معیارهای ارزشمند بودن اطلاعات مالی، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری

دانلود پایان نامه

باسو(1997) از پیشگامان انجام تحقیقات در مورد محافظهکاری در دهه اخیر بوده است و اولین پژوهشهای مطرح در این زمینه را انجام داده است که حاصل آن ارائه مدلی برای بررسی میزان محافظهکاری بوده است. مدلی که او به کار برد دارای دو متغیر اصلی است. این متغیر ها سود حسابداری و بازده سهام می باشد.
سود، برآوردی است که حسابداری از تغییر ثروت سهامداران طی سال مالی به عمل می آورد در حالی که بازده، برآوردی است که بازار از میزان تغییر ثروت سهامداران طی سال مالی به دست می دهد. از این منظر، هر چند سود و بازده سهام هر دو معیاری برای سنجش یک موضوع مشابه، یعنی میزان تغییر در ثروت سهامداران هستند، اما تفاوتهایی نیز بین این دو وجود دارد. یک تفاوت مهم، نحوه برخورد آنها با آثار رویدادهایی است که دامنه تأثیر آنها دورههای آینده را نیز در بر میگیرد(گرگریو و اسکرات، 2007). همان طور که در فرضیه بازار کارا مطرح میشود، قیمت و بازده سهام منعکس کنندهی تمام اخبار و اطلاعات موجود است. به بیان دیگر، بازده سهام منعکس کننده هم اخبار خوب و هم اخبار بد میباشد. تمام اخبار و اطلاعات موجود بدون اینکه تفاوتی بین آنها وجود داشته باشد، در بازده منعکس می شوند. این در حالی است که در محاسبه و گزارش سود حسابداری، درجات بالاتری از قابلیت اتکا برای شناسایی سودها و اخبار خوشایند در برابر زیانها و اخبار ناخوشایند لازم است(باسو، 1997). تفاوتی که بین سود و بازده از لحاظ انعکاس آثار رویدادهای مختلف به شرح پیشگفته وجود دارد، زمینه مناسبی را برای سنجش محافظهکاری فراهم میکند. اخبار ناخوشایند هم در سود و هم در بازده دورهی جاری منعکس می شوند، در حالی که برخی افزایش در ارزش داراییها و برخی درآمدها (اخبار خوشایند) بدون انعکاس در سود حسابداری، فقط در بازده منعکس می شوند. سود حسابداری شناسایی این درآمدها یا افزایشها در داراییها را به دورههای آینده منتقل می کند، در حالی که بازده سهام آنها را در دوره جاری لحاظ میدارد. برای مثال، اگر واحد تجاری پروژهای را با ارزش فعلی خالص مثبت آغاز کند، قیمت و بازده سهام واحد تجاری به سبب اجرای این پروژه افزایش خواهد یافت، زیرا بازار مطلع شده که ارزش واحد تجاری افزایش یافته است. اما سود حسابداری، هیچگاه ارزش فعلی خالص مثبت این پروژه را منعکس نمیکند(مهرانی و محمدآبادی، 1388).
در مدل باسو(1997)، محافظه کاری به معنای شناسایی و انعکاس سریعتر اخبار ناخوشایند (برای مثال،کاهش ارزش داراییها) نسبت به اخبار خوشایند(برای مثال، افزایش ارزش داراییها) میباشد. او بازده سهام را به عنوان شاخصی برای تعیین نوع اخبار موجود پیرامون واحد تجاری به کار برد، زیرا بازده سهام اطلاعاتی را که بازار دریافت کرده، منعکس می کند و این اطلاعات نه تنها از محل سود حسابداری، بلکه از منابع مختلفی تامین می شود.
با توجه به توضیحات فوق، میتوان انتظار داشت که بین سود حسابداری و بازدههای منفی در قیاس با بازده های مثبت، ارتباط قویتری وجود داشته باشد، زیرا سود حسابداری همزمان با بازدههای منفی، اخبار ناخوشایند را منعکس می سازد، ولی بر خلاف بازدههای مثبت، شناسایی و انعکاس اخبار خوشایند را تا حدی به تاخیر میاندازد.
بر اساس آنچه که گفته شد باسو برای پیشبینیهای خود از رگرسیون زیر استفاده کرد:
= β0 + β1DTi.t+ β2Reti.t+ β3Reti.t DTi;t+ εi,t
EPSi,t سود هر سهم شرکت i درسال t،
Pi,t-1 قیمت بازار هر سهم شرکت i در ابتدای سالt
Reti;t بازده شرکت i در سال t،
DTi;t متغیر مجازی (دامی) است که اگر بازده شرکت i در سال t منفی باشد یک و در غیر این صورت صفر خواهد بود.
2-3-4- سایر روش های اندازهگیری محافظهکاری
خان و واتس‌(2007) از دیگر محققانی هستند که به ابداع روشی برای اندازهگیری محافظهکاری پرداختند. از نظر آنان، محافظهکاری تابعی است از میزان اهرم، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری خالص داراییها و اندازه واحد تجاری. برای سنجش میزان محافظهکاری اعمال شده در صورتهای مالی یک شرکت در یک سال خاص، آنها سه متغیر ذکر شده را در مدل باسو جایگزین کرده و مدل مزبور را برای هر سال تخمین میزنند. سپس با کمک سه متغیر مزبور و با استفاده از ضرایب حاصل از تخمین سالانه مدل، به محاسبه شاخص کمی برای محافظهکاری میپردازند. مقادیر بالاتر این شاخص نشانگر سطوح بالاتر محافظهکاری هستند.
پائیک و همکاران(2007) در پژوهشهای خود، معیار دیگری برای بررسی وجود محافظهکاری به کار میبرند. از نظر آنها، احتمال تکرار تغییرات مثبتِ سود برای چند دوره، بیشتر از احتمال تغییرات منفی سود برای چند دوره است. زیرا به کارگیری رویههای حسابداریِ محافظهکارانه، سبب میشود تا شناسایی زیانها به سرعت و در دوره جاری صورت گیرد، ولی شناسایی و انعکاس سودهای احتمالی به تدریج و طی چند دوره انجام می شود.
2-4- بخش سوم: رابطه ارزشی اطلاعات حسابداری
در یک جامعه، تمامی افراد در پی افزایش رفاه خویش و کسب منفعت و بازده هستند. سرمایهگذاران نقدترین دارایی خود را در یک بازار سرمایه به سهام تبدیل میکنند و در زمان تصمیمگیری و در انتخاب سهام شرکتها بررسیهای دقیقی انجام میدهند تا به بازده مورد نظرشان دست یابند(مریم صفر پور و جواد صفر پور، 1387 ). بازده یک سرمایهگذار بیانگر منافع حاصل از سرمایهگذاری میباشد. سرمایهگذاران در پی فرصتهای سرمایهگذاری هستند تا بازده سرمایهی آنها حداکثر شود. لذا سرمایهگذاران نیاز به اطلاعاتی دارند که بتوانند بازده یک سرمایهگذاری را پیشبینی کنند. برای این گونه تصمیمگیریها، تصمیمگیرندگان باید اطلاعات قابل اتکا و مربوط در اختیار داشته باشند. برای آگاهی از تغییرات بازده سهام اطلاعاتی مورد نیاز است که بخشی از این اطلاعات از طریق سیستم حسابداری شرکتها تأمین می گردد. سیستم حسابداری اطلاعاتی را فراهم میآورد که برای سرمایهگذاران و اعتباردهندگان فعلی و بالقوه در تصمیمگیریهای سرمایهگذاری و اعطای اعتبار و سایر تصمیمات مشابه مفید واقع شود.
محصول نهایی سیستم حسابداری، ارائه اطلاعات به استفادهکنندگان مختلف برای اتخاذ تصمیمات اقتصادی در قالب گزارشهای حسابداری است. آن گروه از گزارشهای حسابداری که با هدف تأمین نیازهای اطلاعاتی استفادهکنندگان خارج از شرکت تهیه و ارائه می شود ، در حیطه حسابداری مالی قرار گرفته و تحت عنوان اطلاعات حسابداری از آنها نام برده میشود. محصول نهایی حسابداری مالی، گزارشهایی است که اصطلاحاً به آنها گزارشهای مالی اطلاق می شود و در برگیرنده صورت های مالی میباشد(کرمی، 1387).
صورتهای مالی هسته اصلی فرآیند گزارشگری مالی را تشکیل می دهد و مهمترین فرآورده سیستم حسابداری است که از اهداف عمده آن فراهم آوردن اطلاعات لازم و سودمند برای تصمیمگیری، ارزیابی عملکرد و توانایی سودآوریِ بنگاه اقتصادی است(مریم صفر پور و جواد صفر پور، 1387 ).این صورتهاکه در واقع حاوی اطلاعات حسابداری مورد نیاز برای تصمیمگیری فعالان بازار سرمایه می باشد اثرات مختلفی را بر روی تصمیمات اقتصادی سرمایهگذاران و دیگر استفادهکنندگان از صورت های مالی میگذارد. رابطه ارزشی اطلاعات حسابداری، توانایی ایجاد قدرت پیش بینی در سرمای گذاران و سایر استفاده کنندگان از اطلاعات حسابداری در اتخاذ تصمیمات اقتصادی آتی و تعدیل تصمیمات قبلی میباشد. سرمایهگذاران، اعتباردهندگان و سایر فعالان بازار سرمایه خواستار اطلاعاتی هستند که آنها را در رسیدن به بازده مورد نظر یاری کند. هرچه اطلاعات حسابداری تهیه شده، مربوطتر بوده و قابلیت اتکای بیشتری داشته باشد و توانایی تأثیرگذاری بیشتری بر تصمیمات افراد ذکر شده در راستای تأمین اهدافشان داشته باشد رابطه ارزشی بیشتری خواهد داشت.
2-4-1- معیارهای ارزشمند بودن اطلاعات مالی
به طور کلی میتوان گفت که ارزشمند بودن صورت های مالی(اطلاعات مالی) مستلزم داشتن ویژگی هایی مانند قابل اتکا بودن، مربوط بودن، قابل مقایسه بودن، قابل فهم بودن میباشد(کمیتهی تدوین استانداردهای حسابداری، 1386)؛ ویژگیهایی که بر تصمیمگیریهای استفاده کنندگان از صورتهای مالی در تحلیل متغیر هایی مانند قیمت و بازده سهام تأثیر میگذارد. در این تحقیق، هبستگی زیاد بین سود و بازده، نشان دهنده رابطه ارزشی بالاتر سود حسابداری(به عنوان نمادی از اطلاعات حسابداری) می باشد.
2-4-1-1- مربوط بودن
اطلاعاتی مربوط تلقی می شود که بر تصمیمات اقتصادی استفادهکنندگان در ارزیابی رویدادهای گذشته، حال یا تأئید یا تصحیح ارزیابیهای گذشتهی آنها مؤثر واقع شود. ویژگی مربوط بودن اطلاعات مبتنی بر مفاهیم سودمندی در پیش بینی و انتخاب خاصه اندازهگیری میباشد که هر یک از این مفاهیم در زیر تشریح می گردد(کمیتهی تدوین استاندارهای حسابداری، 1386).
2-4-1-1-1- سودمندی در پیشبینی