فرهنگ سازمانی مدل دنیسون، ویژگی فرهنگ سازمانی

دانلود پایان نامه

فرهنگ سازمانی به دلیل ماهیت اثرگذاری قوی که می تواند بر رفتار و عملکرد اعضای سازمان داشته باشد، نقش مهمی در کنترل درونی رفتارهای کارکنان و پیشگیری از بروز فساد اداری دارد. فرهنگ سازمانی که پیوندی نزدیک با فرهنگ عمومی جامعه دارد، عامل مهمی در شکل دهی به رفتار سازمانی محسوب می شود و از نقش مهمی در پدیدآوردن دگرگونی در رفتارهای نامطلوب و ایجاد ثبات در رفتارهای موردنظر سازمان برخوردار است. فرهنگ سازمانی درقالب مجموعه ای از باورها و ارزشهای مشترک که بر رفتار و اندیشه های اعضا و سازمان اثر می گذارد ،بررسی فرهنگ سازمانی به عنوان یک ابزار جمع آوری اطلاعات عمل می کند و مدیران را قادر می سازد تا از این طریق ائلا بخش ها و یا گروههای کاری را با یکدیگر مقایسه نمایند. ثانیا مسائل مسادل را اولویت بندی کنند . ثالثا ادراکات و انتظارات کارکنان را شناسایی تا بدین وسیله بتوانند شکاف بین وضع موجود و مطلوب را بهبود بخشند ، فرهنگ سازمانی ،الگویی مشترک و نسبتا پایدار از ارزش ها،باورها و اعتقادات اساسی در یک سازمان است بنابراین می توان گفت انجام هر گونه تغییر و تحول بنیادی در سازمان تنها از طریق شناخت فرهنگ آن سازمان امکان پذیر می باشد. هدف از تبیین فرهنگ سازمانی شناساندن آن به افراد سازمان و ایجاد راه کارهای مناسب برای حل مشکلات درون و برون سازمان می باشد ،فرهنگ در زبان فارسی معنای مختلفی دارد که مهترین آنها ادب،تربیت،دانش،مجموعه اداب و رسوم ،علوم ،معارف و هنرهای یک جامعه است . از دیدگاه علمی تعاریف متعدد و متنوعی از فرهنگ ارائه گردیده که در بخش زیر برخی از این موارد مورد اشاره می باشد (رحیم نیا،1391 ).
اهمیت فرهنگ سازمانی :
هوردن اشتاین و برک در مورد اهمیت فرهنگ سازمانی بیان می دارند بالندگی سازمان به عنوان یک فرآیند برنامه ریزی شده،با دگرگونی فرهنگ سازمانی برابر می باشد،در واقع هر گونه دگرگونی در سازمان بدون توجه به فرهنگ سازمانی ،موثر واقع نمی شود.
مدلهای مختلف فرهنگ سازمانی:
1)فرهنگ سازمانی مدل دنیسون :
در گیر شدن در کار: سازمان های اثربخش افرادشان را توانمند می سازند و قابلیت های منابع انسانی را در همه سطوح توسعه می دهند. اعضای سازمان به کارشان متعهد شده و خود را به عنوان پاره ای از پیکره سازمان احساس می کنند.درگیری زیاد در کار به معنای درگیر شدن ذهنی کامل با کار است که همان طور که یک مدیر اجرایی در یک شرکت کره ای اظهار داشته، اساساً آن فرد با جان و دل در شغل خود کار می کند و هر آن چه که در توان دارد در این راه به کار می گیرد. این بعد با سه شاخص زیر اندازه گیری می شود.
1)توانمند سازی 2)تیم سازی 3)توسعه قابلیت ها
سازگاری:تحقیقات نشان داده است که سازمان هایی که اغلب اثربخش هستند باثبات و یکپارچه بوده و رفتار کارکنان از ارزش های بنیادین نشأت گرفته است. رهبران و پیروان در رسیدن به توافق مهارت یافته اند، حتی زمانی که دیدگاه متقابل دارند و فعالیت های سازمانی به خوبی هماهنگ و پیوسته شده است. سازمان هایی با چنین ویژگی هایی، دارای فرهنگ قوی و متمایز هستند و به طور کلی بر رفتار کارکنان نفوذ دارند. این بعد نیز با سه شاخص زیر اندازه گیری می شود.
1)ارزش های اصلی 2)توافق 3)هماهنگی و انسجام
انطباق پذیری: سازمان هایی که به خوبی یکپارچه هستند به سختی تغییر می یابند. لذا یکپارچگی درونی و انطباق پذیری بیرونی را می توان مزیت و برتری سازمان به حساب آورد. سازمان های سازگار به وسیله مشتریان هدایت نمی شوند، ریسک می کنند، از اشتباه خود پند می گیرند و ظرفیت و تجربه ایجاد تغییر را دارند. آن ها به طور مستمر در حال بهبود توانایی سازمان به جهت ارزش قائل شدن برای مشتریان هستند. این بعد به وسیله سه شاخص زیر اندازه گیری می شود.
1)ایجاد تغییر 2)مشتری مداری 3)رشد و یادگیری سازمانی
رسالت: مهم ترین ویژگی فرهنگ سازمانی، رسالت و مأموریت آن است.سازمان های موفق درک روشنی از اهداف و جهت خود دارند، به طوری که اهداف سازمانی و اهداف استراتژیک را تعریف کرده و چشم انداز سازمان را ترسیم می کنند. پر دردسرترین سازمان ها، سازمان هایی هستند که مجبورند مأموریتشان را تغییر دهند. وقتی یک سازمان مجبور است رسالت خود را تغییر دهد ، تغییرات در استراتژی ، ساختار، فرهنگ و رفتار الزامی است. در این وضعیت رهبر ، چشم انداز سازمان را مشخص می کند و یک فرهنگ را خلق می کند، که این چشم انداز را پشتیبانی می کند.این بعد نیز با سه شاخص زیر اندازه گیری می شود.
1)جهت گیری استراتژیک 2) اهداف و مقاصد 3)چشم انداز سازمانی
2)مدل رابینز:
رابینز (1384) مدل فرهنگ سازمانی خود را در ده مولفه بیان نموده اند:
1-خلاقیت
2-حمایت مدیریت
3-هویت سازمانی
4-تحمل تعارض
5-سبک رهبری
6-سیستم پاداش
7-سیستم کنترل