ج) تعریف حقوقی
معنای اصطلاحی کلمات به نحوی به معنای لغوی آنها بستگی دارد و اصولاً فقها و حقوقدانان و دانشمندان هر علمی با توجه به موارد استعمال کلمات در معنای لغوی آنها سعی و کوشش دارند تا یک تعریف و مفهوم صحیح و کامل و کاربردی از این کلمات و واژه ها و عناوین ارائه دهند. معنی اصطلاحی دیه نیز در این رهگذر با معنای لغوی آن بسیار نزدیک و متجانس است و برای همین مفاهیمی که حقوقدانان و فقها از این کلمه ارائه کرده اند مشابه یکدیگر است که ما نیز در این میان کوشش داریم به آنها اشاره داشته باشیم تا خوانندگان عزیز از نظرات آنها در این مورد اطلاع یابند.
مفهوم حقوقی
بعد از تصویب ق.م.ا که از فقه امامیه گرفته شده است حقوقدانان هم با توجه به تعاریف و نظرات فقها به تعریف و تبیین مفهوم دیه پرداختند و کوشش کردند تا یک مفهوم حقوقی و کاربردی به جامعه عرضه کنند. درابتدا لازم است نظرات حقوقدانان عرب را که مبنای کار خود را بر مفهوم فقهی ( فقه عامه) قرار داده اند بررسی کرده و سپس به نظرات و عقاید حقوقدانان ایران در این حیطه بپردازیم.
بند دوم :تفاوت دیه با مفاهیم نزدیک
از جمله مفاهیم نزدیک در این مبحث می توان به ارش استناد کرد.
دیه: معمولاً جبران خسارت بدنی با پرداخت دیهیا ارشاست اما، نوع و میزان خسارت دیه در قانون مشخص است ولی میزان خسارت ارش در قانون مشخص نیست
بعنوان مثال در قانون جبران خسارت قطع شدن یک دست نصف یک دیه کامل است ولی دیه پاره شدن یک تار عصبی در دست در قانون اعلام نشده که در خصوص جبران این نوع خسارت قاضی دادگاه به نظریه کارشناس پزشکی قانونی متمسک می شود و پزشکی قانونی معمولاً این خسارت را با درصدی از دیه عضوی بیان می کند و ماده 14 قانون مجازات اسلامی دیه را بدینگونه تعریف کرده است: دیه مالی است که از طرف شارع برای جنایت تعریف شده است، به عنوان مثال دیه قتل غیر عمد .
ارش: مطابق ماده 367 قانون مجازات اسلامی که مشعر است : هر جنایتی که بر عضو کسی وارد شود و شرعاً مقدار خاصی بعنوان دیه برای آن تعیین نشده باشد جانی باید ارش بپردازد.
و در ماده 495 همین قانون آمده : در کلیه مواردی که به موجب مقررات این قانون ارش منظور می گردیده با در نظر گرفتن دیه کامله انسان و نوع و کیفیت جنایت، میزان خسارت وارده طبق نظر کارشناس تعیین می شود.
الف) تفاوت دیه با مجازات مالی
دیه به نفع اولیای دم یا مجنی علیه اخذ می شود ولی جزای نقدی به نفع بیت المال دریافت می شود و بر حسب مورد دادگاه یا دادستان اتخاذ تصمیم می نماید.
تعلیق و تخفیف و تبدیل کیفر در احکام دیه قانوناً جاری نیست. در مقابل در مورد مجازات های تعزیری از جمله جزای نقدی تخفیف تبدیل امکانپذیر است فقط در موردی که جزای نقدی با دیگر تعزیرات همراه باشد تعلیق آن منع شده است.
دیه به درخواست شاکی قابل وصول و با عفو و یا رضایت شاکی منتفی می شود ولی جزای نقدی و وصول آن با دادگاه است.
زمان پرداخت دیه در جرائم عمدی و شبه عمدی و خطائی موضوع ماده 332 ق. م.ا معین است ولی جزای نقدی در محدوده حداقل و حداکثر قانونی متغیر است.
دیه گاهی از عاقله بعنوان مسئولیت ناشی از عمل دیگری اخذ می شود ولی جزای نقدی از شخص محکومٌ علیه اخذ می شود.
دیه در مواردی چون فرار قاتل و عدم دسترسی به وی و یا فوت او که پس از مرگ قصاص تبدیل به دیه می شود با فقدان مال و فقدان خویشاوند ملی برای قاتل باید از بیت المال پرداخت شود ولی جزای نقدی از محکومٌ علیه دریافت می شود و در صورت عدم پرداخت محکومٌ علیه به ازای هر پانصد ریال یک روز حبس می گردد و تا حداکثر 5 سال کلاً قابل اعمال است.
در مواردی به قاتل یا فراری تا هنگام مردن دسترسی نباشد در صورت فوت وی دیه از اموال او پرداخت می شود پس در صورتیکه وارث ترکه را قبول نموده باشد چون دیه ماهیت دین را دارد از وراث قابل مطالبه است. ولی در جزای نقدی با فوت محکومٌ علیه قابل مطالبه نیست .
مطابق رأی هیئت دیوانعالی کشور طرح دعوای ضرر و زیان ناشی از جرم تحت عنوان دیگری غیر از دیه فاقد مجوز است در حالیکه جزای نقدی میزان آن ثابت است. گرچه در حال حاضر پرداخت خسارت مازادبردیه را در سال 1375 با رأی اصراری قضات حقوقی دیوان پذیرفته است.