2-7 نظریه اقدام مستدل
باورهای هنجاری
نسبت به رفتارx
باورها نسبت به
پیامدهای رفتارx
هنجارهای ذهنی
درباره رفتارx
نگرش به انجام رفتارx

تمایل به انجام رفتارx
رفتارx
نظریه اقدام مستدل به وسیله مارتین فیشبن و آیسک آجزن(1975&1980) ایجاد شد حرکت از سوی حقیقات گذشته که به عنوان تئوری نگرش شروع شده بود، منجر به مطالعه نگرش و رفتار شد .این نظریه شامل سه سازه عمومی می شود: تمایل رفتاری، نگرش، و قاعده ذهنی، تئوری اقدام مستدل، پیشنهاد می دهد که تمایل رفتاری افراد به نگرش فرد در مورد رفتار و قاعده ذهنی بستگی دارد. اگر یک فرد بخواهد رفتاری را انجام دهد شبیه آن است که آن را انجام خواهد داد نظریه نگرش فیشبن اساسی را برای درک و شناخت نگرش و پیش بینی رفتار به ما می دهد. مطابق نظریه اقدام مستدل، نگرش شخص به سوی یک موضوع تابعی از عقاید فرد در مورد موضوع است. به علاوه فیشبن و آجزن استدلال کردند که تمایلات رفتاری، فعالیتهای رفتاری خاصی را ایفا می کند که به خوبی می توانند به وسیله نگرش ها و قاعده ذهنی نسبت به آن اقدامات قابل پیش بینی باشند( Michael,2007).
شکل 2-1: نظریه اقدام مستدل مارتین فیشبن و آیسک آجزن(1975&1980)
2-8 مروری بر نظریه رفتار برنامه ریزی شده آجزن
پیش از آنکه آجزن نظریه رفتار برنامه ریزی شده خود را در سال 1985 ارائه کند، (آجزن)و( فیشبین ) به ارائه نظریه ای با عنوان( نظریه عمل منطقی) برای آزمون نگرش ها و رفتار پرداختند.(Fishbein & Ajze).
بر اساس این نظریه، رفتار تحت تأثیر تمایل های رفتاری، و تمایل های رفتاری مرتبط با فناوری نیز تحت تأثیر نگرش به فناوری است. نگرش ها و هنجارهای ذهنی شاخص اصلی رفتاری فرد محسوب می شود این به آن معناست که فرد، نتایج رفتار خود را محاسبه می کند و تصمیم به انجام یا عدم انجام عملیات یا رفتاری خاص می گیرد. با بسط نظریه عمل منطقی، مقدمات نظریه رفتار برنامه ریزی شده (آجزن) شکل گرفت در نظریه جدید، آجزن با افزودن عنصر جدیدی با عنوان (کنترل رفتاری درک شده) تلاش کرد تا نشان دهد فرد چگونه فشارهای خارجی و داخلی را در رفتار خود ادراک، و بر آن اساس اقدام به انجام رفتاری خاص می کند. این مدل شامل اندازه گیری غیرمستقیم نگرش ها، هنجارهای ذهنی و کنترل رفتاری درک شده نیز هست(Smarkola, 2008). برمبنای این نظریه، انسان برای هر کاری که انجام می دهد، قصد(نیت) یا هدف خاصی را دنبال می کند؛ این قصد ممکن است آشکار یا غیرآشکار باشد. بنابراین، هر یک از اعمال ما باید از علتی سرچشمه گرفته باشد و معلول مشخصی را که پاداش تلاش است به ارمغان آورد .در این نظریه، قصد، عامل مستقیم مؤثر بر رفتار فرض شده است لیکن خود مقصد مبتنی بر نگرش و هنجارهای اجتماعی است. نگرش، تمایل به ابراز واکنش است. نگرش، حالتی درونی است که بر انتخاب عمل فرد نسبت به یک شیء، یک شخص یا یک رویداد اثر می گذارد (آجزن) معتقد است که عامل نگرش در این الگو حاصل باورهای پیرامون رفتار خاص و همچنین ارزش آن است. بنابراین، رویکرد افراد ، یک توقع(انتظار) ارزشی مداخله گر است مجموعه ای از ارزش ها و هنجارها باعث شکل گیری نگرش ها، دیدگاه ها و رفتارهای افراد در یک نهاد اجتماعی می شوند. هنجارها، نقش های اجتماعی را تعریف و انتظار از نقش را در یک جامعه تعیین و شیوه های رفتار مورد انتظار در ایفای نقش ها را مشخص می کنند .
افراد در ایفای نقش خود بر اساس این هنجارها عمل می کنند، زیرا هنجارها فضای ارزش خاصی را با کارکرد کنترل رفتارها شکل می دهند. رفتارها، تحت کنترل ارادی هستند؛ هر فردی در درون خود یک سلسله مراتب از نظام ارزش ها به وجود آورده است که رفتار فردی او را کنترل می کند. ارزش ها، هنجارها و الگوها از طریق جامعه پذیری، درونی می شوند و انگیزش افراد را شکل می دهند و بدین طریق امکان کنترل اجتماعی فراهم می شود. ارزش ها و هنجارها در جامعه علمی، نظم اجتماعی را شکل می دهند و رفتار افراد متفاوت را با همدیگر هماهنگ، پیوسته و هم جهت می کنند(داورپناه1383). به عبارت دیگر، بر اساس نظریه رفتار برنامه ریزی شده، رفتار فرد با سه عامل هدایت می شود عقایدی در مورد عواقب احتمالی رفتار(باورهای رفتاری) عقایدی در مورد انتظارهای بهنجار از دیگران(باورهای هنجاری) و عقایدی در مورد حضور عواملی که ممکن است بر اجرای رفتار اثرگذار باشند(باورهای کنترل شده) باورهای رفتاری، نگرش مطلوب یا نامطلوبی را نسبت به رفتار ایجاد می کنند. باورهای هنجاری منجر به درک فشار اجتماعی یا هنجارهای ذهنی می شود و در نهایت، باورهای کنترلی منجر به افزایش کنترل رفتاری درک شده، درک سهولت و یا سختی اجرای رفتار است. در کل، نگرش نسبت به رفتار، هنجار ذهنی و ادراک فرد از کنترل رفتاری، منجر به شکل گیری قصد رفتاری فرد می شود. نگرش و هنجار ذهنی مطلوب تر و درک کنترل بیشتر بر اجرای کار، به احتمال زیاد، قصد فرد را به اجرای یک رفتار در پاسخ به یک نیاز برمی انگیزد (Hrubes and Ajzen,2001) عناصر مدل آجزن در شکل2-2 نشان داده شده است:
شکل 2-2: مدل رفتار برنامه ریزی شده اجزن(Ajzen)
2-9 مدیریت ریسک یکپارچه