معیار های محافظهکاری مبتنی بر ارزشهای بازار، معیار عدمتقارن زمانی در شناسایی سود و زیان

دانلود پایان نامه

2-3-1- معیارهای محافظهکاری مبتنی بر اقلام تعهدی
گیولی و هین(2000) به بررسی سیر تاریخی مخافظهکاری پرداختند تا به این سؤال پاسخ دهند که آیا گزارشگری مالی محافظهکارانهتر شده است یه نه؟ انها یک دوره 50 ساله یعنی فاصله زمانی 1950 تا 2000 میلادی را بررسی کردند و با به کارگیری چند معیار برای محافظهکاری دریافتند که در طول نیم قرن گذشته گزارشهای حسابداری به شدت متأثر از رویههای محافظهکارانه بوده است. آنها با تکیه بر یک تعریف خاص، اقلام تعهدی غیرعملیاتی را برای اندازهگیری محافظهکاری به کار بردند. بنا به تعریف مذکور، محافظهکاری زمانی در شناسایی و گزارش رویدادهای مالی اعمال می شود که نخست، مدیریت با ابهام و نبود اطمینان مواجه بوده و ناگزیر از انتخاب یک گزینه از بین دو یا چند گزینه باشد و دوم، روشی انتخاب و اجرا شود که به کمترین مقدار ممکن برای سود انباشته بیانجامد. آنها به این دلیل از اقلام تعهدی و غیرعملیاتی استفاده کردند که از یک سو حسابداری تعهدی مجرایی برای اعمال محافظهکاری است و از سوی دیگر، اعمال اختیار از جانب مدیران در شرایط نبود اطمینان، زمینه پیدایش محافظهکاری را فراهم میآورد. جمع اقلام تعهدی و اقلام غیرعملیاتی اینگونه محاسبه می شود:
ACCit = (NIit+DEPit)-CFOit
OACCit = Δ(ARit+Iit+PEit)-Δ(APit+TPit)
NOACCit = ACCit-OACCit
جمع اقلام تعهدی ACC =
سود قبل از اقلام غیر مترقبهNI =
هزینه های استهلاک DEP =
اقلام تعهدی عملیاتی OACC =
حساب های دریافتنی AR =
موجودی مواد و کالا I =
پیش پرداخت هزینه ها PE =
حساب های پرداختنی AP =
مالیات های پرداختنیTP =
اقلام تعهدی غیر عملیاتی NOACC =
جریان های نقدی عملیاتی CFO =

اقلام تعهدی غیرعملیاتی شامل مقادیری است که از برآوردها و قضاوتهای مدیریت ناشی میشود. برای مثال، میتوان به ذخیره مطالبات مشکوک الوصول، افزایش هزینهها که ناشی از تغییر برآوردهاست، سود و زیان فروش داراییها، زیان کاهش ارزش موجودیها و داراییهای ثابت و اقلام انتقالی به دوره های آتی اشاره کرد. یافتههای گیولی و هاین(2000) هاکی از آن بود که با گذشت هر سال، اقلام تعهدی غیرعملیاتی نسبت به سال قبل به صورت معنا داری ترکوچکتر شدهاند. بر این اساس، آنها نتیجه گرفتند که با گذشت زمان، محافظهکاری بیشتر شده است. این به این معناست که در طول زمان، مدیران روشهایی را انتخاب می کنند که به حداقل شدن سود انباشته منجر شده است.
یکی دیگر از شاخصهای معرفی شده توسط گیولی و هین(2000) چولگی منفی توزیع سود و جریانهای نقدی است. آنان با توجه به اینکه حسابداری تعهدی مجرایی برای اعمال محافظهکاری فراهم میسازد، استدلال میکنند که توزیع سود به عنوان یک متغیر تصادفی، باید نسبت به توزیع جریانهای نقدی چولگی بیشتری داشته باشد. آنها سود و جریان های نقدی هر سال را بر جمع داراییها تقسیم کرده و توزیع این دو متغیر تصادفی را برای شرکتهای مشخص در یک مقطع زمانی و نیز برای یک شرکت در چند دوره زمانی بررسی کردند. بررسی آنها نشان داد که توزیع سود، چولگی منفیتری نسبت به توزیع جریانهای نقدی دارد. دلیل این امر از منظر گیولی و هین( 2000)، آن است که سود حسابداری به انعکاس اخبار خوشایند و افزایش ارزش داراییها نمیپردازد، ولی زیانها را از طریق اقلام تعهدی به سرعت شناسایی میکند. شناسایی این زیانها، همچون زیان کاهش ارزش موجودیها، تأثیری بر وجه نقد حاصل از عملیات ندارد و همین امر سبب میشود تا توزیع سود نسبت به توزیع جریانهای نقدی عملیاتی، چولگی منفیتری داشته باشد.
2-3-2- معیار های محافظهکاری مبتنی بر ارزشهای بازار
بیون و رایان(2000) بیان میدارند که غیرممکن است نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری خالص داراییها برابر یک باشد. از منظر آنان، اختلاف ارزشهای بازار و دفتری را می توان به دو بخش دائمی و موقت تقسیم کرد. هر دو بخش به نوعی از اِعمال محافظهکاری سرچشمه میگیرند. بخش دائمی، ناشی از اعمال رویههای محافظهکارانه برای اندازهگیری و شناخت اولیهی اقلام در صورتهای مالی است. به سبب و جود این رویههای محافظهکارانه، ارزشهای دفتری همواره کمتر از ارزش های بازار هستند. از جمله این رویه ها میتوان به شناسایی مخارج تحقیق و توسعه به عنوان هزینه و نه یک دارایی اشاره کرد. در حالی که بازار به منافع آینده این گونه مخارج ارزشهایی را اختصاص می دهد، ترازنامه واحد تجاری به انعکاس آنها نمیپردازد. بخش موقت نیز ناشی از برخوردهای محافظهکارانه در دورههایی پس از شناخت اولیه اقلام دارایی و بدهی است. در دوره های مزبور، با در دسترس قرار گرفتن اطلاعات جدید، زیانها و کاهش ارزشها به سرعت شناسایی می شود، ولی افزایش ارزشها منعکس نمیشود. در واقع، شناسایی افزایش ارزش خالص داراییها به آینده موکول می شود. بدین ترتیب و تا زمانی که شواهد قابل اتکایی از افزایش ارزش خالص داراییها فراهم شود، ارزش دفتری خالص داراییها از ارزش بازارآانها کمتر خواهد بود. با در دسترس قرار گرفتن شواهد مزبور و انعکاس افزایش ارزش در مبالغ دفتری، اختلاف بین ارزشهای بازار و ارزشهای دفتری به کمترین مقدار ممکن خواهد رسید. بیور و رایان(2000) در ابتدا بخشهای موقت و دائمی را به ترتیب تأخیر و سوگیری حسابداری نامیدند و سپس در سال 2005، دو اصطلاح محافظهکاری شرطی و غیرشرطی را برای اشاره به بخشهای موقت و دائمی به کار گرفتند.
2-3-3- معیار عدمتقارن زمانی در شناسایی سود و زیان