مدیریت‌ تعارض‌ و ترفندهای‌ آن‌، مراحل‌ تعارض‌

دانلود پایان نامه

– مغایرتهای‌ منزلتی‌:
این‌ حقیقت‌ که‌ برخی‌ افراد،گروهها و بخشهای‌ داخل‌ یک‌ سازمان‌ بیشتر از افراد، گروهها و بخشهای‌ دیگر مورد توجه‌ قرار می‌گیرند، یک‌ عامل‌ اساسی‌ ایجاد تعارض‌است‌ (جونز و دیگران‌، 2000).
2-3-7. مراحل‌ تعارض‌
بیشتر تعارضات‌ طی‌ مراحل‌ خاصی‌ ایجاد می‌شوند که‌ آگاهی‌ از آنها می‌تواند برای‌ مدیریت‌ تعارض‌ راهگشا باشد. مراحل‌ تعارض‌ را می‌توان‌ به‌ اینصورت‌ تقسیم‌ کرد.
– شرایط پیشین‌: شرایطی‌ که‌ بطور بالقوه‌ تعارض‌زا هستند.
– درک‌ تعارض‌: زمانی‌ که‌ شرایط پیشین‌ واقعا به ‌پایه‌ای‌ برای‌ اختلاف‌ بین‌ افراد با گروهها تبدیل ‌شوند مرحله‌ درک‌ تعارض‌ به‌ وجود می‌آید؛ البته‌ این‌ ادارک‌ ممکن‌ است‌ فقط توسط یکی‌ ازطرفین‌ تعارض‌ صورت‌ گیرد.
– احساس‌ تعارض‌: تمایز بین‌ مرحله‌ درک ‌تعارض‌ و احساس‌ تعارض‌ مهم‌ است‌. زمانی‌تعارض‌ احساس‌ می‌شود که‌ به‌ عنوان‌ تنشی‌ مطرح‌ شود که‌ شخص‌ را برای‌ انجام‌ عمل‌ به ‌منظور کاهش‌ احساسات‌ ناخوشایند برانگیزاند. برای‌ اینکه‌ تعارض‌ حل‌ شود، همه‌طرفین‌ تعارض‌ باید آن‌ را درک‌ و احساس‌ کنند که‌ نیاز دارند کاری‌ را در مورد آن‌ انجام‌ دهند.
– تعارض‌ آشکار: زمانی‌ که‌ تعارض‌ به‌ صورت‌آشکارا در رفتار ظهور کند. به‌ هنگام‌ تعارض‌ آشکار، دو راه‌حل‌ وجود دارد که‌ یکی‌ از آنها سرکوب‌ کردن‌ تعارض‌ است‌. دراین‌ حالت‌ هیچ‌ تغییری‌ در شرایط ایجاد کننده ‌تعارض‌ داده‌ نمی‌شود و فقط رفتارهای‌ تعارضی ‌آشکار کنترل‌ می‌شوند. راهحل دوم‌ حل‌ تعارض‌ که‌ آن سعی‌ بر اصلاح‌ و تغییر شرایط ایجاد کننده‌ تعارض‌ است‌. سرکوب‌، راه‌ حل‌ موقتی‌ و سطحی‌ حل‌تعارض‌ است‌ و در واقع‌ تعارض‌ حل‌ نشده‌ است‌. در نتایج‌ حاصل‌ از تعارض‌ بسته‌ به‌ اینکه‌ ما چه‌ راهی‌ را برای‌ مواجهه‌ با تعارض‌ به‌ کار ببریم، پیامدهای‌ خاصی‌ نصیبمان‌ خواهد شد (شرمرهرن‌ و دیگران‌، 1997).
2-3-8.. مدیریت‌ تعارض‌ و ترفندهای‌ آن‌
همانطور که‌ بیان‌ شد تعارض‌ لزوما امری‌ منفی‌ نیست‌. چنانچه‌ تعارض‌ در جهت‌ مقاصد شخصی ‌مورد استفاده‌ قرار گیرد امری‌ مضر و غیر کارکردی‌ است‌ ولی‌ اگر در جهت‌ مقاصد سازمانی‌ و خلق ‌استعدادها مورد بهره‌ برداری‌ قرار گیرد کارکردی ‌خواهد بود. به‌ عبارتی‌، مدیریت‌ تعارض‌ شیوه‌ای ‌است‌ که‌ تعارضهای‌ سازمانی‌ را در خدمت‌ اهداف ‌سازمان‌ قرار می‌دهد و از جنبه‌ غیرکارکردی‌ آن ‌می‌کاهد و به‌ جنبه‌های‌ کارکردی‌ آن‌ می‌افزاید (جونز و همکاران، 2000). به‌ عبارت‌ دیگر مدیریت‌ تعارض‌ عمل‌ شناسایی‌ و اداره‌ تعارض‌ با یک‌ شیوه‌ معقول‌، عادلانه‌ و کارا است‌ (سازمان‌ USDA، 2002). بطور کلی‌ پنج‌ روش‌ پاسخگویی‌ به ‌تعارض‌ وجود دارد که‌ از آنها به‌ عنوان‌ سبکهای ‌مدیریت‌ تعارض‌ یاد می‌شود و معمولا هر فرد در یکی‌ از این‌ سبکها غالب‌ است‌ (هورنانگ‌،2002). این‌ پنج‌ سبک‌ را می‌توان‌ روی‌ یک‌ نمودار مشخص‌ کرد محور افقی‌ نمودار اهداف‌، علایق‌،نیازهای‌ شخصی‌ و محور عمودی‌ اهداف‌، علایق‌ و نیازهای‌ دیگران‌ است‌. با ترکیبهای‌ مختلفی‌ ازاین‌ دو محور سبکهای‌ مختلف‌ مدیریت‌ تعارض‌به‌ وجود می‌آید (اکستین‌،1998). پنج سبک مورد نظر توسط صاحبنظران حوزه مدیریت، در سه ترفند کلی مقابله ای، راهحل گرایی و کنترل، گنجانده شده است. در اینجا سعی‌ می‌شود به‌ صورت‌ مختصر به‌توضیح‌ هریک‌ از سبکها پرداخته‌ شود.
1. رقابت‌:
سبکی‌ که‌ در آن‌ فرد دنبال‌ اهداف‌ وعلایق‌ خویش‌ بدون‌ توجه‌ به‌ دیگران‌ است‌. ویژگیهای‌ این‌ روش‌ این‌ است‌ که‌ اولاغیرمشارکت‌جویانه‌ و ثانیا قدرت‌ مدار باشد. فرد هرگونه‌ قدرتی‌ را که‌ به‌ نظر برسد برای‌ بردن‌در موقعیت‌ خاص‌ مناسب‌ است‌ به‌ کار می‌گیرد.
2. سازش‌ (تسلیم‌):
این‌ سبک‌ نقطه‌ مقابل‌ رقابت‌است‌. فرد از علایق‌ و اهداف‌ خویش‌ جهت‌تحقق‌ اهداف‌ و ارضای‌ نیازهای‌ دیگران‌صرفنظر و چشم‌ پوشی‌ می‌کند. ویژگی‌ مهم ‌این‌ روش‌ از خود گذشتگی‌ است‌ ولی‌ باز هم‌ مشارکت‌جویانه‌ است‌.
3. اجتناب‌:
زمانیکه‌ فرد نه‌ علایق‌ و اهداف‌ خود را دنبال‌ میکند نه‌ علایق‌ و اهداف‌ دیگران‌ را و بیشتر سعی‌ بر آن‌ دارد که‌ از موقعیت‌ تعارض ‌طفره‌ رود یا آنرا به‌ تعویق‌ اندازد یا از آن ‌کناره‌گیری‌ کند.
4. همکاری‌:
این‌ سبک‌ نقطه‌ مقابل‌ سبک‌ اجتناب‌ است‌. در اینجا همکاری‌ شامل‌ تلاشی‌ به ‌منظور کار با دیگر افراد برای‌ یافتن‌ راه‌ حلی‌است‌ که‌ موجب‌ تحقق‌ اهداف‌ هر دو فرد گردد. به‌ عبارت دیگر در این‌ سبک‌ طرفین‌ برای ‌به‌ دست‌ آوردن‌ منافع‌ خود محکم‌ ایستاده‌اند امادر عین‌ حال‌ خواهان‌ همکاری‌ با یکدیگرند و منافع‌ طرف‌ مقابل‌ را در نظر می‌گیرند. از این‌رو ویژگی‌ اصلی‌ این‌ سبک‌ این‌ است‌ که‌ مشارکت ‌جویانه‌ است‌.
5.مصالحه‌:
هدف‌ مصالحه‌، یافتن‌ برخی‌ تدابیر وراه‌حلهای‌ قابل‌ قبول‌ برای‌ هر دو طرف‌ است‌ که ‌موجب‌ تحقق‌ نسبی‌ منافع‌ و تحقق‌ اهداف‌ هردو طرف‌ بشود. به‌ عبارتی‌ این‌ سبک‌ بینابین‌رقابت‌ و سازش‌ قرار دارد و نسبتامشارکت‌جویانه‌ است‌. در اینجا طرفین‌ توافق‌ می‌کنند که‌ از بخشی‌ از مواضع‌ خود کوتاه ‌بیایند و مقداری‌ امتیاز به‌ حریف‌ مقابل‌ بدهندو در برابر آن‌ مقدار امتیاز بگیرند. (هورنانگ‌،2002). اما نکته‌ مهم‌ در اینجا این‌ است‌ که‌ هیچ‌یک‌ از این‌سبکها مردود نیست‌ بلکه‌ برای‌ موقعیتهای‌ مختلف‌می‌توان‌ از هریک‌ از این‌ سبکها استفاده‌ کرد. نکته‌ظریف‌ مدیریت‌ تعارض‌ نیز همین‌جاست‌ یعنی‌هنر به‌ کاربردن‌ سبک‌ مناسب‌ در موقعیت‌ مناسب‌. از طرفی‌ گفته‌ شد که‌ معمولا در هر فرد یکی‌ ازسبکهای‌ فوق‌ غالب‌ است‌. به‌ گفته‌ مازلو اگر تنها ابزاری‌ که‌ شما در دسترس‌ دارید یک‌چکش‌ باشد، گرایش‌ خواهید داشت‌ که‌ هر مشکل‌را به‌ عنوان‌ یک‌ میخ‌ ببینید (به‌ نقل‌ از اکستین‌،1998). اگر تنها یک‌ سبک‌ مدیریت‌ تعارض‌ بر شما حاکم‌ باشد محدودیتهای‌ زیادی‌ در زمینه‌ این‌ امرخواهید داشت‌. از این‌رو، بدین‌ منظور باید استفاده‌از سبکهای‌ دیگر را در خود گسترش‌ دهید. هیچ ‌یک‌ از این‌سبکها مردود نیست‌ بلکه‌ برای‌ موقعیت های‌ مختلف ‌می‌توان‌ از هریک‌ از این‌ سبکها استفاده‌ کرد.
2-3-9. ترفندهای سه گانه مدیریت تعارض
الف) ترفند عدم مقابله: از ترکیب سبکهای سازش و اجتناب بوجود میآید و عبارت از وضعیتی است که فرد میخواهد در آن، از تعارض کناره گیری کرده و یا از برخورد جلوگیری کند.