عوامل بازدارنده، دیدگاه فقها

دانلود پایان نامه

دلایل و قراین عینی باید به گونه ای باشد که مدافع خلن غالب پیدا کند که چنان چه چاره ای برای جلوگیری از خطر نیندیشد، خطر بر او واقع می شود و جز سبقت گرفتن از متجاوز راه دیگری وجود ندارد و الا در برابر تجاوز متجاوز غافلگیر می شود.
براین اساس اگر کسی با اراده‌ی جدی شمشیر بکشد یا سلاح گرمش را آماده کند یا با چوبدستی یا سنگ به کسی رو آورد و مانع و حایلی در میان نباشد، شخص مذکور در حالت دفاع مشروع است:
زیرا در این صروت فرود آمدن شمشیر یا بلند شدن صدای گلوله یا برخورد چوبدستی یا سنگ، فرصتی برای دفاع باقی نمی ماند. پس در چنین حالتی یا باید شخصی بی گناه منتظر بماند تا قربانی جنایت متجاوز شود یا به او حق دفاع اعطا شود تا از وقوع و تحقق خطر جلوگیری کند به همین سبب فقهای اسلام، حق دفاع را در صورت قریب الوقوع بودن خطر نیز مقرر داشته اند تا بدین وسیله از وقوع آن جلوگیری به عمل آید.
1) معیار خطر قریب الوقوع
از دیدگاه فقها ، معیار خطر قریب الوقوع، امکان تحقق آن در زمان حال است. اما اگر وقوع خطر به دلیل وجود سببی در متجاوز یا مدافع یا مکان یا ابزار تجاوز یا سایر عوامل بازدارنده‌ی دیگر ممکن نباشد خطر قریب الوقوع نبوده و نتیجه دفاع جایز نمی باشد.
هم چنین در خطر قریب الوقوع متجاوز باید دارای اراده‌ی جدی برای انجام تجاوز باشد یعنی از روی شوخی و مزاح قصد انجام عملی را نداشته باشد. پس اگر قصد تجاوز و امکان آن وجود داشته باشد و مدافع در پیش خود بنا به دلایل معقول و قابل قبول بداند که متجاوز قصد دارد به او یا دیگری تجاوز کند، خطر قریب الوقوع و حال محسوب شده و نتیجه حق دفاع برای جلوگیری از خطر و دفع آن به وجود آید.
به عکس اگر متجاوز برای انجام تجاوز، فاقد اراده‌ی جدی باشد یا به سبب وجود مانعی، مثل نهر،‌گودال، دوری مسافت،‌نداشتن یا عدم کارایی وسیله،‌ناتوانی جسمی، مصدوم شدن و امور دیگر قادر به انجام تجاوز نباشد، خطری وجود ندارد و در نتیجه هر عملی که طرف مقابل او علیه او انجام دهد تجاوز بوده و دفاع به شمار نمی رود.
2) خطری که هنوز پایان نیافته
اگر تجاوز آغاز شده باشد، مدافع می تواند بدون هیچ مانعی با اعمال حق دفاع خود با وسایل مشروعه از استمرار تجاوز جلوگیری و با آن پیکار کند.
پس اگر کسی به طور ناگهانی همسرش رادر حال زنا ببیند یا شاهد تجاوزی نسبت به او باشد یا دزدی را در خانه اش ببیند یا شخصی او را مورد ضربات مشت یا شیء دیگری قرار دهد یا عضوی از اعضایش را به دندان گیرد یا از بالکن عمارت به ناموسش در خانه بنگرد یا با انواع دیگری از تجاوز روبرو شود،‌به طور مسلم حق دفاع دارد تا خطر را متوقف و از زیانش جلوگیری کند.
مدت دفاع مشروع، محدود بوده و از زمان حلول خطر،‌اعم از قریب الوقوع و پایان نیافته، آغاز و با زایل شدن خطر به هر صورتی که باشد پایان می یابد: خواه به صورت منع متجاوز پایان پذیر یا متجاوز خود منصرف گردد یا تجاوزش را انجام دهد. اما در برخی از جرایم مثل سیلی و ضربه‌ی پی در پی ، پایان یافتن قسمتی از جرم خطر پایان نمی پذیرد: زیرا خطرات این گونه جرایم یک خطر محسوب شده و هر چند که ضربه ها متعدد باشد، یک جرم شمرده می شود و تا زمانی که ضربه ها ادامه دارد،‌مجنی علیه در معرض خطر بوده و نتیجه تا متجاوز به تجاوز خود پایان نداده ، مدافع در حال دفاع مشروع است.
دزدی کالای شخصی را ربوده از خانه‌ی صاحب مال بیرون می رود. صاحب مال او را می‌بیند، در این حالت خطر حال محسوب شده و صاحب مال می تواند در برابر سارق مقاومت کند و مالش را از او بگیرد و تا زمانی که خطر حال وجود دارد،‌ مدافع متجاوز از حد دفاع شمرده نمی شود.
ب ) از بین رفتن خطر حال
صورت های مختلف از بین رفتن خطر حال :
صورت اول : آن است که مدافع برای حفظ حقوق محترمه‌ی خود و مقاومت در برابر متجاوز، با استفاده از حق دفاع خود به دفاع برخیزد و در نتیجه متجاوز را دفع کند و ازتجاوز باز دارد و به این طریق خطر حال از بین می رود.
صورت دوم: آن است که خطر با واقع شدن و پایان یافتن عملی که منشأ خطر است از بین می رود. بنابراین اگر سارق مالی را برباید و متوالی شود یا جانی مجنی علیه را بکشد و برود یا زانی مرتکب زنا شود و بگریزد، رکن مادی همه‌ی این جرایم پایان پذیرفته و خطر حال شمرده نمی شود ، بلکه هر یک از جانیان در صورت ثبوت انتصاب جرایم به آنان، به مجازات مقرر در قانون محکوم می شوند و مجنی علیه پس از تجاوز و انصراف متجاوز حق حمله به او را ندارد؛ زیرا با پایان یافتن خطر،‌حق دفاع نیز پایان می پذیرد.
صورت سوم : عقیم ماندن خطر حال است که ممکن است به شکل های زیر صورت گیرد:
الف)گاهی متجاوزپس ازهجوم مدافع برای جلوگیری ازمتجاوز و مقاومت دربرابراوعلی رغم حلول خطر،ازبرابر مدافع می گریزد و بدین وسیله خطر حایل زایل می شود ولی اگرمتجاوز به قصد تهیه نیرو و وسایل برای تجاوز بگریزد تاوضع چنین است خطرهم چنان به صورت حال باقی می ماند؛ زیرا فرار به تنهایی ضرورت مستلزم از بین رفتن خطر حال نمی‌باشد.
ب ) گاهی متجاوز ‌پس از تصمیم به ارتکاب تجاوز،‌به دلیل بیداری وجدان یا ترس از مجازات یا دفاع مدافع،‌یا دلایل دیگر، از تصمیم خود منصرف یا پشیمان می شود و همین امر او را به راه راست باز می گرداند و از ارتکاب تجاوز خودداری می کند و به این طریق خطر حال از بین می رود.
ج) گاهی متجاوز به سبب مواجهه ناگهانی با مانعی مثل رود یا گودالی که میان او و مدافع است یا به سبب زمین خوردن و شکستن دست یا پا یا اعضای دیگری یا به سبب این که مدافع او را بسته و در نتیجه ناتوان ساخته است، نمی تواند طرح مجرمانه اش را اجرا کند و در این هنگام خطر از بین می رود.
د –گاهی مدافع بافرارخود،ازخطر نجات می یابد و متجاوز را دران جامتجاوز ناکام می سازد. هم چنین گاهی مدافع درحالتی است که اورااز تجاوز متجاوز حفظ می کند و در هر صورت خطر حال و تهدید کننده ای وجود ندارد.
3) حقیقی بودن خطر