مطالعات تاریخی، حقوق بین‌الملل

دانلود پایان نامه

از لحاظ حقوق بین الملل، شناسایی عملی است که به‌موجب آن دولت‌های موجود، وجود یک جامعه سیاسی جدید و مستقل را که قادر به رعایت حقوق بین‌الملل است، در سرزمین معینی تصدیق و تایید می‌کنند و در نتیجه اراده خود را دایر بر شناسایی آن به عنوان عضو جامعۀ بین‌المللی اعلام می‌دارند.
در حقوق بین الملل، شناسایی دولت با شناسایی حکومت تفاوت دارد. شناسایی دولت یکبار و برای همیشه صورت میگیرد در حالیکه ممکن است شناسایی حکومت یک دولت، از اعتبار بیافتد مثلا با تغییر حکومت از طریق انقلاب. به عنوان مثال در انقلاب، شناسایی دولت پابرجا می ماند و قابل پس گرفتن نیست اما حکومت احتیاج به شناسایی مجدد دارد. در مفهوم دولت ناتوان، بحث از شناسایی دولت نیست بلکه شناسایی حکومتها مورد بحث است. در این فصل به تفصیل درباره شناسایی و جایگاه آن در تمیز مفهوم دولت های ناتوان بحث می گردد.
مبحث اول: مکاتب شناسایی دولت ها
شناسایی، پذیرفتن یک دولت به عضویت در جامعه‌ بین‌المللی و شرط لازم برقراری مناسبات و اعمال کامل صلاحیت‌های یک دولت است. از آنجا که جامعه‌ی بین‌المللی فاقد یک مکانیسم جمعی برای شناسایی است، دولت‌ها به تنهایی یا همراه با دیگران، به این کار مبادرت می‌کنند. شناسایی به معنی آن است که در رابطه‌ی بین دولت شناسنده و دولت مورد شناسایی، دو طرف از حقوق و تکالیف ناشی از دولت یا حکومت بودن برخوردارند. شناسایی حکومت جدید به معنی آن است که حکومت مزبور، نمایندگی دولت مربوط خود را در صحنه‌ی بین‌المللی به عهده دارد.
ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻛﺸﻮرﻫﺎ دارای دو ﻣﻔﻬﻮم ﺳﻴﺎﺳﻲ و ﺣﻘﻮﻗﻲ اﺳﺖ. در ﻣﻔﻬﻮم ﺳﻴﺎﺳﻲ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ، ﻫـﺮ‬ ﻛﺸﻮر ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎی ﺗﻤﺎﻳﻞ ﻛﺸﻮر ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲﻛﻨﻨﺪه ﺑﻪ ﺑﺮﻗﺮاری راﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻛﺸﻮر ﺟﺪﻳﺪ اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ، تا زﻣﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﻳﻚ دوﻟﺖ، دوﻟﺖ دﻳﮕﺮ را ﺑﻪ ﻃﻮر ﺿﻤﻨﻲ ﻳﺎ آﺷﻜﺎر ﺑﻪ رﺳﻤﻴﺖ ﻧﺸﻨﺎﺧﺘﻪ اﺳـﺖ، ﺑﺎ آن‬ ارﺗﺒﺎط ﺑﺮﻗﺮار ﻧﺨﻮاﻫﺪ ﻛﺮد. اﻟﺒﺘﻪ لازم ﺑﻪ ذﻛﺮ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺷﻨﺎﺳﺎﻳﻲ ﻫﺮ دوﻟﺖ ﺗﻮﺳﻂ دوﻟﺖ دﻳﮕﺮ، ﺑﻪ‬ اﺷﻜﺎل ﻣﺨﺘﻠﻒ (ﺳﻨﺪ ﻳﻜﺠﺎﻧﺒﻪ، ﻋﻤﻞ اﻧﻔﺮادی ﻳﺎ ﺟﻤﻌﻲ و ﻳﺎ اﻗﺪام ﺻﺮﻳﺢ ﻣﺜـﻞ ﺑﺮﻗﺮاری رواﺑﻂ‬ دﻳﭙﻠﻤﺎﺗﻴﻚ ﻳﺎ اﻧﻌﻘﺎد ﻗﺮارداد دوﺟﺎﻧﺒﻪ) ﺻﻮرت ﻣﻲﮔﻴﺮد.‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

گفتار اول: تاسیسی
نظریه ی تأسیس را بیشتر طرف داران مکتب حقوق ارادی مطرح می کنند و بر این باورند که هیچ دولتی تأسیس نمی گردد مگر این که توسط دولت های موجود مورد شناسایی قرار گیرد و نظریه ی اعلامی عنوان می دارد به محض تجمیع عناصر لازمه، دولت موجودیت پیدا می کند و نیازی به شناسایی آن توسط دولت های دیگر نیست.
نظریه تاسیسی بودن شناسایی امروزه طرفداران اندکی دارد و در رویه قضایی بین المللی انعکاس نداشته است. مهمترین اشکال این مکتب این است که در این تئوری، فرض بر این است که شناسایی یک دولت یک فرایند حقوقی است که مبتنی بر معیارهای واقع گرایانه می باشد در حالیکه اصولا این فرایند یک فرایند سیاسی و واقع گرایانه است بدان معنا که معیار آن واقع گرایانه است اما ارزیابی و تشخیص آن جنبه ذهنی دارد. اعمال تئوری این مکتب ممکن است موجب وضعیت های شبهه ناک گردد مثل شناسایی یک دولت از سوی یک عده از دولت ها و دم شناسایی آن از سوی برخی دیگر. در چنین حالتی، اگر معتقد به تاسیسی بودن شناسایی باشیم، نمی توان براحتی دریافت که دولت مذکور را تاسیس شده بدانیم یا خیر.
مطالعات تاریخی نشان می‌دهد که کشورها صرفا با اراده‌ی کشورهای دیگر ایجاد نمی‌شوند، بلکه در نتیجه‌ی اجتماع شرایط سیاسی، جغرافیایی، تاریخی و… بوجود می‌آیند. لذا اولین اشکال این نظریه این است که در مورد نقش اراده در تشکیل دولت‌ها مبالغه شده است.
از سوی دیگر اگر این نظریه پذیرفته شود، کشور جدیدی که هنوز مورد شناسایی قرار نگرفته است، نمی‌تواند از هیچ‌گونه حمایت بین‌المللی برخوردار باشد و در نتیجه می‌توان قلمرو آن را چون سرزمین بلاصاحب تعریف کرد. همچنین کشور جدید، چون هنوز کشور شناخته نشده است، می‌تواند مقررات بین‌المللی را نقض کند بدون اینکه مسئولیتی متوجه آن باشد.
جدا از انتقادات وارده بر این تئوری و عدم کارکرد آن در حوزه شناسایی دولت ها و عدم استناد بدان در رویه قضایی بین المللی، در برخی موارد، شناسایی می تواند دارای بعد غالب تاسیس باشد مثل شناسایی حالت تخاصم در یک کشمکش داخلی. در چنین مواردی، شناسایی مذکور می تواند به تاسیس این وضعیت کمک نماید یا آن را رسمی تر نماید و لذا حقوق و تعهداتی بر طرفین آن بار نماید.
گفتار دوم: اعلامی
طبق نظریه اعلامی بودن شناسایی، شناسایی فقط حالت اعلام و بیان یک امر موجود است. به عبارتی شناسایی فقط تایید واقعیتی است که وجود دارد و این واقعیت ممکن است وجود یا عدم وجود یک دولت یا حکومت باشد.
نظریه اعلامی بودن شناسایی، نظریه ای است مربوط به اهمیت حقوقی شناسایی که براساس آن، عمل شناسایی صرفا تایید وجود حقایق است و پذیرش موجودیت دولت یا حکومت جدید می باشد و شناسایی، دولتی را که قبلا وجود نداشته است به وجود نمی آورد.
نظریه اعلامی بودن شناسایی نقطه مقابل نظریه تاسیسی درباره اهمیت حقوقی شناسایی است. شناسایی اعلامی، وجود بالفعل یک یک دولت را تصدیق می کند. در مواردی که تاسیس یک دولت یا حکومت مستلزم نقض حقوق بین‌الملل نیست، شناسایی یا عدم آن تاثیر زیادی در مساله ندارد و در این گونه موارد، شناسایی جنبه‌ی اعلامی دارد. ولی در مواردی که شرایط پیرامون تشکیل یک دولت روشن نیست و قانونیت آن مورد بحث است، شناسایی نقش مهمی بازی می‌کند. مانند شناسایی اسراییل از سوی کشورهای غربی.
نظریه اعلامی مقبول تر از نظریه تاسیسی می باشد و رویه قضایی بین المللی هم بیشتر معطوف به این تئوری می باشد اما نمی توان جایگاه نظریه تاسیسی را هم در وضعیت فعلی حقوق بین الملل نادیده گرفت. به اعتقاد لوترپاخت، هنگامی که شرایط مقرر در حقوق بین‌الملل برای احراز وضعیت دولت محقق گردد، کشورهای موجود، وظیفه دارند که آن را به رسمیت بشناسند. این امر بدان دلیل است که با عدم وجود یک مرجع مرکزی در حقوق بین‌الملل برای ارزیابی و اعطای شخصیت حقوقی، این کشورها هستند که باید این وظیفه‌ی جامعه‌ی بین‌المللی و حقوق بین‌الملل را به انجام برسانند. از آنجا که طبق این نظریه دولت‌ها واقعیت موجود جامعه‌ی بین‌المللی را تایید می‌کنند، به نوعی اعمال نظریه‌ی اعلامی نیز می‌باشد.
مبحث دوم: مکاتب شناسایی حکومت ها
در مفاهیم مربوط به مبحث دول ناتوان، گاه خلط مفهومی از شناسایی دولت ها و شناسایی حکومت ها صورت می گیرد. اعلامی یا تاسیسی بودن شناسایی در مفهوم دولت ناتوان، در مفهوم شناسایی زودرس متبلور میشود. بدان معنا که شناسایی زودرس، چه اعلامی و چه تاسیسی، می تواند به تشکیل یک دولت ناتوان در صحنه بین المللی منجر گردد. از سوی دیگر دولت ناتوان اصولا مفهومی است که به حکومت معطوف است نه به دولت در معنای یک کشور چرا که دولت در معنای یک کشور ممکن است دارای یک حکومت ناتوان باشد و به طرق مشروع و دموکراتیک از یک حکومت توانا برخوردار گردد.