسون،2006). مرور تحقیقات و پژوهش‌های انجام شده در محیط‌های سازمانی و دانشگاهی گویای این مطلب است که پژوهش‌هایی در حوزه سازمان یادگیرنده صورت گرفته است و نشان می‌دهد که سازمان‌های یادگیرنده، در مقایسه با سایر سازمان‌ها، توانایی بیشتری برای مقابله با تغییرات دارند )سبحانی‌نژاد و همکاران، 1385). ولی در حقیقت شواهد دال بر این است، پژوهشی که بطور مستقیم رابطه‌ی سازمان یادگیرنده و نقشش در اثربخشی سازمانی در دانشگاه‌ها را نشان دهد وجود ندارد. از طرفی با دقت زیاد در پژوهش‌های انجام شده می‌توان متوجه شد که احتمال وجود رابطه بین دو متغیر فوق هست. با این اوصاف پژوهشی وجود دارد که صرفاً در رابطه مدارس یادگیرنده با اثربخشی سازمانی صورت گرفته است، نتایج این تحقیق حاکی از آن است که بین سازمان یادگیرنده و اثربخشی سازمانی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و از بین مؤلفه‌های سازمان یادگیرنده، نیروی انسانی بیشترین قابلیت را برای سنجش اثربخشی سازمانی داراست.