سقوط قیمت سهام پدیده ای است که در آن قیمت سهام دچار تعدیل شدید منفی و ناگهانی می گردد. درتعریف دیگری از سقوط قیمت سهام به عنوان پدیده ای که در آن تجدید نظری ناگهانی و منفی در انتظارات سرمایه گذاران در مورد سهام یک شرکت رخ می دهد، یاد می شود. همواره تحقیقات انجام شده در زمینه سقوط قیمت سهام دو جزء اصلی شناخته می شود: اول مدیریت شرکت که به دلیل انگیزه های خودخواهانه (درجهت منافع شخصی خود)ویا خیرخواهانه ( در جهت اهداف سازمان) اقدام به بیش نمایی عملکرد شرکت از طریق به تعویق انداختن در انتشار اخبار بد و نیز تسریع در انتشار اخبار خوب می نماید.(که این روند ایجاد حباب در قیمت سهام شرکت را در پی دارد).دوم سیستم حسابداری و استفاده از آن در جهت این اقدام مدیریت می باشد، که به مدیریت اجازه انجام اقدامات فوق را می دهد.
تعریف سقوط قیمت سهام دارای سه ویژگی مشخص است:
1.سقوط قیمت سهام، یک تغییر بسیار بزرگ و غیرمعمول در قیمت سهام است که بدون وقوع یک حادثه ی مهم اقتصادی رخ میدهد.
2.این تغییرات بسیار بزرگ به صورت منفی هستند.
3.سقوط قیمت سهام، یک پدیده ی واگیردار در سطح بازار است . بدین معنی که کاهش قیمت سهام تنها به یک سهام خاص منحصر نمیشود، بلکه تمام انواع سهام موجود در بازار را شامل میشود.(چن و همکاران،2001)
هریک از ویژگی های سه گانه فوق، در مجموعه ای از حقایق تجربی، مستدل و قوی ریشه دارد. در رابطه با ویژگی نخست هانگ و استین بیان می کنند که بسیاری از تغییرات بزرگی که بعد از جنگ جهانی در شاخص(S & P500 ) رخ داده است و به ویژه سقوط بازار در اکتبر 1987 به دلیل افشای اخبار مربوط به یک رویداد مهم و قابل توجه نبوده است.
ویژگی دوم تعریف فوق، ناشی ازیک عدم تقارن تجربی و قابل توجه در تغییرات بازار بوده است. بدین معنی که تغییرات بزرگ در قیمت بیش تر به صورت کاهش و کم تر به صورت افزایش بوده است.
ویژگی سوم تعریف سقوط قیمت سهام، این است که سقوط ، پدیده ای است که تمام بازار را در بر می گیرد. به این معنی که این پدیده به تمام انواع سهام موجود در بازار سرایت می کند.
2-4 حاکمیت شرکتی
اصل حاکمیت شرکتی کلمه یونانی «kyberman» به معنای راهنمایی کردن یا اداره کردن می باشد. واز کلمه یونانی به کلمه لاتین به صورت«Gubernare » وفرانسه قدیم «Governer »تبدیل شده است اما این کلمه به راههایی مختلف توسط سازمان ها یا کمیته ها مطابق علایق ایدئولوژیکی آنها تعریف شده است.
در زیر به چند نمونه از این تعاریف اشاره می کنیم :
کادبری :در سال 1992حاکمت شرکتی را چنین بیان می کند« سیستمی که شرکت ها با آن هدایت وکنترل می شوند.»
پارکینسون: او درسال 1994 نوشت که حاکمت شرکتی عبارتست از« فرایند نظارت وکنترل برای تضمین عملکرد مدیر شرکت مطابق با منافع سهامداران»
فدراسیون بین المللی حسابداران: تعدادی از مسئولیت ها و شیوه های بکار گرفته شده توسط هیئت مدیره و مدیران مسئول با هدف مشخص کردن استراتژیک ، به گونه ای که تضمین کننده دسترسی به اهداف و مصرف مسئولانه منابع باشد.
موضوع حاکمیت شرکتی از دهه 1990در کشورهای صنعتی پیشرفته جهان نظیر انگلستان ، استرلیا و برخی کشورهای اروپایی مطرح شده است. حاکمیت شرکتی به مجموع فرایندها، رسم ها، سیاست ها، قوانین و نهادهایی گفته می شود که بر روش یک شرکت از نظر اداره ، راهبری و یا کنترل تاثیر بگذارد. هم چنین حاکمیت شرکتی روابط بین ذینفعان متعدد و هدفهایی را که براساس آنها شرکت ها اداره می شود، در برمی گیرد.نظام حاکمیت شرکتی به عنوان یک نظام مرتبط کننده چند شاخه علمی از قبیل حسابداری ، اقتصاد وحقوق وبا حفظ تعادل میان اهداف اجتماعی و جمعی موجب ترغیب و تقویت استفاده کارآمد از منابع و الزام پاسخگویی شرکت ها در قبال سایر صاحب نفع های خود می گردد. ازجهت دیگر اجرای نظام حاکمیت شرکتی باعث اختصاص بهینه منابع وارتقای شفافیت اطلاعات و در نهایت رشد توسعه اقتصادی می گردد.
ذینفعان اصلی مدیریت عامل ، سهامداران و هئیت مدیره هستند. اصول اولیه حاکمیت شرکتی شامل انصاف ، شفافیت و مسئولیت پذیری در همه جای دنیا یکسان است . برای درک بهتر مفهوم حاکمیت شرکتی می توان از دو دیدگاه کلان (کل گرا) وخرد(جزء گرا) آن را تشریح کرد.
از دیدگاه خردحاکمیت شرکتی در برگیرنده مجموعه ای از روابط میان مدیریت شرکت ، هئیت مدیره آن ، سهامداران و سایر ذینفعان است. بنابراین اصول اولیه حاکمیت شرکتی عبارتند از شفافیت ساختارها و عملیات شرکتی ، مسئولیت پذیری مدیران و اعضای هئیت مدیره نسبت به سهامداران و مسئولیت شرکت نسبت به کارمندان ، وام دهندگان ، عرضه کنندگان کالا و جوامع محلی که شرکت در انجا فعالیت دارند.
از دیدگاه کلان حاکمیت شرکتی مناسب یعنی مقداری که شرکت ها در یک فضای باز و صادقانه اداره می شوند.
در هر دو تعریف خرد وکلان مفهوم شفافیت نقش اصلی را ایفا می کند. در بعد کلان شفافیت در سطح شرکت میان عرضه کنندگان سرمایه سبب ایجاد اعتماد می شود. در بعدخرد شفافیت موجب ایجاد اعتماد کلی در اقتصاد کلان می شود.(سینا قدس 1387)