تضاد منافع بین مدیران و مالکان (سهامداران)، احتمال خطر ارائه اطلاعات غیرقابل اتکا را افزایش می دهد. سود به عنوان منبع اطلاعاتی در دسترس استفاده کنندگان می تواند توسط مدیریت به منظور حداکثر کردن منافع خود مورد دستکاری واقع شود.
در رابطه با افزایش ثروت سهامداران جریان های نقد آزاد از این حیث دارای اهمیت است که به مدیران اجازه می دهد تا فرصت های رشدی را جست و جو کند که ارزش سهام شرکت را افزایش می دهد. مدیران می تواند جریان های نقد آزاد را در طرح هایی با ارزش فعلی خالص مثبت سرمایه گذاری کنند و از انی طریق ثروت سهامداران را افزایش دهند.
جنسن در سال 1986 ادعا نمود که جریان های نقد آزاد به خاطر افزایش احتمال سرمایه گذاری این وجوه در پروژه هایی که برای شرکت ایجاد ارزش نمی کند، مشکلات نمایندگی ایجاد می کند. وی همچنین اظهار داشت که تضاد منافع بین سهامداران و مدیران احتمالاً در شرکت هایی با جریان های نقد آزاد بالا و رشد کم بیشتر باشد. جنسن فرضیه ای را به این صورت مطرح نمود که در شرکت هایی با جریان های نقد آزاد بالا و رشد کم اغلب مدیران ترغیب می شوند که وجوه مذکور را در فعالیت هایی به کار گیرند که لزوماً به حداکثرسازی ارزش سهامداران منتج نمی شود. (جنسن،2010)
طبق نظریه ی جنسن که برای اولین بار در سال 1986 ارائه شد با توجه به تئوری تضاد منافع بین مدیران و مالکان، نه تنها ممکن است مدیران جریان های نقد آزاد را در طرح هایی با ارزش فعلی خالص مثبت سرمایه گذاری نکنند بلکه حتی ممکن است مدیران در جهت تأمین منافع شخصی خود در کوتاه مدت وجوه مذکور را در طرح هایی با ارزش فعلی خالص منفی نیز سرمایه گذاری کند و برای پوشاندن و از بین بردن آثار اینگونه سرمایه گذاری ها دست به مدیریت سود بزنند.
به دنبال نظریه ی جنسن تحقیقات زیادی به بررسی نقش جریان های نقدی آزاد در فعالیت های سرمایه گذاری و تأمین مالی پرداخته اند. بیشتر این تحقیقات از فرضیه ی جنسن حمایت کرده و مشکلات نمایندگی را در شرکت هایی با جریان های نقدی آزاد بالا و فرصت های سرمایه گذاری کم را تأیید کردند.
روبن (1990) نیز اظهار می دارد که مدیران در شرکتهایی با جریانهای نقد آزاد بالا ترجیح می دهند که وجوه مذکور را به جای پرداخت به عنوان سود سهام به سهامداران، در پروژه هایی با ارزش فعلی خالص منفی سرمایه گذاری کنند
جاگی و گول نیز در تحقیق مشابهی به شواهدی در خصوص مدیرتی سود در شرکت های با جریان های نقدی آزاد بالا دست یافتند. طبق نظریه ی جنسن در چنین شرکت هایی، مدیران به جای توزیع جریان های نقد آزاد به سهامداران، وجوه مذکور را در طرح هایی با ارزش فعلی خالص منفی سرمایه گذاری کرده و باعث پایین آمدن ارزش بازار شرکت می شوند. . (مهرانی،1388)
پائول گریفین، دیوید لانت و یوان سان در تحقیقات خود به شواهدی دست یافتند که نشان داد شرکتهای با جریانهای نقد آزاد بالا و رشد کم، حق الزحمه ی حسابرسی بالایی می پردازند که این امر بیانگر این است که حسابرسان در چنین شرکت هایی مشکلات نمایندگی جریان های نقد آزاد را تشخیص داده اند. به عنوان مثال امکان دستکاری صورت های مالی توسط مدیران که بر حق الزحمه ی حسابرسی تأثیر دارد.
اما برخلاف گول و تسویی (1998، 2001) و فرگوسن و تیلور (2007) تحقیقات آنان نشان داد که شرکت های با جریان های نقد آزاد بالا و رشد بالا نیز حق الزحمه ی حسابرسی بالایی دارند. (پاول،2009)
جنسن در ادامه به عواملی اشاره می کند که می تواند مشکلات نمایندگی جریان های نقد آزاد را تعدیل کند. جنسن در این راستا بر نقش انتشار بدهی، بازخرید سهام و پرداخت سود سهام به سهامداران اشاره می کند. به زعم جنسن، شرکتهای مولد جریان نقدی آزاد باید وجوه خود را به جای سرمایه گذاری در طرحهای کم بازده (غیر سودآور) تسلیم مالکان کنند. برای مثال، آنها می توانند مازاد جریان نقدی خود را به صورت پرداخت سود سهام، بازخرید سهام و یا انتشار بدهی به جای سهام به مالکان تسلیم کنند. (جنسن،2010)
براساس مطالعات جنسن، صنعت نفت آمریکا، مثالی از موارد اتلاف منابع را نشان می دهد. جریان های نقدی ایجاد شده در دهه 1980 روی طرح های اکتشافی کم بازده صرف شده بود. به باور او، اگر این شرکت ها مازاد وجوه نقد خود را از طریق بازخرید سهام یا معاوضه با بدهی به سهامداران پرداخت می کردند؛ وضعیت مطلوبتری داشتند. وی بیان می کند که پرداخت سود سهام به صورت نقد و بدهی در سطح مطلوب می تواند با کاهش وجوه نقد در دسترس جهت انجام مخارج اختیاری مشکلات نمایندگی FCF را کاهش دهد. (جنسن،2010)
مطابق با فرضیه ی تعدیل کنندگی بدهی جنسن، مطالعه پائول گریفن، دیوید لانت و یوان سان نشان داد که بدهی بالا هزینه های نمایندگی جریان های نقد آزاد را تعدیل می کند و به خاطر این امر در شرکت هایی که بدهی بالایی دارند به خاطر نقش تعدیلی بدهی در رابطه با مشکلات نمایندگی جریان های نقد آزاد، حق الزحمه ی حسابرسی شرکت پایین می آید. اما آن ها شواهدی مبنی بر نقش تعدیلی پرداخت سود سهام و یا بازخرید سهام پیدا نکردند. (لهن،2010)
تحقیقات ژانگ بیلی نشان داد که تعهدات بدهی با کاهش سطح سرمایه گذاری شرکت، مشکلات نمایندگی جریان های نقد آزاد را کاهش می دهد. او همچنین به شواهدی دال بر نقش تعدیلی پاداش جبرانی مدیران در رابطه با مشکلات نمایندگی جریان های نقد آزاد دست یافت. بنا به یافته های او پاداش های جبرانی مدیران با کاهش حساسیت سرمایه گذاری جریان های نقدی، باعث کاهش مشکلات نمایندگی جریا
ن های نقد آزاد می شود. (زهانگ،2006)
9-2-سود سهام
تحلیلگران مالی از مدت‌ها قبل علاقه‌ به خصوصی در مطالعه بین تغییرات سود سهام و بازده سهام شرکت‌ها داشته‌اند. گروهی معتقدند که ارزش واقعی یک شرکت بسته به جریان سودهای پیش‌بینی شده آن شرکت دارد. مسلما سود شرکت‌های موجود در یک صنعت بستگی به شرایط خاص آن صنعت دارد. اثر شرایط موجود در یک صنعت بر سود شرکت‌ها در صورتی‌که محصول شرکت‌ها شباهت بیشتری به هم داشته باشند بیشتر می‌باشد. عواملی چون اوضاع جاری اقتصادی، نرخ تورم و سیاست پرداخت سود از طرف شرکت‌ها از جمله عواملی هستند که در سودآوری یک شرکت موثرند. البته سودآوری شرکت‌هایی که بدهی مالیشان بیش از دیگر شرکت‌ها است بیشتر به اوضاع اقتصادی حساسیت دارد. با وجود محدودیت‌های زیادش، سود سهام یکی از عمده معیارهایی است که افراد و شرکت‌ها در انتخاب سهام به کار گرفته و با در نظر گرفتن آن افزایش یا کاهش قیمتشان را پیش‌بینی می‌کنند. تحلیلگران و سرمایه‌گذارانی که سود سهام را به‌عنوان تغییر قیمت آتی سهام به کار می‌برند بایستی از روش‌های حسابداری شرکت‌ها در اندازه گرفتن سود، سود پرداخت شده سهام و نرخ تورم آگاهی کامل داشته باشند. به‌عنوان مثال روند صعودی سود سهام ممکن است به دلیل کم کردن سود پرداخت شده و یا بر اثر تورم باشد. کاهش نسبت سود پرداختی به سهامداران موجب سرمایه‌گذاری بیشتر در شرکت را فراهم آورده می‌تواند بر سودآوری آن شرکت اثر مثبت داشته باشد.
در هر صورت برای ارزشیابی قیمت سهام آگاهی از پیش‌بینی سودهای آینده شرکت‌ها برای سرمایه‌گذاران و تحلیلگران مالی لازم می‌باشد. نه تنها اطلاع قبلی از روند معمولی سود شرکت‌ها بلکه اطلاع قبلی از سودهای غیرمنتظره شرکت‌ها در پیش‌بینی افزایش یا کاهش قیمت‌ها موثرند. بر اثر یک تحقیق سودهای غیرمنتظره یک شرکت ممکن است تا حدود ۲۰درصد تغییرات در قیمت سهم آن شرکت راتوضیح دهد. چون سود سهام را نمی‌توان به‌طور دقیق پیش‌بینی نمود، تحلیلگران مرتبا بایستی پیش‌بینی‌های قبلی خود را با اطلاعات جدیدی که از سود شرکت‌ها به دست می‌آورند تعدیل نمایند. پیش‌بینی‌هایی که بر اساس روند جدید سود شرکت‌ها تعدیل شده‌اند از دقت بیشتری برخوردارند.
چون رابطه مستقیم و محسوسی بین قیمت سهام و تغییر سود شرکت‌ها موجود است برای پیش‌بینی قیمت سهام یک شرکت می‌توان عواملی را که بر سود آن شرکت اثر دارند در نظر گرفته و سود شرکت‌ها را پیش‌بینی نمود.
سهام:
در تعریف سهام می توان گفت: سهم قسمتی از سرمایه شرکت سهامی است که مشخص کننده میزان مشارکت و تعهدات و منافع صاحب آن در شرکت سهامی می باشد. ورقه سهم سند قابل معامله ای است که نماینده تعداد سهامی است که صاحب آن در شرکت سهامی دارد. سهم ممکن است با نام و یا بی نام باشد . در صورتی که برای بعضی از سهام شرکت با رعیت مقررات قانون تجارت مزایایی قائل شوند این گونه
سهام ، سهام ممتاز نامیده می شود .مجموع ارزش اسمی سهام سرمایه شرکت را تشکیل می دهد و پس از انحلال شرکت هر سهامداری حق دارد مبلغ اسمی سهام خود را دریافت نماید در صورتی که سهم انتفاعی جز سرمایه شرکت نبوده و صاحب آن حق مطالبه مبلغ اسمی آن را پس از انحلال شرکت ندارد .
اصولا همه سهامداران در شرکت سهامی از تساوی حقوق برخوردارند و این حقوق شامل میزان مشارکت تعهدات و منافع صاحب سهم در شرت سهامی می باشد و برای استفاده از این حقوق دارنده سهم باید مبلغ اسمی سهمی را که پذیره نویسی نموده در مهلت قانون پرداخت نماید .